۲/۱۱/۱۳۹۲

مادر، هدیه ای باران و مایه ای تحول



برکت رزق و روزی، طول عمر، دوستی با خداوند،  از دستان حقیقت بار مادر، هدیه تولد می‏ ستاند. یادم می‏آید کودکی افکار بکرم که دل به بازی بادکنکی می‏دادم و از درک عظمت مادر و صداقت و صفایش غافل بودم به هدر رفت و نتوانستم خوبتر و بهتر تر هدیه باران و تحول را از مادر اخذ کنم .  حالا فهمیدم  که چی رمزو رازی در شب بیداری های مادر کنار گهواره ام  نهفته بوده و چه رمزو رازی را مادرم در لالائی خود به من می آموخته.  پس تا  زمان کم حافضه نشده،  ارزش های مادر را  به حافضه تاریخ بسپاریم، و نگزاریم تا آنچه را که یک مادر انجام داده در گیرو دار تاریخ خاک بخورد.
در حافظه ای تاریخ مناسبت تولدی مادری است که ربابه های آفرینش را در خانقاه دلدادگی فراخوانده  تا رباب بنوازند و چنگ درچنگ گیرند وشوری در نیستان  هستی بدمند و سرود آفرینش اجرا کنند.
امروز میلاد حماسه های عشق و دل داد گی است زهرای در وزش گاه  نسیم رحمت، خانه رسول خدا په به هستی می گزارد.
از همین جهت درکارگاه هستی شوری در افتاده و نوای دل نشینی همه را به  توحید فرا می خواند و پرده ها از میان برداشته شد و حاجب به حضور امد و سعادت بزرگ نصیب مومنین گردید.
امروز عطر خدا به مشام می رسد و هدیه باران و تحول بر سری همه انسانها می بارد و صحرای زندگی از تفتیده گی و حیرت نجات پیدا کرده و بهترین نشاط و شادابی را هدیه روح هر چشم بینایی می کند. امروز شمشیر های اسلام علیه کفر و الحاد تیز تر شد و حماسه های عشق و فدا کاری تولد گردید.
لاله و لادن، گل شیپوری بر گلوی زنبق  نهاده وجهان را به رستاخیر دیگر فرامی خوانند. و نوید دیگر می دهند
امروز روزی است که رایت خورشید اسلام بر قله های خورشید نصب می گردد و کفر و الحاد نا امید اند. امروز صاحب کوثر پا در جهان هستی می گزارند . امروز زمین میزبان کسی است که پیامبر دستش را می بوسید و به او مادر خطاب می کرد، امروز کسی در این عالم قدم رنجه می کند که ریشه ای تحول، مادر فداکاری و حماسه های بزرگ و تاریخی جهان اسلام است.
برای تفسیر عظمت این روز احساس درکار است و هرکس باید چراغ را در تاریکی شرایط امروز، به شکرانه این نعمت بزرگ الهی روشن نماید.
امروز آسمان و زمین گوش فرا داده تا صدایی طفلی را در خانه پیامبر بشنوند. امروز پنجره ها باز است تا نسیم که در خانه رسول خدا دمیده است بر فراز خانه های انسانها نیز بوزد.
چرا از روز مادر یاد و بود می کنیم؟
خداي متعال در کتاب آسماني اش( قرآن کريم) در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است و همچنان تجلیل از روز مادر نشاندهنده پايبندي به خانواده است، تجلیل از روز مادر، تجلیل از  اولين آموزگار و مربي و پرورش دهنده ای که او موجودي است كه همه استعدادها و عواطف و احساسات پاك و حياتي براي رشد و كمال و بالندگي آدميان در سرشت و فطرتش تعبيه شده است و آفريدگار توانا هر آنچه براي پروردن صحيح انسان در دوره هاي مختلف حيات، يعني نوزادي، كودكي، نوجواني، جواني و بزرگسالي، لازم و ضروري مي باشد در وجودش به وديعه نهاده است و او به طور فطري و طبيعي و بر اساس سرشت الهي خود در اوج عشق و علاقه و با ميل و شوق تمام و در حالي كه زيباترين جلوه هاي ايثار و فداكاري، رافت و شفقت، مهرورزي و محبت، رنج و مشقت، و تلاش و كوشش مدام و وقفه ناپذير در مراحل مختلف رشد و پرورش فرزند را به تجلي مي آورد، شخصيت سالم و جامع كودكان و نوجوانان را پايه گذاري مي نمايد و به استحكام بنيان هاي سلامت جامعه اهتمام مي ورزد.
