۴/۰۵/۱۳۹۲

نوروزعلی هدایت- مرد مبارزو قهرمان

بسم الله الرحمن الرحیم

نهضت و قیام مردم چنداول
  قیام مردمی چنداول، نشاندهنده ی احساسات دینی و میهنی مردم افغانستان بوده و با عث تحکیم و حفظ وحدت ملی  نیز گردید. از خود گذری ها و جان فشانی های مردم، برای تاریخ مبارزات افغانستان افتخار بزرگی را جاویدانه ساخت و شهدا و بزرگان که دراین قیام جان شان را فدا کردند؛ هریک اسوه - ی اخلاق و دینداری بودند و نقش سازنده ی را در قبال آینده ی مردم افغانستان بازی کردند. صبر و تحمل بزرگان و نیاکان ما در مقابل مشکلات و فشارهای بیش از حد دشمن، بر استقامت و پایداری جوانان امروزی سخت تاثیر آفرین است و مارا در مقابل همه حوادث مقاومت و قوت می بخشد. شکست باطل در برابر حق نیز در این مبارزات مردمی به اثبات رسید و ثابت گردید که سجایایی اخلاقی و هدف مندی کار نیز بر موفقیت های انسان می افزاید و کار و حرکت انسان را جاویدانه می سازد. وحدت و همدلی و برادری مردم افغانستان نقش مهمی را در موفقیت این حرکت بازی کرد.
واژگان کلیدی: وحدت ملی و همدلی – احساسات دینی و میهنی – موج افتخار آفرینی – آغاز بهار انسانیت – شهامت انسانی و باورمندی – بحران و اختناق
مقدمه:
    پیشرفت ملل زنده تاریخ، برپایه زندگی نامه ی بزرگان همان برهه و زمان پی ریزی می شود، چون پاکدامنی ها، سجایای اخلاقى، روشنفکری ها، دانش ها، و ارزشهای انسانی براساس آن تجلی می کند، پس، سزاوار است که روش ایشان زنده نگهداشته شود. احساسات میهنی و دینی مردم افغانستان، همیشه در عرصه های مهم و ارزشی افتخار آفریده و در پیشانی تاریخ ملت افغانستان جلوه گر شده است.
   پس بر ما است که مردم افغانستان و نسل جدید را با ارزشهای معنوی که شهدای ما به ارمغان گذاشته اند آشنا سازیم و نگذاریم که الگو های زندگی و افتخارات میهنی ما در صفحات تاریخ خاک بخورد و تلاش کنیم که بر زاویه های آن نور و روشنی ببخشیم. باید شجاعت و دلاوری ها و همت گماری های نیاکان و شهدای افغانستان را ماندگار سازیم و آن را در زاویه های زندگی امروزی مردم افغانستان تعریف نمائیم.
   موج ها و افتخارات که نیاکان و بزرگان ما به قیمت جان و مال شان آفریدند و خالق آن شدند؛ نباید بدست فراموشی سپرده شود و از یاد ها محو شود.
    در این مقاله که در مورد این قیام تحقیق نمودم و به باورمندی رسیدم در این مقاله نوشتم و خدمت نسل جدید و جوانان توانمند هم وطن خود تقدیم می کنم.
دراین مقاله، با سجایایی اخلاقی و اوصاف شخصیتی الحاج نوروزعلی هدایت آشنا خواهیم شد و در پایان نیز چند نکته ی در مورد قیام مردم چنداول و اثرات آن اشاره شده و نتیجه و پیشنهاد نیز در قسمت اخیر بیان شده است.
بخش اول
الحاج نوروزعلی هدایت، یکی از چهره های برتر و فروزان در تاریخ مبارزات افغانستان
   به ابدیت پیوستن طلایه دار آزادگی جناب "هدایت" زخمی  بر دل ها و دیده گان مردم افغانستان نهاد که تا هنوز التیام نیافته و هیچ گاهی هم فراموش نخواهد شد. او بدنبال پاسخگوی در مقابل احساسات دینی و میهنی مردم افغانستان بود و برای استخراج گوهر گران بهای آزادی، خاک و وطن و دفاع از حریم و نوامس، جان خویش را در طبق ایثار گذاشت و یکی از پایه گزاران تاریخ ارزشمند و افتخار آفرین برای افغانستان شد.
   این طلایه دار آزادی و مرد مجاهد و نستوه، به عنوان پلی برای گزار از یک تاریخ سیاه و تاریک بسویی روشنی بود و سالها می گذرد که این مجاهد صادق را از دست داده ایم ولی گویا همین دیروز بود که قامت استوارش خمیده شده و یکی از بناهای امید مردم افغانستان، ترک"جغز" برداشت و تاریخچه ی جهاد ملت افغانستان  با رفتن وی،  پایان یکی از فصل های طلایی و درخشان خود را مهر وموم نهاد و صفحه ی را بسته نمود.
    استاد قهرمان، شیر بیشه ای جهاد و مقاومت، مردی همیشه در عرصه و میدان در بلند ترین قله های عزتمندی و افتخار آفرینی قرار داشت و سجایایی اخلاقی و برخورد های مجاهد گونه ای او آبی در جو رفته ای افغانستان را بر گرداند و نقطه برجسته ای را در تاریخ مقاومت ایجاد نمود.
    او از آغاز تا روزی که با استعمار فرهنگی بیگانگان و مزدوران اجنبی پنجه نرم کرد، تا روزی که آخرین لانه تبلیغاتی دشمن را تسخیرکرد، تا آن روزی که جامه ی ملاقات با معشوق حقیقی اش را برتن نمود و به رحمت بی پایان نائیل شد؛  قهرمانانه در پی آزادی وطن و حمایت و پاسداری از ارزشهای ملت افغانستان بود و لحظه ای از این تلاش و مجاهدت دریغ نکرد.
