۱۰/۲۷/۱۳۹۱

اسامی افراد و اشخاص که غاصب ده ها جریب زمین در شهر کابل هستند


هشت صبح به اسناد دست یافته اند که چند تن از مقامات عالی رتبه دولتی و نمایند گان مردم در پارلمان زمینهای را در شهر کابل و اطراف آن غصپ کرده اند.
ملا عزت‌الله عاطف، حدود 500 جریب زمین‌ تپه‌ی خواجه‌جم را که در اطراف تپه‌ی بند قرغه در مربوطات ناحیه‌ی پنجم شهر کابل موقعیت دارد، غصب کرده است. این زمین که ساحه‌ی سبز می‌باشد، هم‌اکنون توسط ملاعزت، به‌فروش می‌رسد. این شخص به‌طرف غرب بند قرغه، یک شهرک رهایشی به‌نام «ملاعزت» نیز ساخته است و از این طریق نمره‌های رهایشی به‌فروش می‌رساند.»
در سند شهرداری کابل، آمده است که آقای عاطف در گام نخست 45 جریب زمین را قباله کرده؛ سپس صدها جریب دیگر را غصب کرده است. او در منطقه‌ی قرغه، یک راهنمای معاملات نیز دارد.
ملا عزت‌الله عاطف، از فرماندهان پیشین جهادی و نماینده مردم در مجلس نمایندگان است.
نجیب‌الله کابلی، در سال 1382، حدود 620 جریب زمین دولتی نوع بایر را در منطقه‌ی کاریزمیر ولسوالی شکردره غصب کرده است. آقای کابلی، در این زمین یک شهرک رهایشی ساخته است.
نجیب‌الله کابلی، صاحب امتیاز تلویزیون امروز، نماینده پیشین مردم در مجلس نمایندگان و رییس کنونی حزب مشارکت ملی است.
نمایندگانی هم هستند که تنها چند بسوه زمین را در مهم‌ترین نطقه‌های شهر کابل، غصب کرده‌اند.
براساس مکتوب شماره 793 تاریخ 14/6/1391، ریاست ناحیه‌ی دهم، سیدحسین انوری، احاطه‌ی برج برق 14 چهارقلعه وزیرآباد را غصب کرده است.
آقای انوری، رییس حزب حرکت اسلامی مردم افغانستان و یکی از نمایندگان کنونی مردم کابل در مجلس است.
هم‌چنین، شخصی به‌نام احمد در شیرپور شهر کابل، یک قسمت از حیاط برج برق شیرپور را غصب کرده است.
در مکتوب شماره 239، تاریخ 20/4/1389ریاست ناحیه‌ی بیست‌ویکم شهرداری کابل، آمده است که در منطقه‌‌ی بت‌خاک این ناحیه‌، بیش از 5 هزار جریب زمین غصب شده است.
در همین حال، در ناحیه‌ی هفتم، منطقه دشت پدوله، در حال حاضر شماری از افراد نمره‌های رهایشی را در این منطقه خط‌اندازی می‌کنند. هم‌اکنون بیش از 250 ساختمان خودسر در بالای پروژه‌ی پدوله توسط افراد مختلف به‌شکل غیرقانونی ساخته شده است.
حامد کرزی، چند سال پیش، در فرمانی زمین‌های دشت پدوله را به نمایندگان و سناتوران شورای ملی داد، اما نمایندگان از گرفتن نمره‌های رهایشی در دشت پدوله خودداری کردند.
مجلس نمایندگان، مصوبه‌ای را صادر کرد که براساس آن نمره‌های دشت پدوله حق معلولان و معیوبان است.
از سویی هم، شماری از وزیران پیشین کابینه نیز، در برخی از ناحیه‌های شهر کابل، زمین‌های دولتی را غصب کرده‌اند.
استاد اکبر، وزیر پیشین مهاجران و عودت‌کنندگان و قوماندان ممتاز، از فرماندهان جهادی، در روستای «نونیاز» از مربوطات ناحیه‌ی بیستم شهر کابل، حدود 500 جریب زمین را غصب کرده‌اند.
آقای اکبر، در حال حاضر یکی از مشاوران وزارت مهاجران است.
با این حال، آقای ممتاز، برای ساخت 5 شهرک غیرقانونی خود نیز، هزارها جریب زمین دولتی را غصب کرده است. (جزییات غصب زمین توسط فرمانده ممتاز را، در بخش شهرک‌ها بخوانید.)
