۱۰/۲۶/۱۳۹۱

قوم گرایی فاجعه ای است در درازای تاریخ



مدتی است که اخبار تکان دهنده و رویداد های نا هنجار مذهبی و قوم گرایی بروز می کند که هر قلبی را بدرد می اورد، درآور ترآنکه نهاد های جامعه مدنی و حقوق بشری برای تقبیح و پیگرد عاملان این جنایات مهر سکوت بر دهان شان و اعمال ان می زنند و رسانه ای که خودرا بین المللی و جهانی معرفی می کند، نیز دراین بخشها سکوت می کند.
روند کشتن و ظلم بالای یک قوم خاص و نژاد خاص درحالی رو به افزایش است که نهاد های حقوق بشری، رسانه و سازمانهای متعددی نیز عرض وجود کرده و دم از تامین حقوق بشر می زند.
شعار های سازمان ملل و حقوق بشر فقط داعیه ای است که بر سری زبانها می چرخد و هیچ جنبه عملی ندارد، هیچ نهاد نیست که پاسخگوی این همه جنایات ضد بشری باشد و هیچ قانونی نیست که عاملان این فجاییع را مورد بر رسی قرار دهد.
دراین اواخر حادثه خونین که در کویته پاکستان علیه یک قوم و مذهب خاص به وجود امد تکان دهنده بود و انسانرا از سازمانها و نهاد های که دم از حقوق انسانها می زند به کلی نا امید و مایوس می سازد.
در خبري كه در پايگاه اطلاع رساني خبر و تفسير برون مرزي صدا و سيماي ايران آمده ذكر شده كه انفجار نخست در يك مركز تجاري و تفريحي در منطقه علمدار و نزديكي ايست بازرسي پليس در شهر كويته رخ داد و به فاصله چند دقيقه پس از اين انفجار ، در همين منطقه انفجار دوم كه ناشي از بمب كار گذاشته شده در يك خودرو بود رخ داد.
به دنبال این فاجعه خونین در چندین کشور دنیا از جمله افغانستان ، در شهر کابل صد ها تن از دانشجویان، نویسندگان، اعضای جامعه مدنی و فعالان فرهنگی دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند و با صدور قطعنامه ی ازسازمان بین الملل، جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری خواستار دخالت سریع برای خاتمه دادن این حملات هدفمند بر جان هزاره های کویته پاکستان شدند . این راهپیمایان همچنین از حکومت پاکستان خواستند تا جلوقتل های سیستماتیک هزاره ها را در کویته، مرکز ایالت بلوچستان بگیرند.
قوم گرایی و نجات پرستی بیش از حد  در درازای تاریخ افغانستان نیز همواره برای مردم هزاره مشکل آفرین بوده و این قوم همیشه مورد تجاوزهای حقوقی و ملکی قرار گرفته حتا از طریق زمام داران این کشور به صورت علنی و روشن، با آنکه تاریخ نگاران  بودو باش این قوم را در این سرزمین بیشتر از اقوام دیگر می دانند و هزاره ها ساکن اصلی این سرزمین بوده اند، قتل عام های که علیه این قوم صورت گرفت فیصدی بالای مرد م هزاره را ازبین برد و تا مدت زمان خیلی نزدیک این مردم از مکتب و دانشگاه محروم بود از لحاظ کمی به درجه خیلی پایین در دانشگاه و مکاتب حضور داشت و لی از نظر کیفی به درجه بالای قرار داشت.
سینه تاریخ برای مردم هزاره پو ر از ظلم و جور های است که علیه این قوم صورت گرفته است، مالیات دولتی زیاد، غصب املاک و زمین، کوچ اجباری، تبعیض در دانشگاه و مکاتب، جلب جذب در اردوی ملی و پولیس ملی همه موارد است که مردم هزاره ازان در مشکلات زندگی می کنند.
امروز مشکل بزرگ که دیده می شود این است که مردم هزاره تا هنوز در یک چوکات محدود و محاصره  اقتصادی در کشور زندگی می کند راه های مواصلاتی این مردم به مرکز کشور و بیرون از کشور امنیت ندارد، امکانات مدرن زندگی و زراعتی برای این مردم میسر نیست و تا هنوز با مشکلات عدم کلینیک و مکتب و استادان مکاتب، دست و پنجه نرم می کند.
برنامه های انکشافی و توسیعه وی در مناطق هزاره نشین، چشم بیننده و فکر تحقیق کننده را کاملا این مردم را از باشند گان افغانستان جدا می کند، گو یا در قسمت توسیعوی و انکشافی مناطق هزاره نشین در طرف چشم کور مراجع حقوقی و دولتی ق رار دارد.

