۳/۰۱/۱۳۹۰

شعردرباره فرارطالبان زندانی :ما میریم ازاین شهر این شهر ازتوباشد

دولت افغانستان میگه:  به هرکه دست راستی دادم خیانت کرد  بگو بهر خدا باکه اعتبار کنم
ما میریم ازاین شهر این شهر ازتوباشد
همه لطف صفای افغانستان ازتوباشد
ماخوب میدانیم که مامیریم زیادت
این ظلم ستم ها تنها ازتوباشد ، همه لطف سفای قندار جان ازتوباشد مامیریم ازاین شهر
بعد رفتن ما همه جا را بگردید همه جارا بگردید،   
بیابی بنلادن را ولی مارانیابی ولی مارا نیابی 
ما میریم ازاین شهر قندار ازتو باشد همه لطف صفای وطندار ازتو باشد 
************

رفته رفته طالــــــــبان آزاد ز زندان مـــــــــــی شود

روز به روز این بمب و نارینجک دو چندان می شود

زره زره شــــــو ریشـــــی ها باز پـــــیوندد بهــــــــم

لــــــــحظه لحظه انفجار شان فـــــــــراوان می شود



۲/۳۱/۱۳۹۰

حمایت اهالی غرب کابل از تاسیس مصلای رهبر شهیداستاد مزاری«ر»

همایش بزرگ مردم غرب کابل باصدور قطعنامه یی خواهان پیگیری عاملان استفاده جو وفرصت طلب از سوی مراجع عدلی وقضای شده واز مردم خواستند که تا در امر اعمار مصلا سهم بگیرند.
به گفته آنها کار اعمار هم اکنون آغاز شده است ، که قرار است به صورت اساسی ساخته شود.
دراین قطع نامه آمده است که پروژه بزرگ خاتم الانبیا به هیچ وجه قابل تغیر نیست ، وکسانیکه تبلیغات می کند برای فریب وتخریب افکار مردم بوده وحقیقت ندارد ، ومصلای رهبرشهید« ر» یکی از زیرمجموعه های این مجتمع خواهد بود.
قرار است مصلای بزرگ شهید مزاری دربخشی از پروژه بزرگ خاتم الانبیا اعمارگردد و به گفته مسئولین هیئت مدیره این کار ، اعمار آن عملآ جریان دارد.
طبق دستور صریح نمبر 421 مورخ 16/8/1371  وحکم ریس جمهور وقت برهان الدین ربانی زمین مجتمع خاتم الا نبیا عام المنفعه بوده ومربوط شخصی وموارد خاص نیست .از آن می تواند اهالی غرب کابل در امورات دینی ،، مذهبی واجتماعی استفاده کرد که به گفته اهالی غرب کابل ما خواهان ایجاد مصلای رهبر شهید دراین مقطع اعمار می کنیم .






۲/۳۰/۱۳۹۰

مدارس وحوه زات علمیه درافغانستان:

 مدارس درافغانستان توام با چالشها ومشکلات بوده که امروز با داشتن صدها طلاب ومحصیل نتوانسته که درکشور وجامعه فعالیت وخدمت محسوس را داشته باشد با آنکه رسالت حوزه مهمتر از همه ار گانهای اجتماعی ، تبلغی وفرهنگی است .
درکابل چندین حوزه علمیه ومدرسه فعال می باشد که هرکدام صدها تن از طلاب دینی را جلب جزب کرده است ولی بشتر افرادضعیف ، کهن سال است که نمی فهمم چه قسم این افراد وارید حوزه شده است .

با برگذاری یک ساعت درس در روز مدارس برنامه دارد وبشتر متون عربی تدریس می گردد بخاطر آشنای طلاب دینی با حدیث وقرآن کریم ، امادریک سیمنار عمومی تحت نام حوزهای گذشته ، حال وآینده درافغانستان که سال گذشته درکابل با اشتراک هزاران تن از علمای دینی برگذارشده  بود شکایت ازعدم توجه مئولفین کتب درسی ، ومسئولین شکایت نموده بودن که باید دراین قسمت توجه جدی صورت گیرد ، دراین سمینارکار کرد علمایان دین در سالهای گذشته مورد انتقاد قرار گرفته که هزاران تن از علمای دینی درسراسر افغانستان از حقوق شهریه بر خوردار بوده وبحیث یک عالم نتوانسته که در جامعه کار نماید .
یک روز در مدرسه جامعه الاسلام شهریه پرداخت می کرد که درآنجا برابرشدم وقتی که وضعیت طلاب را بر رسی کنی شاید فکرکنی مظلوم ترین وفقیرترین افراد جامعه یک طلبه می باشد ، راستش هم طلاب دینی در یک سطع بسیارپاین قراردارد .
یک درس مضمون عربی تمام اوقات یک طلبه را پر می کند وهیچ گونه در آمد مالی ندارد ونمی گزارد که طلبه درتعامل اجتماعی باشد وبا مسائل  مختلف جامعه آشنا باشد .
نکات که باعث عقب ماندگی جامعه طلاب نثبت به دیگران شده دراین قسمت یاد آوری میکنم:
  1  - عدم توجه مسئولین به سرنوشت مدارس دینی .
  2 - عدم جلب جذب علمایان دینی به مراکز مهم کشور.
  3 - عدم مقاطع ومراحل درسی در حوزه چون یک طلبه سالها هم که در مدرسه باشد کدام مدرک داده نمی شود.
  4 - عدم تعاملات اجتماعی طلاب در جامعه.
  5 - مشکلا اقتصادی .
  6 - مشکلات میتود ها ورویشهای تدریسی در حوزه.
امیدوارم که درآ ینده با چشم نگری جایگاه حوزه در افغانستان ، حوزه پیشرفت نموده وطلاب ازاین مشکلات رهای یابد.

۲/۲۹/۱۳۹۰

دانشگاه مجازی المصطفی:


این دانشگاه توست گروه مطالعات اسلامی به منظور تهیه وارائه دوره های کوتاه مدت آموزشی در سال 1388 تشکیل گردید.
به گفته ریس این دانشگاه که در یک جلسه درس اخلاق در پایان وقت کمی معلومات در مورد این دانشگاه ارائه نمود   این دانشگاه یک کانون انترنیتی است که از تمام کشور ها می تواند محصل بپزیرد ودر پایان تحصیل پایان نامه می دهد .
این دانشگاه جهت فراگیری معارف اسلامی، زبان وادبیات، رشته های مختلف را تعقیب می کند، رشته های کوتاه مدت این دانشگاه :(قرآن وحدیث، دعا، کلام ، مسایل جدید ، تربیت وفرهنگ .....)
که تمام درسها به شکل غیر حضوری وبا استفاده از فضای سایبر ویا به شکل تلفیقی ارائه می گردد.

۲/۲۸/۱۳۹۰

مصاحبه با خانمی بن لادن رهبر القاعده بعد ازکشته شدن بن لادن:

در ابتدا برایمان شرح بدهید که زندگی شما با "أسامه" چگونه است؟
من در دوران زندگیم با وی، بارها و بارها ساعات بسیار زیادی را انتظار کشیدم تا او در اواخر شب به خانه باز گردد. او پیش از خواب، مدت زمان زیادی دراز می کشد و فکر می کند. شب ها کم می خوابید. تقریبا هر شب فقط دو یا سه ساعت. در چنین زمان هایی دوست ندارد کسی با او حرف بزند. گاهی تلاش می کردم در چنین زمان هایی با او حرف بزنم، اما خشمگین می شد و به من مجال صحبت نمی داد. دیگر عادت کرده بودم. با اینکه در کنارم بود، اما در چنین زمان هایی احساس غربت می کردم. در چند وقت اخیر به نظر می رسید مضطرب و نگران است. به قدری ناآرام بود که هر شب برای خوابیدن قرص مسکن و یا خواب آور می خورد.

