۳/۰۵/۱۳۹۲

عالمی بلخی: بعضی از ماده های قانون منع خشونت علیه زنان، برخلاف شریعت اسلام بود



قانون منع خشونت علیه زنان، از سوی نمایندگان مردم در پارلمان رد گردید. عالمی بلخی عضو مجلس نمایندگان، در جلسه اخلاق به تاریخ: 92/3/4 در جمع طلاب و محصلین گفت: چهار ماده قانون منع خشونت علیه زنان، برخلاف شریعت اسلام می باشد و این قانون از سوی مراجع تفسیر کننده  برای مردم تفسیر و  تشریح نشده است.
ماده اول: زمان که دختر، کسی را برای شوهری انتخاب می کند هیچ کس حق ندارد که او را ممانعت نماید؛ حتا پدرش هم نمی تواند مانع انتخاب وی شود. در شریعت اسلام ازدواج دختر با کافران جایز نمی باشد و به همین خاطر اگر چنین اتفاق بیافتد و دختر، کافری را برای شوهری انتخاب کند طبق قانون منع خشونت علیه زنان کسی نمی تواند او را مانع شود به همین خاطر این ماده قانون منع خشونت علیه زنان، مغایر شریعت اسلام می باشد و کسی که ممانعت کند حتا پدرش، خشونت کرده و باید حداقل شش سال زندان شود.
ماده دوم: دختر، کمتر از سن 15 سال اگر به شوهر داده شود، پدرش و یا کسی که اورا به شوهر داده باید زندانی شود. در حال که در شریعت اسلام، دختر به سن نه سالگی به بلوغ می رسد و در کمتر از 15 سالگی از هر جهت به بلوغ جسمی و فکری به سن قانونی ازدواج می رسد. این ماده قانون منع خشونت علیه زنان نیز خلاف شریعت اسلام می باشد.
ماده دیگر: در مورد تعدد زوجات است. اگر مردی اقدام به ازدواج مجدد می کند باید سه شرط همزمان موجود باشد: 1 – خوف از عدم تامین عدالت وجود نداشته باشد – 2 – مرد بتواند نفقه عیال را تامین کند – 3 – خانم عقیم باشد و مشکل مقاربتی داشته باشد. باید این هرسه شرط در عرض هم وجود داشته باشد اگر این شرایط موجود نباشد، مرد اقدام به ازدواج مجدد نماید باید زندانی شود.
ماده ی دیگری که خلاف شریعت اسلام است؛ مانع شدن از کارکردن زن بیرون از خانه است. در قانون منع خشونت آمده است که مرد حق ندارد که زن خودرا درهیچ صورت از کار کردن به بیرون ممانعت نماید و اگر ممانعت کند باید مجازات شود. در دین مقدس اسلام در حال که محیط امن نباشد و خطر وجود داشته باشد و ازسویی دیگر مرد هم بتواند نفقه عیال را به خوبی تامین کند، خانم حق ندارد که بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود.
آقای بلخی گفت که تعداد از خانمها حمایت خودرا از این قانون اعلام داشته و دلیل رد شدن این قانون را نیز توسط علما می داند، اما اگر مرجعی برای تفسیر کردن این قانون وجود داشته باشد و ماده های این قانون را با شریعت اسلام تطابق دهد؛ مردم این قانون را نخواهند پذیرفت. وی همچنین یاد آوری نمود که قانون شرایط تحصیلی ریس جمهور کشور و اعضای پارلمان که یکی از موارد خیلی مهم و ضروری می باشد، نیز از سویی بعضی اعضای پارلمان خلاف قانون اساسی دانسته شده و رد گردیده است. 

