۱۰/۱۹/۱۳۹۰

شفاعت ، اشکال وجواب

اشکال: چندین آیت قرآن کریم تصریح کرده است که در روز قیامت شفاعت کسی در باره کسی دیگر قبول نمی شود.
جواب: این آیت قران کریم تخصیص خورده به آیات دیگر که در باره شفاعت کردن در نزد خداوند از مومنین خطا کار آمده است
ماشفیع الا من بعد اذنه  ، یعنی دراین آیت خداوند برای پیامبران واولیا ی خودش اذن شفاعت گناه کاران را داده است.
اشکال : اگر شفاعت حقیقت داشته باشد کار خداوند تحت تاثیر شفاعت کنند گان می رود وعمل دیگران باعث مغفرت وآمرزش گناه کاران می شود.
جواب: پذیرفتن شفاعت در حق گناه کار مومین به معنی تحت تاثیر قرار گرفتن نیست بلکه چون استجابت دعا هم شامل همین مورد می شودکه خداوند می پزیرد. تمام کارهای انسان باعث فراهم کردن مقدمه غفران ورحمت الهی ویا باعث فراهم کردن قهروغضب خداوند می شود .

اشکال
: آیا شفاعت کنند گان مهربانتر از خداوند است که اگر شفاعت نمی کرد خداوند آنها ار به عذاب گرفتار می کرد؟
جواب : مهربانی شافعان در نزد خداوند وشفاعت ایشان پرتوی از رحمت خداوند وراهی است که بروی  خطا کاران باز است .
اشکال : خداوند طبق عدالت با گناهکاران رفتار می کند وبرای آنها جزا تعیین می کند، شفاعت کردن خطا کاران باعث تغیر درعدالت الهی می شود.
جواب: نجات از عذاب نیز مقتضای عدل وحکمت الهی است به همین خاطر توبه واستغفار را برای مردم صفارش می کند
تا از رنج عذاب جهنم نجات پیدا کند.
حکم کردن به جزای مقتضای گناه انسان است وپذیرش وشفاعت در حق وی مقتضی رحمانیت ولطف خداوند است.
اشکال : خداوند کسانی را که پیروی از شیطا کرده ودر دنیا به اطاعت از دعوت شیطان عملکرده مستحق عذاب می داند
واز سوی دیگر سنتهای الهی قابل تغییر نیست.
جواب: شفاعت برای کسانیکه از دنیا با ایمان رفتن نیز یکی از سنتهای الهی است .
اشکال : وعده شفاعت برای مردم باعث تنبلی وکثرت گناه ونا فرمانی می شود
جواب.
کسانیکه گناهکار است اصلا امیدی ندارد ویقنی برای نجات خود از عذاب ندارد واصلا واجد شرایط شفاعت نمی شود ومشمول شفاعت نیست در روز قیامت.
اشکال: پاداش خداوند تنها برای کسی است که خودش حرکت کرده باشد وتلاش کرده باشد ولی در مقام شفاعت که تلاش از کسی دیگر است.
جواب : سعی وتلاش انسان گاهی مستقیما انسان را به هدف می رساند ولی گاهی با فراهم کردن وسیله وامکانات است که انسان را به هدف می رساند







۱۰/۱۷/۱۳۹۰

سال 1390 با تمام معذرت خواهی ها سپری شد.

انشا الله که دو ماه بیشتر به پایان سال 1390 هجری شمسی باقی نمانده ولی آنچه که در پایان سال نتیجه گرفتیم در کشورخود اکثرآ معزرت خواهی است وبه همین جمله عام پسند کار تمام می شود .معذرت می خواهم
نیروهای آیساف از کشتار افراد بی گناه در عملیات شبانه معذرت خواست. گروه طالبان از انتحاریهای بیجا وسوئ استفاده های خود معذرت خواست . معلم صاحبا ازتمام نشدن کتابها ومواد های درسی معذرت خواست . اولادای که در مکتب نا کام مانده از پدر ومادر معذرت خواسته .
طالبان: ما از بی نوبتی های که در عملیات انتحاری رخ می دهد و باعث می شود که بعضی از ساکنین کشور شهید پرور ما  نتوانند به وقت مناسب به بهشت برسند، از تمام شهدای باالفعل و شهدای باالقوه معذرت می خواهیم.

حکومت: از تطبیق پیش از وقت قانون معذرت می خواهیم

پارلمان: معذرت می خواهیم که هیچ دلیلی برای معذرت خواهی نداریم.
پولیس ها از خانم شکریه بارکزی معزرت می خواهد.
مرحوم بن لادن: هر آینه معذرت می خواهم از جمیع دوستان پاکستانی که نتوانستند بیشتر از آنچه که توانستند، با مهمان نوازی های خود مرا دلشاد گردانند.
طیارۀ بدون سرنشین: به علت داشتن غرور بی جای برای سواری ندادن، از سرنشینان تمام طیاره ها معذرت می خواهم.
حقوق بشر: از تمام معذرت های که خواسته نشده و باید خواسته می شد، و از تمام معذرت های که خواسته شده و نباید خواسته می شد، معذرت می خواهم.
ملا عمر: به علت نداشتن آدرس از تمام برادران راضی خود معذرت می خواهم.
دوستای عزیز وبلاک آیینه:
ماهم از تمام کسانیکه از موضوع خوش شان نیامد معذرت میخواهم
ونا گفته نماند که شوهر وفامل شوهر خانم سحر گل ، به علت کردن بیش از حد سحر گل ، ازخانم سحر معذرت خواسته.
نکته های دیگر را شما پیدا کنید ما معذرت می خواهم که در صفحه درج نکردیم
نکته:گذارش کاکه دهقان هم دراین مطلب تا ثیر کرده است

