۱۲/۲۸/۱۳۹۱

هزاره ها در افغانستان دشمن شخصی ندارد بلکه همه دشمن مشترک داریم




دشمنان ملیتها در افغانستان مشترک اند، تنها دشمن هزاره نیست
داوود ناظری – کابل – 13921/12/28
عناصر فرصت طلب و مخرب، هر از گاهی در ویرانی و انتحار و بد بختی های این سرزمین، از یک گوشه سر در آورده  و صد ها مشکل را در جامعه ایجاد نموده و جان ده ها نفر بلکه صد ها و هزاران نفر را می گیرد و جان خویش را نیز از دست می دهند.
در افغانستان همه ملیتها و مذاهب، دارای یک دشمن مشترکی است که با قرآن خدا به سراغ مردم و فریب بزرگان می آید و گاهی هم با همین قرآن انتحاری، قاچاق مواد مخدر و ترور شخصیتهای ملی، سیاسی و مذهبی می کند.
گروهک فاشیستی و موزدور بنام طالب که سراسر عقده و کینه است و همیشه با اشاره باداران خارجی و پاکستانی خویش، در کشور ما علیه اقوام و مذاهب، فاجعه آفریده و افغانستان را به یک کشور نا امن تبدیل کرده است.
این گروه برای اولین بار شهید وحدت ملی، پیر فرزانه و شخصیتی را از بین برد که دوشمنان افغانستان شب از بیم چشمانش خواب نداشت و همیشه از اندیشه ها و نظریات این مرد فرزانه برای پیشرفت و ترقی تمام اقشار مختلف در عرصه های علمی، سیاسی و اقتصادی اش برای افغانستان می ترسید که مبادا افغانستان با اندیشه های مزاری از بهران و میدان تاخت تاز آنان خارج شود و ملت سربلند داشته باشد، به همین خاطر با قرآن خدا به سراغ این شیر مردآمد و از عاطفه دینی و مذهبی وی استفاده کرده و او را به شکل فجیعی به شهادت رسانید و تمام عدالت خواهان را به سوگ رهبر فرزانه ی شان نشانید.
یا این عمل طالبان دیگر اقوام افغانستان فارغ بال و فارغ خاطر بودند که این گروه در افغانستان تنها به قوم هزاره کار دارند و قوم هزاره را از بین می برد، اما این بینیش شان در مورد طالبان کاملن غلط بود که آهسته آهسته گروه طالبان به سراغ همه رفت و بعد از هزاره ها سیید های افغانستان را در یکه ولنگ قتل عام کرد و شهید مصطفی کاظمی هدف دیگری بود که اینها به هدف خود رسید  بعد به جان پشتونها و تاجکها و دراین اواخر به جان اذبکها هم افتادند که اینک،  مردم ما و ملیت افغانستان به این باور رسیده اند که همه مردم افغانستان منافع شان مشترک است و دشمن شان مشترک است و سربلندی و بدبختی شان مشترک است.
دشمنان افغانستان از تک تک مردم ما دست بردار نیست و با هر وسیله ممکن مارا که اگر هوشیارانه گام بر نداریم ازبین خواهد برد.
در این اوا خر،  مستند های بدست آمده است که این گروه از قرآن کلام خداوند و یگانه کتاب آسمانی برای عمل ضد بشری انتحاری استفاده می کند و قران بزرگ را از پاکستان می آورد و اوراق آنرا خالی می کند و صفحات بیرونی قران را سالم می گذارد و بمب های بزرگ و مواد منفجره را داخل قرآن جا سازی می کند و برای کشتن مردم بیگناه آماده می شود، طالبان در گذشته بین دستار خود بم می آورد و در کمر خود بسته می کرد و لباس زنانه می پوشید تا مطمئن تر خودرا به هدف برساند، ولی متاسفانه زمانیکه با همین وضع موجود دستگیر می شد بعد از مدت کوتاهی برادرانه از زندان خلاص می شد.
حال بر ما است تا دشمن مشترک و منافع مشترک خویش را شریک بدانیم و همه با هم باور داشته باشیم که هیچ قوم و هیچ ملیتی در این سرزمین به تنهای دشمن شخصی ندارد بلکه دشمن دشمن همه ملیتهای ساکن در افغانستان است.