۳/۰۲/۱۳۹۲

تا هنوز مردم زبان بدل نکرده و باز زبان قانونی با دولت سخن می گوید



به مقام محترم وزیر تحصیلات عالی، آقای پوهاند عبید، عرض سلام و ارادت داریم.
وزیر محترم! همانطوری که شما اطلاع دارید محصلان پوهنحی علوم اجتماعی پوهنتون کابل، برای اصلاح آنچه که به کفایتی و ضعف اخلاقی برخی از استادان و رییس این پوهنحی می خوانند، دست به اعتصاب غذایی نامحدود زده اند. اکنون این محصلین در شرایط بسیار دشوار و خطرناکی قرار گرفته اند. اعتصاب غذایی آنها وارد چهارمین روز خود شده است و شما می دانید که اگر این روال ادامه یابد، حیات و سلامتی بیش از 71 تن درخطر است.
آقای عبید! درکشورهای قانون مدار و قانون پذیر، هرگاه رییس، وزیر، و یا هرمقام بلندپایه دولتی خطایی را مرتکب شوند، درنتیجه‌ی اعتراض مردم، از سمت شان کناره گیری می کنند. درحالیکه در اعتراض به بی مدیریتی و بی کفایتی رییس و یک تن از استادان پوهنحی علوم اجتماعی، بیش از 71 نفر اعتصاب غذایی کرده اند که متأسفانه، نه تنها آنها از سمت شان کناره گیری نکرده اند بلکه شما و وزارت تحت امرتان نیز با بی توجهی و سهل انگاری از کنار این قضیه رد شده اید. درحالیکه توجه به خواستهای محصلینی که مدنی ترین و دموکراتیک ترین شیوه را برای بیان اعتراض شان در پیش گرفته اند، یک وجیبه‌ی وجدانی، ایمانی، و وظیفوی شما بود.
وزیر محترم تحصیلات عالی! ما ازشما انتظار داشتیم که برای احترام به حیات و زنده گی 71 نفر اعتصاب کننده، سفرتان را لغو می کردید و دوباره به کابل برمی گشتید. که بازهم با ناامیدی و حیرت تمام دیدیم که شما کمترین توجهی به این مسئله نشان ندادید و دست روی دست گذاشتید. در صورتیکه، آوردن اصلاحات درنظام تحصیلی ونهادهای علمی کشور، خواست تمام محصلین افغانستان است و هر انسان درد دیده و دلسوز این وطن می خواهد که مراکز آکادمیک به فساد آغشته نگردد و به مرکزی برای رشد تبعیض و نفاق بدل نشود.
وزیر محترم! ما به عنوان جمعی از فرزندان این کشور که خواهان آوردن اصلاحات درنهادهای علمی، به ویژه درپوهنتون ها هستیم، ضمن حمایت از حرکت مدنی و دموکراتیک محصلین علوم اجتماعی، موارد ذیل را به شما یادآور می شویم:
1- همانطور که شما نیز می دانید، درنظام دموکراسی، کشمکش ها با مراجعه به آرای مردم حل و فصل می شود و حرکت های اصلاح طلبانه نیز به شکل مدنی و صلح آمیز سامان داده می شود. محصلین پوهنحی علوم اجتماعی نیز با درنظرداشت تمام موازین دموکراسی و حقوق شهروندی خود، از آرام ترین شیوه برای بلندکردن صدای شان استفاده کرده اند که به جای توجه به خواست های آنها، بدبختانه، مقامات وزارت تحصیلات عالی با بی توجهی کامل از کنار این قضیه گذشته اند. به دلیل همین بی توجهی شما اکنون حیات محصلین این پوهنحی به خطر افتاده است که باعث رنجش هروجدان بیدار این کشور شده است.
2- خواست های را که محصلین پوهنحی علوم اجتماعی مطرح کرده اند، مشروع، برحق و برخواسته از حس شایسته سالاری و دلسوزی آنهاست و لازم است که شما برای برآورده شدن خواست های این محصلین، تدابیری مشخصی را روی دست بگیرید.
3- لازم نیست که ما به شما، تمامی مصایبی را طبقه محصل و دانشجو تحمل می کند، یاد آوری کنیم. اما لازم است که این نکته را باصراحت تمام به شما تذکر دهیم درصورتیکه شما شخصاً برای حل این معضل اقدام نکنید، محصلین پوهنحی های دیگر نیز برای حمایت از صدای اصلاح طلبانه و عدالت خواهانه آنها به پا می خیزند.
لازم است بدانید که که بی توجهی به خواست های محصلین،اگر منجر به بروز حوادثی گردد، مسوولیت تمام حوادث به عهده شخص شما خواهد بود.
ما یک باری دیگر از تمامی خواستها برحق محصلین علوم اجتماعی حمایت خود را اعلام می کنیم.
باتقدیم احترام
مورخ: 2/3/ 1391

