۱/۲۶/۱۳۹۲

زهرا بدنبال پاسخگویی نیازمندی روحی و فکری و زندگی انسانها بود.




 مردم،  فضیلت خاندان و اهلبیت رسول خدا را خوب می دانستند و آنهارا خوب شناخته بودند  پس چرا در حق آنان بی عدالتی و جو رنمودند؟
طبق نویشته ی یک عالم مسیحی  اسلام به دودسته بزرگ تقسیم شدند یک عده مومنین خاص و دیگری بنا بر ظاهر مسلمان شده بودند.
مهمترین انگیزه که با خاندان پیامبر بی عدالتی صورت گرفت و اختلاف بزرگی در ملت اسلامی پدید آمد و باعث انحطات فرهنگ ناب اسلامی گردید همانا انتقام جویی بود که نتوانستند از پیامبر بگیرند از نزدیک ترین افراد پیامبر از دخترش زهرا و علی مرتظا انتقام گرفتند.
حضرت زهرا به زنان مهاجر می فرمود: شما و مردان شما را چی شده است؟؟ مگر در واقعه غدیر نبودید؟ چرا سکوت می کنید مسلحت انحطات و اختلاف مسلمانان را انتخاب می کنید چرا؟
دشمنان اسلام از علی انتقام بدر و حنین را گرفتند، نه تنها انتقام شمشیرهای که علی بر پیکر کفار وارد کرد بلکه انتقام همه شمشیر های که اسلام بر کفر زده بودند از علی گرفته شد.
این یک مقطع حساس بود که علی باید انتقام می داد و مردم باید انتقام می گرفت.
حضرت زهرا(س) یکی از خطبه های معروفش در مسجدالنبی است که درآغاز آنقدر ناله کرد که تمام حضار که صدای زهرا را از پشت پرده شنیدند شروع کرد به گریه کردند.
دختر پیامبر در بخش نخست آغاز کرد بانام و حمد خداوند و بعدگفت کسیکه افتخارات بر جسته تاریخی خلق کرد علی بود و سنگ آسیاب اسلام به واسطه خانواده ی به رهبری پدرم و شوهرم  وسرمایه مادرم خدیجه(چهل ملیون سکه طلا) به چرخش و گردیش درآمد.
حالا شما همان دوران قبل و همان پستان گابی را که می دوشیدید خواب می بینید که ازبین رفته است.
حالا به رحمت پروردگار نعمت ها از پستان روز گار بر شما عطا شد تا نرمه گوش در میان نعمت های خداوند غرق هستید و از همه آفات و رزایل اخلاق نجات پیدا کردید.
سپس فرمود که شما حقایق را شنیدید چرا سکوت کردید؟ زهرا به قضیه غدیر اشاره کرد و گفت بعد ازاین همه وضاحت چرا سرگردان شدید؟ چرا برگشتید و دوباره دچار شرک شدید.
سلمان می گوید نیمه های شب بود دیدم که در کوبیده شد رفتم که حسن وحسین دو یتیم زهرا سر را به دیوار تکیه داده و می گوید سلمان، تورا پدرم سلام گفت و بعد گفت آیا مایل هستی که در تشییع جنازه زهرا مارا یاری کنی؟؟
بلی دوستان عزیز زهرا همچون رود خروشان بر زندگی و روح و روان ما جریان دارد.
زهرا همیشه بدنبال پاسخگویی به نیاز های روحی و دنیایی مردم و انسانها بود، او در دریایی محبت و انسانیت و اوج بلندی غوطه ور گشت و از این بحر بی کران معادن مورد نیاز جامعه را استخراج نمود.
زهرا نمونه و الگوی خانه داری، شوهر داری و تربیت فرزند است.
داوود ناظری - کابل