۱۰/۲۳/۱۳۹۱

آب و هوای شهر کابل در هفته جاری

یکشنبه: هوا آفتابی
دوشنبه: هوا ابری
سه شنبه: هوا نیمه ابری
چهار شنبه - پنجشنبه و جمعه برف باری می باشد

۱۰/۲۱/۱۳۹۱

آتش سوزی شرکت های زیارتی و سیاحتی


درافغانستان بیشتر از چند سال می شود که شرکتهای سیاحتی و زیارتی زیادی فعالیت دارد و به انواع و اقسام مختلف باهم برای جلب توجه زائرین، رقابت می کنند.
مردم با پرداخت مبلغ هنگفت پول،  به زیارت مشهد مقدس، کربلا و سوریه مشرف می شود و حالا این مبلغ به درجه نازلتر رسیده و مردم همچنان برای بار سوم و چهارم به مبلغ 50 هزار افغانی که فقط به کاروان پرداخت می کند به زیارت عتبات عالیات مشرف می شوند نهایت این مصرف از هرنفر به مبلغ صد هزار افغانی می رسد.
محمد الله که برای بار چهارم به زیارت رفته می گویند که برای وی هیچ چیزی از مال و زندگی باقی نمانده و اینبار در مقابل مزدور کاری برای صاحب شرکت سیاحتی و زیارتی  به زیارت رفته و مدت یکسال و دو ماه برای صاحب شرکت کار کرده و تازه پول قرض داری را ادا کرده است.
با وجود این حدیث مبارک که تمام زمین کربلا است و تمام روزها روز عاشورا به شرطی که ما زوار و کربلایی واقعی باشیم و در نقش کار کردهای حضرت زینب و امام حسین(ع) بازی کنیم و با یزید زمانه رو در رو شویم و امر به معروف و نهی از منکر کنیم.
نیاز نیست که اهل و عیال ما در حرج و مشکلات زندگی کند و ما تمام پول را در مسیر زیارت مصرف کنیم، آنهم برای چهارمین بار و پنجمین بار.
اکثر زواران محترم حویلی و زمین و موتر خویش را فروخته و به زیارت مشرف شده و مبلغ ده هزار افغانی پاسپورت گرفته است.
بعضی کسانی  را می شناسم که دختر خودرا به مبلغ پول زیاد می فروشد بنام شیر بها، با همان پول به زیارت می رود ختم قرآن می گیرد و لی دخترش یک عمر در آتش عزاب شوهر پیر و بد اخلاق خود می سوزد.
مردم به این کار آنقدر علاقه مند شد که با هم وارد یک رقابت گردید و هرکس فامل و عیال خودرا باید به خاطر که از کسی دیگه پس نمانیم به زیارت می برد، این رقابت نابجا باعث ایجاد مشکلات فاملی گردیده و دو مورد طلاق خانم از شوهررا نیز شاهد می باشم که شوهر به خاطر نداشتن پول نتوانسته خانمش را به زیارت ببرد زنش از وی طلاق گرفته است.
دراین راستا امید وارم نهاد های موثر اجتماعی و فرهنگی هرچی سریعتر وارد عمل شود و مردم را تبلیغ کند تا زوارن واقعی و دوستاران راستین امامان باشیم و نیک کردار باشیم نه اینکه شکار باشیم برای تجاران که از این راه زندگی مردم را چور می کنند.
به طور مثال: کربلایی از زیارت پس آمده و دردکان خود شراب می فروشد، در خانه خود هنرمند دعوت می کند از سری شب تا صبح رقص و آهنگ محفل می گیرد و مد های جدید لباسهای بد حجابی را در مارکیت ها می فروشند، دختر این کربلایی و خانمش از صبح تا بشام در کوچه و بازار در محضر هزارن زخم دید جوانان اوباش قرار می گیرد،  این کربلایی شدن و زیارت رفتن باعث شرم امام حسین و حضرت زینب خواهد شد، من حاظرم که همین اشخاص را برای تان اگر خواستید معرفی کنم.
باید این مبلغ پول را به رسانه ها بدهیم و یک دقیقه اعلانات تجارتی آنان را به اعلانات فرهنگی و زندگی خانه داری و اسلامی تبدیل کنیم، به نظر من اینکار اجرش بیشتر از این زیارت رفتنها است دوست عزیز.
امروز جوانان ما از بی اقتصادی  و بچارگی درس خودرا رها می کنند و به کشورهای دیگر مهاجر می شود، قاضی ها و حکام ما از بیچارگی و فقر رشوت می گیرد، مردم ما تریاک می کارد و دکانداران ما برای یک افغانی صد قسم می خورد و سرمایه داران ما بالای فقرا پول را بجای قرض سری فایده می دهد  ولی ما پول را جاهای دیگه مصرف می کنیم، همین مبلغ پول صدهزار افغانی را به همین بیچاره ها بدهیم حتا نصفش رابدهیم هم زوار وافعی هستیم  و هم فساد و تباهی از افغانستان خلاص می شود.
ملا امامان، رسانه ها، مبلغین باید به اشکال مختلف این پیام را برای مردم تبلیغ کرده و آنها را در راه راستین الاهی رهنمایی کند.
داوود ناظری – کابل

آب و هوای شهر کابل - - جمعه - شنبه و یکشنبه


روز جمعه هوا ابر آلود و بالا ترین هفت و پایین ترین 3 درجه سانتی گراد
روز شنبه: بارش برف
روزیکشنبه: هوا آفتابی می باشد

۱۰/۱۹/۱۳۹۱

اول تا پنجم نمره های مکاتب، بدون امتحان کانکور، به رشته منتخب خود قبول می شوند.



طبق اعلان وزارت معارف کشور 170 تن از دانش آموزان نمره اول صنوف دوازدهم به وزارت تحصیلات عالی معرفی می شود تا آنان بدون اخذ امتحان کانکور به دانشگاه ها جذب شوند. به گفته آنان این پروسه تا دو هفته دیگر تکمیل می شود.
کار شناسان می گویند این اقدام وزارت معارف باعث ایجاد مشکلات فراوان در میان مردم افغانستان خواهدشد.
اول تا پنجم نمره مکاتب بدون اشتراک در آزمون کانکور به دانشگاه ها ی دولتی جذب میشوند. به گفته سخنگوی وزارت معارف این دانش آموزان می توانند به دانشکده های دلخواه  شان راه یابند و همچنان آنان از بورسیه های کشور های خارجی نیز مستفید شوند.