تجلیل روز مادر تداعی بس بزرگی است برای تجلیل از ارزشهای دینی و میهنی ما و یاد بود از قهرمانانی است که بزرگترین دست آورد مادر، در جامعه بشریت محسوب می شود.
این روز باز تاب بهاری است که انسان را در فصل نا امیدی خزان امید وار فصل های دیگر می سازد.
.روز مادر انسان را بعد از سرمای سخت و طاقت فرسای تنهایی و بی مهری زمان، با گرمی بهار و اعتدال زندگی  و تجدید میساق بندگی، با خداوند آشنا می کند، و بهشت موعود را در نزدکترین مقام برای فرزندان آدرس می دهد.
روز مادر،  به روح سیال و عاطفه انسانی هر کس طراوت شادابی می بخشد و منبع امید و مایه ی برنامه ریزی ها و طرحها و کار ها است  و روز باز تاب خاطره های است که از بهترین لحظه های عمر داشتیم
تجلیل از روز مادر هرفرد ی  جامعه را بیدار  می سازد تا مسئولیتهای فردی، دینی ، اجتماعی و خانوادگی خویش را بشناسد، درک کند و به آن عمل کند و بر سنت های و نظام کهنه و فرسوده و دست پاگیر پشت پا زده و ارزشهای اصیل و نوین را جاگزین نماید.
مادران بودند که برای آزادی ما جوانان خویش را در راه دین خدا و میهن به قربانگاه فرستادند و امروز بجز از غصه و اشک دیگر چیزی بدست شان ندارد .


 بنابراين مفهوم اين سخن ژرف كه «بهشت زير پاي مادران است» فرجام همه تلاش ها و فعاليت ها و رنج ها و سختي ها و فداكاري هاي مستمر و خستگي ناپذير مادران را در تربيت و پرورش فرزندان سالم و صالح و مفيد و راهگشا براي جوامع بشري نمايان مي سازد، كه به راستي «بهشت» آماده و مهياي پذيرش گام هاي مادراني است كه با تربيت هاي الهي و مقدسشان جوامع پاك و سالم و رشد يافته و پويا را بنيان نهاده اند .زن رحمت خدا و ريحانه اي است از جانب حق، موجودي است كه خداوند تبارك و تعالي او را ظريف و  زيبا با دنيایی پر از مهر و محبت آفريده است. زن حيثيتي را دارا است كه با تمام لطافت و عطوفتش در مواقع مهم و به جا ميتواند آنچنان رشادت و شهامتي از خود نمايان سازد كه شايد بسياري از مردان توانايي آن را نداشته باشند.
 زن موجودي است كه همگام با مرد در مسير زندگي حركت ميكند و چه بسا در مواقعي پيش تر از او به حركت خود ادامه مي دهد. زن شخصيتي است كه فقدان وي مانعي بزرگ در مسير تكامل جامعه است و چه بسا آن جامعه هيچ گاه به درجات عالي و متعالي نرسد. سرگذشت هر یک از بزرگان و نخبگان جهان را كه مينگريم پشت سر هر يك زني رشيد و دلاوري را مي بينيم كه او را پرورش داده و به سوي درجات عالي رهنمون اش ساخته است.
مرد از دامان زن به معراج رسید، یعنی همه انسانها می تواند، ما وشما هم می توانیم که با بدست آوردن  رضایت مادر مسلمان و مومن خویش به ارزشها و فضاهای معنوی و انسانی دست یابیم.
مادر باغبان هستی است ،از  گاهِ روييدن فرزند، باران مهرباني است که به آرامي سيراب می کند. گاهِ پروريدن آغوشي گرم که بالنده می سازد. گاهِ بيماري ، طبيبي که درد را مي شناسد و درمان مي کند. گاهِ اندر، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارمی دهد. گاهِ تعليم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوش زمزمه مي کند.