هم‌چنین، براساس مکتوب شماره 79، تاریخ 12/6/1391 مدیریت ملکیت‌های ناحیه‌ی نوزدهم شهرداری کابل، در جوار ذخایر گاز تپه‌ی تره‌خیل، حدود 30 جریب زمین از طرف «کوچیان تره‌خیل» غصب شده است.
در سند تاکید شده است: «قوماندان مروت تره‌خیل، حدود 80جریب زمین دولتی را در جوار ذخایر گاز تپه‌ی تره‌خیل، غصب کرده است. قوماندان مروت تره‌خیل و رحمان کوچی تره‌خیل نیز، 80 جریب زمین را در ساحه‌ی کوه‌سلطانی ولسوالی ده‌سبز غصب کرده‌اند.»
در همین حال، یکی از اعضای مجلس نمایندگان که نخواست نامش فاش شود، مدعی‌ است که ملا تره‌خیل محمدی، یکی از نمایندگان مردم کابل و عضو کمیسیون خاص مطالعه اعمال حکومت، حدود 120 هزار نمره زمین دولتی را در منطقه‌ی بت‌خاک کابل، غصب کرده است.
به‌گفته‌ی این منبع، آقای تره‌خیل زمین‌های غصب‌شده‌ی دولتی را به ‌بستگان خود توزیع کرده است.
اما ملا تره‌خیل محمدی، با رد این ادعاها می‌گوید هیچ‌گاهی زمین‌های دولتی و شخصی را غصب نکرده است.
آقای تره‌خیل گفت: «من غصب نکرده‌ام، آدرس من مشخص است. هر فردی که این گپ را گفته است، بیاید و برای من بگوید که در کجا زمین را غصب کرده‌ام. این تبلیغ است و شما باید قبول نکنید.»
او هم‌چنین می‌گوید که رییس‌جمهور کرزی، در منطقه‌ی بت‌خاک برای کوچیان پروژه داده است.
محمدی افزود: «نمره‌های بت‌خاک، به‌من هیچ تعلق ندارد، زمین بت‌خاک را کوچیان گرفته‌اند. اگر من گرفته‌ باشم، ادعاکننده بیاید تا من جواب بدهم. کوچیان در هر جایی‌که باشند، نباید از نام من استفاده‌ کنند. اگر از نام من استفاده صورت گرفته باشد، حتما از آن جلوگیری می‌کنم.»
از سویی هم، در شرق و غرب میدان هوایی بین‌المللی کابل، بیش از 80هزار مترمربع زمین دولتی توسط افراد مختلف غصب شده است.
اکنون در شمال و غرب این میدان، خانه‌های رهایشی ساخته شده است.
شهرداری کابل، در دهه‌ی 60، بیش از 80هزار مترمربع زمین را به‌منظور گسترش و ساخت ساحه‌ی امنیتی برای این میدان منظور کرده بود، اما اکنون این زمین‌ها غصب شده است.
قوماندان عبدالرحمان، حدود 40جریب زمین دولتی را در شمال میدان هوایی غصب کرده است. او اکنون این زمین را چهاردیواری نیز کرده است.
این قوماندان با زور خود، 4جریب زمین آمریت حوزه‌ی پانزدهم امنیتی کابل را نیز، غصب کرده است.
در سند شهرداری کابل آمده است که قوماندان عبدالرحمان، سند اصلی ندارد و تنها با اقرار خط، در صدد غصب زمین است.
شماری از افرادی که نام‌های‌شان درج سند نشده‌اند، حدود 27 هزار مترمربع زمین را در «سبز لیسه‌ی محمد فقیر فیروزی»، در اطرف میدان هوایی از مربوطات ناحیه‌ی پانزدهم، غصب کرده و در آن‌جا خانه‌ ساخته‌اند.
در همین حال، در نقاط مرکزی شهر کابل نیز، صدها هزارها جریب زمین دولتی غصب شده است.
در بخشی از سند شهرداری کابل آمده است: «دامنه‌ی کوه‌های خواجه‌صفا، شیردروازه، ‌بالاحصار و دامنه‌‌ی کوه‌های شهدای صالحین در ناحیه‌ی اول شهرداری کابل و دامنه‌ی کوه‌های آسمایی، عقب ذخایر مواد نفتی کارته آریانا، دامنه کوه‌های قول‌آبچگان و ده‌افغانان در ناحیه‌ی دوم توسط افراد مختلف غصب شده است.»
در ادامه‌ی سند آمده است: «زمین‌های عقب وزارت زراعت، دهمزنگ، عقب سیلو، جمال‌مینه و کوه آسمایی در مربوطات ناحیه‌ی سوم، چمن وزیرآباد و دامنه‌ی کلوله‌پشته در ناحیه‎ی چهارم نیز غصب شده است.»