۳/۰۱/۱۳۹۲

تغذیه ریشه ی قومی، تبعیض، بی عدالتی و بی کفایتی، در پوهنتونها، دیگر قابل تحمل نیست



پوهنتون ها و مراکز علمی، باید بیستری باشد برای پرورش و توسیعه ای افکار و اندیشه های علمی و مصلحتهای عمیق اجتماعی. در پوهنتوهنها آینده سازان یک مملکت رشد می یابد و جایی است که همه مردم به آن اعتماد می کنند. مردم از استادان توقع بلند بردن آگاهی فرزندان شان را دارند و بر این باورند که برای ساختن آینده جوانان شان تمام تلاش ها و دلسوزی ها صورت می گیرد. اما در افغانستان، متاسفانه پوهنتون به محل زدودن اندیشه های ملی و سکوب استعداد ها تبدیل شده است  که در محیط آن باید یک قشری خاص و افراد مشخص فرصت نفس کشیدن را داشته  و تعدادی هم در گذاره های خشم تبعیض جان می دهد. تعداد افراد بی درایت درامتداد رمز گونه خط تبعیض و بی عدالتی، ستون علمی را بر دوش دارند و کشتی نجات افغانستان را به سوی تبعیض و خود بینی های قومی و سمتی حرکت می دهند و دانشگاه را بساط مسموم و آلوده ی بی عدالتی، بی کفایتی و بی اعتمادی ساخته است . مسایل چون: تبعیض در بخش های متخلف آموزشی و قایل شدن امتیاز برای افراد خاصی، ایجاد تنش های قومی و زبانی و مذهبی، دامن زدن به جاسوسی و ایجاد بی نظمی ها، در خواست ها و توقعات بی مورد استادان از محصلین، عدم شایسته سالاری در انتخاب مدیران و استادان پوهنتونها؛ یاس و نا امیدی بزرگی را برای مردم به وجود آورده است.. تهدید، اخذ رشوه، تبعیض و بی درایتی و ضعف علمی بعضی از استادان و مدیران کلیدی در پوهنتون کابل،  – طرحی بزرگی است برای ایجاد فضای خفه قان استعداد ها و سد بزرگی است برای پیشرفت جوانان افغانستان. به طور مثال:  اگر سیستم آب رسانی یک ساختمانی یا سیستم برق رسانی آن در یک قسمت دچار مشکل شود و نا رسایی صورت گیرد، تمام بخشهای دیگری ساختمان نیز بی آب و برق خواهد شد. هر کس فکر می کند که با شکستن پایی یکدیگر، در رفتار خود سرعت به وجود می آورد، غلط فکر کرده است. با شکستن پای دیگران خود شان نیز به جایی نخواهند رسید.
بارها محصلین در اعتراض قانونی خویش، بدون در نظرداشت مسائل قومی و سیاسی، با زبان رسمی  و نرم"تحصن" مشکلات درونی دانشگاه ها را و رویه های شرم آور افراد و اشخاص مشخص را برای حکومت و جامعه بین الملل و حقوق بشر اعلام داشته و خواسته های خویش را طبق مصالح اجتماعی مطرح نموده است.
اکنون نیز چندین شبانه روز می شود که محصلین دانشکده ی علوم اجتماعی پوهنتون کابل دست به تحصن زده، تا اعلام کند که ادامه ی  تبعیض و فساد اخلاقی و ضعف مدیریتی در داشگاه ها برای آنان قابل تحمل نیست. دنیا و نهاد های حقوق بشر باید بفهمند که در دانشگاه های افغانستان تا چی اندازه تبعیض بیداد می کند و استعداد ها کشته می شود. اجرایی شدن عدالت و شایسته سالاری خواسته های مهم محصلین را تشکیل می دهد؛ خجالت آور است که دولت مردان و نهاد های اجرایی کشور در مقابل خواست های مشروع محصلین سکوت کرده اند. به گفته محصلین "دولت و مسئولین باید تلاش کند تا زمانیکه ما در مقابل این همه بی عدالتی و کار های خجالت آور شان زبان سخن را عوض نکرده ایم و تا حال با همین زبان قانونی سخن گفته ایم، باید مسیر تبعیض و نفاق افگنی را در پوهنتون کابل عوض کند و تعداد افرا د مشخص که در نقض حقوق یک عده افراد دست دارند و باعث ایجاد بی نظمی در محیط پوهنتون گردیده اند؛ از کار کشیده شود. مراعات نظام شهروندی برای همه لازم است و نباید هیچ کس پهلو عوض کند و بازبان خشونت و خودبینی با دیگران سخن گوید.
در سومین روز اعتصاب محصلین معترض؛ محصلین دانشگاه ها، جامعه مدنی افغانستان و حوزات علمیه کابل، با حرکت های حمایه وی خویش از اقدام محصلین دانشکده ی علوم اجتماعی اعلام حمایت کرده اند و این حرکت را  حربه ی بزرگی بر بدنه ی تبعیض و بی عدالتی می دانند، عبدالحمید ناطقی به نماینده گی از طلاب حوزات علمیه کابل گفت: "حرکت شما خط بطلان است بر پیمودن مسیر ظلم و تبعیض که در سیستم تحصیلی دانشگاه ها در کابل  که توسط یک عده افراد جریان دارد". عملکرد شما و زبانی را که شما برای بیان اوضاع جاری انتخاب کرده اید، نماد از شعور سیاسی شما است و نشان می دهد که شما، راه وحدت ملی را درکشور می پیمائید. ما طلاب و محصلین کابل از شما و حقوق تان حمایت می کنیم و در صورت ادامه بی توجهی مسئولین، مانیز دست به حرکت های مدنی و اعتصاب غذای خواهیم زد.