عدم شفافیت در شمارش نمرات، پرداخت نمرات و تبعیضات قومی و زبانی بر مشکلات این پروسه جدید به شدت می افزاید و باعث نگرانیهای جدید دانش آموزان گردیده است.

۱۰/۱۸/۱۳۹۱

بهشت خانواده




متا سفانه با افزاییش یافتن خشونت ها و مشکلات خانوادگی مقابله و مبارزه های غلط اغاز شده از قبیل جمع آوری امضا برای محو خشونت، جدی گرفتن خشونت و تهمت به یک قوم، سوئ استفاده ها و غیره موارد که اتفاق می افتد همه به نظر بنده روشهای غلط و نا به جای است بلکه در مشعله این پدیده شوم در جامعه افغانستان کمک می کند.
تعداد از فرصت طلبان به نام این و آن دست به یک سلسله اقدامات زده اند و غیرت ورزی مردان در مقابل حجاب زنان را،  تبدیل به خشونت می کنند و لجاجت را دربین خانواده به وجود می آود.
اول برای همین بی سوادان پیشنهاد می کنم که دست از امورزندگی مردم بردارید و دوم کتاب بنام بهشت خانواده را برای تان پیشنهاد می کنم که تهیه کنید و بدقت بخوانید که اسلام و قانون اسلامی ما چه دستوراتی دارند و چگونه زن و مرد و بقیه افراد خانواده را در قبال مسئولیت شان متوجه می سازد.
تو خواهر محترم که امضا جمع آوری میکنی و تو برادر که یک موارد خشونت را بار ها بارها به دوش علما می اندازی و توهین می کنی در واقع زهر را درکا سه خانواده های مسلمان ما ریخته اید. چرا با این همه اقدامات تان خشونت ها افزاییش یافته، مرد شاید یک دقیقه پیش امضا کند که خشونت علیه زنان گناه است دو دقیقه بعد دوبرابر خشونت را علیه زن خود انجام می دهد.
بیایید قناعت کنیم که همه بد بختی ها دور شدن از زیر سایه اسلام است دستورات دین خودرا فراموش کرده ایم و آله دست دشمن خود قرار گرفته ایم ما را به یک سریال، به یک تبلیغات مفت خود مشغول نگه داشته و به دور شان می رقسیم گاهی به علما، گاهی به مردم گاهی به فامل یک مسلمان تهمت می بندیم و لی خود دشمنان ما پیشرفت کردن و مشغله که به ما تحفه دادن به حال خنده می کند و مشغله مارا تبریک می گوید.
زمانی با مشکلات خانواده گی مبارزه واقعی می کنیم که افراد خانواده با سواد شود تعلیم اسلامی ببیند و واقعا بهشت خوشبختی خودرا زیر پای( اجازه) مادر خانواده بداند و مادر را درک کند تا زمانیکه با سواد نشویم و تحت تبلیغ غرب باشیم و همدیگر را درک نکنیم زهرا سپهر ازیک نفر صد امضا هم  که جمع کند خشونت را نمی تواند محو کند بلکه مرد خشمگین را بد تر می کند.
عامل خشونت خود طرف مقابل است، اگر زن بتواند مرد را تحت کنترل اخلاقی خودر درآورد با بد حجابی و بیجا گردی خود مرد را خشم گین نسازد  پای خشونت نمی تواند داخل خانواده شود.
امید وارم که جوانان و خانواده های محترم ما به دقت نظم امور زندگی خودرا طبق دستورات اسلام به پیش ببرند خشونت و بد رفتاری در خانواده و جود ندارد
بهشت خانواده کتاب خوبی است در یافت کنید.
داوود ناظری - کابل