با این حال، زورمندان به ‌مساحت هزارها مترمربع زمین را در ساحه‌های تپه‌ی بی‌بی مهرو، دامنه‌ی کوه مشرف، کوتل خیرخانه، زمین توسعه‌ی دستگاه برق حرارتی، پروژه‌های حصه‌های اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم خیرخانه و پروژه‌ی 212فامیلی، خانه‌های خودسر ساخته‌اند.
هم‌چنین، 750 نمره زمین در منطقه‌ی پروژه‌ی خیرخانه مینه که از جمله‌ی پروژه‌های شهری می‌باشد، توسط افراد مختلف غصب شده است.
در ‌سمت جنوب بلاک‌های 2 و 4 پروژه‌ی احمدشاه مینه که در قطعه‌ی 113 و 114 نوآباد کادستری به‌نام فارم وزارت زراعت قید است، 106جریب زمین دولتی در جریان چند سال گذشته، غصب شده است.
از سویی هم، در ناحیه‌ی سیزدهم شهر کابل نیز، هزارها جریب زمین دولتی در جریان ده‌سال گذشته، غصب شده است.
شیردل و حاجی راکی، از دیگر غاصبان، حدود یک‌هزار جریب زمین دولتی را در دشت قلعه‌ی حیدرخان ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده است.
هم‌چنین، محمدآصف مشهور به سیاه‌پوش، با قباله‌ی جعلی حدود 100 جریب زمین دولتی را در سال‌های 1382 و 1383 از منطقه‌ی قلعه‌ی محب ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده است.
آقای سیاه‌پوش، سپس هر جریب زمین را حدود 200هزار کلدار پاکستانی به‌فروش رسانیده است. او هم‌اکنون در شهر نو کابل زندگی می‌کند.
دگروال حبیب‌الله، حدود یک‌هزار جریب زمین دولتی را از منطقه‌ی «قلعه» ناحیه‌ی سیزدهم، غصب کرده و بعدا به‌شکل نمره‌ به‌فروش رسانیده است.
هم‌چنین، حاجی خلیل و حاجی جلیل حدود 100 جریب زمین را در سال 1386 در ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده است. او زمین ‌غصب‌شده را برای شماری از باشندگان ولایت‌های غزنی، بامیان و میدان‌وردک به‌فروش رسانیده است.
مدیر زمری، حاجی زلمی و خیال حدود 400 جریب زمین متصل شهرک حاجی نبی خلیلی را غصب کرده‌اند.
آنان، زمین‌های غصب شده را دوباره به ‌آقای خلیلی به‌فروش رسانیده‌اند.
حاجی نبی خلیلی در ناحیه‌ی ششم یک شهرک رهایشی به‌نام امید سبز دارد.
در همین حال، رضا خلیلی یکی از پسران نبی خلیلی، مدعی است که مدیر زمری، حاجی زلمی و خیال قباله‌ی شرعی دارند.
خلیلی گفت: «زمین‌های متصل شهرک ما، از جمله‌ی زمین‌های پدری افراد یاد شده است. سندهای آنان تایید دادگاه‌های کشور را نیز دارد.»
آقای خلیلی می‌افزاید که آنان با سند اصلی زمین‌ها را به‌فروش می‌رسانند و زمین‌های شهرک امید سبز، هیچ‌گونه مشکل قانونی ندارد.
هم‌چنین، محمدداوود حدود 40 جریب زمین دولتی را از منطقه‌ی ریگ‌ریشن دشت برچی و لالا در سال 1387حدود 30 جریب زمین را از همین منطقه غصب کرده‌اند.
لالا، هر جریب زمین را مبلغ یک‌میلیون‌و500هزار افغانی برای مردم به‌فروش رسانیده است.
در عین حال، محمدداوود و شیرآغا هر یک حدود یک‌هزار جریب زمین دولتی را از منطقه‌ی کاریزمیر در مربوطات ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده‌اند.
ارزک، محراب، ارسلا، امیرمحمد، احمدشاه، ملنگ، قطب‌الدین، ببرک، زمرک، سنگ، ولدان حبیب، عارف، نور، مستوفی و اعظم هر یک بیش از ده‌ها جریب زمین دولتی را از ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده‌اند
منبع: وبسایت هشت صبح.