۱۰/۱۶/۱۳۹۰

مراببخش که واژه های سخت روی شانه احساست گذاشتم

مرا ببخش!
واژه های سنگین وغیر قابل تحملی احساس نازکت را ، روی دوش احساست گذاشتم .
مرا ببخش که  واژه های سنگین را در جام امتحانت ریختم.
مرا ببخش که دستهای سرد دوستی ات را با واژه های سرد نا قبول لرزاندم ومجبور شدی تا ناخنهای خودرا روی دکمه های سنگین پیام آشنا کردی، باور کردی!!!
دوستان عزیز وبینند گان خوب وبلاک آیینه ، در هرگوشه جهان که از وبلاک آینه دیدن می کنید خیلی ها مهم است که کسی را در زندگی خود انتخاب  می کنید تا همیشه واژه های زیبای زندگی را یکجا با وی زمزمه کنید مورد امتحان قرار دهید.
چند روز میشه که منهم در آغاز یک زندگی دیگر گام بردارم ، متاسفانه سخت ترین واژه وسنگین ترین کلمه را در جام امتحان او بریزم .
شما قضاوت کنید :
برو دور باش - حیف پول ومصارف که بالای تو کردم - پدرم ومادرم جبرا وتحمیلی اینکار را انجام داد - زندگی مره تلخ کردی - دیگر مزاحم مه نشو - راهت باز است .
ازهمین لحظه دیگر مزاحم زندگی مه نشوی نا مرد - توبه زور با من زندگی می کنی؟
هدف من ازاین واژه های خشین که بیشتر در زندگی هموطنان عزیز ما وخانواده عزیز تکرار می شود ، به صورت جدا جدا از طریق پیام ارسال می کردم که آنها هم پیام مرا بدون جواب نمی گذاشت وگویا که خون با خون شسته می شود.
از واژه های مشابه استفاده کرد.
خوب است که اگر همراهی همیشه گی آدم ، زود سنگر نگیرند.

۱۰/۱۴/۱۳۹۰

ریزش اولین برف سال 1390 در شهر کابل

شهر کابل، شب گذشته شاهد ریزش اولین دانه های برف در زمستان روان بود. ریزش این برف اگرچه، از چند سانتی متر تجاوز نمی کرد، اما با وجود آن، امیدهای رو به یاس را دوباره زنده کرد و شهروندان با واکنش های متفاوتی به استقبال آن رفته و آغاز این برف باری را به فال نیک گرفتند. همزمان با آن، شیخ عبدالعلی فکور، منجم و ستاره شناس توانای کشور، زمستان حاضر را توام با برفباری و ریزش باران پیشبینی می کند و سال آینده نجومی را سال با برکت می خواند.

عدم ریزش برف و باران در کشور، نگرانی ها را در مورد ادامه خشکسالی ها و کمبود مواد غذایی افزایش داده بود. این نگرانی ها اما در شهر کابل به دلیل آلودگی بیش از حد هوا و پایین رفتن آبهای زیر زمینی، به بالاترین سطح رسیده و شرایط زندگی را برای شهروندان کابل تحمل ناپذیر ساخته است. اما سفید پوش شدن زمین از ریزش اولین برف زمستانی، صبح روز چهارشنبه ساکنان کابل را تازگی خاصی داد و نا امیدی هارا به امید تبدیل کرد. چنانچه مراجعه به صفحه اجتماعی فیس بوک و مژده دادن کاربران این صفحه به همدیگر، گویای بیشتر این حقیقت است.

همزمان با آن، عبدالعلی فکور منجم و ستاره شناس کشور، با ابراز خوشبینی از زمستان پیشرو، می گوید که این زمستان با ریزش و برف و باران کافی همراه است و سال آینده، سال وفور نعمت و با برکت خواهد بود. به گفته آقای فکور، ریزش برف و باران از همین تاریخ شروع شده و تا اوایل بهار ادامه خواهد داشت.

در عین حال از نقاط دیگر کشور بویژه سالنگ نیز گزارش شده است که شب گذشته شاهد برفباری بوده اند. چنانچه جنرال رجب آمر حفظ و مراقبت سالنگ ها می گوید که در سالنگ شمالی ضخامت برف به بیش از سانتی رسیده و تخمین برفباری در سالنگ جنوبی، برثر طوفان ها ناممکن است. بگفته وی براثر برفباری شدید، این شاهرا بروی موترهای باربری مسدود شده و تلاش ها جریان دارد تا جریان ترافیک به حال عادی بازگردد.

خشونتهای فاملی تا محکمه وقضا وحقوق بشر.

عنان زندگی را اگر بدست خواهشهای نفسانی وتمایلات نفسانی بسپاریم هر گاه وزمانی ما را به مشکلات فاملی وخانوادگی مواجه می سازد .
بعض رسوم وعادات است که دربین هموطنان ما به شدت جریان دارد ودرمسیر زندگی ما قرار می گیرد.
وهست نیست تهداب زندگی را به باد فنا وخشونت می دهد.
یکی از این عادات شوم و نا درست که در جامعه دیده می شود ازدواجهای است که دختر را درمقابل دختر می فروشند واگر یکی ازآنها با سواد باشد یا مقبول ترمعلوم شود پول اضافه می گیرد پدر دخترکه دختر من از دختر تو بهتر تراست .
این ازدواجها از دوران جاهلیت تا هنوز باقی مانده است که درمدت کم از زمان وسپری کردن دوره زندگی منجر به طلاقهای دسته جمعی می شود.
در ولایت بامیان ولسوالی ورس منطقه سنگ سوخته چهار طلاق به اساس یک گپ بسیار کم پیش آمد که هشت نفر بیدون سرنوشت شد وخانواده از همدیگر پاشیده شد واطفال خانواده یتیم گردید.
پیامد های زیاد دارد واگر کدام جنگجالی دربین یکی از فامل طرفین پیش بیاید طرف مقابل جبرا خشونت را پیش می گیرد .
جوانان عزیز باید دراین زمینه دقیق باشد ونگذارد که خشونتهای فاملی وحکومتهای سنتی زندگی را در کمینگاه خطر مواجه سازد .

آوای دل

ناتوانم ازفراقش همدم ویارم کجاست؟
خسته وافسرده حالم آن پرستارم کجاست؟
دل شکسته درسکوتم هرزمان با یاد او
وای مردم آن طبیب قلب بیمارم کجاست؟
نو بهار زندگی اکنون شده همچون خزان
ضعف گشتم آنچنان ، پاینده بیدارم کجاست؟
آه ! تقدیرم بمن بنمود ظلم بی عدد
نیست یارو یاوری آن یار غمخوارم کجاست؟
نیست دیگرهمدم همراز دل دار دلم
پس همان زیبا رخ جانانه دلدارم کجاست؟
دربهاران قلب من گشته خزان دردها
آن بهار زندگی یار وفادارم کجاست؟

۱۰/۱۲/۱۳۹۰

در اثر حادثه ترافیکی در کوتل قوناق شش نفر کشته وزخمی شد.

