۱/۱۷/۱۳۹۲
عقد های نا مشروع قدرتمند و سرمایه دار و پیامد های آن در افغانستان
عقد های نا مشروع، میان قدرت مندان و ثروتمندان -
پیامد های نا گوار آن
این ازدواج و عقد نا مشروع، دهه ملت سازی و باز سازی را در
افغانستان به نابودی سوق داد.
عقد نکاح ثروتمندان با قدرتمندان سیاسی، همکاری نخبه گان
افغانستان را با دولت و حکومت نابود کرد و فاصله ای مردم را با منافع شان باز تر.
ازدواج نا مشروع قدرت با ثروت در افغانستان، بر مشکلات روز
افزون و بزرگی اجتماعی و سیاسی این کشور استمرار بخشیده و استفاده جویان و دشمنان
این مردم در سایه آن با خیال آرام آرمیده اند و چرخش نظام را بسوی منافع شخصی،
افزایش رشوه ستانی و خلا ها و شکاف های بزرگ بین فقرا و افراد ثروت مند، به چرخش
درآورده اند.
نکاح های نا مشروع بین افراد قدرتمند و اراکن دولتی و سرمایه داران؛ اثرات ذیل را به جا گذاشت:
1 – دست اندازی افراد نا شایست و هوتل داران از خارج به طور مستقیم در عذل و نصب اراکین بلند
پایه دولتی، افراد که توسط هوتل داری و سک شویی سرمایه های زیادی بدست آورده و با
قدرتمندان و دولت مداران تو سط ملاهای پاکستانی، نکاح نا مشروع بسته و بعد ازان نظام حکومت را در
دست گرفت و مستقیم دستورات اجرایی و واسطه گری های قوی داشت.
2 – کنار رفتن افراد مبتکر و دلسوز از دامن قدرت و حکومت
داری، زمانیکه عقد بستن های سرمایه داران و قدرتمندان بر اساس منافع شخصی شروع شد
قدرت تخلیق و ابتکار در امور افغانستان از حکومت داران گرفته شد واختیار بدست
سرمایه داران قرار گرفت.
3 – دست آورد عمده ای که پیوند قدرت و
ثروت در افغانستان داشت بی اعتماد سازی نظام قضایی بود که افغانستان را از درجه
چهلم از نظر فساد، در ردیف دوم در کل کشورهای جهان قرار داد.
متاسفانه حکم و استنباط حکام و ارگانهای قضایی بر اساس همین
نکاح نا مشروعی است که بین سرمایه داران و قدرتمندان بسته گردیده است و
قانونمندی و شریعت اسلامی طلاق شده است.
سران و مدیران ارشد و متوسط مجرا های قانونی در کشور به
خاطر وابستگی های پولی و معاشات و شیرینیها، نمی توانند علیه مجرمین، غاصبین و متخلفین قانون
بطور واقع بینانه قضاوت نماید و حکم و دستور اسلام را تطبیق نماید.
4 – غصپ زمینها و ایجاد شهرک های غیر قانونی و خود سرانه؛
یکی دیگر از دست آورد های نکاح غیر مشروع قدرتمندان با سرمایه داران است.
در شهرک های که امروز در کابل و ولایات ساخته شده در اکثر
انها باید بیوه زنان که فرزند و شوهر شان را برای عذت مندی و ابرو مندی و آفرینش
افتخارات افغانستان از دست داده بود باید می نشست ولی متاسفانه توسط پیوند نامشروع
و محکم که قدرتمندان و سرمایه داران باهم بسته، امروز با قمت های بزرگ غصپ شده و
برای سرمایه داران از سویی قدرتمندان توضیع می گردد.
در زمینهای که باید معلمین – معلولین و بازماندگان شهدا
ساکن می شد، نکاح نا مشروع قدرت و ثروت باعث شد که توسط یک نفر قدرتمند غصپ شود و
معلمین و بازماندگان شهدا در بد ترین حالت زندگی و آسایش مسکن قرار دارند.
