۷/۱۵/۱۳۹۲

بازیگران پیر افکار در سایه دیموکراسی جوان و نو پا







متاسفانه،  در سایه دیموکراسی و آزادی بیان جوان که در کشور به وجود آمده بود، بازیگران پیر افکار و فرصت طلبی را یافتم و مدارک و شواهد پیری افکار و بینیش شان نیز در نزدم موجود می باشد.
مواردی که پیر فکران در سایه دیموکراسی جوان به آن پرداخته اند:
توهین به علما و بزرگان
آبروی جمعی را به خاطر اهداف شخصی خویش بردن
از جمع آبرو برد و به فردی موقتا آبرو بخشید
بازی کردن بی ثبات و گنگ
پیش بردن هدف های شخصی در جنبه های مادی طلبی و شهرت خواهی
استفاده کردن از احساسات مردم
زیر پا گذاشتن ارزشهای میهنی و دینی
بازی کردن با آبروی خود و قوم و مردم خود
ایجاد نام بلند برای مقصد کوتاه
 شعارهای بلند حقوق بشری و نقض صریح و آشکار آن توسط خود شان
 به چالیش کشیده شدن سیاست های کا رای رهبران و نخبگان توسط این پیر فکران
تخریب افکار و اذهان نوپای عامه مردم افغانستان توسط اینها
متاسفانه سایه دیموکراسی و آزای بیان مورد سوء قرار گرفت و بازیگران با افکار پیر و فرسوده و ناکارای خویش در پناه آن خزید و می خواست که ارزشهای دینی، فرهنگی و میهنی کشور را به باد فنا بدهد. البطه من از آنچه که خودم سند دارم حرف می زنم و آنچه که شما دوستان از این بازی گران پیر دارید خبر ندارم.
اینها هر روز از کار کردها و برنامه ها و سیاست های بزرگان زبان انتقاد پیدا می کنند و هیچ گاه بدیل  ندارد و برای بهبودی اوضاع جامعه هیچ پشنهاد و نظریات ارائه نمی کند.
بازی گران بی مورد و بی هدف دیموکراسی را بدنام و بازیگران واقعی آنرا بی اعتبار کرده است. در سایه چنین دیموکراسی خانواده ها نسبت به دانشگاه، شفاخانه ها، جاکعه مدنی و دفاتر و حتا پولیس بی باور و کم اعتماد شدند و یگبارگی کار های اجتماعی را از دست دختران و خانم های خویش گرفتند و اجازه کار کردن را به آنان ندادند.
راهکارها
برای بهبودی وضعیت دیموکراسی و بدست آمدن اعتماد دوباره آن، باید فرصت طلبان و فرصت جویان مورد مواخذه قرار گیرد و پیش روی مردم افغانستان رسوا شود.