گاهِ ترديد، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشان می دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
در نتیجه؛ تجلیل و نام گزاری یک روز بنام مادر، تداعی اذهان خواب رفته، به مقام والای مادران است و مادر یک نعمت بزرگ الهی است. پیشرفت و ترقی مادران سعادت جامعه را تضمین می کند و باید در کشور های اسلامی جوانان عزیز ما به مادران احترام داشته باشد و گوش به فرمان والدین موجب سعات و کامیابی ما می گردد.
ولسلام علیکم و رحمت الله







۲/۰۸/۱۳۹۲

نظام تبعیض، در عصر دموکراسی همچنان بی شرمانه نفس می کشد.



محفل با شکوهی با حضور علما، استادان و طلاب و محصلان،  که در سلسله بر نامه های تجلیل از چهره ماند گار و به مناسبت هشتم ماه ثور، که در حوزه علمیه رسالت بر گزار شده بود؛ "حجه الاسلام شیخ جواد صالحی مدیر حوزه علمیه رسالت  و مسئول پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه ، تنها راه حل مشکلات فرا روی جامعه راهمدلی و وحدت دوران جهاد دانست که ملت دوش تا دوش همدیگر مشکلات را حل نمایند وی خاطرنشان نمود که باید از ارزشها و دستاوردهای جهاد بخوبی پاسداری شود و جوانان ما باید با این ارزشها وارد عرصه اجتماع شونداستاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و ریس کمسیون عدلی و قضایی مجلس نمایند گان،  در مورد ارزشهای جهاد و مقاومت مردم افغانستان صحبت نموده گفت: میراث داران جهاد نتوانست این امر مقدس را درست رهبری کند و تبعیض و قوم گرایی ها بر این امر مقدس سایه افگند و باعث به وجود آمدن ده ها مشکل دیگر از جمله جنگهای داخلی در افغانستان گردید که در نتیجه مردم افغانستان قربانیهای فراوان تقدیم عذت مندی افغانستان کرد و هشتاد در صد زیربناهای اقتصادی و تولیدی مردم افغانستان از دست رفت.
پیروزی مردم افغانستان در برابر بزرگترین ارتش تا دندان مسلح جهانی،  نه تنها افغانستان را آزاد کرد بلکه درس و عبرتی بود برای تمام کشورهای جهان و کسانیکه در زیر ظلم و استکبار قرار داشت همه عبرت گرفتن که اتحاد و همبستگی می تواند ابر قدرت ترین نظام را از پا در اورند و به چالش بکشاند.
استاد محقق گفت:  باید جهاد مقدس بعد از پیروزی نیز ارزشهایش حفظ می شد و نظام تغییر نمی کرد و تبعیض ها به وجود نمی آمد و یک حکومت ثابت بر اساس مردم سالاری و دوراز تبعیض عرض وجود می کرد،  منابع طبیعی باید در اختیارهمه اقوام افغانستان به صورت یکسان قرار می گرفت، زیربناهای تولیدی و اقتصادی دوباره فعال می گردید. که متاسفانه نشد و مشکلات ها بیشتر گردید و جهاد و پیروزی بدنام شد.  استاد محقق، اقدام خصمانه دشمنان علیه عالمان دینی و روحانیت ،  خدشه دارشدن احساسات دینی و مذهبی مردم افغانستان، دنبال کردن دشمنان جوانان مسلمان را در دانشگاه ها و مکاتب را،   با عث آغاز شدن مبارزه چهارده سال مردم افغانستان علیه استکبار جهانی که از کوه پایه های هزاره جات آغاز گردید و بعد از چندین سال مبارزه به پیروزی رسید که این پیروزی جهاد قبل از وقت بود و باعث شد که میوه جهاد خام چیده شود و مسیر جهاد به خوبی هدایت نشود که در نتیجه جنگهای داخلی به وجود آمد. سایه افگندن تبعیض و قوم گرایی بالای جهاد مقدس،  نظام فاسد اجتماعی ، توطئه دشمنان علیه جهاد و پیروزی مردم افغانستان  را دلایل عمده بد نامی مجاهدین عنوان کرد و  دخالت مستقیم کشورهای غرب را در امور