۱۰/۱۶/۱۳۹۱

پروسه ستاره افغانستان انفجار نمود



پروسه ستاره افغان؟؟
 متا سفانه امروز یکی از برنامه های که در کنار بعضی از برنامه های دیگر در حال نشر و پخش است و دست بدست هم داده و جامعه مارا به سوی بد بختی و مشکلات فرهنگی نزدیک  و آشنا می کند برنامه تحت نام پروسه ستاره افغان است که همه ساله به قسم دوام دار با هزینه هنگفت مالی که از جیب مردم غریب پرداخت می شود و هیچ گونه نقطه مثبت در این برنامه دیده نمی شود.
از تاثیرات منفی این برنامه در جامعه افغانستان، نفاق افگنی، تزاد قومی و ملیتی، بیکاری، ایجاد اشتغال فکری و دامن زدن به انواع تبلیغات تجارتی و غیره می توان نام برد.
نتیجه پخش و نشر این برنامه فقط برای غصپ اوقات مردم افغانستان است و برای تزلزل ، شکاف ها، در بخشهای اقتصادی، فرهنگی و مزهبی و قومی به شدت تاثیر منفی گذاشته و خواهد گذاشت.
تماشای این برنامه و شرکت دراین برنامه جز ضیاع وقت چیزی دیگری نیست و سهم گرفتن در بی توجهی به ارزشهای والای انسانی و افغانیگی ما است که خیلی برنامه های ضروری دیگری داریم که نیاز به تقویه آن است و باید به آنها توجه کرد.
مردم افغانستان چرا استعداد و قوت خودرا در بخشهای اقتصادی، علمی و فرهنگی شگوفا نسازد و دراین بخشها ستاره نشود حیف است که ملیونها افغانی مصرف می کنیم وقت برنامه یک رسانه تلف می شود و وقت هزاران جوان را می گیریم در آخیر سال یک نفر دنبوره نواز یا غیچک نواز ستاره می شود که همان جایزه برنامه مصرف را که همین ستاره در طول برنامه کرده پوره نمی تواند.
این هم شد ستاره افغانستان!!! جوانان عزیز ما باید کوشش کند که پول خودرا دراین راه ها مصرف نکند مردم و جامعه ما ضرورت های دیگری دارد که باید به آن توجه کنیم و همچنین برنامه ای را در جامعه خود تحریم کنیم وباید استقبال نکنیم.
تحریم این برنامه مبارزه و مقابله با انحرافات فکری و اقتصادی مردم افغانستان است و هرکسی که این برنامه را پشت بانی می کند به انحرافات عدیده در جامعه خود کمک کرده اند.
هرکسی معتقد است  که هنرمندان ما دراین برنامه رشد می کند کاملا غلط فکر کرده صدها هنرمند ازطریق این برنامه کوبیده شده و سرکوپ شدئه و تنها یک نفر قرض دار باقی می ماند که بنام ستاره یاد می شود.
ما از این برنامه تصاویری روشنی داریم که برنامه های مهم زیر بنای مردم افغانستان را زیری سوال برده و اگر تحریم نکنیم آهسته آهسته به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل خواهداشد.
این برنامه به نظام های آموزشی، نظام خانواده گی، نظام فرهنگی و اسلامی مردم افغانستان به شدت لطمه خواهد زد.
به همین خاطر وظیفه مشترک خود دانسته و این مطلب را برای دیگران باز گو و نشر کنید و رسالت افغانی و اسلامی خودرا در قبال این برنامه اسرائیلی ادا نمایید.
والسلام
داوود ناظری – کابل افغانستان

۱۰/۱۳/۱۳۹۱

خدای برچی خاو رفته

خاو خرگوش
مگر ده خاو رفته خدای برچی
ده گوش شی نموره تورای برچی
ده ای ملکای سنگ سالای سالا
هیچ فرق ندره بیگا صوبای برچی
یاکه مردم رفته ده خاو خرگوش
که گم گشته سر وصدای برچی
بلدهِ بخور نمیر ، یک لغمه نان خو
زامت کشی موکنه مردای برچی
یاکه ده تای بار ظلم تاریخ
مثل کمو گشته شانای برچی
ده بین کلی جاهای وطن مو
مردک کسی نبود بدخای برچی
اگه دیگا شده بدخای شی خیره
ولی دولت مو هم بد خای برچی
یکشی شاه موشه دیگه شاقلی شی
قد سنگ میزنه اردو ده پای برچی..
دیگه هیچ نداری بر حل مشکل
مگم یکدست شوه جوانای برچی
تاکه جارو نکنن خاشاک وخس ره
از پیش پای و سر رای برچی

۱۰/۱۲/۱۳۹۱

امتحانات کانکور سال 1391

اخذ امتحان کانکور در ولایات کاپیسا و پنجشیر روز چهار شنبه هفته جاری آغاز می شود
توزیع کارت های شمولیت امتحان برای فارغین صنوف دوازدهم دراین دو ولایت از امروز سه شنبه آغاز شده است
و همچنان در هفته آینده در ولایت هرات کانکور برگزار خواهد شد

۱۰/۱۱/۱۳۹۱

لالايي هزارگی



Top of Form




لالایی ترانه‏ ی نخستین، اولین شعر، اولین آواز در دنیای کودکان هزاره است. نخستین ملودی آرام بخش است که در گوش کودکان هزاره آشنا است. شعر و گفتار لالایی‏ ها، حدیث نفس مادرها و دایه‏ های کودک هزاره است. از این رو، با مرورى بر لالايى ‏ها مى‏توان گفت: درون مايه تربيتى بسيار ارزشمندى در این لالايى‏ها نهفته است...