5 – اثر مخرب دیگری این نکاح نا مشروع این است که فرزندان
را در جامعه تولید کرده که به هیچ چیز پابند نبوده و در قسمت های بی بند باری،
عیاشی، فحشا، قمار و تریاک و چرس و دزدی و
شرابخواری افراط می کنند که حتا از حالت معمولی ان هم گذشته است؛ وقتیکه بچه یک
سرمایه دار و قدرتمند باشی طابع قانون و ضامن حقوق کسی دیگر نیستی آنوقت مختار
هستی هرچه می خواهی بکن و هر چه دلی تنگت خواست بگیر.
6 – اثر دیگر این نکاح نا مشروع این است که رسانه های
افغانستان را که باید ممثل درد های مردم و واقعیت های جامعه می بود و خبر نگاران
ما باید قدرت زایی و قدرت زدا می بود و رسانه ها آن جایگاه واقعی خودرا می داشت
یعنی رویدادهارا واقعانه مستند سازی می کرد و تحت تاثیر هیچ نهاد قدرتمندی نمی بود
و هر از گاهی آزادی بیان را تمثیل می کرد که هیچ بوی ازاین ها در رسانه ای
افغانستان به خاطر نکاح قدرت و ثروت به مشام نمی رسد و رسانه ها ی ما ممثل قدرت و
اعلانات بازرگانی شده است که وابسته گی بیش از حد آنان، بازار آشفته ای را در عرصه
رسانه داری به وجود آورده است که به شدت اعتبار بر نامه سازی، واقع نگری و
آموزندگی را تحت سوال برده است که یکی از دست آورد های مهم این عقد به حساب می
آید.
7 – اثر خیلی مهم که نکاح نا مشروع و دراز مدت قدرت و سیاست
گذاشته است؛ تاثیر گذاری آن در پوهنتون ها
و سطح مکاتب است که به خاطر یک مهمانی و رشوه نا چیز نمرات تغییر می کند سطح
کامیابی سمیستر ها در پوهنتون های دولتی و شخصی تعجب آور شده است – کسانی که در
امتحان کانکور 150 نمره می گیرد در پوهنتون های شخصی 300 نمره می گیرد که مرهون
همون فیس سمیستر وار خود است و در بلند ترین رشته کامیاب می شود.
بچه وزیر و وکیل بدون حاظری با نمره های بالا درس می خوانند
که به خاطر همین ازدواج نا مشروع لیاقت و شایسته سالاری در پوهنتونها و ماکتب در
اکثر جا ها دیده نمی شود.
8 – ضعف حکومت داری و اداره اجتماع در تمام عرصه ها به خصوص
در قسمت کنترل قمت ها و بازار و حمایه از سرمایه گذاران و کار خانه داران یکی دیگر
از آفات است که ازدواج نا مشروع قدرتمندان با سرمایه داران به وجود اورده است.
اکثر مشکلات که در جامعه دیده می شود و دهه باز سازی و
دموکراسی را از بین برد و آلوده به فساد و نارضایتی جامعه بین ملل و مردم کرد همین
نکته ایست که زدو بند ها و روابط محکم سرمایه داران با قدرمتندان و اراکین دولتی
به شدت اوج گرفت و همکاری فکری و سیاسی رهبران و نخبگان را با دولت از بین برد و
فاصله های بزرگ را بین منافع مشترک اقوام افغانستان و دولت افغانستان ایجاد کرد و
نظام آموزش و پرورش را به پایین ترین سطح کیفیتی رساند.
۱/۱۳/۱۳۹۲
خشونت یا جاهلیت مدرن در افغانستان، علیه زنان
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
فرا رسیدن هشتم ماه مارچ روز جهانی زن را به
تمام مردم افغانستان و به خصوص زنان ستمکشیده این سرزمین تبریک عرض می کنم و
امیدوارم که فرهنگ زن ستیزی و خشونت از جامعه رخت بر بسته و به جای مفکوره خشونت اسلام گرایی و زن شناختی جاگذین شده تا آینده
درخشان را تضمین کرده باشیم.