افغانستان به خاطر شناسایی منابع طبیعی، بر رسی معادلات سیاسی افغانستان و کنترل سلاح های هسته ای کشورهای همسایه و جنگهای استخباراتی در افغانستان دانست  استاد محقق از موجودیت حلقه های متناقضی یاد کرد که در اطراف حکومت وجود دارد و نظام تبعیض را نفس می دهد و موجودیت تروریزم و طالب را برای یک قوم افتخار دانسته و نمی گزارند که تروریزم از بین برود. موجودیت نظام تبعیض در افغانستان در طول سالهای گذشته حکومت کرده و حتا در عصر دموکراسی هم بی شرمانه حاکم سرنوشت مردم است که نمونه ای آن موجودیت گروه مصلح تحت نام کوچی در مناطق هزاره جات که همه ساله مشکل آفرین می شود و باعث به وجودآمدن مشکلات های فراوان می گردد، غصپ زمینهای حاصل خیز مردم هزاره و کشتار بی رحمانه و مهاجرتها و آوارگیها، به چالش کشانیدن تحصیل و پیشرفت اقوام دیگر، سهمیه بندی کردن کانکور را بر اساس ولایات، سهمیه بندی لیلیه دانشگاه ها، نمونه های دیگری ادامه تبعیض و قوم پرستی است و حکومت تمامی راه های تبعیض را طی می کند .  این همه بدنامی های  بزرگی بود که به روخ اسلام و مجاهدین کشانیده شد و کار گزاران جهاد را بدنام کرد.
کسانی هستند که تحمل طلوع خورشید موفقیت و اتحاد ملت افغانستان را ندارند و علیه جهت توطئه می کنند و راه های مختلف قوم گرایی و تبعیض را می پیمایند.
در اخیر استاد محقق با بیان خاطرات خویش از دوران جهاد و مقاومت، تجلیل از هشتم ثور را افتخار دانسته و افزود که امروز بر شما جوانان و تحصیل کرده گان لازم است که  نام مقدس جهاد و مقاومت را زنده نگهدارید و برای به وجود آمدن یک نظام مردم سالار تلاش نماییم.
منبع عکس پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه رسالت
http://hozeh-resalat.blogfa.com/


۲/۰۷/۱۳۹۲

مطبوعات بی مخاطب یا مخاطبین بدون مطبوعات




گسترش و رشد رسانه های چاپی یا مطبوعات در افغانستان، قابل توجه بوده ولی متاسفانه کمیت بالا رفته و کیفیت به طور سرسام آور سیر نزولی دارد و بعد از یک هفته و دو هفته نشرات،  کیفیت مطالب یک روزنامه و هفته نامه به شدت پایین می آید و مخاطبین و خوانندگان خویش را از دست می دهد.
روز نامه نگاران همه در روز نامه و هفته نامه ای خود یگ گزارش را بدون تغییر و تبدیل نشر می کنند که شاید منبع خبر فیسبوک یا سایت های است که آنها کاپی نموده و بدون تغییر و اصلاح آنرا در روزنامه و هفته نامه خویش قرار می دهد.  اشتباه املایی یا انشایی که بسیار واضح است و برای همه مخاطبین  قابل درک است به غیر از خودشان، در چندین روز نامه در یک گزارش که در مورد یک خبر تهیه شده دیده می شود که گویا فقط خبر کاپی شده و نشر شده دیگر اصلن دست نخورده است.
مخاطبین خودرا هر روز به مطبوعات ما نیاز مند احساس نمی کند و دنبال خواندن روزنامه و هفته نامه نیست . چون همان گزارش را با تمام جزئیات یک روز قبل از طریق فیسبوک، رادیو یا تلویزیون شنیده است.
مطبوعات افغانستان متاسفانه به دلیل ضعف شدید در نشر مطالب، اشتباهات املایی و انشایی و مشکلات دیگر در صورت که جنبه ای آگاهی دهی و آموزشی آنان نیز خیلی کم می باشد، در بین مخاطبین خویش رنگ می بازد و آنچه را که در قالب طبع یا نوشته در عرصه رسانه داری عرضه می کنند با استقبال کمرنگ  مخاطبین قرار می گیرد.
دلایلی است که بر پیکره ای مطبوعات به شدت شلاق کوبیده است:
1 – هجوم سیاست بالای مطبوعات.
2 – جاذبه های اقتصادی.