آیا شما با دیگر همسران "أسامه" در یک خانه زندگی می کردید؟
خیر، هر کدام در منطقه ای و در خانه ای جداگانه بودیم. دو تن از همسران در شهر قندهار در دو نقطه مختلف شهر بودند. سومی در کابل زندگی می کرد. من هم در کوه های "تورا بورا" سکونت داشتم. هفته ای یک روز پیش من بود. من و دیگر همسران او در ماه یک بار یا هر دو ماه یک بار دور هم جمع می شدیم، البته به درخواست خود "أسامه". معمولا یکی از پسرها را دنبال ما می فرستاد تا در منزل یکی از همسران گرد هم آییم. البته بیشتر وقت ها در خانه "أم عوض" جمع می شدیم. "أسامه" به من اجازه خروج از منزل به تنهایی را نمی داد و می گفت: اگر چیزی لازم داری یکی از بچه ها را برای خرید بفرست.

کمی بیشتر از او بگو؟
در چند وقت اخیر کمتر حرف می زد. بیشتر در فکر فرو می رفت. در چند ماه اخیر گاهی می شد بجای اینکه هفته یک بار پیش من بیاید، دو هفته و یا حتی گاهی سه هفته یک بار سر می زد و وقتی علت را می پرسیدم، می گفت گرفتار است و مشکلات زیادی دارد. می گفت: جلساتش با "ملا عمر" و دیگر رهبران طالبان بیشتر شده از همین رو برای کارهای دیگر کمتر وقت دارد.

بیشترین غذایی که "أسامه" دوست داشت چه بود؟
او بیشتر دوست دارد نان، ماست، عسل و خرما بخورد. گاهی هم گوشت می خورد.

به نظر شما علت اینکه او شما را از خروج از منزل منع می کرد، ترسش از مردان گروه طالبان بود؟
نمی دانم اما بعضی وقتا که می پرسیدم می گفت "می ترسم که طالبان یک روز علیه من بشوند و به دنبال نابودی من و یا انتقام گرفتن از من و خانواده ام باشند. البته این احتمال بیشتر در صورتی ممکن است که آمریکا به یکی از اعضای این گروه پول هنگفتی بدهد و در واقع او را بخرد تا در مقابل ما را بفروشد و لو بدهد، زیرا من اختلافات بسیار اندکی هم با ملا عمر دارم".

آیا "أسامه" برای شما محافظ گذاشته بود؟
بله، تعدادی از نیروهای او از ما حفاظت می کردند. بیشترشان از اعراب که به افغانستان مهاجرت کرده بودند اما بین آنها غیر عرب هم پیدا می شد.

نزدیک ترین فرد به "أسامه" چه کسی بوده است؟
او بیشتر اوقات در مورد "ملا عمر" و "سلیمان أبو غیث" و "أبو حفص" صحبت می کرد. می گفت "اراده و صبر بسیار زیادی دارند". از همین رو هر گاه می خواست به سفر برود، یکی از این سه نفر را با خود به همراه می برد. البته او هم تعداد نسبتا زیادی محافظ شخصی داشت، از مردان قبایل افغان و مبارزان عرب. چندین خودرو هم او را همراهی می کرد.

آیا او تاکنون به شما گفته بود که می خواهد آمریکا را مورد حمله قرار دهد؟
هیچ وقت به ما خبر نداد، فقط همیشه در مورد تسلط و چیرگی آمریکا در جهان و همکاری این کشور با "اسرائیل" سخن می گفت. گاهی می گفت که طرح بزرگی در سر دارد اما جزئیات آن را فاش نمی کرد. "أسامه" معتقد بود که آمریکا اعراب را خار و ذلیل می کند و از همین رو اکثر جوانان عرب از آمریکا نفرت دارند و حاضرند در راه نابودی آن جان بدهند.

آیا چیزی در مورد انفجار سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام تعریف می کرد؟
او همیشه می گفت که "آمریکا دشمن اول و اصلی است لذا مستحق آن است که چنین بلایی سرش بیاید و سفارت هایش منفجر شوند. آمریکا استحقاق بیش از این را هم دارد. تعدادی از جوانان با امید به خدا موفق شدند با انفجار این دو سفارت درس بزرگی به آمریکا بدهند." او آنها را مدح می کرد اما هیچ گاه نمی گفت که در آن دست داشته است.

وقتی در خانه شما بود، چه کسانی به دیدن او می آمدند؟ و وقتش صرف چه کارهایی می شد؟
در مورد بخش اول پرسش، نمی دانم زیرا نمی گذاشت من مردان غریبه را ببینم. اما در مورد بخش دوم، خانواده، تجارت، اداره شبکه القاعده.

بیشترین تجارت او چه بود؟
زمین و ساختمان. البته شرکت هایی داشت که زیر دست او کار می کردند. این شرکت ها علاوه بر ساختمان سازی، در زمینه راه سازی و غیره نیز فعالیت می کردند. فقط می دانم که در سازندگی افغانستان تلاش بسیار زیادی کرد.

آخرین باری که او را دیدید کی بود؟ چه گفت؟
مدتی پیش از حوادث معروف به 
۱۱ سپتامبر. پیش من آمد و گوشی تلفنی به من داد و گفت: با خانواده ات تماس بگیر و بگو که مدت نسبتا طولانی نخواهی توانست با آنان ارتباط برقرار کنی. البته نگفت که قرار است چه اتفاقی بیفتد و ما قرار است به کجا برویم. من هم با مادرم تماس گرفتم و گفتم. خودرویی آماده کرده بود. فورا ما را از آن خانه خارج کرد. به همراه یکی از پسران و یکی از محافظانش ما را به محل دیگری فرستاد. نام آن محل را نمی دانستم، فقط احساس کردم که نزدیک مرز پاکستان هستیم. در منزل شخصی یکی از رهبران قبایل آن منطقه اقامت کردیم. چند روز بعد حوادث ۱۱ سپتامبر رخ داد و فورا جنگ آمریکا علیه "أسامه" و طالبان آغاز شد. آمریکا به افغانستان حمله کرد. ما به مناطق کوهستانی پناه بردیم. حدود ۲ ماه با بچه هایم در یک غار زندگی کردیم. پس از آن یکی از پسران "أسامه" با چند محافظ آمدند و ما را به میان قبایل بردند. پس از رسیدن فهمیدم که در پاکستان هستیم. البته در نزدیکی مرز افغانستان.

شنیده ایم که "أسامه" همواره از درد کلیه رنج می برد. آیا این خبر صحت دارد؟
او همیشه از درد در شکمش رنج می کشید، اما درد کلیه بود یا چیز دیگر نمی دانم. شاید معده اش بوده است. حتی یک بار هم برای درمان به پاکستان رفته بود.

چند وقت است که او را ندیده اید؟
از وقتی به پاکستان آمده ایم. مدت زیادی نیست.

آیا معتقدی که "أسامه" کشته شده است؟
خیر، احساس می کنم که زنده است. اگر کشته می شد همه جهان می فهمیدند. مرگ "أسامه بن لادن" چیزی نیست که پنهان شود.

کار یا فعالیت های مورد او چه بود؟
ماهی گیری بیشتر کاری بود که دوست داشت. چندین بار هم با دوستانش برای ماهی گیری رفت.

آیا ناراحتی که همه جهان به همسرت می گویند "تروریست"؟
خیر، زیرا این قضا و قدر است. البته به نظر من او تروریستی که غرب می گوید، نیست.

آیا چیزی از شبکه القاعده برای شما تعریف می کرد؟
همیشه در مورد افراد یا گروه های مبارز و مجاهد که با او کار می کرد، سخن می گفت. حتی زمان جنگ مبارزان علیه اتحاد جماهیر شوروی.

شما از "أسامه" فرزند داری. آینده آنان را چگونه می بینی؟
برای اصلاح و هدایت آنان در مسیر درست یعنی "کتاب و سنت" تلاش خواهم کرد. این قضا و قدر است و ما نمی توانیم با آن مخالفت کنیم.

وقتی طالبان مدرسه ها را جمع کرد و تدریس به جز دروس دینی در افغانستان منع شد، فرزندان شما چه می کردند؟
"أسامه" برای آنان معلم خصوصی گذاشته بود که به آنان انگلیسی، کامپیوتر، عربی، ریاضی و غیره درس می داد.