باورمندی به مقام زن در اسلام و همگام شدن
انسانها با اندیشه های خرد منیشی و توسعه وی و دست آوردها ی بی نظیر با نوان در
عرصه های مختلف اجتماعی یک اصل بوده و نادیده گرفتن ارزشها کرامت یک انسان یک عمل غیر مدنی و خلاف دستور
اسلام ویک جفای بزرگ است. راه اندازی برنامه مسابقه علمی از سوی نهاد مرکز تعلمی
زنان افغان را، در آستانه روز زن یگ گام مهم و ارزشمند تلقی نمودم با استفاده از
منابع مهم مذهبی و اجتماعی و حقوقی و تهیه گزارشها در عرصه پدیده خشونت و مصاحبه
با وزارت خانه های مربوطه از جمله کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و وزارت محترم
امور زنان، اینجانب داوود ناظری که مدت ده
سال می شود در عرصه خبر نگاری و حقوق بشری کار می کنم مقاله کوتاه را که شایسته
این موضوع هم نیست ترتیب داده ام امید وارم که مورد پسند شما عزیزان واقع شود.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکات.
عوامل پیدایش خشونت و یا جاهلیت مدرن در
افغانستان:
متا سفانه زنان در پایین ترین و متزلزل ترین
نردبان زندگی قرار دارد و در زیرساطور نظام فرسوده جامعه جان می دهد و درد ناکتر
اینکه حقوق طلبی و حقوق خواهی ارگانهای قضای و حقوقی داعیه ای است که تا هنوز بر
سر زبانها می چرخد و بهبودی در حال زنان به وجود نیامده است.
در سالهای اخیر آمار خشونت ها بالا رفته و نود
فیصد این خشونت ها در خانواده توسط مردان صورت گرفته است پدیده خشونت از سوی
مردان پدیده ای است که اوج عذت و بندگی و
وقار خانوادگی را به باد فنا داده و بازار شبکه های بین المللی و قاچاق کرامت زنان
را گرم نموده و مصیبت و خسارت جبران نا پذیر را در دامن پاک خانواده مهرو موم می
کند. این عمل ننگین و مغایر با ارزشهای اسلامی تا هنوز در اکثر جاهای این کشور
دیده می شود و طبق اظهارات کمسیون حقوق بشر افغانستان آمار و ارقام خودسوزی، حلق
آویزی و خودکشی زنان افزایش یافته است که دلایل این کار موجودیت نظام فرسوده
اجتماعی و سنتی بودن جامعه، استکاک پیداشدن بین خواست های جامعه و زن در زندگی و
نا امنی های موجود در اکثر ولایات بوده می تواند. زن به عنوان مدیر عاظفی و رهبر
واقعی خانواده اگر مورد خشونت و آزار جنسی و روحی قرار می گیرد سازمان فعالیت
فرهنگی و اقتصادی مردان و تمام افراد جامعه مختل خواهد شد، سیستم های آموزشی و
امنیتی جامعه سقوط خواهد کرد و رونق خانواه به سردی خواهد گرایید. خشونت علیه زن نشاط و شادابي را در زندگي خانوادگي از بین برده و همواره اميد، توانمندي، اعتماد به نفس و عزت
نفس را نابود می کند. خشونت خانوادگی و مرد سالاری همراه با استبداد و خشونت مبتني
بر انديشه برتري مردان بر زنان، بهداشت رواني خانواده را در معرض تهديد قرار ميدهد.
فرد گرايي، انديشههاي مكاتب فمينيستي، افكار اصالت انسان منهاي خدا، و نگرشهاي
ليبراليستي همراه با تحولات اجتماعی، صنعتی شدن، شهر نشینی، و يكسان سازي جهاني در
قالب فرهنگ واحد، اقتصادي واحد و توسعه ارزشهاي واحد، به فرايند تحولات اجتماعي
طوري سرعت مي دهد كه همپاشي نهاد خانواده
كمترين بهايي است كه پرداخت ميشود. روز هشتم مارچ، بهانه ای است برای باز تاب جایگاه و مقام والای
زن در جامعه تا مردم بیشتر زن را ازبعد عاطفی و انسانی آن مورد بر رسی و تحقیق
قرار داده و به ارزشهای این شخصیت بر جسته و مهم جامعه پی ببرد.
پدیده خشونت در جامعه افانستان در زندگی مردم یک
امر طبیعی محسوب می شود و بنا بر دلایلی این بعد بسیار زشت در وجود مردان مشتعل
شده و باعث آسیب پذیری در روابط خانواده و جامعه می گردد.