۱/۲۰/۱۳۹۲

در چند سال آینده زندگی در شهر کابل غیر ممکن خواهدشد







مصطفی ظاهر ریس محیط زیست می گوید که برای یک فاجعه بزرگ محیط زیستی، مثال بهتر و روشنتر از شهر کابل پیدا نمی شود.
وی گفت اگر به محیط زیست توجه نشود، تا چند سال آینده فاجعه سقوط محیط زیست در راه خواهدبود و با شندگان شهر کابل مهاجرین محیط زیست خواهند بو.
خرابی سرکهای شهر- تیل هاهی بی کیفیت - نبود آگاهی عامه از فرهنگ شهر نشینی - عدم پارکینک برای وسایط - بی توجهی شهر داری کابل - عدم پارکهای سبز - تراکم بیش از حد در شهر کابل، باعث خرابی محیط زیست گردیده اند، این درحالی است که کوچکترین توجه در قسمت باز سازی و ترمیم جاده ها صورت نگرفته است، ولی ملیون ها دالر بودیجه نا معلوم ا

ست

۱/۱۷/۱۳۹۲

عقد های نا مشروع قدرتمند و سرمایه دار و پیامد های آن در افغانستان



عقد های نا مشروع، میان قدرت مندان و ثروتمندان -  پیامد های نا گوار آن
 این ازدواج  و عقد نا مشروع، دهه ملت سازی و باز سازی را در افغانستان به نابودی سوق داد.
عقد نکاح ثروتمندان با قدرتمندان سیاسی، همکاری نخبه گان افغانستان را با دولت و حکومت نابود کرد و فاصله ای  مردم را با منافع شان باز تر.
ازدواج نا مشروع قدرت با ثروت در افغانستان، بر مشکلات روز افزون و بزرگی اجتماعی و سیاسی این کشور استمرار بخشیده و استفاده جویان و دشمنان این مردم در سایه آن با خیال آرام آرمیده اند و چرخش نظام را بسوی منافع شخصی، افزایش رشوه ستانی و خلا ها و شکاف های بزرگ بین فقرا و افراد ثروت مند، به چرخش درآورده اند.
نکاح های نا مشروع بین افراد قدرتمند و اراکن دولتی  و سرمایه داران؛ اثرات ذیل را به جا گذاشت:
1 – دست اندازی افراد نا شایست و هوتل داران از  خارج به طور مستقیم در عذل و نصب اراکین بلند پایه دولتی، افراد که توسط هوتل داری و سک شویی سرمایه های زیادی بدست آورده و با قدرتمندان و دولت مداران تو سط ملاهای پاکستانی،  نکاح نا مشروع بسته و بعد ازان نظام حکومت را در دست گرفت و مستقیم دستورات اجرایی و واسطه گری های قوی داشت.
2 – کنار رفتن افراد مبتکر و دلسوز از دامن قدرت و حکومت داری، زمانیکه عقد بستن های سرمایه داران و قدرتمندان بر اساس منافع شخصی شروع شد قدرت تخلیق و ابتکار در امور افغانستان از حکومت داران گرفته شد واختیار بدست سرمایه داران قرار گرفت.
3 – دست آورد عمده ای که پیوند قدرت و ثروت در افغانستان داشت بی اعتماد سازی نظام قضایی بود که افغانستان را از درجه چهلم از نظر فساد، در ردیف دوم در کل کشورهای جهان قرار داد.
متاسفانه حکم و استنباط حکام و ارگانهای قضایی بر اساس همین نکاح نا مشروعی است که بین سرمایه داران و قدرتمندان بسته گردیده است و قانونمندی  و شریعت اسلامی طلاق شده است.
سران و مدیران ارشد و متوسط مجرا های قانونی در کشور به خاطر وابستگی های پولی و معاشات و شیرینیها،  نمی توانند علیه مجرمین، غاصبین و متخلفین قانون بطور واقع بینانه قضاوت نماید و حکم و دستور اسلام را تطبیق نماید.
4 – غصپ زمینها و ایجاد شهرک های غیر قانونی و خود سرانه؛ یکی دیگر از دست آورد های نکاح غیر مشروع قدرتمندان با سرمایه داران است.