۱۲/۲۷/۱۳۹۱

نتایج کانکور 1391 برای 1392 به حالت تعلیق درآمد


پذیرفته شدن شمار زیادی دانشجو از ولایت‌های دور افتاده و فقیر و عدم راهیابی دانش آموزان شهرهای بزرگ باعث شد که در جلسه امروز تعدادی از نمایندگان وزارت آموزش عالی را متهم کنند که بر اساس نژاد و زبان امتیازهایی را به تعدادی از ولایت‌ها از جمله ولایت دایکندی در مرکز افغانستان داده است.
بر اساس تصمیم تازه هیچ دانش آموزی نمی تواند تا زمان اعلام نتایج کار این کمیسیون وارد مراکز آموزش عالی افغانستان شود.
وزارت تحصیلات عالی افغانستان و شورای ملی این کشور توافق کردند که تا بررسی نتایج امتحان کنکور امسال توسط کمیسیون مشترک این دو نهاد نتایج این امتحانات به حالت تعلیق در آید
منبع: سایت بی بی سی
این درحالی است که شماری زیادی از باشندگان ولایت میدان وردک و ولایات پشتون نشین با اعتراضات گسترده شان از جمله در یک میزگیرد که در تلویزیون نورین اشتراک کرده بود به طور علنی انتقاد کرد که هزاره ها چرا زیاد کامیاب شده و ما نشدیم، معین وزارت تحصیلات عالی گفت که مه خودم هم از قندهار هستم و یک پشتون هستم و استادان همه پشتون بودند هیچگاه تقلب نکرده و حق به جایداد خود رسیده است
این تصویر نمونه از کار اعتراض کننده گان می باشد

۱۲/۲۶/۱۳۹۱

نوروز، هدیه باران و تحول.