دید گاه های سنتی و نظام فرسوده اجتماعی هر امر
مقدسی را در قبال زنان و مردان، به یک امر خشین و نا درست تبدیل کرده است برای
مثال ازدواج سالم از نظر اسلام یک امر مقدس بوده و در دین اسلام یکی از واجبات
محسوب می شود اما این امر مقدس اجتماعی را برای بنیانگذاری یک بنیاد اجتماعی تبدیل
به خشونت و سرچمه مشکلات فراوان اجتماعی گردیده است مثلا ازدواج قبل از وقت،
ازدواج اجباری، بد دادن، در مقابل پول تبادله کردن، بدل نمودن و برای اهداف کوچک و
ناچیز ازدواج صورت می گیرد که این پدیده مقدس تبدیل به یک امر نا هنجار می شود که
منجر به قتل و مرتکب شدن گناه کبیره می گردد.
باور های نا درست و سنتی:
پس بنا بر این باور های نا درست و سنتی بودن بیش
از حد فامل ها نخستین پدیده ایست که خشونت را ایجاد نموده و نظام خانواده را مختل
و ازبین می برد.
رسانه های تصویری و صوتی:
عامل دیگر پیدایش خشونت، رسانه های تصویری و
صوتی است که اکثر بلکه تمام وقتی دو همسر را مانند صندوق جادویی می بلعد و نمی
گذارد که مشورت و هم صحبت شود و در امور خانه داری مشوره نماید دو همسر را به شدت
آسیب پذیر نموده و باعث آموزندگی اکثر خشونت ها می گردد و اکثر فلم ها و سریالهای
به عنوان الگوی طرح خشونت علیه زنان نقش دارد. بعضی شبکه های تصویری و پخش کننده
های ویدیویی مبتذل نیز کرامت و احترام خانواده هارا ازبین برده و هرزه نگاری را
ترویج می نماید و باعث می شود تا خشونت های باور ناکردنی را علیه زن به وجود آورد. متاسفانه
رسانه های تصویری در این اواخر نیز جنبه های خانوادگی و اخلاقی خانوادگی را مراعات
نکرده و برنامه های نا سنجیده را پخش و نشر می نماید که روی روحیه و روابط خانواده
تاثیر می گذارد.
بد
حجابی و بی حجابی:
بی
حجابی و بد حجابی یک عامل عمده ای برای ایجاد خشونتهای مختلف و سردی کانون خانواده
منجر می شود. زن که با بدحجابی و بی حجابی در جامعه حضور پیدا می کند و باعث می
شود تا نظر مردی اجنبی را به سمت خود جلب نماید این مرد وقتیکه شب به خانه بر می
گردد با دید دیگر و خشین نسبت به زن خود می بیند و خشونت را علیه زن خود به بهانه
های مختلف آغاز می کند. حجاب
قلعهای است برای پاسداری از گوهر عفاف؛ دزدان از دیوار کوتاهِ بدحجابی و بیحجابی
راحتتر به حریم کرامت زنان و دختران دستبرد میزنند و زنانِ باحجاب، از اینگونه
تعرّضها و وسوسههای شیطانی مصونترند.
تبعیض جنسیتی:
سینه تاریخ افغانستان برای مادران و زنان پو ر از ظلم و جور های است که به صورت
وحشیانه صورت گرفته است. امروز مشکل بزرگ
که دیده می شود این است که زنان تا هنوز در یک چوکات محدود و محاصره اقتصادی در کشور و تبعیض فراوان جنسیتی زندگی
می کند مکاتب و پوهنتون ها برای زنان و دوختران طبق هر شرایطی امنیت ندارد و این
قشر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. بر نامه های حقوقی و ملیتی و ارزشهای
شخصیتی در حق زنان این بخش جامعه را از دیگران جدا نموده و در سر حد فراموشی نشان
می دهد. زن نیمی از پیکر جامعه بوده و طبق شواهد تاریخی زن در تمام ابعاد
پیشرفت و تمدن لحظه از همراهی با مردان دریغ نورزیده و دلبند های خویش را برای
افتخار آفرینی تقدیم جامعه نموده و گلهای رنگارنگ را در بستان زندگی از شیره جان
خود پرورانیده است پس چگونه می توان از کنار این عظمت بزرگ بی تفاوت و یا با خشونت
و لجاجت گذشت؟
شرایط
فرهنگی.