در شهرک های که امروز در کابل و ولایات ساخته شده در اکثر انها باید بیوه زنان که فرزند و شوهر شان را برای عذت مندی و ابرو مندی و آفرینش افتخارات افغانستان از دست داده بود باید می نشست ولی متاسفانه توسط پیوند نامشروع و محکم که قدرتمندان و سرمایه داران باهم بسته، امروز با قمت های بزرگ غصپ شده و برای سرمایه داران از سویی قدرتمندان توضیع می گردد.
در زمینهای که باید معلمین – معلولین و بازماندگان شهدا ساکن می شد، نکاح نا مشروع قدرت و ثروت باعث شد که توسط یک نفر قدرتمند غصپ شود و معلمین و بازماندگان شهدا در بد ترین حالت زندگی و آسایش مسکن قرار دارند.
5 – اثر مخرب دیگری این نکاح نا مشروع این است که فرزندان را در جامعه تولید کرده که به هیچ چیز پابند نبوده و در قسمت های بی بند باری، عیاشی، فحشا، قمار و تریاک و چرس و دزدی  و شرابخواری افراط می کنند که حتا از حالت معمولی ان هم گذشته است؛ وقتیکه بچه یک سرمایه دار و قدرتمند باشی طابع قانون و ضامن حقوق کسی دیگر نیستی آنوقت مختار هستی هرچه می خواهی بکن و هر چه دلی تنگت خواست بگیر.
6 – اثر دیگر این نکاح نا مشروع این است که رسانه های افغانستان را که باید ممثل درد های مردم و واقعیت های جامعه می بود و خبر نگاران ما باید قدرت زایی و قدرت زدا می بود و رسانه ها آن جایگاه واقعی خودرا می داشت یعنی رویدادهارا واقعانه مستند سازی می کرد و تحت تاثیر هیچ نهاد قدرتمندی نمی بود و هر از گاهی آزادی بیان را تمثیل می کرد که هیچ بوی ازاین ها در رسانه ای افغانستان به خاطر نکاح قدرت و ثروت به مشام نمی رسد و رسانه ها ی ما ممثل قدرت و اعلانات بازرگانی شده است که وابسته گی بیش از حد آنان، بازار آشفته ای را در عرصه رسانه داری به وجود آورده است که به شدت اعتبار بر نامه سازی، واقع نگری و آموزندگی را تحت سوال برده است که یکی از دست آورد های مهم این عقد به حساب می آید.
7 – اثر خیلی مهم که نکاح نا مشروع و دراز مدت قدرت و سیاست گذاشته است؛  تاثیر گذاری آن در پوهنتون ها و سطح مکاتب است که به خاطر یک مهمانی و رشوه نا چیز نمرات تغییر می کند سطح کامیابی سمیستر ها در پوهنتون های دولتی و شخصی تعجب آور شده است – کسانی که در امتحان کانکور 150 نمره می گیرد در پوهنتون های شخصی 300 نمره می گیرد که مرهون همون فیس سمیستر وار خود است و در بلند ترین رشته کامیاب می شود.
بچه وزیر و وکیل بدون حاظری با نمره های بالا درس می خوانند که به خاطر همین ازدواج نا مشروع لیاقت و شایسته سالاری در پوهنتونها و ماکتب در اکثر جا ها دیده نمی شود.
8 – ضعف حکومت داری و اداره اجتماع در تمام عرصه ها به خصوص در قسمت کنترل قمت ها و بازار و حمایه از سرمایه گذاران و کار خانه داران یکی دیگر از آفات است که ازدواج نا مشروع قدرتمندان با سرمایه داران به وجود اورده است.
اکثر مشکلات که در جامعه دیده می شود و دهه باز سازی و دموکراسی را از بین برد و آلوده به فساد و نارضایتی جامعه بین ملل و مردم کرد همین نکته ایست که زدو بند ها و روابط محکم سرمایه داران با قدرمتندان و اراکین دولتی به شدت اوج گرفت و همکاری فکری و سیاسی رهبران و نخبگان را با دولت از بین برد و فاصله های بزرگ را بین منافع مشترک اقوام افغانستان و دولت افغانستان ایجاد کرد و نظام آموزش و پرورش را به پایین ترین سطح کیفیتی رساند.