کاش رفتگان تاریخ هم برمی‏گشتند! کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ تا ما عظمت و ابوهت نوروز و رسوم و آنچه را که نیاکان ما انجام می دادند را شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که پدران ما از گلو گاه خسته از جور زمان در گذر سال ها، فریاد تحول مثبت را سر می دادند و از نوروز تجلیل می کردند  که چگونه در کارشان صداقت و راستی آشکار بود و صفا می بارید.
برکت، همدلی  و دوستی از دستان حقیقت باران، هدیه تولد می‏ستاند. یادم می‏آید کودکی افکار بکرم که دل به بازی بادکنکی می‏دادم و از درک عظمت نوروز و صداقت و همدلی بزرگانم غافل بودم و حالا می‏فهمم که چه رمزو رازی در رسوم و عادات نیاکان نهفته بوده و فراموش شدن بعضی ارزش ها و جاگزین شدن برنامه های نوین چه مشکلات را به بار آورده است، کاش به آن نوروز و به تحویل ها برگردیم.
همه باهم بازهم کوچه تاریخی نوروز را چراغانی کنیم تا زمان کم حافضه نشده،  ارزش های گذشته و ارزشمند را یکبار دیگر زنده کنیم، تا آنچه را به عنوان ارزشها ی فرهنگی داشتیم لای ورقهای تاریخ خاک نخورد.
زنده داشتن نوروز و این عنعنه ملی ما، تداعی برای احیای ارزشهای دیرین میهنی، ملی، هویتی و دینی ما است.
نوروز بازتاب بهار سال و بهار دلها است که در تمام دنیا و ادیان مختلف مورد توجه می باشد.
در افغانستان از عید نوروز تمام مردم به نظافت و پاکیزگی که یکی از شرطهای مهم دین اسلام است  به دقت توجه کرده و به آن اهمیت می دهند ظاهر و باطن خودرا از چرگ و آلودگی پاگ می کنند و به استقبال سال جدید می رود.
عید نوروز انسان را بعد از سرمای سخت و طاقت فرسای زمستان، با گرمی بهار و اعتدال شب و روز و تجدید فرهنگهای اصیل آشنا می کند، در ولایات مختلف افغانستان بر نامه های مختلف فرهنگی راه اندازی می شود.
از جمله برنامه ها، عیدی بردن برای نامزدها، دید بازدید از کسی که در سال گذشته عزادار شده، بازی های محلی، رقص و بازی، رفتن به میله جاها و جاهای دیدنی و باستانی، بزکشی، رفتن به دامن طبیعت و بعضی برنامه های جالب دیگری هم است که اجرا می شود.
با تمام این خوبی ها، یک سلسله برنامه ها از حالت عادی خویش به صورت افراطی و زیاده روی تبدیل شده که برای مردم ما کمر شکن واقع می شود بطور مثال: عیدی بردن برای کسانیکه نامزد است در سال نو،  به سی هزار تا پنجا هزار افغانی می رسد که از قبیل لباس مکمل، طلا، وسایل آرایش مکمل،  ماهی، جلبی، کلچه مخصوص و فرمایشی، میوه ( هفت رنگ) و به تعداد 40 تا پنجا یا بیشتر زنان قریه و کوچه این عیدی را به خانه پدر دختر می برد، به همین تعداد نفر در خانه پدر دختر جمع می شود  و بعد از دوساعت بازی و رقص پیش عروس، فامیل داماد هرچیزی که برای عروس آورده یک یک به مردم نشان می دهد و کسی که صدای پاک و بلند دارد وظیفه اعلام کردن و نام گرفتن یک یک تحفه را بدوش دارد و هر وقت که اسم می گیرد، اطرافیان به شدت به پوست داریه می کوبد که نزدیک پرده گوش ها بترکد.
 وقتیکه همه چیز های که برای عروس آورده بود نشان داده شد، مادر عروس هرچیزی که برای داماد خرید کرده در بین جمعیت می آورد، آنها نیز با صدای بلند تمام چیز هارا یکا یک نشان می دهد.
بعد از این کار نیم ساعت با غمچه که لباس داماد در بین اش قرار دارد بازی می کند و طرف خانه داماد می آید، فامل عروس هر چند ماهی که فامل داماد آورده برای همسایه های خود تقسیم می کند.