یکی
دیگر از پدیده های خشونت گری بوده که متاسفانه در آن خشونت علیه زن و سلطنت بالای
زن ذکر شده و مرد نباید هیچگاه تحت تاثیر خانم خود قرار گیرد یا به اصطلاح نباید
زن زلیل باشد مردی که در خانه با همسر خود محبت می کند و خدمت می کند و در کار های
خانه کمک می کند یک لکه ننگ بزرگ برای وی محسو می شود و به عنوان زنچه مورد خطاب
مردم قرار می گیرد. متاسفانه خرده فرهنگی های هست که خشونت به عنوان یک پدیده اصل
درآن ذکر شده است.
بی
توجهی بزرگان و پدران و مادران:
یکی
دیگر از عوامل که باعث افزایش خشونتها و نا هنجاری ها علیه زنان می شود بی تفاوتی
والدین و بزرگان جامعه است که تجربه تلخ
خودرا از پدیده ای خشونت در مقابل دو فرد جوان پنهان کرده و از عمل که خود پشیمان
هستند بالای فرزندان خود تطبیق می کند.
فقر
اقتصادی:
یکی
دیگر از عوامل بروز خشونت علیه زنان در افغانستان فقرو بیکاری و اعتیاد قشر متوسط
جامعه می باشد.
عدم
امنیت روانی برای خانواده ها:
گمان
بد امنیت خانواده را از بین می برد و حسن روابط را مختل می کند، باعث ایجاد
محدودیت های کاری و اجتماعی برای زنان می گردد. گمان بد و بی اعتمادی فضای گرم
خانواده را به یک فضای نا امن و عنصر نا مطلوب بدل می کند. در مجموع می توان گفت که خشونت معلول علت های
اساسی، فقر، دیدگاه های سنتی، بعضی نظام فرسوده و کهنه، بی سوادی، فقر فرهنگی، عدم
آگاهی کامل از حقوق شرعی زنان، نگرشهای منفی نسبت به زن و مقام زن، الگو های نا
بجا و نا پسند و عدم پیگری قاطع عاملان خشونت از سوی ارگانهای قضای کشور می باشد. پس بنا بر این باید جستجو و تحقیق بیشتر دراین
زمینه صورت گیرد تا پدیده های که باعث به وجود امدن خشوت می شود شناسایی نمود و در
صدد محو و نابودی آن بر آمد. در افغانستان
هر لحظه امکان به وجود آمدن یک نوع خشونت علیه زن است که حتا بارداری نیز نمی
تواند زن را از خشونت مصون دارد. یگانه چیزی که باعث افزایش خشونت گردیده دیدگاه
خود زنان نسبت به خانواده و جامعه است گویا خشونت یک پدیده مورد قبول آنها می باشد
که از ابراز آن در داد گاه ها و پیش والدین و پولیس به شدت جلوگیری می کند و آثار خشونت را
در چهره و بدن خود به چیز های دیگری مسل افتادن از جای قلمداد می کند. در افغانستان نبودن داد
گاه های مطمئن و عدم پشتوانه قوی باعث افزایش خشونت در سالهای اخیر گردیده است. خشونت
ها باعث می شود که زنان افغانستان بیشتر از صد مه و جریحه دار شدن جسم، روح شان جریحه دار شود و آسیب ببیند که این آسیب
پذیری در روح خانواده و اطفال خانواده تاثیر منفی می گذارد، زنان اولین چیزی را که در خانه شوهر تجربه می
کند و برایش آماده می شود طعنه و دشنام و مقایسه و فحش است و لت کوب، چیزی های که
بسیار عادی به شمار می رود.
۱/۱۰/۱۳۹۲
انتحاری در بین هزاره ها، درآیینه تاریخ
تا اکنون در افغانستان در عملیات انتحاری و خود کشی، بیشتر، بلکه تنها قوم
پشتون معروف است و هر فرد که انتحاری می کند از قوم پشتون است اما در
تاریخ هزاره ها در سایت نگارستان آمده است که هزاره ها نیز به طور دسته
جمعی" چهل نفر، چهار صد نفر و ..." دست به خودکشی و انتحاری زده اند.