مادران هزاره، نوازشگرانه، قنداق یا گهواره‏ی نوزادان شان را می‏جنبانند، آرام بر پشت و پهلوی او می‏زنند و آهنگین لالایی می‏خوانند؛ این لالايی‏ ها و ترانه ‏هاى كودكانه، شعرهاى خالص زنانه‏ اند كه از ويژگى‏ هاى فطرت زنانه و خلق و خوى مادرانه سرشارند. لذا، آیینه‏ ی تمام نمای آرزوها و آرمان‏های زنان هزاره اند.
مادران تنها پناهگاه نوزادان ‏اند. آن‏ها در هیچ‏جا به اندازه‏ ی آغوش مادر احساس امنیت نمی‏کنند. مادران نیز تمام مشکلات زندگی را به خاطر فرزندان شان تحمل می‏کنند تا کودکان آرامش داشته باشند. کودکان تنهایی‏ های مادران را پر می‏کنند و مادران هم زمانی که  تنها می‏شوند با فرزندان خویش به درد دل می‏نشینند. در این میان هر اندازه که فرزندان کوچک‏تر باشند، گفت‏وگو بین مادر و کودک زیباتر و با احساس‏تر می‏شود. این گفت‏و گوی ‏ها گاهی به نثر است و گاهی به نظم که به آن لای لایی یا لالایی می‏گویند. مادر با زمزمه لالايى، انديشه، احساس و به نوعى همه زندگى خود را به كودكش منتقل مى‏كند. کودک در همان روزهاى نخست زندگى با فرهنگ پربار سرزمين مادرى پرورش مى‏یابد. مادر با بيان دلمويه ‏ها و آرزوها و تمايلات خويش لطافت زندگی و موسیقی آوازی را در وجود كودك نهادينه مى‏کند. لالايي ‌ها تاثيرهای بلا واسطه ‌اي بر روح و روان كودك و نيز مادر دارند. خواب كردن كودك، پايين آوردن اضطراب‌هاي او در عين حال آرامش يافتن مادر، بخشي از كاركردهاي لالايي ‌ها هستند. از این رو، وجه تسميه آوازهاي گاهواره به لالايي براي بيان حالت موسيقايي آن است. آرامشي که با شنيدن نواي دلنشين مادر به کودک دست مي‏دهد، لذت بخش ترين و شيرين ترين آرامش ‏هاست. زمزمه و لحن گيرای مادر که به کودک لذت می‏دهد و او را می‏خواباند. از این‏رو، ارتباط عميق عاطفي که از لالايي شنيدن و خواندن مادر حاصل مي‏شود از جمله عميق ترين ارتباط‏هاي  کودک در دوران زندگی وی محسوب مي‏شود. این لالایی ‏ها  طیف‏های رنگارنگی از آرزوها، گلایه ‏ها و نیایش‏های معصومانه‏ ی مادرانه هستند. (انوشه، حسن، تهران 1381).
در لالایی‏ ها، آهنگ از نظر شنیداری برای کودک گاهواره بیش‏ترین اعتبار را دارد. ضرب اهنگ لالایی با زمزمه و لحن گیرای مادر به کودک لذت می‏دهد و او را می‏خواباند. مادر چه خوش صدا باشد و چه نباشد، کودک با آن خو می‏گیرد و لحن او چون جویباری در گوش کودک طنین انداز می‏شود که از هر صدای خوش‏تر است. مادر با خواندن لالایی در حقیقت با کودک گاهواره‏ ای خود گفت ‏و گو می‏کند. شعرهای لالایی‏ ها اگرچه بسیار ساده است، اما از نظر درون مایه‏ی احساسی بسیار غنی و همواره حامل آرزوهای دور و نزدیک مادر است. در برخی از لالایی ‏ها که از مفاهیم عمیق و زیبا سرشارند، مادر آن گونه با کودک گهواره‏ ای خود حرف می‏زند که با آدم بزرگ سخن می‏گوید. در این لالایی، مادر از اندوه عشق از دست رفته خود و از تنهایی ناگزیرش برای کودک شِکوه می‏کند. از آن‏جايي که در روزگار جنيني ضربان قلب مادر، دف نواز سماع خلوت کودک است، تکرار اين طنين و وزن شعر تأثير ماندگاري بر روان کودک مي‏نهد. زیرا کودک با ريتم پر توان قلب مادر مأنوس است. از این رو، لالایی ‏ها طنین آرام و دل‏نشین دارد؛ اما گاه غمین و گاه شادی بخش است. وقتی غمین است خبر از سوزهای درونی مادر دارد؛ اما آن‏جا که شادی بخش است، به کودک می‏گوید که کاخی مجلل و شکوه‏ مندی برای وی می‏سازد. مجلس عروسی راه می‏اندازد تا کودک را می‏خواباند.
لالایی ‏ها بیشتر در ابتدا با صدایی بلند خوانده می‏شوند تا به کودک بفهماند که مادر با او و در کنار اوست، اما زمانی که کودک آرام به خواب می‏رود، مادر نیز صدایش را آرام‏تر می‏کند. بدینسان مادر در سکوت و تنهایی، در خلوتگه خویش با جگرگوشه ‌اش با لالی‏ لایی که از سرجان برمی‌خیزد و برای کودک حکم دم مسیحایی را دارد، زمزمه ‏ی زندگانی راستین را می‌سازد. (انوشه، حسن، تهران 1381).
 لالايي هزارگی
لالایی‏ ها بخش قابل توجهی از ادبیات شفاهی مردم هزاره را تشکیل می‏دهند. گونه ای از سروده‏ های مادرانه که تجسم یافته‏ ی احساسات بی دریغ آنان به شمار می‏روند. در این نغمه‏ های شورانگیز آرزوها، خواسته ‏ها و ناگفتنی‏های مادران به گفته می‏آیند که دنیایی از عشق و احساسات مادرانه را به بهترین نحو بیان می‏کند. این ترانه ‏ها در ذهن کودکان نقش می‏بندند و  روح آنان را نوازش می‏دهند. کودکان با این ترانه ها با دنیای خارج آشنا می‏شوند و تلخی‏ های دنیای مادر را در می‏یابند. در پایان به آرامی به خوابی دل‏نشین، گوارا و عمیق فرو می‏روند تا مادر هم بخوابد. نوای لالایی ‏ها در همه جا، ساده، کوتاه، یک‏نواخت است. این لالایی‏ های مادرانه با توجه به اختلافات فرهنگی میان مادران شهری و روستایی هزاره همگان مفهوم و مضامین مشترکی دارند. این مضمون‏ ها عبارت اند: از ثنای کودک، تعریف حکایت، حماسه، شکایت از جفای روزگار، امید به آینده، دعا و آرزوی مادر برای آینده‏ی کودک. بیشتر این ترانه‏ ها بیان کننده ‏ی پاكي، محبت، ايمان، عشق و صداقت است. جور زمانه، بیداد شوهر، تنگی معیشت، کار طاقت فرسا، مرگ بستگان، مرگ شوهر، آرزوهای مادر برای فرزند خود و ده ‏ها موضوع دیگر در همین زمینه ‏ها، درون مایه ‏ی لالایی مادران هزاره را تشکیل می‏دهند.
لالايى ‏های هزارگی مانند ديگر ترانه‏ هاى بومى، تحت تأثير ويژگى‏هاى اقليمى هزارستان قرار دارد. این ويژگى‏هاى طبيعى در ساختار و درون مايه لالايى هزارگی به خوبی دیده می‏شوند.
با كندو كاو در ادبیات شفاهی مردم هزاره در مى‏يابيم قالب لالايى ‏ها در مناطق هزاره نشین بسيار متنوع است. این لالایی ‏ها با ريتمى ملايم از ديرباز، نسل به نسل و سينه به سينه تا امروز رسيده اند. در این لالایی ‏ها خصلتی است که آن را تنها روان زنانه دریافت می‏کند. از این رو، فقط مادران می‏توانند آن‏ها را به آواز بلند و زیبا بخوانند و به کودک آرامش ببخشند.
شايد بتوان گفت که: مضمون بيشتر لالايي ‏هاي دنيا از هر زبان و فرهنگي که باشند اين است که: "بچه جان! بخواب، مادرت در کنارت است؛ همه چيز روبه‏ راه است!"