3 – بر خورد خاموشانه مخاطبین با مطبوعات.
4 – عدم همکاری و پشتبانی مخاطبین و دولت از مطبوعات.
5 – بی تفاوتی در قبال نویسندگان و روزنامه نگاران.
6 – وا بستگی های قومی و  نژادی.
7 – ضعف سواد.

۲/۰۵/۱۳۹۲

هشتم ثور، آیینه افتخارات مردم افغانستان




بنام خدا
   رشادت ها و قهرمانیهای مردم افغانستان، احساسات دینی و ایمانی این مردم، بزرگترین افتخارات را در سینه تاریخ سبت نموده که درآن همه برادر وار و در زیر پرچم دین مقدس اسلام شریک این افتخار و عذت اند و از جمله آن مبارزه عظیم است  در مقابل متجاوزین بیگانه که حیثیت، دینداری و همت مردم ما را زیر سوال برده بودند. مشتهای علم شده در مقابل بزرگترین قدرت امکاناتی و تسلیحاتی جهان بشریت، تنها کار یک قوم، کار یک فرد و کاری یک طبقه نبود بلکه همه دراین قیام بزرگ سهم داشته و مردم  در برابر تاریخ پر تلاطم سرزمین افغانستان از هیچ نوع فداکاری دریغ نورزید  و مردم ما هیچگاهی به متجاوزین اجازه نداده اند که غیرت و حیثیت مردم و کشور ما را لگد مال نمایند.
   ملت ما فارغ ازهرگونه اختلافات نجادی، قومی، مزهبی و زبانی و بدون در نظر گرفتن تفاوتها؛  دست بدست همدیگر داده و در مقابل متجاوزین، مردانه وار قدعلم کرده و تا پای جان ایستاده تا سالها برای اعاده حیثیت ملی خویش علیه نیروهای اشغالگر عرض وجود نمایند.
    و سرانجام با برچیدن دامن آلوده آخرین دست نشانده اشغالگران کمونیستی ازخاک این سرزمین، پیروزی شا نرا جشن گرفتند.
      هشتم ثور یاد آور قهرمانی ها، جانفشانی ها و دلاوری های پدران غیرتمند ما است که در طول پس از ده سال با کمک و قوت خداوند و آن وعده ای پیروزی حق در برابر باطل، دل خوش کرده  با قوی ترین ارتش دنیا،  پنجه نرم کرد وبا کمترین وسیله و امکانات، آنان را سرشکسته ازین خاک بیرون نمودند.
     آنان در راه آزادی، استقلال این کشور هزاران مشکلات و سختیهای را به جان خویش خریدار شدن تا ما زیر بار ذلت وخواری نرفته باشیم، آنها با خون پاک خویش نویشتن که افغانستان سربلند، آزاد و سرزمین عشق.
حق خواهی، ملت گرایی، وحدت خواهی، دین مداری و رفع تبعیض بزرگترین فریادی است که از حلقوم شهدای جان باخته ای افغانستان شنیده می شود.
تحمیل ایدئولوژی، به تمسخر گرفتن عقاید دینی و مزهبی مردم، ستم واختناق، تهدید وکشتار بیرحمانه گروه متجاوز بالای مردم افغانستان، احساسات ملی مارا خدشه دارنمود و ملت غیور ما این حالت را تحمل نکرده و با امکانات نا چیز وقوه قلبی و ایمانی عمیق خویش با فورمل الهی، دست به قیام زده وبه زود ترین فرصت دامنه های مبارزه و قیام را در سراسر این سرزمین پهن نمودند و لکه ننگین زندگی و ناقضین حقوق بشری را از دامان این خاک پاک نمود و افتخاری بزرگی را در تارخ افغانستان خلق کرد.
رفتار خشین وافسار گریخته کمونیست ها امنیت روحی ، جانی و استقلال ملی مارا ترک بردار نمود تا اینکه ملت ما نیزدر مقابل بزرگترین قدرت وتسلیحات ایشان، پیروزی را به ارمغان آورد و تغییر شگرف وعظیمی را درتاریخ کشورما ایجاد نمودند.
  هشتم ثور، رشادت ها، شجاعتها و فداکاریهای آن دهقان قندهاری است که با بیل و چوب دستی اش در مقابل استکبار جهان به مبارزه پرداخت.