۱/۱۳/۱۳۹۲

خشونت یا جاهلیت مدرن در افغانستان، علیه زنان




بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
فرا رسیدن هشتم ماه مارچ روز جهانی زن را به تمام مردم افغانستان و به خصوص زنان ستمکشیده این سرزمین تبریک عرض می کنم و امیدوارم که فرهنگ زن ستیزی و خشونت از جامعه رخت بر بسته و به جای مفکوره خشونت  اسلام گرایی و زن شناختی جاگذین شده تا آینده درخشان را تضمین کرده باشیم.
باورمندی به مقام زن در اسلام و همگام شدن انسانها با اندیشه های خرد منیشی و توسعه وی و دست آوردها ی بی نظیر با نوان در عرصه های مختلف اجتماعی یک اصل بوده و نادیده گرفتن ارزشها  کرامت یک انسان یک عمل غیر مدنی و خلاف دستور اسلام ویک جفای بزرگ است. راه اندازی برنامه مسابقه علمی از سوی نهاد مرکز تعلمی زنان افغان را، در آستانه روز زن یگ گام مهم و ارزشمند تلقی نمودم با استفاده از منابع مهم مذهبی و اجتماعی و حقوقی و تهیه گزارشها در عرصه پدیده خشونت و مصاحبه با وزارت خانه های مربوطه از جمله کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و وزارت محترم امور زنان،  اینجانب داوود ناظری که مدت ده سال می شود در عرصه خبر نگاری و حقوق بشری کار می کنم مقاله کوتاه را که شایسته این موضوع هم نیست ترتیب داده ام امید وارم که مورد پسند شما عزیزان واقع شود.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکات.