آیا این تفرقه و بی عدالتی نیست که فرزندان شما درس بخوانند اما افغانی ها محروم باشند؟
تعلیم حق مسلم هر کودکی است اما تعطیلی مدارس که به دستور و خواست "أسامه" نبود، طالبان این کار را کرد.

به عنوان آخرین سوال، آیا فکر می کنی که یک روز "أسامه" بتواند دوباره پیش شما بیاید؟ و آیا با توجه به وضعیتی که دارد، او را می پذیرید؟
نمی دانم که بتواند و یا نتواند که بیاید. اما در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن او باید در همان موقع تصمیم گرفت زیرا وضعیت "أسامه" با همه متفاوت است.

کلانتر، داروغه ، شیخ ، ارباب .... :

درمناطق اطراف ومحلات دور دست افغانستان بزرگان وصاحب اخطیاران بشتر به اسم کلانتر، دارووغه ، ارباب ، شیغ آخون ، جگلن یاد می شود ودر اکثر جاها وموارد به خاطر اینکه احترام کرده باشد بنام دختر وپسر یاد می شود (آته ظاهر، آته حکیمه ...)
اما این نام وتخلص برای هرکس نیست بلکه برای کسانی است که یک ویژه گی خاص دارد .
کلانتر برای کسی می گوید که زیاد الاغ سودا گری می کند وچیلی گیری می کند .
داروغه برای کسی می گوید که کمی اخطیار دار است وصاحب یک مقدار زمین است وچند دهقان چند مزدور داشته باشد ، داروغه باید یک اصپ سواری خوب داشته باشد که برای نان چاشت داروغه را از خانه جای برساند.وروز میدان پس نماند.
ار باب کسی است که بیرون از قوم با دولت وحکومت کمی رابطه داشته باشد وگپ سخن مردم را بجای برساند ، که همیشه با لباس کمی متفاوت با دیگر مردم دربین جامعه حرکت می کند.
دراین سه طایفه از بزرگان اصلآ سواد داشتن مطرح نیست آنقدر بی سواد باشد که خط هم خوانده نتواند ولی گپ زدن بلد باشد ورو دبل باشد وشرم گین نباشد یکی از شرطها این است که پر حرف باشد وزمین داشته باشد.
ولی شیخ برای کسی اطلاق می شود که کمی سواد داشته باشد وسر دستر خان دعا بتواند وروزهای عزاداری منبر روی داشته باشد وقیه بخواند.
ولی آخوند برای با سواد بی سواد اطلاق می شود گاهی جوانان هم میتواند مصداق این تخلص قرار گیرد، کسی که زیاد خرابات وخراج است هم آخون می گوید کسانیکه دوزنه است هم آخون میگوید.

۲/۲۷/۱۳۹۰

اساس واصل زندگی ازنظرزرتشت:

راه وآیین بزرگان که همیشه موفقانه وآبرومندانه دراین عالم زیستند وزندگی کردن که امروز ازآنها نام نیکوی باقی مانده وراه رویش وگفتارپند شان راه گشای زندگی ما وشما می گردد والگوی برای زندگی موفقیت مندانه ما است .
زرتشت یکی از اشخاص معروف ومشهور است که در دنیا با سربلندی وخوشبختی زندگی کردن .
زَرتُشت یا زَردُشت یک پیامبر ایرانی بود که مزدیسنا، دین زرتشتیان را بنیان گذاشت. وی همچنین سرایندهگات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد.

نام زرتشت مرکب است. از «زَرَت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که برخی آن را شتر و برخی معنی آن را آسترابه معنی ستاره در نظر گرفته‌اند. دارندهٔ شتر زرد، دارندهٔ شتر پیر، دارندهٔ شتر با جرأت، درخشان و زرد مثل طلا، پسر ستاره،، ستارهٔ درخشان وروشنایی زرین معانی گوناگونی است که تا به‌حال محققان برای نام زرتشت ذکر کرده‌اند.[۱]

زمان زندگانی زرتشت

نوشتار اصلی: زمان ظهور زرتشت

زمان ظهور زرتشت، با همهٔ پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پردهٔ ابهام است. دربارهٔ زمان زندگانی زرتشت آنقدر تحقیق و بحث و گفت‌و‌گو شده‌است که حتا اشاره به رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند.[۲]
  • اودوکسوس کنیدوسی که هم زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند.[۳]
  • جامعهٔ زرتشتیان ایران زادروز زرتشت را ۶ فروردین و در سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد [۴] و تاریخ درگذشت او ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد [۵] تعیین کرده‌است.
  • بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ پدر داریوش هخامنشی را با کی گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه، زمان زرتشت را سال ۵۰۰ پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۶]
  • امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد می‌زیسته‌است.[۷]
  • از زرتشت پرسان کردن که اصل زندگی را در چه یافتی ؟
  • وی جواب داد که در چهار اصل:
  •    1 - دانستم که رزق مرا کسی نمی تواند بخورد آرام شدم
  •    2 - دانستم که کار مرا کسی انجام نمی دهد ، تلاش کردم
  •    3- دانستم که همه حال خدا مرا می بیند حیا کردم.
  •    4 - دانستم که مرگ تعقیبم می کند خودرا آماده کردم.

۲/۲۶/۱۳۹۰

افغانستان میدان مبارزه آمریکا وایران:

آمریکا وکشور جمهوری اسلامی ایران ، در افغانستان مبارزات خویش را شروع کرده است .
اینکه این مقابله ومبارزه به چه اساس صورت می گیرد کارشناسان نکات متعددی را ذکر کرده اند.
روزنامه های افغانستان ازجمله نشریه تابان ونشریه دیده بان در شماره بیستم خود مطلب را به نشر رسانیده است تحت عنوان نفوذایران درافغانستان (کمیته امام خمینی ) این در حال است که ایران از تکنیک های سرد خود استفاده می کند ودل مردم افغانستان را بدست می آورد تا مردم افغانستان از ایران حمایت نماید ، به باور خاورمیانه کمیته دفتر امداد امام خمینی درافغانستان علاوه برآنکه یک کمیته خیریه است اهداف سیاسی وتبلیغی جمهوری اسلامی را نیز پیش میبرد، ایران در افغانستان در فکر رشد عقیدتی مردم است وترویج مذهب شیعه وتحریک احساسات مردم علیه رواجها وفرهنگ غربی میباشد. با آنکه امروز ده ها رادیو وتلویزیون زیر اثرسیاست های غرب در کابل نشرات دارد ودر نشر گسترش مد غرب وعقیده غرب بشتر کمک می کند ولی جمهوری اسلامی ایران با ایجاد نهاد های خیریه در افغانستان وتربیه علمای دینی در قسمتهای احکام وحدیث برای نجات عقیده مردم از هجوم فرهنگی دراین کشور تلاش می نماید ، سعی به طرف شگوفا شدن آرمانهای سابق وخط مشی اصلی برنامه دینی وکوشش تلاش مبنی بر انهدام وازبین بردن این وتلاش برای ترویج یک فرهنگ دیگر کشاکش است که میان دولت ایران وغرب درافغانستان به وجود آمده که افغانستان ومردم آن میدان مبارزه قرار گرفته است .
مردم افغانستان بار ها بین دو آتش سوخته وکشاکش کشور های همسایه درافغانستان نتایج محسوس داشته که اکثرآ منجر به بدبختی این کشور شده است .