با این لالایی‏ ها به طور نامحسوس، بين كودك و اقوام نزديك او ارتباط عاطفى برقرار می‏شود تا لطافت روح كودك تقويت شود و کودک با آن‏ها آشنا گردد. زیرا مفاهيم بلند بسيارى در لالايى‏ها نهفته است كه همه از عواطف انسانى سرچشمه مى‏گيرند. ازاین رو، زمزمه‌ های لالایی، جلوه‌گر هستی‌پردازی ‏های مادر در آرامش نهاد فرزند است. (انوشه، حسن، تهران 1381).
درون مایه لالایی‏های هزارگی
درونمايه ‏ی اصلي همه‏ ی لالایی ‏ها و نغمه ‌های زنان هزاره، پاكي، محبت، ايمان، عشق و صداقت است. کودک هزاره از بدو تولد با نواي مهر مادر، موسيقي را با لحن و آهنگ صداي مادر مي‌شناسد و صداي مادرهزاره صداي آشناي زندگي، محبت و عشق برای کودک هزاره است.
بنابراین، درون مايه لالايى هزاره ‏ها شرح فراز و نشيب ها، داشتن‏ها و نداشتن‏ها، آرزوها و تمايلات زندگى مردمى است كه از ديرباز با تلاش و كوشش خود، سهمى عمده در فرهنگ و تمدن ديرينه سرزمين پهناور خراسان بزرگ و افغانستان داشته‏اند.
به اين ترتيب، آغاز زندگى كودك با دميدن روح فرهنگ ملى و دينى و ظرافت هنرى به نام مادر، آغاز مى‏گردد. از این رو، لالايي ‌های هزارگی به لحاظ وزن و مضمون، شكل و ارتباط آن با موسيقي و مسايل اجتماعي قابل بررسي هستند. زیرا این لالايي‌ های ساده‌ پاک و بی آلایش با استفاده از همه‌ ي زيبايي ‌هاي طبيعت سروده شده ‌اند. مادران با موسيقي لالايي کودک خود را ياري مي‏دهند که واقعيت‏ ها را واضح‏تر درک کند و به سوي نيک‏سيرتي، خيرخواهي و مهرباني رو آورد.
ریخت شناسی لالایی‏های هزارگی
لالایی ترانه‏ ی نخستین، اولین شعر، اولین آواز در دنیای کودکان هزاره است. نخستین ملودی آرام بخش است که در گوش کودکان هزاره آشنا است. شعر و گفتار لالایی‏ ها، حدیث نفس مادرها و دایه ‏های کودک هزاره است. از این رو، با مرورى بر لالايى ‏ها مى‏توان گفت: درون مايه تربيتى بسيار ارزشمندى در این لالايى‏ ها نهفته است.
بخش چشمگيري از ترانه­ ها و موسيقي آوازي زنان هزاره ‌ها به کودکان و امر تربيت، پرورش و سرگرم کردن آن‏ها اختصاص دارد. مجموعه ابتکارات شگرف به کار رفته در لالايي‏ ها، برخاسته از تجربه ‏های فرهنگي و تربيت پربرکت و زوال ناپذيري است که پژوهشگران فرهنگ عامه را به شگفتي واداشته اند. ساختار اين ترانه‏ی نخستینی هزارگی، شيوه بيان، بار عاطفي، خصلت انگيزش، هيجان و نتيجه ­گيري از آن، موجب حيرت است. زیرا مادران هزاره از آغاز تولد همه شاعر به دنيا مي‏آيند و دست از سرشت شاعرانه خود بر نمي‏دارند، هم‏چنان شاعر مي‏مانند. اين مادران درک عميقي از عالم کودکي دارند و پيوسته با کودکان خود کودکي مي‏کنند. شادي و نشاط درخانه مي‏آورند و با خواندن لالايي‏ها و ... لذت کودکان را از شعر دو چندان مي‏کنند. (انوشه، حسن، تهران 1381).
 لالايی هزارگی نخستين ترانه ‏های آهنگين و شاعرانه‏ ای مادر برای کودک است. رشته‏ ی نامريی بین مادر و کودک که تاثير جادويی آن، خواب ژرف و آرامی را برای کودک به ارمغان می‏آورد. رشته‏ای که حامل آرمان‏ها و آرزوهای صادقانه و بی دریغ مادر است که همراه با تکان ‏های دمادم گاهواره شعر می‏شود و موسیقی می‏یابد. اين آرزوها آن چنان بی‏تشويش و ساده بيان می‏شوند که انگار مادر با تمامی قلبش و توانش می‏خواند و می‏سراید. از این‏رو است که اين ترانه ­ها را بيشتر زنان درس­نخوانده هزاره في‌البداهه سروده‏اند. چنین است که این ترانه‏ها به ‌اندازه­ اي با روحيه و زندگي کودکان متناسب­اند که هیچ چیز ديگري از ابزار مدرن عاطفي نتوانسته‏اند جانشين آن شود. (انوشه، حسن، تهران 1381).
از میان شعرها و آوازهای محلی هزارگی، لالایی ‏ها از بقیه ظریف‏تر و زیباترند. این لالايي­ها در بين هزاره‌ها طيف رنگارنگي از مضامين شاد، لطيف، پرحرکت و جذاب را شامل مي­شود که تمهيد است جهت خواب کردن بچه ­اي که جز صداي دل‏نشين مادرش هيچ صدايي آرامش نمي­کند. از این رو، بیشتر لالايي ‌ها با آواي غمگين و محزوني توام است. مادر آن‌ها را با سوز مي‌خواند و هم‏زمان با خواندن آن گهواره را هم تكان مي‌دهد. آواي دل‏نشين مادر به همراه تكان‌هاي آهسته گهواره، كودك را در عالم رويايي فرو مي‌برد.
لالايي نخستين گونه‏ی پيوند موسيقي و شعر است.
لول لی، لول لی، لور لو، لور لو
لالايي‏ ها، موسيقي آوازی مشترك تمامي زنان هزاره است. تمامي مادران هزاره با زبان و لهجه‌هاي خود لالايي می‏خوانند.‌ این لای لایی، نغمه‌ هاي زنانه، نخستين و ساده‌ ترين نمونه‏ ی ادبيات شفاهي مردم هزاره است كه با گذشت زمان و دگرگوني شكل زندگي و فعاليت‌هاي زيستي و دلايل ديگر به نغمه پرداخته شده‌اند. در هزارستان لاي­لايي را با واژه­ي لالا آغاز مي­کنند. اين واژه، خودماني­ترين عاطفه­ و ذوقيات زندگي را با مضموني ساده و بي­پيرايه، آميخته با عشق، احساس و آرزو در آهنگ صداي مادر جلوه­گر مي­سازد که به آموخته ­هاي کودک تأثير عميق دارد. زيرا آموخته­هاي شنيداري کودک در رشد رواني و جهت­گيري انديشه و نگرش او به جهان بي­تأثير نيست.
لالايي روايت­هاي گوناگوني دارد و به تناسب حال و هواي فضاي شنيده شدن لالايي مضمون و شکل عوض کرده است. اين لالايي به زبان فارسي و به گويش هزارگي است. این زیبایی مادرانه، در طول چند سفر به وطن مرا بر آن داشت تا به تکاپو بیفتم و از فراموشی این آواهای روح نواز جلو گیری کنم. مادرم دوباره کنار بسترم نشست و از نو خواند آن‏چه را داشتم از یاد می‌‌بردم. اکنون این زمزمه‌ها را با کمی ویرایش مکتوب کرده‏ام تا روزگاری بچه‏ام از من به یادگار داشته باشد.
 اين لاي‏لايي‌ها با ساختار گويشی ناخوانا بود. داراي واژه‌ هاي بس كهن فارسي و تركي باستاني كه برخي را به ناچار فارسي هزارگي كردم. در برخي از لاي‏لايي ‌ها چون وزن آن مشكل داشت و گاهي يك بيت بي‏هم مصراع خودش بود به ناچار درست شد تا كمال يابد. از اين رو، گويا بازسازي شده و گاهي به ترانه ‌هاي امروزي شباهت پيدا كرده‌اند. اين كار را برخي نمي‌پسندد ولي نگارنده پس از سال‌ها تجربه دريافته است كه بايد چنين كرد. البته با احتياط و آموخته ‌ها و تجربه ‌هاي فرهنگ شفاهي به چنين كاري بايد دست يازيد.
در پايان اين نوشته را با چند لاي ‏لايي به پايان مي‌برم:
لالایی‏ها
 لولی لولی باچی مه
هر دو نور اوقری مه
چراغ توی خینه مه
هر دو نور دیده مه
باچی از مو کلان شنه
والی بامیان شنه
بچه از مو تاسیل کنه
سواد خو ر  کامل کنه
با نام و با نشان شنه
مراد دل حاصل کنه
لولی لولی باچی مه
هر دو نور اوقری مه