اما در سابق و رسم نیاکان قسمی بوده که بسیار اندک چیزی را مثل آیینه و شانه و شامپو چهار متر بخمل ر ا بین یک صندوق می گذاشته و به پشت یک نفر می داده که خانه عروس ببرد که شاید دو هزار افغانی هم تمام نمی شده  اما حالا به چهل هزار افغانی می رسد که خرج دو عیدی بردن برابر می شود به خرج یک عروسی.
پس، این نوروز که جشن ملی ماست، جشن که روح انسان را با طبیعت در آمیخته می کند، نوروز که به روح سیال و عاطفه انسانی هر کس طراوت شادابی، به خانه های ما تمیزی و صفا، به کینه های دیرینه مان پایانی و به چهره های ما شادابی می بخشد،  منبع امید و مایه ی برنامه ریزی ها و طرحها و کار های یک سال دیگر است که هرکس برای بهبودی اوضاع زندگی و اجتماعی خویش دران سعی می کند که به نحو خوبتر انجام دهد، نوروز باز تاب خاطره ها و اندیشه های است که در متن تاریخ زنده ما وجود دارد که کم کم نسل نو ما آنرا فراموش کرده است، با این همه ارزشها و داشته ها، نوروز برای جوانان ما به خصوص کسانیکه اقتصادی خوبی ندارد مایه اندیش و غمگینی و حزن می شود که چگونه بعد از سال فراغت کاری پیدا کند صاحب پنج هزار افغانی معاش شود و چگونه برای نامزد خویش سال نوی ببرد و چگونه برای فامل لباس بخرد.
امید وارم که سطح فرهنگ و سواد در جامعه بالا رفته و در نوروز روزی تحویل یکسال زندگی به تحول مثبت و ارزشمند فکر کنیم و در نگرشها، باور ها و فرایند های اجتماعی خویش تحول عمیق و مثبت ایجاد کنیم.
مهمترین تحول در نوروز  و آغال سال جدید را باید طبق مقتضای وضعیت اجتماعی خویش بشناسیم که در حوزات: مشکل شناختی و راه حل، بر خوردهای مناسب با مسایل اجتماعی، دسته بندیهای مناسب موضوعات مختلف در سال جدید، ترک آنچه را که در سال گذشته برای ما پشیمانی به وجود آورد، تنظیم و کنترل وقت، تصمیم گیری های عاقلانه باید به وجود آید.
جدی گرفتن و اهمیت دادن به نوروز هر فرد و جامعه را قادر می سازد تا مسئولیتهای فردی، اجتماعی و خانوادگی خویش را بشناسد، درک کند و به آن عمل کند و بر سنت های و نظام کهنه و فرسوده و دست پاگیر پشت پا زده و ارزشهای اصیل و نوین را جاگزین نماید.
تصمیم بگیرد که در سال نو، مسئولیت های فردی، اجتماعی و خانوادگی  و دینی خویش را به خوبی انجام بدهد، ما خواهان تحقق هرچه بیشتر آرمانهای هستیم که برای تحقق آنها پدران ما شهید شدن، میدانهای خونین را سپری کردندو برای یک چیز این همه جان فشانیها کردند که همه از یک پهلو برخیزیم و به آرامش وبرادری زندگی نمائیم و در نوروز تحول عمیق و عظیم را در جهت بهبود وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و علمی خویش به وجود آوریم،  پدران ما جان خودرا در طبق ایثار دراه وطن گذاشتن تا سرزمین عزت وآبرو داشته باشیم و احیا گری فرهنگ اصیل خود باشیم ماباید بدور از افکار طبقاتی ونجاتی این کشور،  بدوراز زبان پرستی و منطقه گرایی و مذهب گرایی همدیگر را برادر وار در آغوش می گیریم ویک تحول ر ا در آغاز سال نو و عید بزرگ نوروز به وجود بیاوریم   تا وحدت و مشارکت ملی را دراین سرزمین تجربه نمائیم، نظام که ملت ما و میهن ما آنرا خواسته باشد با همدیگر تا مین نمائیم ازادی و امنیت و صلح کشور ما دست رنج پدران ما و محصول خون شهیدان این سرزمین است  و شهیدان ما بهترین ممثل این بازی در تاریخ بوده است .
نوروز تان مبارک به امید پیروزی و بهروزی مردم افغانستان در سال نو 1392