۱۰/۲۶/۱۳۹۱

قوم گرایی فاجعه ای است در درازای تاریخ



مدتی است که اخبار تکان دهنده و رویداد های نا هنجار مذهبی و قوم گرایی بروز می کند که هر قلبی را بدرد می اورد، درآور ترآنکه نهاد های جامعه مدنی و حقوق بشری برای تقبیح و پیگرد عاملان این جنایات مهر سکوت بر دهان شان و اعمال ان می زنند و رسانه ای که خودرا بین المللی و جهانی معرفی می کند، نیز دراین بخشها سکوت می کند.
روند کشتن و ظلم بالای یک قوم خاص و نژاد خاص درحالی رو به افزایش است که نهاد های حقوق بشری، رسانه و سازمانهای متعددی نیز عرض وجود کرده و دم از تامین حقوق بشر می زند.
شعار های سازمان ملل و حقوق بشر فقط داعیه ای است که بر سری زبانها می چرخد و هیچ جنبه عملی ندارد، هیچ نهاد نیست که پاسخگوی این همه جنایات ضد بشری باشد و هیچ قانونی نیست که عاملان این فجاییع را مورد بر رسی قرار دهد.
دراین اواخر حادثه خونین که در کویته پاکستان علیه یک قوم و مذهب خاص به وجود امد تکان دهنده بود و انسانرا از سازمانها و نهاد های که دم از حقوق انسانها می زند به کلی نا امید و مایوس می سازد.
در خبري كه در پايگاه اطلاع رساني خبر و تفسير برون مرزي صدا و سيماي ايران آمده ذكر شده كه انفجار نخست در يك مركز تجاري و تفريحي در منطقه علمدار و نزديكي ايست بازرسي پليس در شهر كويته رخ داد و به فاصله چند دقيقه پس از اين انفجار ، در همين منطقه انفجار دوم كه ناشي از بمب كار گذاشته شده در يك خودرو بود رخ داد.
به دنبال این فاجعه خونین در چندین کشور دنیا از جمله افغانستان ، در شهر کابل صد ها تن از دانشجویان، نویسندگان، اعضای جامعه مدنی و فعالان فرهنگی دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند و با صدور قطعنامه ی ازسازمان بین الملل، جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری خواستار دخالت سریع برای خاتمه دادن این حملات هدفمند بر جان هزاره های کویته پاکستان شدند . این راهپیمایان همچنین از حکومت پاکستان خواستند تا جلوقتل های سیستماتیک هزاره ها را در کویته، مرکز ایالت بلوچستان بگیرند.
قوم گرایی و نجات پرستی بیش از حد  در درازای تاریخ افغانستان نیز همواره برای مردم هزاره مشکل آفرین بوده و این قوم همیشه مورد تجاوزهای حقوقی و ملکی قرار گرفته حتا از طریق زمام داران این کشور به صورت علنی و روشن، با آنکه تاریخ نگاران  بودو باش این قوم را در این سرزمین بیشتر از اقوام دیگر می دانند و هزاره ها ساکن اصلی این سرزمین بوده اند، قتل عام های که علیه این قوم صورت گرفت فیصدی بالای مرد م هزاره را ازبین برد و تا مدت زمان خیلی نزدیک این مردم از مکتب و دانشگاه محروم بود از لحاظ کمی به درجه خیلی پایین در دانشگاه و مکاتب حضور داشت و لی از نظر کیفی به درجه بالای قرار داشت.
سینه تاریخ برای مردم هزاره پو ر از ظلم و جور های است که علیه این قوم صورت گرفته است، مالیات دولتی زیاد، غصب املاک و زمین، کوچ اجباری، تبعیض در دانشگاه و مکاتب، جلب جذب در اردوی ملی و پولیس ملی همه موارد است که مردم هزاره ازان در مشکلات زندگی می کنند.
امروز مشکل بزرگ که دیده می شود این است که مردم هزاره تا هنوز در یک چوکات محدود و محاصره  اقتصادی در کشور زندگی می کند راه های مواصلاتی این مردم به مرکز کشور و بیرون از کشور امنیت ندارد، امکانات مدرن زندگی و زراعتی برای این مردم میسر نیست و تا هنوز با مشکلات عدم کلینیک و مکتب و استادان مکاتب، دست و پنجه نرم می کند.
برنامه های انکشافی و توسیعه وی در مناطق هزاره نشین، چشم بیننده و فکر تحقیق کننده را کاملا این مردم را از باشند گان افغانستان جدا می کند، گو یا در قسمت توسیعوی و انکشافی مناطق هزاره نشین در طرف چشم کور مراجع حقوقی و دولتی ق رار دارد.