۲/۲۵/۱۳۹۰

قمت ترین گیاه بهاری (ریواس یا رواش )

امروز از دانشگاه طرف دفتر می آمدم ساعت یک بعد از ظهر بود که کاکا سبزی فروش روی کراچی خود در بین بوجی رواشهای قشنگ ودلربارا جا بجا کرده بود، دور خوردم از بسکه جیبم خالی بود ولی عاشق چهره سرخ شاداب رواش شده بودم دست به جیب دریشی ام بردم دیدم که 500 افغانی در گوشه خودرا از ترس خرچ مصرف چیپتر ومواد های برنامه پنهان کرده بود از گوشش کشیدم بیرون در آوردم روی خودرا به طرف کاکا رواش فروش کردم گفتم کاکا قمت این رواش چند است گفت دانه گه کی نمی فروشم کیلوی یکصد بیست افغانی است.
گفتم که یک کلوطول کن ، وقتی که سه عدد رواش را با برگهای سبزش به پله ترازو گذاشت یک کیلو پوره شد.
ترکیبات غذایی:

ریواس غنی از فیبر و ویتامین c بوده در آن آب-پروتئین-قند-کربو هیدرات-کلسیم-ویتامین های A و B سدیم و پتاسیم وجود دارد.

خواص دارویی:

طبیعت آن سرد است

مقوی ملین و کرم کش است

لوز المعده را وادار به ترشح انسولین کرده و قند خون را کم میکند

برای رفع جوش بدن مفید است

برای بی اشتهایی-درد معده و بیماری های کبدی نافع است

باعث تقویت معده و روده شده و تنظیم کننده ترشحات و حرکات معده است

سستی و خماری را بر طرف میکند و مسرت بخش است

برای امراض وبایی و اسهال مفید است

خون را تصفیه میکند

چکاندن آب تازه ریواس در چشم سبب تقویت بینایی واز بین رفتن لکه های سفید چشم میگردد

ترکیب ریواس با آبلیمو و مالیدن آن به صورت باعث از بین رفتن جوش و لک میشود

برای تقویت موی سر نافع است

اگر با حنا مخلوط شود رنگ مو را شرابی میکند

جوشانده برگ های ریواس باعث تمییزی ظروف آلومینیومی میشود


۲/۱۹/۱۳۹۰

حضور کوچیهای مسلح در ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک :

استاد حاجی محمد محقق ریس کمسیون عدلی وقضای مجلس نمایندگان ورهبر حزب وحدت اسلامی  مردم  افغانستان ، امروز در جمع نمایندگان مردم در شورای ملی ، از حضور کوچیهای مسلح در ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک یاد نموده وآن را  یک مشکل جدی   درقسمت ایجاد نا امنی در کشور یاد نموده گفت که اگر جلو اینکار گرفته نشود مشکل دیگر در کشور به وجود خواهد آمد .
استاد محقق همچنان در باره آزاد شدن ترورستان وطالبان از زندان قندهار یاد نموده گفت که نظام امنیتی افغانستان در حال پاشیدن است  ومخالفان به پنجه قانون سپرده نمی شود ، از در زندان داخل می گردد و از پنجره آن بیرون می شود .
استاد گفت باید مخالفین به پنجه قانون سپرده شود وبرای کوچیها زمین داده شود .


این درحال است که همه ساله حضور مسلحانه کوچی نماها در مناطق بهسود وهزاره جات  مشکلات جدی امنیتی را به وجود می آورد که امسال نیز با حضور کوچیها تا اکنون ده ها خوانواده مها جر گردیده اند.

افزایش حادثات ترافیکی :

در این اواخر حادثات ترافیکی درشاهراه های افغانستان زیاد گردیده است که اکثراین حادثات تلفات جانی به همرا داشته است .
روز پنجشنبه، دفتر سر کار بودم که پسرم خاله ام از بامیان طرف کابل حرکت کرده بود در دره غربند رسیده بود که بمن تلفن کرد که دوساعت بعد کابل می رسم .
نیم ساعت بعد در حال که سخت مصروف کار بودم زنگ تلفنم زده شد دیدم که شماره نا شناخته است گوشی برداشتم هم صحبت شدم با شخصی تماس گیرنده ، خودرا معرفی کرد دیدم که یک داکتر  است می گوید از شفاخانه قره باغ به تماس شده ام کسی بنام ..... تصادف کرده وحالی یکتن از سواری هایش خراب می باشد که از ناحیه سر به شدت آسب دیده بود.
من از دفتر رفتم درسرای شمالی رسیدم دوباره از شفاخانه قره باغ تماس شد که زخمی ها را  به شفاخانه علی آباد در کابل روان کرده به زودی برگشتم با سرعت تمام خودرا به شفاخانه رسانیدم دیدم که پسر خاله ام دست چپش خیلی آسب دیده بود توان گردنش شده وشخص زخمی در بخش عملیات عصبی رفته بعد ازمدت دوساعت عملیات جراحی خلاص شد در اطاق بردیم در حال که بیهوش بود، بعد ازان ساعت یازده شب بود که پسر خاله ام را در شفاخانه وزیر اکبر خان جهت تداوی بردم ، درآنجا عکس گرفتیم از دستش داکتر ها مصروف کار شد ، دیدم که ترافیکا ونفر های ار دوی ملی به شفاخانه رسید از دریور که پسر خاله ام بود سوالات خویش را آغاز کرد 
به هرحال شب سپری شد روز جمعه به دیدار شخصی زخمی که عملیات شده بود آمدم دیدم که حالت وی بهبود نیافته است .
دیروز متاسفانه خبر شدم که او شخص فوت کرده که یکتن از محصلین دانشگاه بامیان بوده وبخاطر که روز چهلم وفات پدرش بوده به کابل می آمده بوده در مسیر راه با حادثه مواجه شده است دیگر دقیق خبر ندارم که جنگجال کجارسیده ؟

۲/۱۸/۱۳۹۰

آرایش برای خانم ها ودختران جوان :

درخیابان چهره آرایش مکن    از جوانان سلب آسایش مکن 
ذلف خودرا از سرت بیرون مریز
درمسیر چشمها افسون مریز
خواهرم دیگر تو کودک نیستی 
فاشتر گویم عروسک نیستی 
خواهر من این لباس تنگ چیست؟
پوشش چسپیده رنگارنگ چیست؟
خواهرم اینقدر تنازی مکن
با اصول شرع لچبازی مکن
خواهرم ای عاشق دین مبین
یک نظر بر دخت پیغمبر ببین

۲/۱۷/۱۳۹۰

زهرا الگوی زنان عالم بشریت است :

مصادف است با سالروز وفا ت حضرت زهرا سلام الله علیها، زهرا سرمشق  والگوی خانه داری در جامعه بشریت است .
دعای حضرت زهرا ونماز شب آنحضرت معروف می باشد وفرزندان چون امام حسن امام حسین جوانان اهل بهشت دردامان خود تربیه کرد، زینب بانوی که کام  حقگوی علی (ع) در  دهان داشت ودشمن اسلام را  نابود وزلیل ساخت ، خطبه معرو ف حضرت زهرا که به زبان دری ترجمه شده است مملو ازدرس اندرز است وجهان اسلام را زنده می کند
روزی حضرت علی «ع» وارید خانه شد زهرا پرسان کرد یاعلی شنیدم که امت پدرم ومردم سلام شمارا علیک نمی کند حضرت علی جواب داد که زهرا جان مرد م سلام که نمی کند هیچ ولی جواب سلام علی را هم ادا نمی کند .
زهرا روزی خطبه غرای در مسجد جایگاه پدر بزرگوارش ایراد فرمود که تمام اهل مسجید گریه می کرد .
بنا به روایات روزی علی وارید خانه شد زهرا صورت خودرا از علی پنهان کرد علی آهی کشید گفت آنقدر غریب شده ام که زهرا هم به من نا محرم شده است ، زهرا یک اشاره به کنیز خود کرد کنیز چزی را از زیری چادر خود بیرون آورد تسلیم علی کرد که این امانت شما  نزد زهرا بود که زهرا به مکن سپرده بود.
میگه لحضات جاندادن زهرا بود که علی بالین سر زهرا نشست اشکهای علی قطره قطره از چشم ریخت به صورت زهرا فرود آمد زهرا بهوش آمد با دست چپ بایک دستمال اشکهای علی را پاک کرد ولی سر این راز را فقط زهرا ومیخ های در می دانیست که چرا زهرا بادست راست اشکهای علی را پاک نکرد.
در پایان وفات جانگداز زهرا را خدمت یکایک تان تصلیت عرض می کنم