مطلب در این زمینه در سایت و پیچ نگارستان"در یک مورد ۴۷ دختر و زن هزاره
در برابر لشکر مهاجم تسلیم نشدند و به مقاومت پرداختند . وقتیکه این زنان
صحنه محاصره را به خود تندگ دیدند و از اینکه به اسارت نروند و به عفت شان
تجاوز صورت نگیرند و کشته نشوند به طرف کوه های « ششپر » گریختند. لشکر
امیر نیز به تعقیب آنان به کوه ها هجوم بردند و زنان تا آخرین قلهء کوه خود
ها را رساندند که باالاخره ناگزیر این ۴۷ دختر و زن ارزگانی خودها را از
بالا ترین قلهء کوه ششپر به پائین سنگ لاخ ها و دره ها پرتاپ نمودند که با
این گونه « حماسه انتحاری » خود سنگ ها را نیز خونین و داغدار نمودند ولی
خودها را اسیر لشکر مهاجم و ددمنش امیر نساختند . از همین سبب است که این
کوه ششپر بعد از این تاریخ از اول ماه
شعبان سال ۱۳۱۸ قمری بنام « کوه چهل دختران » مسما گردیده است . البته در
دیگر مناطق هزاره نشین کشور نیز این چنین کوه ها بنام چهل دختران یاد شده
که بعدا در جریان جنگ دهساله ی مردم هزاره علیه امیر کابل نامگذاری گردیده
است ودر اکثر مناطق هزاره نشین بخاطر رخداد های خونین مشابه کوه های زیادی
بدین نام یاد میشوند .هم چنان حدود ۴۰۰ زن و دختر اسیر دایه و ارزگان را که
طرف کابل انتقال می دادند ، این اسیران وقتی بالای پل جاغوری رسیدند ، یک
باره خود را از بالای پل به زیر انداختند و در کام امواج خروشان رودخانه
غرق شدند و از رنج اسارت و ننگ بردگی رهایی یافتنداین ۴۰۰ زن ارزگانی بناء
بر همین ترس امیر خود ها را به دریا انداختند و چنین « انتحار » را نسبت به
کشتن و اسارت ترجیح می دادند و با همین شیوه هم رسم « آزادی » از قید
اسارت را برای سایر زنان و جامعه خویش به میراث گذاشتند .
روح این زنان و دختران شاد
۱/۰۹/۱۳۹۲
سفر نامه و خاطرات دو روز سفر در ولایت بامیان
نکات بود که ذهن آشفته مرا از شهر نشینی و هوای
آلوده و وضعیت شالوده کابل، ناگهانی و بدون اختیار به شهر حیرت و بهت فراخواند و
هر چه دیده می شد و به نظر می رسید به نحوی و به شکلی جاذبه خاص داشت.
ساعت هفت صبح، آغاز زیبایی بود برای اینکه بعد از مدتها، در هوای پاک ولایت پروان، منطقه چاره کار و ولسوالی کلکان، نفس بکشیم و شیشه های موتر را باز بگذاریم.
ساعت هفت صبح، آغاز زیبایی بود برای اینکه بعد از مدتها، در هوای پاک ولایت پروان، منطقه چاره کار و ولسوالی کلکان، نفس بکشیم و شیشه های موتر را باز بگذاریم.
اما بگو و مگو از خرابی امنیت و دزد و راه زن، در راه، گاهی زبان مارا از شکر و توصیف زیبایی
ها باز می داشت و به فکر و اندیشه عمیق فرو می رفتیم، ولی باز هم جاذبه های سبزه و
تاک های انگور آنقدر زیاد بود که تشویش از ذهن ما دور می رفت دو باره از دیدن هوای
پاک و زیبایی ها و دسته های گل ارغوان که در کنار سرک اطفال برای فروش آورده بود
لذت می بردیم و بیاد اطفال افتادم که در کنار جاده های خاکی و آلوده شهر کابل
سکریت می فروشد.
آغاز دره غور بند دلهره و ترس را در وجود ما،
چندین برابر کرد و تمام قصه و داستان در داخل موتر از انفجار و دزدی و قتل در این
دره طولانی بود.