حوالی ساعت نه بجه قبل از ظهرروز دوشنبه یک رویداد ترافیکی در کوتل قوناق بین ولایت بامیان ودایکندی شش نفر کشته وزخمی به جاگذاشت.
به نقل ازشاهدان محلی این موتر از جانب کابل به سمت ولایت دایکندی در حرکت بوده است.
آنها می گویند این حادثه وحادثات مشابه دراین کوتل جان ده ها نفر را گرفته است که دلیل آن خرابی وغیر استاندارد بودن سرک این کوتل می باشد.
کوتل قوناق یکی از صعب العبورترین کوتلهای هزاره جات می باشد که در طول زمستان مدت چهار ماه شاه راه ولایت دایکندی را با مرکز وسایر ولایات کشور مسدود نگهمیدارد که اکثرحادثات ترافیکی دراین کوتل به وقوع می پیوندد
این در حال است که چند روز پیش دو حادثه مشابه در ولایت دایکندی بیش از 23 کشته وزخمی به جا گذاشت.

مترس هرگز بگوبامن ، هرآنچه را که میخواهی!

من از ترز نگاهت نیک می دانم که این چند روز غمگینی.
اگر دردل هوای دیگری داری .
اگر جزمن کسی را دوست می داری.
مبارکباد می گویم.مبارکبادمی گویم، مبارکباد می گویم
طلایین حلقه ای عقد ترا بادست لرزانم، به انگشت جوان وآرزومند تو خواهم کرد.
ترا تا حجله ای پرگل وعطرآمیز خواهم برد، تو دائیم شاد باشی کامرانی کن، سراسر وعده های خویشتن راسرسری اینگار دراین دوران که تنها می توان با پول آدم بود!
محبت ، عشق، وپیوند جدای واژه های مضحک نا آشنا هستند .
مترس هرگیز بگو بامن هرآنچه را که میخواهی.
(وصال)

۱۰/۱۱/۱۳۹۰

تصاویرخانم سحرگل نوعروس، که مورد شکنجه شوهروفامل شوهرش قرار گرفت



وزارت امور زنان کشور خواهان شدیدترین مجازات شوهر وفامل سحر گل شده ومی گوید در هر جای که است با ید به پنجه قانون سپرده شود .
حسن با نو غضنفر،  سرپرست وزارت امور زنان افغانستان می گوید مسئولین امنیتی در کشور هرچه زودتر عاملان این قضیه را دستگیر نماید .
خانم سحر گل  نوعروس 15 ساله که با یک مرد 30 ساله مجبور به ازدواج شده بود شوهر وفامل شوهرش وی را سخت مورد لت کوب قر ارداده وبه گفته پولیس ناخنها ی دست وموی سر خانم سحر گل را به کلی کشیده بوده که حتی گوشت های بدنش نیز ازبین رفته است وبه مین خاطرقادر به صحبت کردن نیست .
فامل شوهرش بعد ازلت کوب خانم سحرگل   را به خانه زیر زمینی تنگ وتاریک زندانی نموده که پولیس وی  را از اطاق زیر زمینی پیدا کرده است.
داکتران شفا خانه وزیر اکبر خان می گوید اکنون  وضعیت خانم سحر گل رو به بهبود  است .
دلیل این لت کوب فاملی بالای سحر گل تا هنوز مشخص نیست ولی می گویند که وی به بعضی خواسته های شوهرش حاظر نشده و مورد لت کوب وشکنجه وزندان قرار گرفته است.

حادثات ترافیکی درولایت دایکندی تا حال 23 کشته وزخمی به جا گذاشته است


دو حادثه ترافیکی در کیتی ولایت دایکندی و شهرستان مرکزی تا حا ل 23 کشته وزخمی به جا گذاشته است.

۱۰/۱۰/۱۳۹۰

یک رویداد ترافیکی در ولایت دایکندی سیزده کشته وزخمی به جا گذاشت.

حوالی ساعت 9 شنبه شب با واژگونی موتر نوع فلاینکوج ، در منطقه غیبی شهرستان ولایت دایکندی ، 5 نفر کشته وهشت نفر دیگر زخمی شدند.
شاهدان عینی می گویند که در بین زخمیهای حادثه زنان نیز شامل می باشند.
شاهدان می افزایند که حالت زخمیها وخیم است و دلیل واژگون شدن موتر هم خرابی سرکها می باشد.

درآسمان جوانی:

جوانان نیروی پر تحرک جامعه وسرمایه بی بدیل ملت است.
قوه احساس - تفکر - اندیشه وعشق دراین فصل برای انسان قوت بیشتر تلاش ومبارزه را می بخشند.
درافغانستان عزیز ما ازاین نیروی قوی وغیر قابل مقایسه مردمی خویش کمتر بلکه خیلی کم کمک می گیرم وبه سراغ آن می رویم.
حضرت علی می فرمایند : انسان درفصل جوانی بیشتر مورد تهاجم وآماج فکری وعقیدتی است وازاین ناحیه بیشتر مورد تیر رس حوادث است.
انجمنهای مختلف ومراکز فرهنگی د رافغانستان بیشتر از نیروی جوان کار می گیرند  الحمدالله باعث امید واری بیشتر است که نیروی جوانان در کشور ما درمسایل مختلف بکار گرفته شود.
روز جمعه نهم ماه جدی مسابقه بزرگ فرهنگی کتابخانی(جلوه های عاشورا) از طرف مرکز فقهی ائمه اطهار دفتر حجت الاسلام فاضل لنکرانی درغرب کابل مسجد جامع الازهرا بر گزار گردید که مو.رد استقبال تقریبا سه هزار جوان شیعه قرار گرفت.
منهم در برنامه رادیوی خویش روزهای شنبه را اختصاص دادم بنام (آسمان جوانی) که  یک بخش ازبرنامه نوای نی می باشد مراحل مختلف زندگی جوانان ، برخوردهای اجتماع با جوان وبرخورد جوان با اجتماع را مورد بحث با شنونده ها وجوانان قرارمی دهیم به مدت 45 دقیقه.
جوانان درآیینه تاریخ درخشیدن وافتخارات بزرگ را کسب کردند، نمونه آن : لقمان حکیم ، نصیحتهای ماندگار خویش را که همه جویندگان تربیت وادب در گوش شان طنین انداز است به پسر جوان خود نصیحت کرد.
حضرت ابراهم مبارزه خویش را دردوره جوانی آغاز کرد.
یاران حضرت محمد اکثرا بلکه همه جوان بودند.
جوانان بیشترین وزیاد ترین جوانان امام حسین در کربلا جوان  بودند.