۲/۲۹/۱۳۹۲

تاسیس کوچی ها، طرحی برای نابودی هزاره ها در افغانستان




غلام محمد غبار می نویسد که "هفتاد درصد مردم هزاره در افغانستان در دوران عبدالرحمن قتل عام گردید". به طور مثال از بیست هزار جمعیت مردم بهسود چهار ده هزار نفر آن قتل عام شد. در دوره عبدلرحمن طرح های مختلف برای نابودی هزاره ها و شیعه های افغانستان کشیده شد که از جمله هزاره ها از مناطق سر سبز و حاصل خیز شان مثل جلال آباد – قندهار و اکثر جاهای که هزاره ها بود و باش داشت، توسط حکومت که ترکیب نا متجانس از تبعیض و افراد بی درایت بود، به کوهستانات رانده شد؛  که اکثر این مناطق به زبان هزارگی نام گذاری شده است و تا هنوز به همان نام ها یاد می شود. عبدلرحمن، کوهستانات را نیز برای مردم هزاره امن نگذاشت و گروهی را بنام کوچی تاسیس کرد و برای نا امن شدن مناطق و نابود شدن هزاره ها، برای کوچی ها به مدت نود سال فرمان حکمرانی و مطلق العنانی را صادر نمود.
به گفته قاسم اخگر" نود سال کوچی ها برای تجاوز بالای زمینها های هزاره ها و اموال و دارایی شان از عبدالرحمن فرمان گرفته بود" هزاره ها به همین دلیل به کشورهای پاکستان، ایران و دیگر کشورها مهاجرشد.
در زمان عبدلرحمن،  کسیکه اذان مذهب شیعه را می داد در قدم اول برای شهادت خود غسل می کرد و کفن می پوشید بعد در مسجد اذان می گفت. تاریخ شهادت می دهد که تلخ ترین گامهای تبعیض و اختلاف افگنی بین اقوام افغانستان در زمان حکومت عبدلرحمن بر داشته شد. بعد از دوره عبدالرحمن، در دوره های دیگر رهبران سیاسی و جهادی هزاره ها برای آزادی افغانستن تلاش نمود و افتخارات بزرگی را برای مردم افغانستان به ارمغان آورد. اما دو امتیاز خیلی مهم که داشت و هزاره ها را از دیگران متمایز می سازد یکی اینکه - مناطق خودرا خود شان از چنگال اشغال گران خارجی به تنهایی آزاد کردند بدون اینکه دیگر اقوام ساکن در کشور، آنان را کمک نماید.
2 – رهبران و مجاهدین هزاره با تمام اقوام که انگیزه اسلامی و آزادی مردم و افغانستان را داشت؛ در تمام ولایات به کمک آنان شتافت و از وجب وجب خاک این کشور دفاع نمود که این مسئله یعنی همکاری هزاره ها با اقوام دیگر نتیجه مثبت وحدت ملی و همدلی را در پی داشت و باعث شد تا فاصله های  قومی و ملیتی با همدیگر نزدیک شود.
حال که در عصر تکنو لوژی و دهکده اطلاعاتی شدن جهان قرار داریم، وعصر بنام دموکراسی حاکم است، مسائل اجتماعی و سیاسی به یک قوم و به یک منطقه و کشور مربوط نمی شود بلکه به همه ربط پیدا می کند. در افغانستان قطبهای جدید مردم سالاری تراشیده شده و تمام اقوام باید عناصر تشکیل دهنده حکومت باشد.