۱۲/۲۲/۱۳۹۱

خواسته های همه مردم افغانستان در فریاد مزاری پیدا بود.




مزاری اسطوره ای است که سالها قبل برای بهبودی اوضاع اجتماعی و سیاسی افغانستان،  تحمل و همدیگر پذیری را پشنهاد نمود که این فریاد مزاری خواسته ملت و مردم افغانستان است و تحقق این آرمان به خیر و صلاح این کشور است  اندیشه و آرمان شهید مزاری ریشه کن کردن عصبیت ها، سلطه خواهی ها و انحصار طلبی های تاریخی درکشوربود.
اما چرا تا هنوزشهید مزاری به عنوان  شهید وحدت ملی برای همه اقوام افغانستان شناخته نشده است؟
چرا تا هنوز تعدادی این خواسته ی ملی استاد مزاری و دیگر شهدای افغانستان را نپذیرفته و همیشه نقطه های سوالی در مقابل شان می گذارد و کوشش می کند که برنامه های ملی را به این و آن نسبت داده و سبک جلوه دهد.
نه تنها استاد مزاری بلکه شهدای دیگری نیز داریم که برای آزادی و سربلندی این کشور جان خویش را فدا نمود ولی تا هنوز به خاطر بعضی دلایل چهره ملی را پیدا نتوانسته است.
امروز شعار ها ملی هستند و لی در قبال ارزشها و کار کرد ها قوم گرایی و نژاد پرستی می روید  شاید همین مساله باعث شده باشد که شهدای ما برای بعضی ها نا شناخته مانده است.
اکثر مشکلات اقتصادی، انکشافی، توسیعوی و فرهنگی افغانستان از لجن زار قوم گرایی و نژاد پرستی به وجود آمده  باشد
بهای سنگین که مردم افغانستان در قبال ارزشها ی ملی و وحدت و یکپارچگی پرداخته یکی هم همین خون شهدای افغانستان است  ولی هنوز طعم تلخ تعصب را می چشیم  و تا هنوز قضاوت ها بر اساس قوم، نژاد و منطقه صورت می گیرد.
 استاد مزاری یکی از شهدای بود که امروز در قمست های اقتصادی و توسیعوی من و تو، ما شویم  و از لاکهای مخرب بیرون شویم و حضور همدیگر را در افغانستان زمین تحمل کنیم.
قوم پرستی و تبعیض که مزاری علیه آن دست به مبارزه زد نوعی از جهالتی است که قبل از اسلام وجود داشت و ملتی را به تباهی سوق داده بود اما متاسفانه از چندین سال تا هنوز در افغانستان به شکل مدر ن  تری در تمام بخشها وجود دارد.
تجلیل از هفته عدالت تجلیل از تمام خواسته های عدالت خواهان است ولی این هفته در افغانستان از سوی بعضی ها نادیده گرفته شد و حتا با پخش برنامه های مبتذل و مغایر با ارزشهای ملی و اهداف شهدا از طریق رسانه های تصویری تو هین و تحقیر گردید، اگر این روند ادامه پیدا کند و بزرگان و دولت مردان ما همچنان دست پایشان در لجن زار قوم گرای گیر کند هیچوقت صاحب افغانستان مقتدر و متحد نخواهیم شد، صدای مزاری و دیگر شهدای ما باید از هرگوشه این سرزمین در هفته عدالت بلند می بود که نبود بجز از محدود جاهای این سرزمین و اندکی از بلند گوها و رسانه های افغانستان، این واکنش در قبال خون شهدای ما چیست؟
باید این زنجیر های قوم گرایی  نژاد پرستی پاره شود تا آرمانی مزاری ، مسعود و دیگر شهدای این سرزمین تحقق یابد.


۱۲/۱۷/۱۳۹۱

خشونت یا جهالت مدرن؟



بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
فرا رسیدن هشتم ماه مارچ روز جهانی زن را به تمام مردم افغانستان و به خصوص زنان ستمکشیده این سرزمین تبریک عرض می کنم و امیدوارم که فرهنگ زن ستیزی و خشونت از جامعه رخت بر بسته و به جای مفکوره خشونت  اسلام گرایی و زن شناختی جاگذین شده تا آینده درخشان را تضمین کرده باشیم.
باورمندی به مقام زن در اسلام و همگام شدن انسانها با اندیشه های خرد منیشی و توسعه وی و دست آوردها ی بی نظیر با نوان در عرصه های مختلف اجتماعی یک اصل بوده و نادیده گرفتن ارزشها  کرامت یک انسان یک عمل غیر مدنی و خلاف دستور اسلام ویک جفای بزرگ است. راه اندازی برنامه مسابقه علمی از سوی نهاد مرکز تعلمی زنان افغان را، در آستانه روز زن یگ گام مهم و ارزشمند تلقی نمودم با استفاده از منابع مهم مذهبی و اجتماعی و حقوقی و تهیه گزارشها در عرصه پدیده خشونت و مصاحبه با وزارت خانه های مربوطه از جمله کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و وزارت محترم امور زنان،  اینجانب داوود ناظری که مدت ده سال می شود در عرصه خبر نگاری و حقوق بشری کار می کنم مقاله کوتاه را که شایسته این موضوع هم نیست ترتیب داده ام امید وارم که مورد پسند شما عزیزان واقع شود.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکات.