عوامل پیدایش خشونت و یا جاهلیت مدرن در افغانستان:
متا سفانه زنان در پایین ترین و متزلزل ترین نردبان زندگی قرار دارد و در زیرساطور نظام فرسوده جامعه جان می دهد و درد ناکتر اینکه حقوق طلبی و حقوق خواهی ارگانهای قضای و حقوقی داعیه ای است که تا هنوز بر سر زبانها می چرخد و بهبودی در حال زنان به وجود نیامده است.
در سالهای اخیر آمار خشونت ها بالا رفته و نود فیصد این خشونت ها در خانواده توسط مردان صورت گرفته است پدیده خشونت از سوی مردان  پدیده ای است که اوج عذت و بندگی و وقار خانوادگی را به باد فنا داده و بازار شبکه های بین المللی و قاچاق کرامت زنان را گرم نموده و مصیبت و خسارت جبران نا پذیر را در دامن پاک خانواده مهرو موم می کند. این عمل ننگین و مغایر با ارزشهای اسلامی تا هنوز در اکثر جاهای این کشور دیده می شود و طبق اظهارات کمسیون حقوق بشر افغانستان آمار و ارقام خودسوزی، حلق آویزی و خودکشی زنان افزایش یافته است که دلایل این کار موجودیت نظام فرسوده اجتماعی و سنتی بودن جامعه، استکاک پیداشدن بین خواست های جامعه و زن در زندگی و نا امنی های موجود در اکثر ولایات بوده می تواند. زن به عنوان مدیر عاظفی و رهبر واقعی خانواده اگر مورد خشونت و آزار جنسی و روحی قرار می گیرد سازمان فعالیت فرهنگی و اقتصادی مردان و تمام افراد جامعه مختل خواهد شد، سیستم های آموزشی و امنیتی جامعه سقوط خواهد کرد و رونق خانواه به سردی خواهد گرایید. خشونت علیه زن نشاط و شادابي را در زندگي خانوادگي از بین برده  و همواره اميد، توانمندي،‌ اعتماد به نفس و عزت نفس را نابود می کند. خشونت خانوادگی و مرد سالاری همراه با استبداد و خشونت مبتني بر انديشه برتري مردان بر زنان، بهداشت رواني خانواده را در معرض تهديد قرار مي­دهد. فرد گرايي، انديشه­هاي مكاتب فمينيستي، افكار اصالت انسان منهاي خدا، و نگرش­هاي ليبراليستي همراه با تحولات اجتماعی، صنعتی شدن، شهر نشینی، و يكسان سازي جهاني در قالب فرهنگ واحد، اقتصادي واحد و توسعه ارزش­هاي واحد، به فرايند تحولات اجتماعي طوري سرعت مي دهد كه  همپاشي نهاد خانواده كمترين بهايي است كه پرداخت مي­شود. روز هشتم مارچ،  بهانه ای است برای باز تاب جایگاه و مقام والای زن در جامعه تا مردم بیشتر زن را ازبعد عاطفی و انسانی آن مورد بر رسی و تحقیق قرار داده و به ارزشهای این شخصیت بر جسته و مهم جامعه پی ببرد.
پدیده خشونت در جامعه افانستان در زندگی مردم یک امر طبیعی محسوب می شود و بنا بر دلایلی این بعد بسیار زشت در وجود مردان مشتعل شده و باعث آسیب پذیری در روابط خانواده و جامعه می گردد.
دید گاه های سنتی و نظام فرسوده اجتماعی هر امر مقدسی را در قبال زنان و مردان، به یک امر خشین و نا درست تبدیل کرده است برای مثال ازدواج سالم از نظر اسلام یک امر مقدس بوده و در دین اسلام یکی از واجبات محسوب می شود اما این امر مقدس اجتماعی را برای بنیانگذاری یک بنیاد اجتماعی تبدیل به خشونت و سرچمه مشکلات فراوان اجتماعی گردیده است مثلا ازدواج قبل از وقت، ازدواج اجباری، بد دادن، در مقابل پول تبادله کردن، بدل نمودن و برای اهداف کوچک و ناچیز ازدواج صورت می گیرد که این پدیده مقدس تبدیل به یک امر نا هنجار می شود که منجر به قتل و مرتکب شدن گناه کبیره می گردد.
باور های نا درست و سنتی:
پس بنا بر این باور های نا درست و سنتی بودن بیش از حد فامل ها نخستین پدیده ایست که خشونت را ایجاد نموده و نظام خانواده را مختل و ازبین می برد.
رسانه های تصویری و صوتی:
عامل دیگر پیدایش خشونت، رسانه های تصویری و صوتی است که اکثر بلکه تمام وقتی دو همسر را مانند صندوق جادویی می بلعد و نمی گذارد که مشورت و هم صحبت شود و در امور خانه داری مشوره نماید دو همسر را به شدت آسیب پذیر نموده و باعث آموزندگی اکثر خشونت ها می گردد و اکثر فلم ها و سریالهای به عنوان الگوی طرح خشونت علیه زنان نقش دارد. بعضی شبکه های تصویری و پخش کننده های ویدیویی مبتذل نیز کرامت و احترام خانواده هارا ازبین برده و هرزه نگاری را ترویج می نماید و باعث می شود تا خشونت های باور ناکردنی  را علیه زن به وجود آورد. متاسفانه رسانه های تصویری در این اواخر نیز جنبه های خانوادگی و اخلاقی خانوادگی را مراعات نکرده و برنامه های نا سنجیده را پخش و نشر می نماید که روی روحیه و روابط خانواده تاثیر می گذارد.
بد حجابی و بی حجابی:
بی حجابی و بد حجابی یک عامل عمده ای برای ایجاد خشونتهای مختلف و سردی کانون خانواده منجر می شود. زن که با بدحجابی و بی حجابی در جامعه حضور پیدا می کند و باعث می شود تا نظر مردی اجنبی را به سمت خود جلب نماید این مرد وقتیکه شب به خانه بر می گردد با دید دیگر و خشین نسبت به زن خود می بیند و خشونت را علیه زن خود به بهانه های مختلف آغاز می کند. حجاب قلعه‌ای است برای پاسداری از گوهر عفاف؛ دزدان از دیوار کوتاهِ بدحجابی و بی‌حجابی راحت‌تر به حریم کرامت زنان و دختران دستبرد می‌زنند و زنانِ باحجاب، از اینگونه تعرّض‌ها و وسوسه‌های شیطانی مصون‌ترند.
تبعیض جنسیتی:
سینه تاریخ  افغانستان برای مادران و زنان  پو ر از ظلم و جور های است که به صورت وحشیانه  صورت گرفته است. امروز مشکل بزرگ که دیده می شود این است که زنان تا هنوز در یک چوکات محدود و محاصره  اقتصادی در کشور و تبعیض فراوان جنسیتی زندگی می کند مکاتب و پوهنتون ها برای زنان و دوختران طبق هر شرایطی امنیت ندارد و این قشر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. بر نامه های حقوقی و ملیتی و ارزشهای شخصیتی در حق زنان این بخش جامعه را از دیگران جدا نموده و در سر حد فراموشی نشان می دهد.  زن نیمی از پیکر جامعه بوده و طبق شواهد تاریخی زن در تمام ابعاد پیشرفت و تمدن لحظه از همراهی با مردان دریغ نورزیده و دلبند های خویش را برای افتخار آفرینی تقدیم جامعه نموده و گلهای رنگارنگ را در بستان زندگی از شیره جان خود پرورانیده است پس چگونه می توان از کنار این عظمت بزرگ بی تفاوت و یا با خشونت و لجاجت گذشت؟
شرایط فرهنگی.
یکی دیگر از پدیده های خشونت گری بوده که متاسفانه در آن خشونت علیه زن و سلطنت بالای زن ذکر شده و مرد نباید هیچگاه تحت تاثیر خانم خود قرار گیرد یا به اصطلاح نباید زن زلیل باشد مردی که در خانه با همسر خود محبت می کند و خدمت می کند و در کار های خانه کمک می کند یک لکه ننگ بزرگ برای وی محسو می شود و به عنوان زنچه مورد خطاب مردم قرار می گیرد. متاسفانه خرده فرهنگی های هست که خشونت به عنوان یک پدیده اصل درآن ذکر شده است.
بی توجهی بزرگان و پدران و مادران:
یکی دیگر از عوامل که باعث افزایش خشونتها و نا هنجاری ها علیه زنان می شود بی تفاوتی والدین و بزرگان جامعه است که  تجربه تلخ خودرا از پدیده ای خشونت در مقابل دو فرد جوان پنهان کرده و از عمل که خود پشیمان هستند بالای فرزندان خود تطبیق می کند.
فقر اقتصادی:
یکی دیگر از عوامل بروز خشونت علیه زنان در افغانستان فقرو بیکاری و اعتیاد قشر متوسط جامعه می باشد.
عدم امنیت روانی برای خانواده ها:
گمان بد امنیت خانواده را از بین می برد و حسن روابط را مختل می کند، باعث ایجاد محدودیت های کاری و اجتماعی برای زنان می گردد. گمان بد و بی اعتمادی فضای گرم خانواده را به یک فضای نا امن و عنصر نا مطلوب بدل می کند.  در مجموع می توان گفت که خشونت معلول علت های اساسی، فقر، دیدگاه های سنتی، بعضی نظام فرسوده و کهنه، بی سوادی، فقر فرهنگی، عدم آگاهی کامل از حقوق شرعی زنان، نگرشهای منفی نسبت به زن و مقام زن، الگو های نا بجا و نا پسند و عدم پیگری قاطع عاملان خشونت از سوی ارگانهای قضای کشور می باشد.  پس بنا بر این باید جستجو و تحقیق بیشتر دراین زمینه صورت گیرد تا پدیده های که باعث به وجود امدن خشوت می شود شناسایی نمود و در صدد محو و نابودی آن بر آمد.  در افغانستان هر لحظه امکان به وجود آمدن یک نوع خشونت علیه زن است که حتا بارداری نیز نمی تواند زن را از خشونت مصون دارد. یگانه چیزی که باعث افزایش خشونت گردیده دیدگاه خود زنان نسبت به خانواده و جامعه است گویا خشونت یک پدیده مورد قبول آنها می باشد که از ابراز آن در داد گاه ها و پیش والدین  و پولیس به شدت جلوگیری می کند و آثار خشونت را در چهره و بدن خود به چیز های دیگری مسل افتادن  از جای قلمداد می کند. در افغانستان نبودن داد گاه های مطمئن و عدم پشتوانه قوی باعث افزایش خشونت در سالهای اخیر گردیده است. خشونت ها باعث می شود که زنان افغانستان بیشتر از صد مه و جریحه دار شدن جسم،  روح شان جریحه دار شود و آسیب ببیند که این آسیب پذیری در روح خانواده و اطفال خانواده تاثیر منفی می گذارد،  زنان اولین چیزی را که در خانه شوهر تجربه می کند و برایش آماده می شود طعنه و دشنام و مقایسه و فحش است و لت کوب، چیزی های که بسیار عادی به شمار می رود.