۲/۱۰/۱۳۹۰

زندانیان می خواهد مثل طالبان از زندان فرار کند (نمی تواند)

خبر فرار طالبان از زندان قندهار از32 رادیو ، 28 شبکه تلویزیونی وده ها رسانه چاپی نشرشد  وباعث شد تا زندانیان کمر بسته کند که از زندانها فرار کند ودراین باره راه های فرار را در ذهن خود می پروراند.
یک شادی از باغ وحش کابل که این خبر را شنیده تصمیم گرفته که از قفسچه زندان خود فرار کند، این حیوان هوشیار که فرصت را پیداکرده ومعتل نکرده تا شش ماه تکمیل شود دست به کار شده وبیدون اینکه تونل حفر کند وافراد  کلیدی امنیتی باغ وحش را درجریان بگذارد اقدام کرده وخودرا از بالای آهن محافظ قفسچه بیرون انداخته ودر اطراف باغ وحش دویدن را شروع کرده ومردم نتوانسته که دستگیرش کند ، ما که از نزدیک می دیدم این حیوان به شدت دادبیداد می کرد صدای خودرا بلند می کرد معلوم می شد که از این کار خود سخت خوشحال شده ودیگر زندانیان را به فرار از زندان فرا می خواند ، اما دیری نگذشته که مامورین پلیس با خبر شد این شادی  را به غم مبدل کرد اول مامورین باغ وحش سعی کرد که با دادن غذا آنها را دستگیر کند ولی نتوانیست شادی را دستگیر کند .
سپس از ترس نشاندادن  کار گرفت به تفنگ مرمی تیر کرد به طرف شادیگک نشانه گرفت شادی خودرا جمع می کرد آرام می شد ولی وقتیکه دوباره روی تفنگ را بر می گرداند شادی شروع می کرد به خوشحالی ولی این کار آینده نداشت چون مامورین پلیس تصمیم گرفته بود که دستگیر کند.
کاش طالبان زندانی کمی از پلیس ها احساس ترس می کرد یک لحظه آرام می شد که نشد کاملآ با خیال آرام فرار کرده بود .
بلا  آخیره  شادی  یا  راهی نداشت  ویا حق روغن نمک مدیر باغ وحش را در نظر گرفت خودرا تسلیم قانون وپلیس کرد ، ولی طالبان یک مردی کرد که بعد از فرار به دولت خبر داد که ما رفتیم به همین خاطر همین گپ آمیر حوزه دستگیر شده وطالبان حق نمک نشناسی کرده وآمیر صاحیب باز داشت شده وطالبان خودرا نجات داده.
امید وارم مسئولین محترم بعد ازین یا متوجه زندانیان باشد که فرار نکند یا اینکه از پخش نشر گسترده آن جلوگیری که تمام زندانیان (حیوان وانسانها ) دست به فرار می زند.

۲/۰۷/۱۳۹۰

هشتم ماه ثور وپیروزی مجاهدین افغانستان:

امروز درصنف ساعت درسی بخش تاریخ بود که استاد به این مسئله پرداخت و بحث گفتگو آغاز شد.
استاد درآغاز را جع به تاریخ وقوع پروزی مجاهدین افغانستان علیه استبداد گران پرسش های خویش را آغاز کرد .
محصلین در مورد تاریخ وقوع این تحول تاریخی معلومات دقیق ارائه کرد که مناسبت هفتم ثور در سال 1357 صورت گرفته وهشتم ثور درسال 1371 به وقوع پیوسته است .
اما هرکس با اندیشه وافکار خود در فضای موضوع مورد بحث دخل تصرف می کرد که نکات جامع تر وجالب را که ارا ئه شد یاد داشت نمودم که قرار زیل است :
1 -  هشتم ثور که مسمی به روز پیروزی است آیای برای افغانستان ومردم افغانستان این یک تحول مثبت بود یا اینکه افغانستان را سالها به بدبختی وتباهی کشانید.
 2  - دوم اینکه با وجود ازبین رفتن یک قدرت خارجی تشبیهآ که چهره های دیگری ظاهیر شد که افغانستان را بسوی نژات پرستی ،زور پرستی وقوم گرای کشاند ومنتظیر فرارسیدن یک فرصت بود تا رای شوم خویش را بالای خاک وطن واولاد وطن اعمال کند که کرد ، تا امروز با مشکلات آن دست پنجه نرم می کنیم .
3 - کسی پیروز نشد که مردم افغانستان انها را خواسته بود بلکه کسانی بود که روی یک سلسله منافع شخصی خود دست به این قیام زدن .
به هرحال بگو مگو زیاد شد نتیجه براین شد که ماتا هنوز صاحب یک پیروزی واقعی نشدیم بلکه تا هنوز تحت استعمار قرار داریم دولت وحکومت تحت تاسیرقرار دارد تما کار ها ومصرف بودیجه واستخدام کارمندان دولتی به اساس یک استعمار صورت می گیرد .
قرار بر این شد که طبق معمول روز هشتم ثور را رخصتی بگیرم ولی نه بخاطر اینکه پیروزی را جشن بگیریم.
روز پیروزی خویش را جشن خواهم گرفت که صاحب یک استقلال واقعی شویم ودرتمام امور کشورعدالت مراعات شود وحق هچ کسی به زور حق کسی را صاحب نشود، موتروان خلاف رفتار نکند ، دکاندار قمت فروشی نتواند ، نرخ ها مراعات شودکه یک جنس 50 افغانیگی  بالای یک نفر نا آشنا ونابلد  500 افغانی فروخته نشود و داد های مظلوم شنیده شود در تمام بخشها باید عدالت وبرابری تامین گردد.
آنروز را ما جشن می گیریم.

۲/۰۶/۱۳۹۰

اتحادیه معتادین :

به گفته هم وطنان ما ، معتادین که در نقاط مختلف شهر کابل وجود دارد ، دارای یک اتحادیه وریاست است که رهبری می شود وتقویه می گردد، اما معلوم نیست که ریس اتحادیه چه کسی است وافراد کلیدی دراین اتحادیه کی ها می باشد ، بعضی ها می گفت که آنها شاید کسانی باشند که سخت معتاد و پودری است که اصلآ کسی فکر نمی کند که آدم باشد که کاملآ به یک حیوان می ماند.
اما یک روشنفکر نظرش اینبود که از یک باند قوی که دقیقآ دشمن جوانان افغانستان است از طرف دشمنان خمایت می شود ریاست این اتحادیه را بدست دارد که کوشش می کند که معتادین بیشتر شود وجوانان به این افیون حیاتی بشتر مبتلا گردد.
چون زمانیکه یک معتاد ازبین می رود ویا نیاز شدید به غذا پیدا می کند اتحادیه معتادین تهیه می کند ومرده خویش را دفن خاک می کند
جوانان عزیز ، مواد مخدردشمن جان ومال ما وشما است که با افزایش معتادان در جامعه زندگی ما وشما ار تهدید می کند.

۲/۰۵/۱۳۹۰

مراسم های مزهبی در افغانستان

آنچه که من تصور می کنم ، درافغانستان مخصوصآ در مناطق مرکزی ، حد اقل سال چندین بار درمراسم های ویژه  نزورات وخیرات صورت می گیرد که با شرکت چندصد نفری از مرد زن وبا مصرف در حدود یک لک افغانی مراسم ها بر گزار می شود .
نزر مروج ومعمولی دراین خواندن ها (کوچه می باشد ) که چهل سیر گوشت وپنجا سیر گندم را پخته می کند ومراسم با تبلیغ وروضه خانی سپری می شود .
ولی متآسفانه ازاین برنامه مزهبی دراین اواخیر مردم بیشتر درقسمت جمع آوری معامله وحقداری ، فروش صودای دکان ، مشوره های سیاسی وتبلغی ودیدباز دید ها استفاده می کند که به مراتب از اجر ثواب این مراسم کاسته می شود ، چون در منبر احکام ومسایل شرعی گفته می شود ولی اکثر مردم با نیت تجارت واقتصاد ونزر مخصوص که موجود است شرکت می کند.