داخل این دره در هر قسمت با کمین سحر آمیز سبزه
و محصولات زمیستانی دهقانان مواجه می شدیم که دل و دیده مارا به فوری تسخیر می کرد
و حیف می خوردیم که دوستان و فامل مان از دیدن این همه عجایب طبیعت محروم اند.
دریور موتر، 10 بسته ای نیش پیاز تازه که از
زمین کنده شده بود، مبلغ 90 افغانی خرید و داخل موتر انداخت حرکت کردیم و در هر قدمی یکدل به جای خود می گذاشتیم تا در
کنار زیبایی های طبیعت بماند.
وقتیکه از موتر پیاده می شدیم، تازه می فهمیدیم
که محیط زیست زیبا و پاک، چه ارزشی دارد و
خداوند چه اسراری را در دامن این طبیعت خلق کرده ولی متاسفانه شهر کابل از این
نعمت بزرگ محرومند، می گفتیم ایکاش نماز ما اینجا شکسته نبودی تا بیشتر در مقابل
احسان خداوند سپاس گذار می بودیم.
د رهر قدمی که موتر پیش تر حرکت می کرد دل ما ها
از ترس خطر دو قدم پس طرف کابل گام بر می داشت، لبهای همه خشک شده بود که چه
اتفاقی خواهد افتاد، وارد بازار سیاه گرد غوربند شدیم که به یکبارگی، دکانداران و
کارگران، قصابان و نجار ها و همه کسانیکه در بازار بود به جان موتر ها ریخت و سنگ
های بزرگ را در سرک انداخت و در هر چند قدمی سرک را مسدود کرد، تا دریور ما خواست
که پس طرف کابل دور بخورد که چند سوته بالای موتر کوبیده شد، فوری همانجا توقف
کردیم من جرئت بخود دادم پیاده شدم از ریش سفیدی پرسیدم که چه خبر است؟ گفت اربکی
ها یک نفر ملکی را کشته، ما می خواهیم که از وزارت داخله هیات بیاید بر رسی کند تا
آنوقت راه باز نمی شود.
از ساعت 10:30 تا 03:30 عصر معطل بودیم و اوضاع
هر لحظه بد تر می شد و تلفن های ما آرامی نداشت از خانه و دوستان زنگ می امد که
وضیت چطور است زنده هستید یا نه؟
تا اینکه در آخیر سواری ها را تبادله کردیم و
طرف بامیان حرکت کردیم، بعد از کوتل شیبر گذشتیم داخل خاک بامیان شدیم خیلی راحت
شدیم و احساس امنیت می کردیم دهن های که از صبح تا حال بسته بود باز شد و گاهی
خنده شنیده می شد و قصه ها و صحبت ها تغییر کرد، سرک ها بسیار اساسی و درست پخته
کاری شده و جاده هم خلوت بود و در اکثر جاها خدمات مخابراتی ام ت ان و روشن هم
موجود بود.
در مرکز بامیان، نظافت پاکی، شستشوی شهر، تلاش
در زمین های زراعتی، آرامش خاطر و چهره های غبار آلود و سوخته از تابش آفتاب و
سوزش سرمای فصل زمستان که تا هنوز وجود دیده می شد، برای باشند گان این شهر باستانی، غبار نا امیدی از
بیکسی ها واسطه نداشتن در ادارت کلیدی دولتی و جنب جوش بی حدی معلمین استادان و
متعلمین بسوی دانشگاه و مکاتب، نکته های برازنده بود که بامیان را از شهر کابل
متمایز می سازد، در شهر کابل خرابی بیش از حد محیط زیست، آرایشگاه ها و چهره های
فوتو شاپ شده دختران و مد های جدید روز، سرو صدا وشلوغی بازار، ولگرد ها و بیکاره
های سری کوچه و سرگ، دست فروشان، ذهن انسان را آشفته می سازد که چرا بعضی چیز ها
باشنده های این شهر را از واقعیت های لذت بخش زنده گی دور و محروم کرده است؟؟؟ حال،
بعد از دوروز بازهم در همین شهرم.