۱۰/۲۳/۱۳۹۱

آب و هوای شهر کابل در هفته جاری

یکشنبه: هوا آفتابی
دوشنبه: هوا ابری
سه شنبه: هوا نیمه ابری
چهار شنبه - پنجشنبه و جمعه برف باری می باشد

۱۰/۲۱/۱۳۹۱

آتش سوزی شرکت های زیارتی و سیاحتی


درافغانستان بیشتر از چند سال می شود که شرکتهای سیاحتی و زیارتی زیادی فعالیت دارد و به انواع و اقسام مختلف باهم برای جلب توجه زائرین، رقابت می کنند.
مردم با پرداخت مبلغ هنگفت پول،  به زیارت مشهد مقدس، کربلا و سوریه مشرف می شود و حالا این مبلغ به درجه نازلتر رسیده و مردم همچنان برای بار سوم و چهارم به مبلغ 50 هزار افغانی که فقط به کاروان پرداخت می کند به زیارت عتبات عالیات مشرف می شوند نهایت این مصرف از هرنفر به مبلغ صد هزار افغانی می رسد.
محمد الله که برای بار چهارم به زیارت رفته می گویند که برای وی هیچ چیزی از مال و زندگی باقی نمانده و اینبار در مقابل مزدور کاری برای صاحب شرکت سیاحتی و زیارتی  به زیارت رفته و مدت یکسال و دو ماه برای صاحب شرکت کار کرده و تازه پول قرض داری را ادا کرده است.
با وجود این حدیث مبارک که تمام زمین کربلا است و تمام روزها روز عاشورا به شرطی که ما زوار و کربلایی واقعی باشیم و در نقش کار کردهای حضرت زینب و امام حسین(ع) بازی کنیم و با یزید زمانه رو در رو شویم و امر به معروف و نهی از منکر کنیم.
نیاز نیست که اهل و عیال ما در حرج و مشکلات زندگی کند و ما تمام پول را در مسیر زیارت مصرف کنیم، آنهم برای چهارمین بار و پنجمین بار.
اکثر زواران محترم حویلی و زمین و موتر خویش را فروخته و به زیارت مشرف شده و مبلغ ده هزار افغانی پاسپورت گرفته است.
بعضی کسانی  را می شناسم که دختر خودرا به مبلغ پول زیاد می فروشد بنام شیر بها، با همان پول به زیارت می رود ختم قرآن می گیرد و لی دخترش یک عمر در آتش عزاب شوهر پیر و بد اخلاق خود می سوزد.
مردم به این کار آنقدر علاقه مند شد که با هم وارد یک رقابت گردید و هرکس فامل و عیال خودرا باید به خاطر که از کسی دیگه پس نمانیم به زیارت می برد، این رقابت نابجا باعث ایجاد مشکلات فاملی گردیده و دو مورد طلاق خانم از شوهررا نیز شاهد می باشم که شوهر به خاطر نداشتن پول نتوانسته خانمش را به زیارت ببرد زنش از وی طلاق گرفته است.