۲/۰۴/۱۳۹۰

اهمیت وارزش نماز


بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع :  نماز
مراحل بحث :
              1 مقدمه
              2 آیات
              3 - روایات واحادث
              4 درمورد نماز جماعت
     
                نماز
   دردنیا هیچ چیزی مستقل نیست بلکه وابسته گی به خداوند وتکیه بر ستونی دارد .
وستون دین اسلام نماز است ، طوریکه بار ها در آیات وروایات تاکید شده است روی این امر ونیاز به تشریح وتوضیع ندارد ، وچیزی که ما می خواهیم در مورد ش مباحثه داشته باشیم جز تکرار نیست ، خداوند بار ها در قرآن فرموده است نماز را بر پادراید وبا الفاظ مختلف این امر را بیان فرموده است :
(ان الزین یتلون کتاب الله واقاموالصلوت ....) یعنی کسانیکه کتاب خدارا تلاوت می کند ونماز بر پا می دارد .....«فاطر آیه 26»
نماز درآیات وروایات ومتون دینی  جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است .
(بنی الا سلام علی خمسی ، شهادت ان لا اله الاالله و ان محمد الرسوالله واقام اصلوت وإتا ء ازکات وحج البیت وصوم رمضان )
بر خی از کار شناسان معتقد است که خواندن نماز نه تنها غزای روح انسان نیست بلکه انسانها را تقویت می کند و انسان را درکار های روز مره یاری می کند ، در حالت نماز وقتی چشمها ثابت می ماند جریان فکرهم خود به خود آرام شده ورد نتیجه تمر کز فکر افزایش می یابد .
ثابت ماندن چشم باعث بهبود وضعف ونواقص مانند نزدیک بینی می شود وبه لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فروشده وبی خوابی وافکار نا آرام را از انسان دورمی کند.
   درحال استادن در نماز در حالت تعادل بدن انسان را تقویت کرده وقسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال وحرکات ارادی است را تقویت می کند ، واین عمل باعث می شود تا فرد با صرف کمترین نیرو وانرژی به انجام سریع حرکات بعدی بپردازد . درنماز قسمت فوقانی بدن پرورش یافته وستون مهره ها تقویت می گردد.
   تقویت ماهیچه ها یا شکم ، حفظ سلامت ودستگاه گوارشی ورفع سوء ها ضمه وبی اشتهای از دیگر خواص نماز است .
                                آثار نماز جماعت :
    1 آثار معنوی
    2 آثار اجتماعی
    3 آثار سیاسی
    4 آثار اخلاقی وتربیتی نماز جماعت .
  1 آثار معنوی نماز جماعت :
         آثار معنوی نماز جماعت خیلی زیاد است وتنها یک حدیث دراینجا از آن ذکر می کنیم ،
شبی تا صحر حضرت علی «ع» به عبادت مشغول بود ودر نماز صبح  نماز را تنها خواندند وبه جماعت نتوانیست حاضرشود پیامبر اکرم «ص» اورا در جماعت ندید و سراغ حضرت  را گرفت ، فاطمه زهرا از شب زنده داری علی به رسول خدا عرض کرد ، پیامبرفرمود پاداش که بخاطر شرکت نکردن در نماز جماعت از دست علی رفت ، بیش از تمام عبادتش در تمام شب بوده است .
 ونیز از متون دینی استفاده می شود که نماز جماعت ، با تاخیر بهتر از نماز فرادی اول وقت است .
2 آثار اجتماعی نماز جماعت :
نماز جماعت مقدمه وحدت صفوف ونزدیکی دل ها وتقویت کننده روح اخوت وبرادری است .
نوعی حضور وغیاب بی تشریفات وبهترین راه شناسای افراد محسوب می گردد، نماز جماعت بهترین ، بیشترین ، پاکترین وکم خرج ترین اجتماعات دنیاست ونوع دید بازدید رایگان وآگاه شدن از مشکلات اجتماعی واوضاع سیاسی ونیاز های جامعه می باشد ، نماز جماعت زمینه ساز تعاون اجتماعی بین تمام مسلمین است .
3 آثار سیاسی نماز جمعه :
  نماز جماعت نشاندهنده قدرت مسلمین والفت دلها وانسجام صفوف است ، تفریقه ها را ازی بین می برد ، بیم در دل دشمنان ایجاد می کند ، منافقان وخائنان را نا امید می کند نماز جماعت نمایش حضور در صحنه وحیوند امام وامت اسلامی است .
4 -  آثار اخلاقی تربیتی نماز جماعت :
درناماز جماعت ، افراد دریک صف قرار می گیرد وامتیازات صنفی ، نژادی ، زبانی و... کنارزده می شود صفا وصممیت ونوع دوستی وهمدیگر پزیری دردلها زنده می شود وموئمنان با دیدار یکدیگر در صف عبادت وبندگی احساس قدرت وامید می کندونماز جماعت عامل مهم نظم وانظباط صف بندی وو قت شناسی است ، نماز جماعت وحدت در گفتار ، جهت وهدف  امام را می آموزد .
اول آیات که در مورد نماز:
   1 نماز بازدارنده از فحشا ومنکرات است : (واقم الصلوت إن الصلوت تنهی عن الفحشاء والمنکروالذکرالله اکبر)
             سوره عنکبوت آیه 45
2 یاد خدا مایه آرامش دلها است ): إلا بذکر الله تطمئن القلوب ) سوره رعد آیه 28
3 توصیه به نماز جماعت : ( واقیمو الصلوت وآتو الذکات وار کعو مع الراکعین )
     سوره بقره آیه 43
دوم احادث در باره نماز:
1 نماز ستون دین است : الصلوت عماد دینکم میزان الحکمت ج 5 ، ص 27
2 نماز پرچم اسلام است : علم الاسلام والصلات کنزالاعمال ، ج 7 ص 279 حدیث 1887
3 نماز آخرین توصیه انبیا «ع» : نماز بهترین کار ها نزد خداوند وآخرین وصیت های پیامبران
إلهی است  - میزان الحکمت ، ج 5 ، ص 397 (امام جعفر الصادق )
4-  جایگاه نماز : موضع الصلوت من الدین کموضع  ضع الرآس من الجسد.
         جایگاه نماز دردین مانند جایگاه سر در بدن است .
5 توجه بر نماز گزار:
امام باقر «ع» : ذکر الله لاهل الصوت اکبر من ذکرهم إیاه ؛ الا تری إنه یقول : اذکرونی ازکر کم.
یاد خدابرای اهل نماز ، بالا تر ازیاد آنها از خدا است آیا نمی بینی که خداوند می فرماید ، مرا یاد کنید تا شمارا یاد کنم .بحارالانوار ج 82 ص 199
با احترام
اسلام الدین امیری
تاریخ : 1390 /2 /5

۲/۰۳/۱۳۹۰

تاریخچه باستانشناسی



برای باستان‌شناسی تعاریف مختلفی پیشنهاد و ارائه شده است. باستان شناسی مطالعهٔ فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته است. باستان شنا سی یکی از شبعات انسان شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویداد ها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ.م ) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید. محدودهٔ مطالعات باستان شناسی بیشتر از زمانی است که انسان ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود یک میلیون تا 800 هزار یال پیش اتفاق افتاد انسان هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدودهٔ مطالعات شاخهٔ دیرین شناسی رشتهٔ انسان شناسی است. بنابر این می‌توان گفت که باستان شناسی آن شاخه از انسان شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می کند. باستان شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی پژوهش تحقیق و مطالعه می‌کنند چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است. باستان شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از
************
باستان‏شناسی زیر آب یا به تعبیری دیگر، باستان‏شناسی دریایی «هیپو آرکئولوژی»

نسبت به باستان‏شناسی خاکی، دانشی نسبتاً جوان است. تاریخچه باستان‏شناسی زیر آب در شکل علمی خود در اروپا به سال 1802 میلادی بازمی‏گردد، یعنی زمانی که غواصان یونانی از خرده‏ریزهای آب آورده ناو «منتور» نزدیکی‏های جزیره «آنتی سیتر» صندوقچه‏های محتوی پارچه‏های پربهای «پارتنون» را از آب بیرون آوردند.