عوامل پیدایش خشونت و یا جاهلیت مدرن در افغانستان:
متا سفانه زنان در پایین ترین و متزلزل ترین نردبان زندگی قرار دارد و در زیرساطور نظام فرسوده جامعه جان می دهد و درد ناکتر اینکه حقوق طلبی و حقوق خواهی ارگانهای قضای و حقوقی داعیه ای است که تا هنوز بر سر زبانها می چرخد و بهبودی در حال زنان به وجود نیامده است.
در سالهای اخیر آمار خشونت ها بالا رفته و نود فیصد این خشونت ها در خانواده توسط مردان صورت گرفته است پدیده خشونت از سوی مردان  پدیده ای است که اوج عذت و بندگی و وقار خانوادگی را به باد فنا داده و بازار شبکه های بین المللی و قاچاق کرامت زنان را گرم نموده و مصیبت و خسارت جبران نا پذیر را در دامن پاک خانواده مهرو موم می کند. این عمل ننگین و مغایر با ارزشهای اسلامی تا هنوز در اکثر جاهای این کشور دیده می شود و طبق اظهارات کمسیون حقوق بشر افغانستان آمار و ارقام خودسوزی، حلق آویزی و خودکشی زنان افزایش یافته است که دلایل این کار موجودیت نظام فرسوده اجتماعی و سنتی بودن جامعه، استکاک پیداشدن بین خواست های جامعه و زن در زندگی و نا امنی های موجود در اکثر ولایات بوده می تواند. زن به عنوان مدیر عاظفی و رهبر واقعی خانواده اگر مورد خشونت و آزار جنسی و روحی قرار می گیرد سازمان فعالیت فرهنگی و اقتصادی مردان و تمام افراد جامعه مختل خواهد شد، سیستم های آموزشی و امنیتی جامعه سقوط خواهد کرد و رونق خانواه به سردی خواهد گرایید. خشونت علیه زن نشاط و شادابي را در زندگي خانوادگي از بین برده  و همواره اميد، توانمندي،‌ اعتماد به نفس و عزت نفس را نابود می کند. خشونت خانوادگی و مرد سالاری همراه با استبداد و خشونت مبتني بر انديشه برتري مردان بر زنان، بهداشت رواني خانواده را در معرض تهديد قرار مي­دهد. فرد گرايي، انديشه­هاي مكاتب فمينيستي، افكار اصالت انسان منهاي خدا، و نگرش­هاي ليبراليستي همراه با تحولات اجتماعی، صنعتی شدن، شهر نشینی، و يكسان سازي جهاني در قالب فرهنگ واحد، اقتصادي واحد و توسعه ارزش­هاي واحد، به فرايند تحولات اجتماعي طوري سرعت مي دهد كه  همپاشي نهاد خانواده كمترين بهايي است كه پرداخت مي­شود. روز هشتم مارچ،  بهانه ای است برای باز تاب جایگاه و مقام والای زن در جامعه تا مردم بیشتر زن را ازبعد عاطفی و انسانی آن مورد بر رسی و تحقیق قرار داده و به ارزشهای این شخصیت بر جسته و مهم جامعه پی ببرد.
پدیده خشونت در جامعه افانستان در زندگی مردم یک امر طبیعی محسوب می شود و بنا بر دلایلی این بعد بسیار زشت در وجود مردان مشتعل شده و باعث آسیب پذیری در روابط خانواده و جامعه می گردد.