۱۰/۰۹/۱۳۹۰

بازشدی آیینه دار گریه های بیصدا

یکروز بود که آمدی ، پرچم عشق بردوشت ، با نشانه ای ازآنسوی آسمان (وصال)
زندگی ام با خنده نخستین تو شکفتن آغاز کرد.
دروجودت تکه ازدلم جامانده .
ازگیسوی تو عطر امید واری ام می تراود(وصال)
نام تو ازدهانم نخواهد افتاد.
صدای خدا حافظی ات لرزه مرگ را براندام من می اندازد.
عمر من تصویر تابناک توست (وصال)
رد نگاههای توست که مرا میخکوب می کند که آیا زنده باشم یا بمیرم .
تا که من و وصال عشق به افلاک شویم
بار خدایا مدد کن که هردو پاک شویم
دست تقدیر چنان که پس ازدادن جان
درجوارقبر یکدیگر خاک شویم
*************************

پاهای پرآبله:



همه می دانند دختران سه ساله را به بابایشان عشقی وصف ناشدنی ست


اما من می گویم تو از همه شان عاشق تر بودی سه ساله ی حسین...


آخر جد پدر تو بود که همه را آموخت؛ کودکان را میازارید، اکرامشان کنید، غرق محبتشان نمایید...


آخر بابای تو دوست داشتنی ترین بابای دنیا بود، پیامبر خودش اباعبدالله خواندش...


به خدا تو از همه عاشق تر بودی چون معشوق تو از همه عاشق تر بود


تو یک اخم به چهره ندیده بودی، چه برسد به سیلی!


خیمه ها را آتش زدند، هاج و واج نمان ، این ها شبیه بابای تو نیستند، فرار کن


وقتی تو را زدند، بابا را صدا نزن، عمه جگرش آتش می گیرد ازین همه تنهایی ات.


***


چقدر مظلومند اين پاهاي پرآبله


چقدر كوچكند اين شانه هاي نحيف و چه سنگين است بار اين غم


**


اینجا خرابه ی شام است، دختران را دیدی در آغوش باباهاشان، دلت هوای بابا کرده؟ هیچ کس جای بابا را نمی گیرد؟ رقیه جان بابا را صدا نزن، به خدا این ها یتیم نوازی نمی دانند...


***


عضو کوچک کاروان حسینی- سر بابا در بغل- سفیر بابا شده ای ؟


به فدای دل کوچک بی تابت! چشمانت را بستی تا چشم ها را باز کنی ...


مظلومیت بابا و رذالت دشمنانش را تا همیشه فریاد می زند این سکوتت


دیگر تمام شد، آغوش بابا چه خوب است!


شهادت حضرت رقیه تسلیت باد.

بیننده گان عزیز وبلاک آیینه ، درحماسه امام حسین در کربلا اقشار مختلف جامعه وبه خصوص افراد مختلف یک خانواده نقش داشتن.
حضرت رقیه دختر امام حسین یکی از خرد سن سالان است که بعد ازکشیدن زجر وشکنجه زیاد در خرابه شام جان خویش را بحق تسلیم کرد.


* نام‌گذاري حضرت رقيه (ع)






رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است. گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين (ع) كمتر به چشم مي‏خورد و به اذعان برخي منابع، احتمال اينكه ايشان همان فاطمه بنت الحسين (ع) باشد، وجود دارد. در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (ع) دو اسم داشته‏اند و امكان تشابه اسمي نيز در فرزندان ايشان وجود دارد.


گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد. چنانچه در كتب تاريخي آمده است: «در ميان كودكان امام حسين (ع) دختر كوچكي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (ع) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري كه خدا به ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه كه هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (ع) وي را علي مي‏ناميد.»






* اسيري حضرت رقيه


حضرت رقيه در واقعه عاشورا حدود سه يا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسين(ع) و يارانش در عصر عاشورا به همراه ديگر زنان بني‌هاشم توسط سپاه يزيد به اسيري رفت.


اما داستان شهادت حضرت رقيه (ع). از درون خرابه‌هاي شام، صداي كودكي به گوش مي‌رسيد. همه آنهايي كه در ميان اسرا بودند، خوب مي‌دانستند كه اين صداي رقيه، دختر كوچك امام حسين (ع) است. او حالا از خواب بيدار شده بود و سراغ پدرش را مي‌گرفت. انگار كه خواب پدرش را ديده بود. يزيد دستور داد سر امام حسين (ع) را به دختر كوچك نشان دهند و او را ساكت كنند، اما وقتي حضرت رقيه (ع) و امام حسين ع باز هم به هم رسيدند، اتفاق جانسوزي افتاد.






* اين بار، پدر در سوگ رقيه نشست






چقدر بي‌تابي دخترم! اين همه دلشكستگي چرا؟ مگر دست‌هاي كوچكت در امتداد نيايش عمه، تنها از خدا آمدن بابا را طلب نكرد؟ اينك آمده‌ام در ضيافت شبانه‌ات و در آرامش خرابه‌ات. كوچك دلشكسته‌ام! پيش‌تر نيز با تو بودم و مي‌ديدمت. شعله بر دامان و سوخته‌تر از خيمه آه مي‌كشيدي و در آميزه خار و تاول، آبله و اشك، صحراي گردان را به اميد سر پناهي مي‌سپردي.


مهربان دلشكسته‌ام! صبور صميمي! مسافر غريب و كوچك من!


مگر نگفتي كه بابا كه آمد، آرام مي‌گيرم. اين همه ناآرامي چرا؟ مگر نگفتي بابا كه آمد سر بر دامانش مي‌گذارم و مي‌خوابم؟ نه ...، نه دختركم نخواب! مي‌دانم اگر بخوابي، ديگر عمه نمي‌خوابد.


مي‌دانم خواب تو، خواب همه را آشفته مي‌كند.


نه ... نخواب دخترم!


دخترم! بگذار لب‌هاي چوب خورده‌ام امشب ميهمان بوسه‌اي باشد از پيشاني سنگ خورده‌ات؛ از گيسوي پريشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌هاي معصوم تازيانه ديده‌ات؛ از صورت رنگ پريده سيلي خورده‌ات. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم.


نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد.