۷/۱۴/۱۳۹۲

لست نامزدان ریاست جمهوری تاکنون


1 استاد سیاف ، اسماعیل خان معاون اول ،عبدالوهاب معاون دوم
2 دکتور عبدالله ،انجنیرمحمد خان معاون اول ،حاجی محمد محقق معاون دوم
3 عبدالرحیم وردک، عبدالاحد افضلی معاون اول ، سید حسین انوری معاون دوم
4 حشمت غنی احمدزی، عبدالله برومند معاون اول، انجنیر محمد عابد معاون دوم
5 قطب الدین هلال ،عنایت الله عنایت معاون اول ، محمد علی سخی زاده معاون دوم
6 دل آقا کوهدامنی ،زلمی همراز معاون اول ،تورپیکی عزیزی معاون دوم
7 سیداسحق گیلانی ، ذکریا نورزی معاون اول ، شیماعصمتی معاون دوم
8 فضل کریم نجیمی ،صابر تمکین معاون اول ، سوسن حاجتی معاون دوم
9 بسم الله شیر ، محمد حسن توحیدی معاون اول ، اسکندر خان حسین معاون دوم
10 دکتور اشرف غنی احمدزی ،عبدالرشید دوستم معاون اول ، سرور دانش معاون دوم
11 سرور احمدزی ، دکتور عبدالرحمن معاون اول ، انجنیر قریشی معاون دوم
12 حیمدالله قادری ، محمد عارف بره کی معاون اول ، حمیراه حقمل معاون دوم
13 سردار محمد نادر نعیم ، تاج محمد اکبر معاون اول ، عزیز الله پویا معاون دوم
14 دکتورزلمی رسول ، احمد ضیا مسعود معاون اول ، دکتور حبیبه سرابی معاون دوم
15 داوود سلطان زوی ، احمد سعیدی معاون اول ، فاطمه سادات معاون دوم
16 قیوم کرزی ،وحیدالله شهرانی معاون اول ، ابراهیم قاسمی معاون دوم
17 گل آقا شیرزی ، سید حسین عالمی بلخی معاون اول ، محمدهاشم زارع معاون دوم
18 عزیز الله لودین ، عباس کریمی معاون اول ، جنرال حمید الله رحیمی معاون دوم
19 خدیجه غزنوی ، جنرال محمد قاسم فایضی معاون اول ، جنرال خیر محمد بارز معاون دوم
20 دکتوراحدی , حشمت الله مجددی معاون اول و اسماعیل قاسمیار معاون دوم

۷/۱۳/۱۳۹۲

دو ماه انظار کشیدن پشت دروازه دفتر معاونت دوم

اتحادیه قوم شاه بیک سرخجوی ورس که به تعداد پنجصد فامیل می باشد وبنده هم به حیث مسئول بخش کمیته روابط و همچنان معاون اتحادیه باید انجام وظیفه کنم؛ بنده را دستور دادند که عریضه ترتیب بدهم و محضر معاونت دوم جناب استاد خلیلی تقدیم کنم تا به حالت اضطرار مردم رسیدگی نماید و از مشکلاتهای خطر ناک مردم نجات پیدا کند. منهم وعده دادم که حتمن با استاد خلیلی ملاقات خواهیم نمود؛ دوماه می شود که به سکرتریت دفتر استاد خلیلی زنگ می زنم و وقت ملاقات گرفته نمی توانم و همچنان به آقای صفدری و جواد مشعل هم تماس گرفتم وعده کرد که همکاری می کند اما متاسفانه مدت زیاد گذشته که تا هنوز یا فراموش شده ایم - یا نادیده گرفته شده ایم - یا نوبت نرسیده و دفتر ایشان به قول خودشان شلوغ است.
اگر این قسم باشد که مردم غریب و بی چاره نتواند به رهبران و بزرگان خویش دسترسی داشته باشد حتا در حالت اضطرار، دیگر امید ها قطع می شود و دلها سرد.
این جمعه به همین خاطر و خجالت که از مردم کشیدم نتواستم که در جلسه حاضر شوم.
جناب جواد مشعل و اقای صفدری این موضوع را شاهد هست و سکرتر صاحب هم وعده که برای شما زنگ می زنم تا حال خبری نشده متاسفانه.
از طرف دیگر 50 تن از خبر نگاران و ژورنالیستان پوهنتون کابل و تعداد از نویسندگان که دوره های خبرنگاری را با ایشان سپری کردم و اموزش دادم نیز به بنده دستور داده که زمینه دیدار ایشانرا با جناب استاد محقق فراهم کنم و ببینم که اینبار چی می شود؟