دید گاه های سنتی و نظام فرسوده اجتماعی هر امر مقدسی را در قبال زنان و مردان، به یک امر خشین و نا درست تبدیل کرده است برای مثال ازدواج سالم از نظر اسلام یک امر مقدس بوده و در دین اسلام یکی از واجبات محسوب می شود اما این امر مقدس اجتماعی را برای بنیانگذاری یک بنیاد اجتماعی تبدیل به خشونت و سرچمه مشکلات فراوان اجتماعی گردیده است مثلا ازدواج قبل از وقت، ازدواج اجباری، بد دادن، در مقابل پول تبادله کردن، بدل نمودن و برای اهداف کوچک و ناچیز ازدواج صورت می گیرد که این پدیده مقدس تبدیل به یک امر نا هنجار می شود که منجر به قتل و مرتکب شدن گناه کبیره می گردد.
باور های نا درست و سنتی:
پس بنا بر این باور های نا درست و سنتی بودن بیش از حد فامل ها نخستین پدیده ایست که خشونت را ایجاد نموده و نظام خانواده را مختل و ازبین می برد.
رسانه های تصویری و صوتی:
عامل دیگر پیدایش خشونت، رسانه های تصویری و صوتی است که اکثر بلکه تمام وقتی دو همسر را مانند صندوق جادویی می بلعد و نمی گذارد که مشورت و هم صحبت شود و در امور خانه داری مشوره نماید دو همسر را به شدت آسیب پذیر نموده و باعث آموزندگی اکثر خشونت ها می گردد و اکثر فلم ها و سریالهای به عنوان الگوی طرح خشونت علیه زنان نقش دارد. بعضی شبکه های تصویری و پخش کننده های ویدیویی مبتذل نیز کرامت و احترام خانواده هارا ازبین برده و هرزه نگاری را ترویج می نماید و باعث می شود تا خشونت های باور ناکردنی  را علیه زن به وجود آورد. متاسفانه رسانه های تصویری در این اواخر نیز جنبه های خانوادگی و اخلاقی خانوادگی را مراعات نکرده و برنامه های نا سنجیده را پخش و نشر می نماید که روی روحیه و روابط خانواده تاثیر می گذارد.
بد حجابی و بی حجابی:
بی حجابی و بد حجابی یک عامل عمده ای برای ایجاد خشونتهای مختلف و سردی کانون خانواده منجر می شود. زن که با بدحجابی و بی حجابی در جامعه حضور پیدا می کند و باعث می شود تا نظر مردی اجنبی را به سمت خود جلب نماید این مرد وقتیکه شب به خانه بر می گردد با دید دیگر و خشین نسبت به زن خود می بیند و خشونت را علیه زن خود به بهانه های مختلف آغاز می کند. حجاب قلعه‌ای است برای پاسداری از گوهر عفاف؛ دزدان از دیوار کوتاهِ بدحجابی و بی‌حجابی راحت‌تر به حریم کرامت زنان و دختران دستبرد می‌زنند و زنانِ باحجاب، از اینگونه تعرّض‌ها و وسوسه‌های شیطانی مصون‌ترند.
تبعیض جنسیتی:
سینه تاریخ  افغانستان برای مادران و زنان  پو ر از ظلم و جور های است که به صورت وحشیانه  صورت گرفته است. امروز مشکل بزرگ که دیده می شود این است که زنان تا هنوز در یک چوکات محدود و محاصره  اقتصادی در کشور و تبعیض فراوان جنسیتی زندگی می کند مکاتب و پوهنتون ها برای زنان و دوختران طبق هر شرایطی امنیت ندارد و این قشر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. بر نامه های حقوقی و ملیتی و ارزشهای شخصیتی در حق زنان این بخش جامعه را از دیگران جدا نموده و در سر حد فراموشی نشان می دهد.  زن نیمی از پیکر جامعه بوده و طبق شواهد تاریخی زن در تمام ابعاد پیشرفت و تمدن لحظه از همراهی با مردان دریغ نورزیده و دلبند های خویش را برای افتخار آفرینی تقدیم جامعه نموده و گلهای رنگارنگ را در بستان زندگی از شیره جان خود پرورانیده است پس چگونه می توان از کنار این عظمت بزرگ بی تفاوت و یا با خشونت و لجاجت گذشت؟