و چنين شد كه رقيه (س)، هنگامي كه سر بریده پدرش در آغوش بود جان داد


۱۰/۰۸/۱۳۹۰

سرکهای کاهگیلی بامیان به کابل رسید:

ریاست شاروالی کابل وفوایید عامه با اقدام جدید که روی دست گرفته است ،  سرکهای سابق شهر کابل را تخریب وسرکهای جدید  احداث می کند.
همشهریان کابل می گوید دولت افغانستان کاهگیل نمودن سرکهارا در ولایت بامیان آغاز نموده واکنون این پروسه سرکسازی در شهر کابل آغاز شده است.
در شهر باستانی بامیان ریاست شاروالی بودیجه هنگفت را برای سنگ فرشی بازار بامیان مصرف نمود وبعد ازان ریاست شورای ولایتی این ولایت با ابتکار جدید خویش تمام کار گرا ن شهر را به کار استخدام نمود وشروع کرد به کاه گیل نمودن شهر بامیان ، به گفته ریاست شورای ولایتی با میان از پروژه های کم کیفیت شهر بامیان بهتر است که شهر را کاه گیل کنیم تا همه وقت کار گرای ما مصروف کار باشد وهم مقاومت سرکها زیاد تر باشد.
اما در شهر کابل مدت می شود که افراد شاروالی به کمک پولیس امنیتی شهری ، بارنده های نانبای ها وهوتلها را خراب نموده وتمام دست فروشان شهر کابل را از روی جاده عمومی دور می کند وبا بیلدوزر سرکهای شهر را تخریب می کند.
همشهریان کابل می گوید: سرک سابق شهر خیلی مقاوم تر وبا کیفیت تر از سرهای جدیدی است که بعدا در کابل و ولایات احداث شده ومورد استفاده قرار گرفته است.
شاهد براین مدعای همشهریان ما این است که ریاست ترافیکی قانون را وضع نموده که وساییط نقلیه سنگین بتر باید بعد ازین باید نصف بار سابق را حمل نقل نماید تا سرکها خراب نگردد.
به گفته غلام علی یکتن از تیلر دارن که در مسیر هرات وکابل کار می کند می گوید ما قبلا 42 تن بار می کردیم فعلا 20 تن باید بارگیری کنیم یعنی از نصف هم کمتر به همین خاطر موتر خودرا بیکار ماندیم وپارک کردیم .
این در حال است که جدیدا در کابل نامگزاری خانه ها بر اساس شماره ، برای سهولت وشناسای خانه ها آغاز شده است.

۱۰/۰۷/۱۳۹۰

آرزوها یم یتیم شد.

از فراز بلندی های اینجا تا پست ترین نقطه زمین ، کسی فریاد مرا نمی شنود.
جای برای پا گذاشتن خود کم دارد.
ابر ها در گلستان باغ زندگی ام خار می رویاند.
لحظه های با تو بودن سراغ ترا ازمن می گیرد.
بلبل باغ زندگی ام بعد ازتو کوچ می کند.
باز رفتی واشکهای مرا ندیدی .
ازدا من مهربانی تو به داغترین صحرای زندگی پناهنده می شوم واژه های شرمگین را ازنبودن تو میسرایم.
دیگر فضای احساس مند ترین اشعارم را در صفحه وبلاک نخواهی دید.
دیگر همه چیز نا مهربان شد بامن ، من خیلی شکسته بودم نمی دانم توازاین شکسته کدام آبادی را ویران کردی ؟
نفهمیدم دراین ویرانه چی چیزی باقی مانده بود که ویران کردی ورفتی .
طلوع نا کرده در زندگی ام ، غروب کردی .
نمی دانم کدام سمت زمین زندگی ام غروب کردی؟
خدا نگهدار

۱۰/۰۶/۱۳۹۰

دست پایم بستی آخیر، مرحبا صیاد من

باز واژه های تو مرا به زندگی واداشت.
بازهم باورمند شدم که همه بامن مهربان هستند.
اینهمه وقتی به سراغم آمد که تو با شعراز اشعارانتخابی خود صفحه آیینه دلم را روشن کردی.
زندگی من سراسر تلخی ومشقت بوداما تنها تو خورشید هستی که در آن می تابی(وصال)

ای تویی آیینه دار لحظه های شاد من
دست پایم بستی آخیرمرحباصیاد من
پرده رازهایم ، نوعروس خوابهایم
طفل نوآموز عشقم ، هستی تو استاد من
یک نیستان ناله را  در کوی تو کردم رها
تا که در کوه توره کرد ناله وفریاد من
یک چمن نخل امیدم قد کشید تا آسمان
چل چراغ شام من، سرو من ، شمشاد من
رازها دارد نگاهم با نگاه شوخ تو
ای که هستی بعد ازین تو خانه ای آباد من
 تاشراب مهر تو در تارپودم ره گشود
غیر نام تو بیرفت هرواژه ای ازیاد من
با تو ام دریای آتش ، بی تو ام دریای یخ
با توخوکردم چنان ، گوی توی همزاد من
گر بگیرم غیرمهرتوبدل مهر کسی
همچو شمع سوزد سرا پا ریشه وبنیاد من
تقدیم به بهترین زندگی



۱۰/۰۴/۱۳۹۰

اس ام اس برای تو

ای مهربان من ، امشب خواب ندارم بیدارم فریاد می زنم تا چشمی ترا در خواب نبیند.
دوست دارم بانام تو زنده باشم ، الف بای زندگی را درکنار تو بیاموزم ، با تو در کنار ساحل زندگی گام بردارم.
امشب بجای خواب ترا در چشمانم جا می دهم ، پلک هایم را با هم آشنا نمی کنم تا راحت بخوابی (وصال)
امشب مینویسم که از مهربانیت سرشارم ، ودر کنار مهربانیت زندگی را مهربان تعریف  میکنم، شاید توهم چشمان خودرا با خواب آشنا نکنی ای آشنای دیرین من.
تو سعی کن با غریبه مثل من سازگار باشی، سعی کن گلهای تشنه محبت باغ زندگی مرا آبیاری کنی.
می خواهم در کنار تو برای با عظمت وبزرگ شود. دوست دارم وصال را.
این دلم همیشه زندان تواست ، وعشق تو ازآن من است
تو درکنار خوشبختیهای زندگی راحت بخواب.