هشتم ثور آوردگان آن جوان غیور وعزیز بدخشی و بامیانی است که با پنجه شیرگونه خویش سخت از حلقوم ستمگر فشرد و تنش را ازقید حیات شرم آورش آزاد کرد.
   مجاهدین افغانستان خواب شرین را بر خودشان حرام کردند تا خواب و خیالات خام دشمنان این سرزمین را تلخ و نا گوار سازند.
آب رفته را به "جو" برگرداند، این حادثه گرچند با خونریزیها، شهادتها، استفاده جویی ها و نارسایی ها رو به رو بوده ولی آینده روشن را برای مردم ما به ارمغان آورد.
حال برما است که تا پیام خون شهدا را به خوبی دریافت کرده و عمیق فکر کنیم تا اهداف والای شهدای ما به کرسی های آرزو وامید شان بینشیند، وحدت و یکپارچگی ملت ما تحقق پیدا نمایند.
اما متاسفانه بعد ازان و تا امروز استفاده جویان و تعدادی از افراد ی هستند که با همان فور مل پیروزی بازی های جدیدی را بر ضد ارزشهای ملی، میهنی و دینی ما انجام می دهند و  در پشت القاب های دروغین خویش پنهان می شوند و گرگان وحدت طلبی و دینی ما هستند که لباس چوپان را پوشیده و طرفدارانی هم دارند که مایه هزاران بد بختی ملت ما شده و آنها جز خدمت کردن به منافع یک تعدادی مشخص و افراد نا بالغ، کاری ندارند و همیشه از کنار احساسات دینی، جهادی، میهنی و وحدت مردمی دور بوده که این یک خیانت بزرگ در حق خون شهدای افغانستان و مادران که از داغ جگر گوشه های شا ن تا هنوز خواب در چشمان ندارند و اشکی در بصر تمام کرده، می باشد.
نعش استقلال و استقلال طلبان را روی زمین گذاشتند و وجدان و عاطفه ایمانی خویش را دفن نمودند و دستی قرار گرفته که از آستین منافع دیگران علیه منافع ملت افغانستان بیرون می شود. در مغزهای خویش فرقه گرایی، برتری طلبی قومی، تجزیه طلبی، خون ریزی ملت مظلوم افغانستان را می پزند. گوشهای خودرا ازپیام  قیام مجاهدین که در آن منافع همه بود بستند، متاسفانه تعدادی بیشتری از اصحاب رسانه ای ما در پشت دیوار های شهر برای ادامه نفسهای دشمنان ما در آخور(آبخور) های شان استخوان  می ریزند و فرهنگ و اندیشه و برنامه های آنان را در قالب سریال، برنامه ای مخرب و ضد اخلاقی تبلیغ می کنند، و نفسهای وحدت و یکپارچگی و عفت و آبرومندی و دینداری ما را شکسته شکسته  و بریده می خواهند. چرا ارزشمندی های جهادی و از قربانیهای مردم ما و خون ملیونها جوان افغانستان یاد نمی کنند و دست مادر پیر و ضعیف شان گرفته نمی شود.
چرا امروز مادران مظلوم و ستمدیده که شوهر، پسر جوان و عزیز خودرا در جهاد از دست داده باید از طرف حکومت و مردم افغانستان قدر و عذت شوند حقوق شان پامال نشوند زمینهای که برای شان اختصاص داده شده غصپ نگردد ، از مهاجرتها بر گردانده شود، ولی متاسفانه یادی از این مادران نمی شود.
این افتخار مرهون زحمات و تلاش های مادرانی است که بزرگی ورشادت وقوت ایمانی را در وجود فرزندان خویش ایجاد نمود. پس ما خواهان تحقق هرچه بیشتر آرمانهای همین مادران هستیم که برای تحقق آنها فرزند و شوهر و سر پرست خویش را برای سپری نمودن میدان خونین جهاد فرستاد چه امروز این مادران میراث دار شهید باشند یا نباشند حق بزرگی در گردن مادارند، این مادران می خواهند که همه مردم افغانستان از یک پهلو بر خیزند و در کنار هم بنشینند و برای همدیگر حق و حقوقی قایل باشند.   