۱/۱۰/۱۳۹۲

انتحاری در بین هزاره ها، درآیینه تاریخ


تا اکنون در افغانستان در عملیات انتحاری و خود کشی، بیشتر، بلکه تنها قوم پشتون معروف است و هر فرد که انتحاری می کند از قوم پشتون است اما در تاریخ هزاره ها در سایت نگارستان آمده است که هزاره ها نیز به طور دسته جمعی" چهل نفر، چهار صد نفر و ..." دست به خودکشی و انتحاری زده اند.
مطلب در این زمینه در سایت و پیچ نگارستان"در یک مورد ۴۷ دختر و زن هزاره در برابر لشکر مهاجم تسلیم نشدند و به مقاومت پرداختند . وقتیکه این زنان صحنه محاصره را به خود تندگ دیدند و از اینکه به اسارت نروند و به عفت شان تجاوز صورت نگیرند و کشته نشوند به طرف کوه های « ششپر » گریختند. لشکر امیر نیز به تعقیب آنان به کوه ها هجوم بردند و زنان تا آخرین قلهء کوه خود ها را رساندند که باالاخره ناگزیر این ۴۷ دختر و زن ارزگانی خودها را از بالا ترین قلهء کوه ششپر به پائین سنگ لاخ ها و دره ها پرتاپ نمودند که با این گونه « حماسه انتحاری » خود سنگ ها را نیز خونین و داغدار نمودند ولی خودها را اسیر لشکر مهاجم و ددمنش امیر نساختند . از همین سبب است که این کوه ششپر بعد از این تاریخ از اول ماه شعبان سال ۱۳۱۸ قمری بنام « کوه چهل دختران » مسما گردیده است . البته در دیگر مناطق هزاره نشین کشور نیز این چنین کوه ها بنام چهل دختران یاد شده که بعدا در جریان جنگ دهساله ی مردم هزاره علیه امیر کابل نامگذاری گردیده است ودر اکثر مناطق هزاره نشین بخاطر رخداد های خونین مشابه کوه های زیادی بدین نام یاد میشوند .هم چنان حدود ۴۰۰ زن و دختر اسیر دایه و ارزگان را که طرف کابل انتقال می دادند ، این اسیران وقتی بالای پل جاغوری رسیدند ، یک باره خود را از بالای پل به زیر انداختند و در کام امواج خروشان رودخانه غرق شدند و از رنج اسارت و ننگ بردگی رهایی یافتنداین ۴۰۰ زن ارزگانی بناء بر همین ترس امیر خود ها را به دریا انداختند و چنین « انتحار » را نسبت به کشتن و اسارت ترجیح می دادند و با همین شیوه هم رسم « آزادی » از قید اسارت را برای سایر زنان و جامعه خویش به میراث گذاشتند .
روح این زنان و دختران شاد