دراین راستا امید وارم نهاد های موثر اجتماعی و فرهنگی هرچی سریعتر وارد عمل شود و مردم را تبلیغ کند تا زوارن واقعی و دوستاران راستین امامان باشیم و نیک کردار باشیم نه اینکه شکار باشیم برای تجاران که از این راه زندگی مردم را چور می کنند.
به طور مثال: کربلایی از زیارت پس آمده و دردکان خود شراب می فروشد، در خانه خود هنرمند دعوت می کند از سری شب تا صبح رقص و آهنگ محفل می گیرد و مد های جدید لباسهای بد حجابی را در مارکیت ها می فروشند، دختر این کربلایی و خانمش از صبح تا بشام در کوچه و بازار در محضر هزارن زخم دید جوانان اوباش قرار می گیرد،  این کربلایی شدن و زیارت رفتن باعث شرم امام حسین و حضرت زینب خواهد شد، من حاظرم که همین اشخاص را برای تان اگر خواستید معرفی کنم.
باید این مبلغ پول را به رسانه ها بدهیم و یک دقیقه اعلانات تجارتی آنان را به اعلانات فرهنگی و زندگی خانه داری و اسلامی تبدیل کنیم، به نظر من اینکار اجرش بیشتر از این زیارت رفتنها است دوست عزیز.
امروز جوانان ما از بی اقتصادی  و بچارگی درس خودرا رها می کنند و به کشورهای دیگر مهاجر می شود، قاضی ها و حکام ما از بیچارگی و فقر رشوت می گیرد، مردم ما تریاک می کارد و دکانداران ما برای یک افغانی صد قسم می خورد و سرمایه داران ما بالای فقرا پول را بجای قرض سری فایده می دهد  ولی ما پول را جاهای دیگه مصرف می کنیم، همین مبلغ پول صدهزار افغانی را به همین بیچاره ها بدهیم حتا نصفش رابدهیم هم زوار وافعی هستیم  و هم فساد و تباهی از افغانستان خلاص می شود.
ملا امامان، رسانه ها، مبلغین باید به اشکال مختلف این پیام را برای مردم تبلیغ کرده و آنها را در راه راستین الاهی رهنمایی کند.
داوود ناظری – کابل

آب و هوای شهر کابل - - جمعه - شنبه و یکشنبه


روز جمعه هوا ابر آلود و بالا ترین هفت و پایین ترین 3 درجه سانتی گراد
روز شنبه: بارش برف
روزیکشنبه: هوا آفتابی می باشد

۱۰/۱۹/۱۳۹۱

اول تا پنجم نمره های مکاتب، بدون امتحان کانکور، به رشته منتخب خود قبول می شوند.