جوانا و دلبند های همین مادران بودند که  جان خودرا در طبق ایثار دراه وطن گذاشتن تا سرزمین عزت وآبرومند داشته باشیم، کوه پایه های بلند ما فریا گر شجاعت ودلاوری های قهرمانان ما باشند.
  تا ما بتوانیم از هر حلقومی بلند گوی بسازیم ودر صدها نقطه دنیا آواز بلند کنیم و تمام اقوام افغانستان را به برادری وبرابری و صلح امنیت دعوت نمائیم.
  ما امروز در کنار همدیگر می نشینیم بدور ازافکار طبقاتی ونژادی این کشور،  بدوراز زبان پرستی و منطقه گرایی و مذهب گرایی همدیگر را برادر وار در آغوش می گیریم ویک نظام ثابت را دراین سرزمین برقرار می نمائیم.
     تا وحدت ومشارکت ملی را دراین سرزمین تجربه نمائیم، نظام که ملت ما ومیهن ما آنرا خواسته باشد با همدیگر تا مین نمائیم ازادی و امنیت و صلح کشور ما دست رنج پدران ما و محصول خون شهیدان این سرزمین است  و شهیدان ما بهترین ممثل این بازی در تاریخ بوده است .
مادران دراستقلال و عذتمندی افغانستان سهم بزرگی دارند و آن اینکه از یک انسان عادی و با محدودیت های زندگی، بزرگتین قهرمانان و خدا جویان را تربیه کرد و هنگام جهاد مشوق شان بود تا نماز و توسل خودرا فراموش نکرده و به وعده های الهی و پیروزی حق باور داشته باشند، جگر گوشه های خویش را که ذکر نام آنان اولین کلام شان بود و رسیدن به فصل جوانی فرزندشان بزرگترین آرزویی شان و تحقق آرزوهای بی شمار در فرزند جوانش برای یک مادر نهفته بود ولی با همه این آرزو مندیها، مادران رشادت کردند جوانان خویش را برای عذتمندی و افتخار آفرینی به میدانهای گرگها و فرعون زمانه فرستادند و داغ آنها بر دل قبول کردند تا حق مارا از فرعون زمان پس بگیرند.
با این رشارت و قهرمانی، زنان مسلمان افغانستان پای خویش را در راه زنان صدر اسلام و بانوان بزرگ همچون خدیجه کبرا و فاطمه زهرا و حضرت زینب گذاشتند و پیروز شدند و باعث آفرینش این افتخار شکومندی تاریخی ماشدند.
اگر متوجه باشیم در هر تاریخ و برهه میهن ما، عقیده ما، فرهنگ ما و وحدت و برادری ما مورد هدف متجاوزین قراردارد و امروز بزرگتر از دیروز مسؤولیت داریم و نیازمندی فداکاری و رشادت مادران و خواهران این سرزمین هستیم که اول خودشان و بعد جوانان و فرزندان خویش را برای مبارزه با خرافات، بدعتها، دزدان کرامت انسانی، آماده نموده و بار دیگر افتخار آفرین شوند.
در هر عصری بدون رضایت و شجاعت و همت مادر، پروبال ما بسته است و هیچ کاری نخواهد توانستم. همان قسمی که در دوره های گذشته فرزندان تان را دعا کردید، قرآن بالای سری شان گرفتید، باعث قوت قلب شان شدید، امروز هم از بانوان شجاع و با ایمان این سرزمین امیدواری همکاری بیشتری را داریم تا بتوانیم مبارز خوبی علیه مشکلات جامعه امروزی خود باشیم و بار دیگر دشمن فرهنگی، دینی و زندگی خویش را نابود کنیم.
در نتیجه: ارزش های گذشته و ارزشمند را یکبار دیگر زنده کنیم، تا آنچه را به عنوان ارزشها ی فرهنگی داشتیم لای ورقهای تاریخ خاک نخورد، وحدت و یکدلی مردم افغانستان می تواند بزرگترین افتخارات تاریخی را به وجود بیاورد.
هشت ثور باز تاب حماسه ای است که به دلهای ما امید داده و ما به وحدت و یکپار چگی نزدیک می کند.
حول و یاری خداوند را در هیچ زمینه فراموش نکنیم وعده او تحقق می یابد.
والسلام علیکم ورحمت الله و برکاته