۱۰/۰۳/۱۳۹۰

تصاویری از مواد انفجاری روز عاشورا در کابل

در برنامه عاشورا در عاشورا از رادیو وتلویز یون راه فر دا ، مصاحبه کننده گان وفاملین شهدای روز عاشورا مقدار ساچمه های بزرگ را به خبر نگار نشان می داد که به جان زخمیها بند مانده بود.
تنها این دختر با خوردن چره زخمی شده وجان خودرا سالیم بدر برده است . ساچمه را که شما مشاهیده می کنید از گلون یکی از زخمی ها که گیر کرده بوده کشیده شده است.
یزیدیان به کسی رحم نمی کند، حالت یک دختر خوردسال است که گوشش بریده شده است.

افراط وتفریط در دین ومذهب همیشه مزموم بوده وباعث شستشو های بیجا وزیاد مغزانسان می شود
کسانیکه عمل انتحاری انجام می دهد اول خوب مغز شان را با تبلیغات شستشو می کند تا اینکه حاظر می شود که جان خود ومردم دیگر را با خطر مواجه سازد.
عکس زیرازشخص است که روز عاشورا عمل انتحاری را انجام داد که منجر به کشته شدن صدها نفر وصد ها نفر دیگر نیز زخمی شدند.

ازدواج:

خدمت شما بیننده عزیز وبلاک آیینه سلام عرض می کنم .
آنچه که امروز جوانان مارا رنج می دهد واز آن زند گی ما در آینده با خطر مواجه می شود دین ودنیای ما تباه می گردد ویا زند گی خودرا آباد می کنیم ودین دنیای خوبی داریم ، ازدواج است.
یک مثل معروف است که : قبل از ازدواج چشمهای خودرا خوب باز کن وبعد از ازدواج بسته.
یعنی خیلی چیزها است که در فضای خیال ما از طرف مقابل جا می گیرد وآنچیزهای که در حقیقت وباید بفهمیم را در نظر نمی گیریم.
در آغاز تعریف ازدواج :

ازدواج : آغاز زندگی مشترک وپیوند زنا شوی است که پایه واساس زندگی مدنی در جامعه را تشکیل می دهد.
خاانواده تشکیل کانون جامعه است - خانواده یک جامعه کوچک است که رفته رفته بزرگ می شود واز  زندگی که یک خانواده دارد ما زندگی جامعه را در آینده پیش بینی می توانیم.
فیلسوف بزرگ هندی ایمانول ؛ درقرن هژدهم ازدواج را چنین تعریف کرده است:
ازدواج قرارداد مشترک است بین دونفر که به موجب آن برای یک دیگری ارزش - اهمیت وحقوق قائل می شود.
درشرائیط یکسان ومساوی با در نظر گرفتن مناسبت احوال دو طرف تمام شخصیت فردی خویش رادر اختیار دیگری قرار می دهد.
با چنین تعریف که علما ودانشمندان از ازدواج کرده است ، با ازدواجهای امروزی اصلا مطابقت ندارد.
کسانیکه تصمیم جدی ازدواج کردن رابا طرف مقابل دارد از نکته آغازین باید با عزم جدی وقانونمندی حرکت کند یعنی تمام مسائل از دید دلسوزانه پدر ومادر پنهان نباشد .
اولین بحث وگفتگوی دو جوان باید در خانه پدر دختر یا پدر پسر صورت گیرد تا از آغاز کدام کینه ودلخوردگی در پدر ومادر وبقیه فامل نباشد واز سوی هم دلسوزی آنان برای این دونفر واقعی باشد تا بعضی مسائل که مناسب نیست باز گو کند.
امام امروز متا سفانه جوانان ومخصوصا تحصیل کرده گان ما بیشتر در فضای مجازی عشق قرار می گیرد وپایه زندگی خودرا سبک حساب می کند به دور از چشم ونظر پدر مادر پایه گزار زندگیخود می شود.
در هوتل - دانشگاه - پارک - مکتب ..... رفت آمد می کند واین کار باعث به وجود آمدن مشکلات فراوان در زندگی خواهد شد.

۱۰/۰۲/۱۳۹۰

باز ازتو می نویسم (وصال)

بازازتو می نویسم ، ازتو که بیدون تو رنجهای روز گار به من تعریف می شود .
بی توعقده های غم وجدای دردلم گره می خورد، بیدون تو دنیا با من نا مهربانی کرد.
بی صدا آمدی ودرتمام اعضایم لانه کردی، بی اجازه آمدی وتسخیرم کردی ولی حالا که آمدی زره زره وجودم ماندنت راتمنا می کند.
امروز بی تو برگهای اندیشه وخیالم بدست بادها پراگنده می شد.
چه سخت فریاد بود که صدای نداشتم، بی تو دنیابرایم نا مهربانی می کند. پروانه های زندگی بیدون وصال با من خصومت می کند.
امروز درصدا کردن تو (یک، کجای عزیز) در ذهنم می رسید. شاید توازمن دور بودی یا نبودی؟
امرز نبودی وبیدون تو مجموعه نشانه های راه زند گی ، الگو ها، نشانه ها وفورمولهای زندگی ازیادم رفته بود.
باز ازتو می نویسم که جلوه های خاطره ات در افق زندگی ام محو ناشدنی است.
یاد تو آرامش چمن زندگی را سبز بخش است.
خم پیچ کوچه زندگی بیدون تو تمام شدنی نیست ، باز ازتو می نویسم که میان من وتو فاصله ای نیست.
امروز فهمیدم که آثار عشق تو در تمام زندگی ام است.


وصال: پیامبر زندگی

۹/۲۹/۱۳۹۰

تصاویری از بازماند گان شهدای روز عاشورا

برنا مه عاشورا در عاشورا شبها از رادیو وتلویزیون راه فردا به مدت نیم ساعت پخش می شود.

        مادر شهید
                                   همکاران شبکه راه فردا به دنبال خانواده های شهدا می گردد


                                 فرزند برادر شهید محمد علی که  در وقت انتحار بوده وسالم جان بدربرده

                                   خواهر شهید محمد علی


دراین برنامه خاطره های تلخ فامل شهدای روز عاشورادر جوار زیارت ابولفضل نشر میشود وبا مادر-پدر- کاکا وبرادر شهید مصاحبه می شود، وقتیکه این برنامه را ببیند آدم نا خود آگاه به گریه می افتد وتصدیق می کند که تا هنوز کسانی هستند که عمل یزید ویزیدیان را دوست دارن وآنرا تکرار می کند.