طبق اعلان وزارت معارف کشور 170 تن از دانش آموزان نمره اول صنوف دوازدهم به وزارت تحصیلات عالی معرفی می شود تا آنان بدون اخذ امتحان کانکور به دانشگاه ها جذب شوند. به گفته آنان این پروسه تا دو هفته دیگر تکمیل می شود.
کار شناسان می گویند این اقدام وزارت معارف باعث ایجاد مشکلات فراوان در میان مردم افغانستان خواهدشد.
اول تا پنجم نمره مکاتب بدون اشتراک در آزمون کانکور به دانشگاه ها ی دولتی جذب میشوند. به گفته سخنگوی وزارت معارف این دانش آموزان می توانند به دانشکده های دلخواه  شان راه یابند و همچنان آنان از بورسیه های کشور های خارجی نیز مستفید شوند.

عدم شفافیت در شمارش نمرات، پرداخت نمرات و تبعیضات قومی و زبانی بر مشکلات این پروسه جدید به شدت می افزاید و باعث نگرانیهای جدید دانش آموزان گردیده است.

۱۰/۱۸/۱۳۹۱

بهشت خانواده




متا سفانه با افزاییش یافتن خشونت ها و مشکلات خانوادگی مقابله و مبارزه های غلط اغاز شده از قبیل جمع آوری امضا برای محو خشونت، جدی گرفتن خشونت و تهمت به یک قوم، سوئ استفاده ها و غیره موارد که اتفاق می افتد همه به نظر بنده روشهای غلط و نا به جای است بلکه در مشعله این پدیده شوم در جامعه افغانستان کمک می کند.
تعداد از فرصت طلبان به نام این و آن دست به یک سلسله اقدامات زده اند و غیرت ورزی مردان در مقابل حجاب زنان را،  تبدیل به خشونت می کنند و لجاجت را دربین خانواده به وجود می آود.
اول برای همین بی سوادان پیشنهاد می کنم که دست از امورزندگی مردم بردارید و دوم کتاب بنام بهشت خانواده را برای تان پیشنهاد می کنم که تهیه کنید و بدقت بخوانید که اسلام و قانون اسلامی ما چه دستوراتی دارند و چگونه زن و مرد و بقیه افراد خانواده را در قبال مسئولیت شان متوجه می سازد.
تو خواهر محترم که امضا جمع آوری میکنی و تو برادر که یک موارد خشونت را بار ها بارها به دوش علما می اندازی و توهین می کنی در واقع زهر را درکا سه خانواده های مسلمان ما ریخته اید. چرا با این همه اقدامات تان خشونت ها افزاییش یافته، مرد شاید یک دقیقه پیش امضا کند که خشونت علیه زنان گناه است دو دقیقه بعد دوبرابر خشونت را علیه زن خود انجام می دهد.
بیایید قناعت کنیم که همه بد بختی ها دور شدن از زیر سایه اسلام است دستورات دین خودرا فراموش کرده ایم و آله دست دشمن خود قرار گرفته ایم ما را به یک سریال، به یک تبلیغات مفت خود مشغول نگه داشته و به دور شان می رقسیم گاهی به علما، گاهی به مردم گاهی به فامل یک مسلمان تهمت می بندیم و لی خود دشمنان ما پیشرفت کردن و مشغله که به ما تحفه دادن به حال خنده می کند و مشغله مارا تبریک می گوید.
زمانی با مشکلات خانواده گی مبارزه واقعی می کنیم که افراد خانواده با سواد شود تعلیم اسلامی ببیند و واقعا بهشت خوشبختی خودرا زیر پای( اجازه) مادر خانواده بداند و مادر را درک کند تا زمانیکه با سواد نشویم و تحت تبلیغ غرب باشیم و همدیگر را درک نکنیم زهرا سپهر ازیک نفر صد امضا هم  که جمع کند خشونت را نمی تواند محو کند بلکه مرد خشمگین را بد تر می کند.
عامل خشونت خود طرف مقابل است، اگر زن بتواند مرد را تحت کنترل اخلاقی خودر درآورد با بد حجابی و بیجا گردی خود مرد را خشم گین نسازد  پای خشونت نمی تواند داخل خانواده شود.
امید وارم که جوانان و خانواده های محترم ما به دقت نظم امور زندگی خودرا طبق دستورات اسلام به پیش ببرند خشونت و بد رفتاری در خانواده و جود ندارد
بهشت خانواده کتاب خوبی است در یافت کنید.
داوود ناظری - کابل