لولو باری مه
کورکوش بورده نیلغی مه
ار دو نور دیدی مه
خاو کو خاو کو، آغی مه
...........................
توته جگر لولو
مونتیگی دالر لولو
پیسه موتر لولو
خرمن زر لولو
*
تکیه دلوم لولو
نان گندوم لولو
مال مردوم لولو
آغی بیگوم لولو
*
کوک زری لولو
کان روپی لولو
خسته شیری لولو
عزیزه مزگی لولو.
.................
للي للي بابه آبی
للي للي ديده آبی
پسي درگه خورويه
تمبه درگه جارويه
................
لولی لولی مایی تابون آبی
لولی لولی گل گردون آبی
لولی لولی تابستون آبی
چراغ شو د بیابون آبی
لولی لولی شیرین زبون آبی
 لولی لولی روح و روون آبی
 لولویت می‌‌کنوم درد تو نبینم
د عمر کوته ام گرد تو نبینم
د پای تخت و کرسی تو نشینم
 نشینم تا عروسی تو ببینم
 سر رای تو نشینم تا بیایی
خداوندا بیایی یا نیایی!
 لولی لولی مایی تابون آبی
لولی لولی گل گردون آبی
...........................
لولی لولی گلم استی
 صندقچه‏ای دلم استی
لولی لولی دلم خسته
اتیت بار سفر بسته
سفر موره د ترکستو
ازی ملکا ازی بوستو
ده ای تاریک، شوی تیره
چیکه خاو تو نمی‌گیره
لولی لولی عجب نازی
بکو قد آبی خو بازی
تو تنا دخترم هستی
نبات د شکرم هستی
لولی لولی مایی پاره
خدا اتیت نگهداره
...........................
لالايي‏هاي مذهبي
برخی از این لالایی ‏‏ها یاد کرد و کمک خواستن از امامان و معصومان است که بیشتر در شرایط سخت زندگی در کنار گاهواره ‏ها سروده شده ‏اند.
لولی لولی تویی رازم
 به درد‏های تو می‌‌سازم
لولی لولی حفیظ الله
ازی کوها نری بالا
که ای کوها خطر داره
آبی تو چشم تر داره
ازی صارا د او صارا
شود پشت و پنات زارا(س)
لولی لولی کمبوچه
ابیت پخته بخشیت کلچه
لولی لولی لولایی
کوک کوه و دشتایی
لولی لولی لولایی
دیوایی دشت و صارایی
برین گومشید د هر جایی
ازی خانه چه می‌‌خوایی
نه گو مانده نه گوساله
نه بز مانده نه بزغاله
لولی لولی تو را دارم
ز دردایی تو بی زارم
لولی لولی تو را دارم
دووا خندو شده کارم
لولی لولی گل بولو
نهال توت و زردالو
لولی لولی گل خانه
نکو اویی نکو بانه
دیوا شولوی شو رفته
بابی آبی د خاو رفته
...........................
لالايي‏هاي سياسي