اهتمام، ایرانیان نسبت به این رشته از دانش اندکی دیر، یعنی در سال 1377 شمسی صورت گرفت. این کار،گرچه مستلزم ابزارهای دقیق و پیشرفته، دانش فنی و هزینه‏های بسیار است، اما کاری بایسته و دقیق است که می‏تواند بسیاری از گوشه‏های ناروشن تاریخ ما را روشن کند.

در جستار حاضر، نویسنده ضمن تعریف اصطلاح باستان‏شناسی و سرگذشت دانش جدید باستان‏شناسی زیرآب، با ذکر تاریخچه‏ای از دریانوردی و نیز جنگهای دریایی ایرانیان در ادوار مختلف تاریخ و ارایه نمونه‏هایی از یافته‏ها و کشفیات مهم باستان‏شناسان دریایی، اهمیت و لزوم گسترش این دانش جدید را در کشورمان مورد تأکید قرار داده است.

باستانشناسی در سطح خشکی به دلیل سهولت کار، ابزار ساده، سهولت رفت و آمد، هزینه کم و مشاهده مستقیم نمونه‏های مختلف، پیشرفت قابل چشمگیری داشته است. لیکن باستانشناسی زیر آب، بسیار پیچیده نیازمند ابزار پیشرفته است و هزینه سرسام‏آور علی‏رغم این‏که به صورت علمی، مراحل نخستین خویش را طی می‏کند، کاوش‏های آن، نکات تاریک تاریخی بسیاری را برهمگان معلوم ساخته است.

تا امروز، بزرگترین کشفیات مربوط به زندگی ملت‏ها و فرهنگهای باستانی، مرهون باستانشناسان سطح زمین (خشکی) بوده است. به عبارتی می‏توان گفت: باستانشناسی زیرآب، مکمل باستانشناسی خشکی بوده، که سعی دارد همگام با باستانشناسی روی زمین، آثار مدفون از اعماق دریاها، اقیانوس‏ها، خلیج و کانال‏ها، را کشف نماید. انسان امروز در ادامه پیروزی جهان زیر دریایی خود، هرسال شاهد کشف آثار تازه شهرها، روستا و قصبه‏ها، دهکده‏ها، کشتی و ناوهای غرق شده، اجساد و اشیاء ارزشمندی است که بررسی‏های علمی انجام گرفته، توانسته نقش مهمی را در تکمیل پروژه‏های باستانشناسی روی خشکی فراهم آورد. باستانشناسی آبی را که مترادف باستانشناسی دریایی است، «هیپو آرکئولوژی» نامیده‏اند.
تعریف علم باستانشناسی

باستانشناسی را تعاریف متعددی است. معنی تحت‏الفظی آن دو واژه باستان. یعنی قدیمی و کهن و شناسی یعنی شناخت و شناختن.

باستانشناسی از نظر خانم کنتور آمریکایی، علم پی بردن به گذشته بشر، با مطالعه آثار به جای مانده است.

باستانشناسی می‏کوشد تا تاریکی‏های تاریخ تمدن بشر را بر ما معلوم سازد. باستانشناسی سرچشمه تاریخ است و داده‏های آن در جای خود، به عنوان اسناد تاریخی محسوب می‏گردند. داده‏هایش، همان دگرگونی‏هایی است که بر اثر اعمال انسانی در جهان مادی روی می‏دهد، یا به عبارتی ثمرات رفتار انسانی است که به صفت سنگواره درآمده است. واژه لاتینی آن از دو کلمه « Arco» به معنی قدیمی و « Logie» یعنی شناخت، گرفته شده است. تاریخ از ریشه یونانی هیستوریا، به معنی تحقیق از روایات و حکایات گرفته شده است ولی باستانشناسی، تحقیق و کاوش در زندگی، فرهنگ، تاریخ اقوام و ملل گذشته است. علم باستان‏شناسی ) Archaeogie( در کنار «سکه‏شناسی، خطوط باستانی، کتیبه بررسی مهرها، مستندات، سالنامه و سنگ قبور و دیگر آثار، توانسته ابهامات بسیاری از تاریخ قرون کهن را از میان بردارد.
تاریخچه باستانشناسی زیر آب در ایران

آب مایعی است که بقای حیات بشر و موجودات پیرامون او بدون آن، امکان‏پذیر نبوده، و از روزگاران کهن، ایرانیان جهت استفاده بهینه سعی در مهار آن داشته‏اند.

در تاریخ اسطوره‏ای ایران اشاره شده که منوچهر، پادشاه ایرانیان در 3400سال پیش
*************
تاريخچة باستانشناسي در ايران(1)

از قرن نهم هـ . / پانزدهم م . به بعد ، با انتشار سفرنامه‌هاي سياحان و جهانگردان خارجي ، ايران بعنوان يكي از كشورهاي باستاني با پيشينة فرهنگي كهن به جهانيان معرفي شد .
« باروبارو »ي ايتاليايي يكي از نخستين كساني بود كه در سال 877 هـ . / 1472 م . از تخت جمشيد جايي كه در گزارش خود از آن با نام « چهل منار » ياد كرده بازديد نمود . تقريباً دو قرن بعد در عرص صفوي « پيترو دلاواله » جهانگرد ايتاليايي در سال 1032 هـ . / 1622 م . ، پاي در تخت جمشيد گذاشت و كتيبه‌هاي ميخي آنجا را نسخه برداري و براي مطالعه با خود به اروپا برد .

« انگلبرت كمپفر » جهانگرد و پزشك آلماني در سال 1098 هـ . / 1685 م . ، به تخت جمشيد آمد . او نخستين كسي است كه خطوط كتيبه‌هاي هخامنشي را به ميخ تشبيه كرد و آنها را « خطوط ميخي » نامگذاري كرد و در سفرنامه‌اش آگاهيهاي بيشتري دربارة اين محوطة باستاني به دست داد . چند سده پس از اين ديدارها و نسخه برداريها و مطالعات مقدماتي « گئورك ـ فريدريش گروتفند » محقق گمنام آلماني كه معلم تاريخ يونان باستان و زبان لاتين در دانشگاه « گوتينگن » بود ، با آنكه هرگز به ايران سفر نكرده و زبان و خط قديم و جديد ايرانيان را نياموخته بود ، در سال 1235 هـ . / 1837 م . ، موفق به كشف رمز و قرائت خط ميخي باستان شد و به راز كتيبه‌هاي هخامنشي دست يافت .

به موازات اين كشف مهم و كمي بعد از آن يك نظامي انگليسي به نام « هنري راولينسن » كه براي آموزش و انتظام قواي نظامي ايران چند سالي را در استخدام حكومت قاجار بود و به خط و زبان فارسي تسلط كامل داشت و با سلاست بدان تكلم مي‌كرد بدون آگاهي از روش كار محقّق آلماني ، از كتيبه‌هاي هخامنشي « گنج نامة » همدان و « بيستون » كرمانشاه و كتيبه‌هاي تخت جمشيد نسخه برداري كرد . مهم‌ترين كار او نسخه برداري از كتيبة بيستون به سال 1252 هـ . / 1836 م . ، و كشف رمز و قرائت اين سند گوياي تاريخ ايران بود . حاصل يافته‌هاي وي با تفاوتهاي اندك نتيجة مطالعات « گروتفند » آلماني را تأييد كرد .

از آن پس كليد كشف رمز و قرائت خط ميخي فارسي باستان و ديگر انواع خطوط ميخي رايج در جهان باستان به دست آمد . نخستين كلنگ كاوشهاي باستانشناسي در ايران را « ويليام كنت لوفتوس » انگليسي در سالهاي 51 ـ 1849 م . در ويرانه‌هاي شوش پايتخت باستاني عيلام بر زمين زد . اين تاريخ را مي‌توان سر آغاز فعاليتهاي ميداني باستانشناسي در ايران دانست .