متاسفانه در همین عصر دموکراسی و جهانی شدن نیز تبعیض و بر تری طلبی در وجود بعضی افراد نفس می کشد و پس لرزه های اختلاف و تعصب بالای مردم دیده می شود.
نمونه این روند شرم آور، کوچی گری در افغانستان، جریان طرح و فرمان عبدالرحمن بالای یک تعداد مردم، و نا معلوم باقی ماندن سرنوشت عاملین حادثه ی عاشورای 1390 کابل، به گفته سیید هادی" {کرزی در یک جلسه خصوصی گفته بود که هزاره ها! سرو صدا نکنید که زور تان کم است}" نمونه از بی عدالتی و جریان تبعیض در افغانستان می باشد. هزاره ها به عنوان یک قشر پیشتاز و پیشگام در ایجاد صلح و خلع سلاح های غیر قانونی و پیشتاز در عرصه جهاد و دفاع از افغانستان و تعلیم و تربیه؛ تاهنوز در افغانستان و کشورهای دیگر، به دلیل موجودیت تبعیض و اختلاف قومی، هر روز ده ها و صدها تن را قربانی می دهد. چهل هزار سایت وهابیت شمشیر برهنه ی است علیه دین و مذهب شیعه که ملیونها پول مصرف می کند تا مراکز ایجاد شبهات علیه مذهب تشیع را تقویه نماید. صدها مرکز در پاکستان و کشورهای دیگر ایجاد شده تا مغز یک عده افراد عقده ی را شستشو نماید و آموزش اتهام بندی، قتل عام، نابودی آثار و ارزش های فرهنگی در مناطق هزاره جات را برای آنها می دهد،  تا آنها در افغانستان و پاکستان دست به انتحاری بزند و در مسیر رفت و آمد مردم نا امنی ایجاد نماید. امروز بر ما است تا چگونه به جامعه مختلط، افکار گوناگون و طبقات انسانی کمک نمائیم. چگونه می توان با افراد آگاه و جاهل افغانستان کنار بیاییم. و چی قسم باید افراد متعصب و غیر متعصب را بسوی آبادی و همدیگر پذیری فرا بخوانیم.
راهکار ها: استفاده از فرصت های پر درخشش، انسانهای عالم و دانشمند باید از منطقه و خانواده خود فراتر فکر نماید چون افراد تحصیل کرده تنها مربوط خانوده خود نمی شوند بلکه مربوط جامعه خود می گردد. جوانان ،  باید جامعه طبقاتی افغانستان را بشناسند و درک نماید. جوانان و تحصیل کرده گان باید وظیفه شناس باشد و به زبانهای مختلف از جمله: زبان عربی، زبان انگلیسی و زبان های رسمی افغانستان آشنایی داشته باشد. رهبران و بزرگان سیاسی نیز رابطه ها و معادلات سیاسی را باید بر اساس مصلحت مردم افغانستان تعریف نماید.
نگاه های دقیق و هوشمندانه به بخش های اقتصادی و علمی، معرضه های هدفمند، می تواند مشکلات افغانستان را حل نماید. غفلت بزرگان و رهبران سیاسی در مورد آینده افغانستان برای به وجود آمدن مشکلات فروان ، فرصت آفرین است خواهد بود.