لولی لولی گل خاله
کوک د کوه می‌‌ناله
لولی لولی گل لاله
اتیت رفته دو  سه ساله
لولی لولی گل مادر
 بگیر از گوشه چادر
چادر ره زیر دندو کو
دوستای خو جمله مهمو کو
خانه آتی چراغو کو
دشمن آبی ره رسوو کو
لولی لولی گل سنجید
دوری آتیت د دل رنجید
لولی لولی سمرقندم
ریزی مه تویی دلبندم
لولی لولی لالیت میه
صدای پای آتیت میه
ازی اغیل د او اغیل
نماز شام آتیت میه
نماز شو مو، شو باشه
گل آبی ده خاو باشه
لولی لولی گل سیرسو
گل سیرسو گل بولو
الی بچه تو بی‏تابی
چیکه امشو نمی‌‌خوابی
آبی د پشت او رفته
بابی آبی د خاو رفته
...........................
لولی لولی گلم قندم
گل شهر سمرقندم
لولی لولی گل گونگو
قد آبی خو چیزی بوگو
لولی لولی گل بیری
مه گوشنه ام تو کی سیری؟
لولی لولی ریزه خانه
نکو حرکت نکو بانه
نکو اویی، نکو ناله
مویایی تو می کنوم شانه
لولی لولی بسم الله
روی مکتب شوی ملا
خداوندا بزرگش کو
قلم کاغذ نصیبش کو
...........................
لولي، لولي بچه مه
بچه‏ی نازدانه مه
هر دو نور دیده مه
چراغ کاشاني مه
-
لولي لولي گل خانه
لولي لولي نازدانه
موياي تو مو­کنوم شانه
آتیت صبا ميه خانه
-
آتيت از راه کُو رفته
د جنگ دشمنو رفته
ازي آغيل شولو رفته
د جنگ اوروزگو رفته
تفنگ سرشانه رفته
آتيت ازي تانه رفته
دشمون­شي بي­بانه رفته
زناي­شي بي­گانه رفته
-
گاناي شي مال مردويه
سر دشمون مو زدويه
مالاي شي مال قوطويه
دشمو آخرشي رسوويه
صبا بخير آتيت ميه
چراغ شاو آبيت ميه
نور ديده آييت ميه
مرد مردو بابيت ميه
منبع: سایت غرجستان و جمهوری سکوت