وصال، دریای آرامش

اگرمن قطره عشقم ، وصال دریای آرامش
اگرمن کوه از دردم ، وصال ماوای آسایش
اگرروزی ز جهل خود به قلبت غصه ای دادم
گذشتی وتوباقلبم به خوبی کرده ای سازش
شاعرانه ترین واژه ها تقدیم توباد
حماسه عشق از واژه های با توبودن معنی پیدا می کند.
فانوس از عشق واحساس در دستم به استقبال حضور تو می شتابم
خاکسترین روزها را خورشید کلامت زیبا می سازد.

۹/۲۸/۱۳۹۰

همیشه سبز می مانم اگر سهمم وصال باشد.

وصال من ازین  گلدسته روحم اذان می داد
پیامش شانه احساس را هرشب تکان می داد
به همراه دلم تنها نمی دانم کجا می رفت؟
به این لب تشنه شاید راه دریا را نشان می داد
همیشه سبز می مانم اگر سهمم وصال باشد
برایم جایگاه در عروج آسمان می داد
روحم را دلم را هرزمان پرواز خواهم
اگر اندیشه های ناز تو یگدم امان می داد
نگاراسخت می نازم ازاینکه تو مرا خواندی
بدستر خان عش قی که به مرده روح جان می داد
نمی دانم چرا این شعله را طوفان همراه نیست ؟
وصال تومرا صد مژده ای از کهکشان می داد
تو در فانوس زیبای هزاران بار غلطیدی
بهشت از خانه ات تصویر کمرنگی نشان می داد

۹/۲۷/۱۳۹۰

نمایش گاه بزرگ وناب صنایع دستی محلی (هزاره جات) در شهر کابل +عکس




شهر کابل به روز یکشنبه شاهد بزرگترین نمایشگاه تولیدات ناب و سنتی محلی افغانستان بود که از سوی اتحادیه ملی پیشه وران افغانستان برای مدت سه روز در این شهر تدویر یافته است. در این نمایشگاه سه روزه، یک صدوبیست واحد شغلی اعم از تولید کنندگان صنایع دستی، مواد غذایی و سایر کالاهای مصرفی از ولایات بلخ، ننگرهار، سمنگان، تخار، هرات، کندز، بامیان، غزنی، لوگر، ارزگان، قندهار و ولسوالی استالف ولایت کابل اشتراک نموده اند.



که از آن جمله می توان به برک هزاره جات، انار و لباس کندهار، صنعت ابریشم، شیشه و شیرینی هرات، صنعت قره قل و چپن مزار شریف اشاره نمود. تولید کنندگان محصولات داخلی که برگزار کنندگان این نمایشگاه را نیز تشکیل می دهند، این نمایشگاه را معرفی کننده خوبی برای تولیدات و صنایع دستی داخلی دانسته و آن را گام مثبتی در جهت بازتاب مشکلات خود می دانند.


 چند تن از برگزار کنندگان این نمایشگاه


هدف از برگزاری این نمایشگاه، معرفی تولیدات محلی داخلی، رشد استعداد ها و تقویه صنایع داخلی و توسعه اقتصادی خوانده شده است. گفتنی است که همزمان با گشایش نمایشگاه، پیشه وران اشتراک کننده، چالش های فراراه تولید کنندگان و فعالیت کنندگان کوچک را بامسولان ادارات دولتی و موسسات تمویل کننده در میان گذاشتند.

دو انفجارعظیم در کربلا:

در جامعه اسلامی وتاریخ اسلام ، دوخط موازی همیشه در تضاد حرکت نموده که گاهی این وگاهی آن پیروزی را ازآن خود کرده است.
مردم هم با عقیده کامل گاهی طرفدار این جبهه وگاهی طرفدار آن جبهه بوده است شاید زیاد کسانی بوده که بنام زینب وعلی نزر وخیرات کرده باشد که یزید در مقابل حسین پیروز شود.
اما عقده های دل ودعوت ها وآرمان های زیاد در کربلا انفجار کرد که هزاران وبلکه ملیونها نفر را طعمه خودساخت.
ازاین طرف حسین ویارانش کسانی بود که هیچ گاهی نمی خواست تا زیر بار حکومت فاسد یزید بیرود یزیدو یزیدیان  از زمان رسول خدا وجنگهای آنحضرت کینه به دل داشت ولی ظا هرا مسلمان بود در انتظار یگ فرصت بود تا هدف خویش  را اظهار کند.
در کربلا دو انفجار عظیم وبزرگ در سال 61 هجری به وقوع پیوست که عقهده های چندین سال قبل وبعدرا شاید تا دامن قیامت بر جسته کرد.

امروز درجامعه اسلامی ما به خصوص افغانستان ، سرسلسله یزیدیان وکسانیکه عقده ای بود با استفاده از فرصتها این حادثه بزرگ را علیه یک دسته مسلمان عزادار به راه انداخت که صدها تن کشته وزخمی شد.
واز سوی دیگر ، مردم سخت علاقه مند زیارت عتبات عالیات در سرزمین کربلا هستند وبا وجود ضعف شدیدی اقتصادی را هی کربلا می شود .
در افغانستان ده ها شرکت زیارتی وصیاحتی با رقابت آزاد تجاری در جریان فعالیت وانتقال زائیرین امام حسین (ع) می باشد .
چنانکه ما بینیم از جیب مردم مظلوم وفقیر ما پول می رود وتجارت وکار برای یک عده دیگر به وجود می آید وهمچنین رسانه با نشر تبلیغات شرکت در آمد خوبی دارند، به یاد داریم که از یک خانه سه نفر ویا چهار نفر هم که ثبت نام می کند باپول قرض است که با زیارت عتبات عالیات سه لگ یا چهار لگ افغانی قرضدار می شود.
مردم ما فراموش نکند که پیامبر فرمود کل زمین کربلا وتمام روز ها عاشورا است.
خوب است که باید تمام زاویه های زندگی خود را حسینی بسازیم ورهنمودهای حضرت زینب بدرقه راه ما باشد.
موارد لزوم مصرف پول خودرا بشناسیم.
به نظر من درست نیست که اقتصاد مردم بیچاره ما مصرف راه زیارت عتبات عالیات شود شاید دراین کار ائیمه راضی نباشد.
صندوق خیریه را بنام امام حسین پشنهاد می کنیم که محصلین فقیر ما وکسانیکه توان مالی ندارد باید تحصیل کند ازاین پول وصندوق خیریه کمک شود از همه بهتر است وثوابش زیاد تر است.
هرکس موافق است لطفا در قسمت نظرها اشتراک نماید با مشخصات وشماره تلفن خود .