۱/۰۶/۱۳۹۲
سکوت شریعت مداران، در قبال برنا مه های ضد ارزشی
سکوت شریعت مداران و شورای علما و شورای اخوت افغانستان،
در برابر برنامه های ضد ارزشی و ضد منافع
دینی، اقتصادی و فرهنگی افغانها قابل تا مل و تعمق است.
موجودیت شورای تحت شورای علمای شیعه افغانستان،
که در کابل و چندین ولایت افغانستان نمایند گی دارد و بودیجه های هنگفت را مصرف می
کند و همچنین شورای اخوت اسلامی در افغانستان که متشکل از علمای بر جسته شیعه و سنی می باشد، در قبال نشر برنامه های که
به طوری علنی ضد دینی و ارزشهای اسلامی و مغایر با دستورات دینی می باشد، و همچنان
گسترش مد و فیشن های بد حجابی در شهر های افغانستان، چسپاندن عکس های مبتذل و غیر
اخلاقی بر درو دیوار عکاسی و ویدیو خانه ها و ... سکوت اختیار کرده و زره ی هم صدای اعتراض
خویش را بلند نکرده بلکه طبق گفته بعضی خود شان تحت تا ثیر این بر نامه ها قرار
گرفته که هیچ گونه تغییر و اصلاحی در خانواده خود اینها نسبت به دیگران مشاهده نمی
شود.
به عنوان نمونه، برنامه ستاره افغان که از یکی
از رسانه های مطرح ، با بد ترین وضعیت نظام اخلاقی نشر می شود و سالانه در حدود
بیست ملیون رای که با بر داشتن ملیونها پول، از جیب مردم فقیر و ضعیف افغانستان،
در قبال این برنامه و به موفقیت رسانیدن یک فرد عادی چه منفعتی به مردم می رساند و
چه بهبودیی را در چه عرصه به وجود می آورد که هیچ در هیچ است.
نخستین مرجع و نهادی که در این راستا و برای
جلوگیری این فاجعه و جهالت بزرگ تاثیر گذار است علما و رهبران دینی است که
متاسفانه طبق گزارشها، شب آخر برنامه ستاره افغان خود این افراد در خانه ای خود
بیننده ستاره افغان بوده.
حال بر اصلاح گری و امر به نیکی و ها نهی از
بدیهای و پلیدیهای اجتماعی مسئولیت کیست؟؟؟
این علما چه کار می کنند و باید چه توقع از مقام
شامخ و اشراف اینها داشته باشیم؟؟؟
غیرت ورزی و ایمان داشتن در قلوب اینها، و
مسئولیت پذیری از اینها رخت بر بسته و وابستگیهای اقتصادی، سیاسی و چشم و همچشمی
ها، مقام بزرگ عالم را مورد سوال قرار داده است.
سکوت و عدم توجه به یکی از واجبات دینی که امر
به معروف و نهی از منکر می باشد، عالمان دینی را با عالمان و ملاهای که در کوفه
بودند مشابه می سازد، بزرگان کوفه و شام همه عالم دین بودند و در بین مردم از تقدس
خاص بر خوردار بودند و لی غیرت ورزی و ایمان نداشتند به خاطر زدو بند های سیاسی و
اقتصادی، بر وقوع یک فاجعه تاریخی و اقتصادی مهر تایید گذاشتند.
در افغانستان، رشوت، بد حجابی، بی حجابی، آزادی
مطلقه، دزدی، گسترش رواج های سنگین و مغایر با ارزشها، باسکوت علما مهر تایید بر
خود زده و در حال افزاییش است.
فراموش نکنیم که استمار اقتصادی، سیاسی قابل
درمان است و لی تهاجم و تغییر فرهنگی در یک جامعه تحول عمیق و فراگیری را در اوضاع
آن جامعه به وجود می آورد و اصلاح آن کار ساده ی نخواهد بود.
افغانستان دستخوش یک سلسله استسمار فرهنگی است
که یک سلسله افراد اراذیل و اوباش برای منفعت جویی خویش، که به منفعت کشورهای
همسایه و خارجی است نه به منافع خود افغانستان، دراین کشور برای استفاده جویی خویش
به راه انداخته تا خودشان ازآن بهره مند شوند.
اشتراک در:
پستها (Atom)