شرایط فرهنگی.
یکی دیگر از پدیده های خشونت گری بوده که متاسفانه در آن خشونت علیه زن و سلطنت بالای زن ذکر شده و مرد نباید هیچگاه تحت تاثیر خانم خود قرار گیرد یا به اصطلاح نباید زن زلیل باشد مردی که در خانه با همسر خود محبت می کند و خدمت می کند و در کار های خانه کمک می کند یک لکه ننگ بزرگ برای وی محسو می شود و به عنوان زنچه مورد خطاب مردم قرار می گیرد. متاسفانه خرده فرهنگی های هست که خشونت به عنوان یک پدیده اصل درآن ذکر شده است.
بی توجهی بزرگان و پدران و مادران:
یکی دیگر از عوامل که باعث افزایش خشونتها و نا هنجاری ها علیه زنان می شود بی تفاوتی والدین و بزرگان جامعه است که  تجربه تلخ خودرا از پدیده ای خشونت در مقابل دو فرد جوان پنهان کرده و از عمل که خود پشیمان هستند بالای فرزندان خود تطبیق می کند.
فقر اقتصادی:
یکی دیگر از عوامل بروز خشونت علیه زنان در افغانستان فقرو بیکاری و اعتیاد قشر متوسط جامعه می باشد.
عدم امنیت روانی برای خانواده ها:
گمان بد امنیت خانواده را از بین می برد و حسن روابط را مختل می کند، باعث ایجاد محدودیت های کاری و اجتماعی برای زنان می گردد. گمان بد و بی اعتمادی فضای گرم خانواده را به یک فضای نا امن و عنصر نا مطلوب بدل می کند.  در مجموع می توان گفت که خشونت معلول علت های اساسی، فقر، دیدگاه های سنتی، بعضی نظام فرسوده و کهنه، بی سوادی، فقر فرهنگی، عدم آگاهی کامل از حقوق شرعی زنان، نگرشهای منفی نسبت به زن و مقام زن، الگو های نا بجا و نا پسند و عدم پیگری قاطع عاملان خشونت از سوی ارگانهای قضای کشور می باشد.  پس بنا بر این باید جستجو و تحقیق بیشتر دراین زمینه صورت گیرد تا پدیده های که باعث به وجود امدن خشوت می شود شناسایی نمود و در صدد محو و نابودی آن بر آمد.  در افغانستان هر لحظه امکان به وجود آمدن یک نوع خشونت علیه زن است که حتا بارداری نیز نمی تواند زن را از خشونت مصون دارد. یگانه چیزی که باعث افزایش خشونت گردیده دیدگاه خود زنان نسبت به خانواده و جامعه است گویا خشونت یک پدیده مورد قبول آنها می باشد که از ابراز آن در داد گاه ها و پیش والدین  و پولیس به شدت جلوگیری می کند و آثار خشونت را در چهره و بدن خود به چیز های دیگری مسل افتادن  از جای قلمداد می کند. در افغانستان نبودن داد گاه های مطمئن و عدم پشتوانه قوی باعث افزایش خشونت در سالهای اخیر گردیده است. خشونت ها باعث می شود که زنان افغانستان بیشتر از صد مه و جریحه دار شدن جسم،  روح شان جریحه دار شود و آسیب ببیند که این آسیب پذیری در روح خانواده و اطفال خانواده تاثیر منفی می گذارد،  زنان اولین چیزی را که در خانه شوهر تجربه می کند و برایش آماده می شود طعنه و دشنام و مقایسه و فحش است و لت کوب، چیزی های که بسیار عادی به شمار می رود.