۷/۰۴/۱۳۹۲

بزرگترین سروی اجتماعی، اقتصادی و دیموگرافیکی نفوس در ولایت کابل




اداره احصائیه مرکزی افغانستان به کمک و همکاری تخنیکی و مالی صندوق نفوس ملل متحد سروی مفصل اوضاع اقتصادی، اجتماعی و دیموگرافیکی را اجرا می کند.
به گفته غلام حضرت مدیر عمومی فعالیتهای ساحوی مرکز احصائیه؛ این برنامه تا سال 1395 تکمیل خواهد شد و تمام ولایت های افغانستان را تحت پوشیش قرار خواهد داد. وی گفت ما در این برنامه از تمام نواحی شهر کابل جوانان را دعوت کرده ایم تا برنامه به شکل موفقانه تکمیل گردد. وی مشکلات عمده این برنامه را بی توجهی مسئولین و عدم تشویق همکاران احصائیه و نبود امنیت در کشور دانیست و گفت تا حد ممکن تلاش می کنیم که با حس وطن دوستی و مسئولیت پذیری این برنامه را موفقانه تکمیل نمائیم.
در حال حاضر بالا تر از دو هزار نفرکه دارای مدارک معتبر تحصیلی می باشد و در امتحان پذیرفته شده است در اداره احصائیه مرکزی افغانستان مشغول فراگیری تعلیمات و دستورالعملهای تحقیق و سرویری می باشد. قرار است این تعداد از جوانان به مدت 12 روز در این مرکز از ساعت هشت صبح تا چهار عصر آموزش ببیند و بعد از سپری نمودن دوره آموزشی و موفقیت در امتحان، می تواند در بخش های سرویر، کنترلر و احتیاطی به مدت یکماه در ولسوالی های کابل اوضاع کلی مردم را بر رسی و سبت نماید. برای هموطنان عزیز توصیه می شود که به طور فعالانه با اداره و همکاران اداره احصائیه مرکزی همکاری نماید و صادقانه و با حس وطن دوستی مصاحبه هارا تمام نموده و معلومات کافی را در اختیار همکاران اداره احصائیه قرار بدهد.
سروی دقیق اوضاع اقتصادی، فرهنگی، تعلیمی، صحی، سرشماری و جغرافیایی در وطن ما نقش بسیار بالای دارد بخاطری که اکثر مشکلات ها و حق تلفی های که تا هنوز صورت گرفته از نامشخص بودن نفوس یک منطقه سر چشمه گرفته است. تمام نا رسایی ها و بی توجهی های مسئولین، موسسات، تاجران و سرمایه گزاران نیز از همین دلیل می باشد یعنی از سی سال بیشتر می شود که افغانسان در جنگ و نا امنی بسر می برند و دولت هم موفق نشده اند تا اوضاع جامعه و نفوس جامعه را مورد بر رسی قرار دهد. کابل سومین ولایت است که بعد از دایکندی و بامیان زیر پوشیش برنامه احصائیه مرکزی قرار خواهد گرفت. این برنامه می تواند به تمام وزارت خانه ها، بخشهای صحی، تعلیمی، انکشافی، تجاری، تبلیغی و رسانه یی کمک نماید و آمار دقیق از مردم وباشندگان یک منطقه کارها و برنامه ها را بدرسیتی هدایت می کند و تبعیض و فساد را نابود می کند. مثلا اگر نفوس شماری نباشد سوئ استفاده های فراوان از بودیجه هاصورت می گیرد و در یک ولایت پول ها غصب می شود و در ولایت دیگر اصلن سهم مردم نمی رسد و در یک ولایت بیشتر به آسیب دیده گان حوادث طبیعی رسیدگی می شود و در ولایت دیگر هیچ رسیده گی صورت نمی گیرد.
پلان گزاران، سرمایه داران و مدیران با این برنامه می تواند دقیق مدیریت و پلان گزاری نماید و از پروژه ها ارزیابی دقیق و مبتنی بر شواهد انجام دهد.
این پروژه دارای دو نوع هدف می باشد؛ یک هدف عمومی که گفتم تمام گزارش اوضاع زندگی مردم به طور محرمانه در اختیار مدیران و برنامه ریزان داخیلی و بین المللی قرار می گیرد.
هدف شخصی این برنامه عبارت است از: بر رسی سن و جنسیت نفوس، چگونگی زندگی والدین و اوضاع صحی انان، مشخصات تحصیلی و تعلیمی افراد جامعه، بر رسی اوضاع اقتصادی و درآمد وشغل مردم ، بر رسی نفوس متحرک( کوچی ها و مهاجرین و کسانی که در حال کوچ کردن  است) بر رسی وفیات، تولدها، بار وری، مشکلات وظیفه وی  و خانوار و مسکن در این برنامه بر رسی خواهد شد.
این در حالی است که قبلا در ولایت بامیان و دایکندی این پروژه تکمیل شده است.