۹/۲۶/۱۳۹۰

هفت نکته مهم صحی

در بین ما ومردم ما رسوم وعاداتی مروج است که به صحت ما ضرر می رساند ، مخصوصا در نظر گرفتن چند نکته مهم صحی بعد از غذا وپیش از غذا بسیار امر حیاتی وضروری است.
1- بلا فاصله بعد از غذا آب ننوشید، چون شیرمعده شمار ا رقیق می کند، نیم ساعت قبل وبعد از غذا باید آب بنوشیم.
2 - به طور کلی سکریت نکشیم مخصوصآ بعد ازغذا چون محیط معده را اسیدی می کند.
3 - در هنگام غذا خوردن از نیم ساعت پیش میوه خوردن به ضرر ما تمام می شود، چون معده نفخ می شود ولی میوه که خوب رسیده باشد اشکالی ندارد.
4 - حمام نکنید: حد اقل بین غذا خوردن وحمام کردن نیم ساعت وقت فاصله قرار دهید زیرا در عمل جریان خون به دور معده اختلال ایجاد می کند وبر هضم غذا اثرمنفی می گذارد
5 - نخوابید : .حد اقل باید تاکید می شود که دوساعت فاصله باشد بین خواب وغذا خوردن.
6 - را نروید: حد اقل نیم ساعد قبل وبعد از غذا پیاده روی تند وطولانی نکنید.
7 - چای ننوشید: چای محیط معده را اسیدی می کند وسخت ضرر دارد که درمهمانی ها در کنار غذا چای می گذارد کار اشتباه است.

۹/۲۵/۱۳۹۰

نمونه از دزدی کردن معتادان شهر کابل

امشب دریکی از خانه فامل ها مهمان بودم در شهرک مهدیه غرب کابل.
شب موتر بیرون بود ، برعلاوه همسایه ها هم موترهای خودرا داخل حولی نبورده بود بیرون در کوچه بود.
صبح که از خواب برای وضو بلند شدیم یک از همسایه های ما که در لین هزاره جات کار می کند ، آمد گفت امشب باطری موترم را دزد برده باطری موتر خودرا بده که موترم را روشن کنم ، رفتیم بیرون دیدیم که شیشه موترش را که نوع پلانکوچ بودشکسته وباطری را باز کرده وبرده . آنطرفتر که موتر کاماز بود دیدیم که هردو باطری اش رابرده ، موتر خودم را دیدم که بخاطر که پیش دروازه ایستاد بود زیاد کوشش کرده بود که باطری را باز کند ولی ترس خورده بود نتوانسته بود که باطری موتر را ببرد .
تعجب اینجا است که داخل موتر پلانکوچ بر علاوه باطری ، تایر بود یکبوجی چکه بود زنجیرتایر موتر بود خیلی چیزهای دیگر ولی دزد تنها باطری را بازحمت باز کرده بود به دیگر چیزها را کار نگرفته بود.
ما در تعجب ماندیم که چطور دزد با انصاف بوده فقط به چیزی که نیاز داشته برده وبقیه چیزهارا گذاشته.
شهرک مهدیه در قسمتهای اخیر دشت برچی موقعیت داشته ومردم با مشکلات متعددی زندگی می کند، ازجمله سرک ندارد ، برق ندارد به بازار دور است وکرایه جدا وقمت را به موتر های لینی پلانکوچ کهنه وبیدون پلیت واسناد پرداخت می کند از نا حیه پل خشک وتانک تیل ، تا به شهرک برسد.
وقتیکه آدم به شهرک مهدیه می رسد فکرمی کند که از کابل وافغانستان خارج شده است.
در مجموع غرب کابل، دور ازخدمات دولتی است حتی پولیس ترافیک هم به پلیت واسناد موتر وموتورسایکل کار ندارد.
درتمام شهر کابل لایسنس، اسناد وپلید بر رسی می شود ولی از پل سوخته به بالا کاری ندارد.
ودزدان معتادان هم از هر قوم قبیله وکنج شهر کابل به دشت برچی وزیر پول سوخته جمع می شود، بی قانونی ودزدی را هم انجام می دهد وموتر بی اسناد و بیدون پلیت خودرا  می فروشد، درغرب کابل.

۹/۲۴/۱۳۹۰

حنجره داود جان سرخوش ، برای هرزمان ومکان تازه گی دارد.

دل من شکوه نکو دل من شکوه نکو
ازکس و ناکس دل من
دل من توراز عشق عاشقی بس دل من
دل من دنیارا را شناختی دل من
مرد ونامردا را شناختی دل من
دل من یاران زمانه
نا سپاس نا مهربانه
عشق شان خالی وریای
راه شان عاقبت جدای
دل من دل من دنیا را شناختی دل من
عشق وآدم هارا شناختی دل من
دل من یارای زمانه بی وفا ونا مهربانه
دل من دل من دل من دنیا را شناختی دل من
مرد نا مردا را شناختی دل من

۹/۲۲/۱۳۹۰

آلت تناسلی مرد توسط عروسش بریده شد

تاهنوزاز سرنوشت عروسی این مرد هیچ خبری در دست نیست.


يك باشنده ولسوالي مقر كه نخواست نامش در گزارش ذكر شود به خبر گزاري بخدي گفت: "آلت تناسلي اين مرد توسط عروسش بريده شده است."

به گفته او، عروس اين مرد زماني دست به اين كار زده است كه از سوي پدر شوهرش ( مردي بیمار) مجبور شده با او همبستر شود.

منبع می گوید که ممکن این عمل چند بار تکرار شده باشد و عروس این مرد مجبور به بریدن آلت تناسلی خسرش شده.

با این حال، مسئولان محلی در ولایت غزنی این رویداد را رد یا تایید نکرده اند.

مسئولان در

 مسئولان در دفتر حقوق بشر در ولایت غزنی، بریدن آلت تناسلي این مرد را محکوم کرده و این عمل را نقض آشكار حقوق بشر خوانده اند.

گفته می شود که موارد زیادی از نقض حقوق بشر در کشور انجام می شود اما شمار اندک آن به مورد پیگیری قرار می گیرد