۱۰/۱۶/۱۳۹۱

پروسه ستاره افغانستان انفجار نمود



پروسه ستاره افغان؟؟
 متا سفانه امروز یکی از برنامه های که در کنار بعضی از برنامه های دیگر در حال نشر و پخش است و دست بدست هم داده و جامعه مارا به سوی بد بختی و مشکلات فرهنگی نزدیک  و آشنا می کند برنامه تحت نام پروسه ستاره افغان است که همه ساله به قسم دوام دار با هزینه هنگفت مالی که از جیب مردم غریب پرداخت می شود و هیچ گونه نقطه مثبت در این برنامه دیده نمی شود.
از تاثیرات منفی این برنامه در جامعه افغانستان، نفاق افگنی، تزاد قومی و ملیتی، بیکاری، ایجاد اشتغال فکری و دامن زدن به انواع تبلیغات تجارتی و غیره می توان نام برد.
نتیجه پخش و نشر این برنامه فقط برای غصپ اوقات مردم افغانستان است و برای تزلزل ، شکاف ها، در بخشهای اقتصادی، فرهنگی و مزهبی و قومی به شدت تاثیر منفی گذاشته و خواهد گذاشت.
تماشای این برنامه و شرکت دراین برنامه جز ضیاع وقت چیزی دیگری نیست و سهم گرفتن در بی توجهی به ارزشهای والای انسانی و افغانیگی ما است که خیلی برنامه های ضروری دیگری داریم که نیاز به تقویه آن است و باید به آنها توجه کرد.
مردم افغانستان چرا استعداد و قوت خودرا در بخشهای اقتصادی، علمی و فرهنگی شگوفا نسازد و دراین بخشها ستاره نشود حیف است که ملیونها افغانی مصرف می کنیم وقت برنامه یک رسانه تلف می شود و وقت هزاران جوان را می گیریم در آخیر سال یک نفر دنبوره نواز یا غیچک نواز ستاره می شود که همان جایزه برنامه مصرف را که همین ستاره در طول برنامه کرده پوره نمی تواند.
این هم شد ستاره افغانستان!!! جوانان عزیز ما باید کوشش کند که پول خودرا دراین راه ها مصرف نکند مردم و جامعه ما ضرورت های دیگری دارد که باید به آن توجه کنیم و همچنین برنامه ای را در جامعه خود تحریم کنیم وباید استقبال نکنیم.
تحریم این برنامه مبارزه و مقابله با انحرافات فکری و اقتصادی مردم افغانستان است و هرکسی که این برنامه را پشت بانی می کند به انحرافات عدیده در جامعه خود کمک کرده اند.
هرکسی معتقد است  که هنرمندان ما دراین برنامه رشد می کند کاملا غلط فکر کرده صدها هنرمند ازطریق این برنامه کوبیده شده و سرکوپ شدئه و تنها یک نفر قرض دار باقی می ماند که بنام ستاره یاد می شود.
ما از این برنامه تصاویری روشنی داریم که برنامه های مهم زیر بنای مردم افغانستان را زیری سوال برده و اگر تحریم نکنیم آهسته آهسته به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل خواهداشد.
این برنامه به نظام های آموزشی، نظام خانواده گی، نظام فرهنگی و اسلامی مردم افغانستان به شدت لطمه خواهد زد.
به همین خاطر وظیفه مشترک خود دانسته و این مطلب را برای دیگران باز گو و نشر کنید و رسالت افغانی و اسلامی خودرا در قبال این برنامه اسرائیلی ادا نمایید.
والسلام
داوود ناظری – کابل افغانستان