۷/۰۳/۱۳۹۲

علما، هسته و چرخه اصلی تحولات اجتماعی، دینی و سیاسی درجامعه می باشد




  علما، مرکزی ترین و مهمترین مهره در تحولات جامعه حساب می شود و همیشه در تحولات بزرگ و پیشرفتها نقش فعال داشته است. علما نیروهای فکری، جسمی و بشری را در جامعه هدایت کرده و باعث آگاهی و فعالیت مردم در عرصه های مختلف می گردد. هدایت برنامه ها و هدفمندی های امروزی در درون دولت و جامعه توسط علما شکل می گیرد. با اندک دقت و شناخت در زندگینامه ی مسئولین حکومتی و استادان دانشگاه، اکثر شیوخ و علمای دینی است که در این مراکز وظیفه اجرا می کند و سطوح تعلیمی و درسی را رشد می دهد. خوشبختانه که در سالهای اخیر فعالیت حوزات علمیه نسبت به سرنوشت طلاب تغییر اساسی کرده و رشته های مختلف و اساسی را در درسها و برنامه های خویش به طلاب عرضه نموده و برنامه های منظم را روی دست گرفته است. حوزه علمیه رسالت یکی از حوزات موفق و تاثیر گذار است که در این اواخر جهت رشد سطوح علمی طلاب و جوانان تلاش نموده است که از جمله تهیه خوابگاه و اماده کردن سه وقت غذا و  پرداخت شهریه مناسب برای طلاب و همچنان ایجاد فضای کتابخانه مجهز دیجیتالی که در ساعات معین و با قانون و مقررات درسی در اختیار طلاب دینی و دانشگاهی قرار داده است. بر گزاری درسهای کلاسیک و بروز، در کنار دروس حوزه وی، ایجاد صنفهای جداگانه کمپیوتری و زبان آموزی برای طلاب، ایجاد صنف های جداگانه در سطوح مختلف  بخاطر تحقیق و پایان نامه نویسی و کارهای رسانه یی، یکی دیگر از فعالیت های این حوزه می باشد و همچنان هماهنگی با تعداد از دانشگاه های خصوصی در مورد تخفیف برای طلاب این حوزه و هماهنگی در دروس با استادان مجرب و فعال کشور و بزرگان و تجلیل از چهره های ماندگار جهادی، علمی و مردمی طرحهای تازه و مهم حوزه علمیه رسالت می باشد.
در این حوزه در حدود 300 نفر از طلاب دینی مشغول تحصیل علم ودانش هستند و در صورت مقید شدن به آیین نامه این حوزه، می تواند بدون ممانعت مدیریت این حوزه درسهای دانشگاهی را نیز فرابگیرد. مدیریت این حوزه طلاب را به تحقیق و پژوهشهای علمی تشویق نموده و در ایام مذهبی و دینی زمینه تبلیغ آنان را فراهم می کند.
سایت رسمی و وبلاک حوزه علمیه رسالت
http://resalat.info/