توصيف او دربارة اهميت اين محوطة وسيع باستاني توجه فرانسويان را به آثار ايران به طور اعم و به شهر باستاني شوش به طور اخص جلب كرد و آنان پيشدستي كرده و نظر مثبت شاه قاجار را براي صدور اجازة حفاري در شوش به دست آوردند . آنگاه يك مهندس معمار فرانسوي به نام « مارسل ديولافوا » براي تهيه مقدمات كاوشهاي باستانشناسي در شوش به سال 1883 م . / 1301 هـ . ق . ، وارد ايران شد . سرانجام طي تشريفاتي كه ناصر الدين شاه در فرمان خود به « ظلّ السلطان » ـ حاكم وقت اصفهان و خوزستان ـ متذكر گرديد ، كاوش فرانسويان در شوش رسماً در سال 1885 م . / 1303 هـ . ق آغاز شد و قريب 95 سال ادامه پيدا كرد .

« ديولافوا » به همراه همسرش « ژان » و دو دستيار كار خود را در تپة آپاداناي شوش آغاز كرد . معمار فرانسوي بدون در نظر گرفتن مفاد قرار داد با دولت ايران وبا توسل به روشهاي غير قانوني ، اشياء مكشوفه و حتي اجزاء معماري را كه جا به جايي آنها به صراحت در توافق نامة ايران منع شده بود ، به موزة « لوور» پاريس منتقل كرد .

دربار قاجار كه متوجه عهد شكني « ديولافوا » شده بود ، رسماً در اين مورد به دولت فرانسه اعتراض كرد ، امّا دولت فرانسه اين اعتراض را جدّي تلقي نكرد و فقط براي رفع كدورت از شاه ايران دعوت كرد تا براي بازديد از نمايشگاه اشياء مكشوفه در شوش به فرانسه سفر كند . اين سفر سومين و آخرين سفر شاه قاجار به اروپا و فرهنگستان ، بود كه در سال 1307 هـ . ق / 1889 م. انجام شد . شاه از نمايشگاه اشياء شوش در پاريس بازديد كرد و تحت تأثير آن قرار گرفت و سرانجام از اعتراض خود صرف نظر كرد و مقدمات كار براي انعقاد قرار داد جديدي دربارة كاوشهاي فرانسويان در شوش فراهم آمد . در سال 1312هـ . ق/1895 م. ، قرار داد جديدي ميان دولت ايران و فرانسه در 8 فصل تدوين گرديد ، امّا با كشته شدن ناصر الدين در ماه ذيعقده 1313 هـ . ق .، اين قرار داد هركز به مرحلة اجرا درنيامد .

فرانسويان كه به اهميت و ارزش تپه‌هاي باستاني شوش پي برده بودند بار ديگر در عهد سلطنت مظفر الدين شاه قاجار قدم پيش نهاده و خواستار اجراي قرار داد منعقده شدة مذكور گشتند . در سال 1315 هـ . ق . / 1898 م . به « ژاك دو مُرگان » زمين شناس و مهندس معدن كه در آن زمان سرگرم كاوش باستانشناسي در مصر بود ، مأموريت داده شد تا براي اجراي قرار داد مورد بحث به ايران سفر كند . نخستين سفر وي با استقبال مقامات ايراني مواجه نگرديد و عبدالمجيد ميرزا ، حاكم وقت خوزستان حاضر به همكاري با او نشد و در نتيجه كاوشهاي شوش دچار وقفه گرديد . تا آنكه ضمن مسافرت مظفر الدين شاه به فرانسه ، مقامات فرانسوي فرصت را مغتنم دانسته و مسايل و مشكلات كار هيأت شوش را با وي در ميان گذاردند . شاه ايران وعدة مساعدت داد و همين امر منجر به تحميل قرار داد جديد و غير منصفانه‌اي شد كه در سال 1318 ق . / 1900 م . ميان دولت ايران و فرانسه منعقد گرديد و در تاريخ باستانشناسي ايران به قرار داد « دمورگان » مشهور شده است . به موجب اين قرار داد نه تنها امتياز كاوشهاي شوش بلكه مطالعات و حفاريهاي باستانشناسي سراسر ايران به انحصار فرانسويان در آمد .

« دمورگان » از پاييز سال 1897 م . تا تابستان 1911 م . ، به مدت 15 سال سرپرستي هيأت كاوشهاي شوش و مطالعات و بررسيهاي ساير نقاط ايران را به عهده داشت . از اقدامات قابل ذكر و بيادماندي وي ايجاد بناي قلعه شوش در بلندترين نقطة تپة باستاني موسوم به « آكروپل » بود .

پس از بركناري « دومرگان » از سرپرستي هيأت شوش ، زمان كوتاهي « پرشيل » خط شناس معروف سرپرستي هيئت شوش را به عهده گرفت . بسياري از الواح و آجر نبشته‌ها و اسناد مكتوب مكشوفه از شوش را وي رمز گشايي و قرائت كرد . آنگاه نوبت به « رونالد دومكنم » كه نه باستانشناس بلكه مهندس معدن بود ، رسيد . او به مدت طولاني يعني بيست و هفت سال در فاصله سالهاي 1291 تا 1317 ش . 1912 تا 1939 م . كاوشهاي شوش را هدايت كرد . معبد عيلامي « چغازنبيل » را نخستين بار وي بررسي و گمانه زني كرد .

با آغاز جنگ جهاني دوم به مدت چند سال كاوشهاي شوش دچار وقفه گرديد . پس از خاتمه جنگ « رومن گيرشمن » كه از سالها پيش با سمت دستيار « ژرژكنتو» در تپه گيان نهاوند و نيز سرپرست كاوشهاي محوطة باستاني « سيلك كاشان » و شهر ساساني بيشاپور فارس ، كار باستانشناسانه كرده بود ، در سال 1325 ش . ( 1946 م . ) به سرپرستي هيئت شوش منصوب شد و كار ديگر كاوشگران را در پايتخت باستاني عيلام پيگيري كرد . وي اولين سرپرست هيئت شوش بود كه به معني اخص كلمه باستانشناس بود ؛ زيرا تمام سرپرستان پيش از او تخصصهاي ديگر داشتند . شهر پانزدهم عيلامي را كه از نخستين مراكز شهر نشيني در ايران به شمال مي‌رود ، وي كاوش و خاكبرداري كرد . كاوشهاي وي در معبد « چغازنبيل » و شهر « دوراونتاشي » ، در صفة هخامنشي ، « مسجد سليمان » و محوطة پارتي « برده نشانده » ، خوزستان و نيز جزيرة خارك قابل توجه و ذكر است .

با بازنشسته شدن « گيرشمن » در سال 1346 ش . ( 1967 م . ) به مدت يك فصل سرپرستي هيئت شوش به عهدة « پراستو » كشيش و خط شناس بود و آنگاه از سال 1347 تا سال 1357 ش. « ژان پرو » به منزلة آخرين سرپرست فرانسوي هيأت شوش انجام وظيفه كرد و كشف الواح سنگي ياد بود بناي تالار آپادانا و مجسمه سنگي داريوش اوّل ( حاوي كتيبه‌هايي به خطوط ميخي عيلامي و هيروگليف ) مربوط به دورة سرپرستي وي است . با آغاز انقلاب اسلامي ايران كاوشهاي فرانسويان در شوش كه تقريباً يك سده به طول انجاميد متوقف شد و قلعة تاريخي شوش كه مركز و پايگاه هيئت فرانسوي بود در اختيار ادارة ميراث فرهنگي استان قرار گرفت .

قرار داد موسوم به « قرار داد دومرگان » در سال 1306 ش. ( 1927 م . ) از سوي دولت وقت ايران لغو گرديد . ولي توافق شد كه هيئت فرانسوي كار خود را صرفاً در شوش دنبال كند و فرانسويان متعهد شدند تا موزه و كتابخانه‌اي در تهران احداث نمايند به شرط آنكه رياست آن در سه دورة متوالي ( هر دوره پانزده سال ) بعهدة يكي از اتباع فرانسه باشد .
سه باشد .