۶/۲۶/۱۳۹۲

با داشتن کلید و چراغ بازهم راه را اشتباه می روند و قفل را می شکند




 تعقل و تفکر یکی از ویژگیهای فرد موفق و مسلمان است و اسلام هم به  این موضوع اهمیت زیاد قائیل شده است. یکساعت فکر کردن برابر با هفتاد سال عبادت بدون تفکر و تعمق است یعنی انسان باید در مورد کارها و برنامه های که انجام می دهد و برنامه های زندگی خویش باید فکر کرد و آن را به نیاز های زندگی خویش مقایسه نمود.
بدون تفکر و تعقل و تقلید کور کورانه مارا به سر حد نابودی نزدیک خواهد نمود، افراد که فکر نمی کنند و مصحلت سنج نیست با داشتن کلید قفل را می شکند و با هزاران چراغ نور افروز بازهم راه را غلط می روند. در عصر فعلی زمینه آگاهی، فکر کردن و دستیابی به ارزشها در فضاهای زندگی بسیار آسان شده و هرکسی که بازهم بدون مصلحت شخصی و اجتماعی خویش گام بر می دارد و از ارزشها چشم پوشی می کند جاهل است و هیچ گونه حسابی را نمی توان روی همچون شخص باز کرد.
هنوز مواردی زیادی وجود دارد که مردم حق را نادیده گرفته و روی ارزشهای اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی و دینی خویش پا می گذارند.
1 –  رو آوردن جوانان عاقل و تحصیل کرده به مواد مخدر با آنکه می بینند که تمام هستی انسان را نابود می کند.
2 – اشخاصی که برای نابودی ارزشها و افراد و اشخاص کمر می بندد و حیات و زندگی خودرا قربانی می کند، با آنکه می بیند که حق حیات چقدر ارزشمند است و هر که آن را تلف نماید مستحقق شدید ترین جرم و عقاب می باشد.
3 – پیروی از برنامه های که بناهای زنده گی را می شکند و به طور مستقیم بخشهای اقتصادی، ایمانی و انسانی مردم را نابود می نماید، به طور نمونه: پا فشاری روی خرافات، تجمل گرایی، بلند بردن مصارف برنامه های عروسی، جشن های تولد و دید بازدید از حجاج، برگزاری پر مصرف برنامه های خیرات و ...
4 –  ایجاد خشونت های متعدد در فضاهای زندگی، کاری و تحصیلی علیه مردان، زنان، کار گران و کودکان؛ چون می بینند خشونت عامل سقوط نظم و رشد اجتماعی می باشد؛ بازهم خشونت به شیوه های مختلف و گسترده دیده می شود.
اگر تعمق و تفکر باشد خیلی از برنامه های اجتماعی اصلاح خواهد شد و مشکلا ت بزرگ حل می گردد.
حکایت شیرینی است که مردم پشت سر یک نفر نماز می خواند و بدون آنکه شخصیت و صداقت اورا در نظر گرفته باشد با تمام عقیده و اخلاص از او به عنوان بزرگ دینی یاد می کرد و تقدس گرایی می نمود. اما این شخص اصلن مردم را فریب می داد. یکروز در نماز جماعت ملا امام دید که چاره نیست که نماز را ترک کند و بیرون برود رفع حاجت کند نا چار شد و بین شلوار خود شاشید و تر کرد، مردم که پشت سرش نماز می خواند بسیار حیرت زده شد و بعد از نماز سوال کرد که یا شیخنا چرا تنبان شما خیس شد یکبار ؟ او فورا گفت من در عین حال که در سجده بودم یک بنده خدا در دریا در حال غرق شدن بود اورا نجات دادم و لباسم تر شد. مردم فورا لباس دیگر برای او آوردند و لباسش را از جانش کشید و ریشه ریشه کرد وبین خود تقسیم که یکی گفت فرزندم بد خوی است و یکی گفت خانمم همرایم جنگ می کند و دیگری گفت اقتصادم خوب نیست . ریشه های تنبان را به گردن خود ها آویزان کردن و به خانه خود بردن که اینتنبان تبرک شده و تقدسیت پیدا کرده است.