   سردار صدیق مکتب اسلام برای احیای مجدد عظمت دین و کشورش به مبارزه پرداخت، او یگانه ستاره روشن در آسمان کشوری ما بود که خوش درخشید اما دریغا که زود دیده فروبست.
   شیرمرد قله های بلند ایمان و دانش و بزرگ رزمنده ی که برای عزتمندی و افتخار آفرینی جان خودرا در طبق ایثار گذاشت؛ درود خداوند"ج" بر او باد. یاد و خاطره اش گرامی باد. ای سردار بزرگ! سنگر و خیزیش های مردانه ات، کمین گاه های عشق و شوق دشمن ستیزانه ات، نگاه های رمز آمیز از چهره ای تابنده ات، مشت های گره خورده ات در مقابل مستکبرین و متجاوزین یادش بخیر.  یاد آوری از خوش اخلاقی، قناعت و صبرت، ما را در مقابل مشکلات مقاوم تر و نسبت به زندگی هدفمند تر  و به خصوص برای مبارزه با مشکلات که در سر راه مان وجود دارد، کمک می کند. آن آبله ای پاها و عبور از پر مشقت ترین کوره راه های پر پیچ وخم قله های کشور که تا هنوز پامیر و بابا و شمال را مبهوت و حیران نگهداشته است؛ قابل ستایش است. درست است که شهادت برای استاد هدایت سردار افغانستان، نردبانی از خاک به افلاک بود ولی متا سفانه آرزوهای طولانی و بزرگش در لای ورقهای تاریخ و خاطرات فرزندانت و همسنگرانت محبوس مانده است و در هیچ شعارو پارچه ای تبلیغاتی در دیوار ها نصب نگردیده است.
   می خواهم از آرزو های بزرگ و هدفمندانه ات برای آینده ای افغانستان بنویسم تا اینکه دنیا به پایان برسد، تنها با نوشتن مجاهدت و فداکاریهای شهدای افغانستان کافیست که تاریخ را از نو آغاز کنیم. ای مرد خردمند، مشکلات که در سر راهت قرار داشت شمارا به هدف والایت نزدیکتر می ساخت و به اندازه برگی کاهی نمی توانست از عزم راسخ که داشتی کم کند. خزان شهادت در وجود تو بهاری شد و باغ جاودانه زندگی را ازان خود کرد. قیام، شهادت و مجاهدت استاد هدایت یکی از افتخارات این خطه ای افتخار آفرین است و او مردی بود که هیچ گاه اندیشه اش در قبال آینده ای افغانستان فلج نشد، برای منفعت شخصی خود در پشت القاب های دروغین پنهان نگشت، او قلم عزتمندی را نشکست و فرهنگ و اساس سنگر نشینی و حفاظت از خاک و وطن را ایجاد کرد. خاطرات و مجاهدت های او متن زنده ای تاریخ در دهه ای جهاد و پیروزی افغانستان قرار گرفته است.
    حیف که اسمش بر هیچ دیواری نوشته نشد، هیچ جاده و میدانی به نام او مسما نگردید، تبلیغات و تشریفاتش هیچ مجله و کتابی را پر نساخت. او فقط به قلبها امید داد و اذهان خفته را حرکت بخشید.
    بهار انسانیت او در برابر افراد غریب و بیچاره بارور می گشت و آغوش او گرما بخش جان های مردان کار و زحمت کش بود که مهربانانه آنها را درآغوش می گرفت و برای شان دلداری می داد و نگاه غضب آلودش لحظه های دشمن را نا آرام می ساخت و خواب را از چشمان دشمنان افغانستان می ربود.
صدای این شهید همیشه در میان بوق و کرنای جهان زنده است و هیچ صدای نمی تواند آن را محو و نابود کند و چراغی است که روشنی بخش قلبهای امیدواران است و زنده ترین متن خاطره ای آیینه تاریخ جهاد است.
   اسم این شهید؛ از دهان تاریخ و زمین نخواهد افتاد و همیشه لرزه بر اندام نابرابر بد خواهان ملت افغانستان خواهد انداخت،  مجاهدین صادق افغانستان تا بی نهایت به سختی و مشکلات، اهانت ، توهین و تحقیر ستم و جور زمانه تبعیض تحمل نمود و برای رفع مشکلات تکان ها ی بزرگ در حماسه ها و جهاد و مبارزات ایجاد نمود  اركان ساختمان ستم را نابود کرد و نا مردان میدان را به کام ننگ حبس نمود.
   شهدا، بزرگترین سند و دلیلی است که همه اقوام افغانستان می تواند ادعا کند که در افتخارات و عزت طلبی این کشور شریک هستند و بهترین اشخاص و عزیزان خویش را در قربانگاه عزتمندی قربانی کرده اند و داغ آنها را بر دلهای خود تحمل نموده اند سالهای سال، توهین و تحقیر و بیچارگی و آواره گی را بدوش گرفتند تا پنجره های افق تازه ای را بروی افغانستان باز نماید که الحاج سردار نوروز هدایت یکی از این افراد و اشخاصی بود که مایه افتخار و سربلندی قوم و ملتی گردید و مارا در معادلات سیاسی و ملی آبرو مندانه شریک ساخت. او ارزشها ی جهادی را نهادینه ساخت و او از جمله انسانهای بود که با درد جامعه آشنای داشت و همیشه پذیرایی افکار مختلف طبقاتی افغانستان بود و مرد روز گار و میادین نبرد  در این کشوربود.
بخش دوم
قیام عمومی مردم چنداول و تاثیرات و پیامد های آن
   در سالهای هزار سیصدو پنجا و هشت، در حال که وحشت و ترس یک حکومت خود کامه در شهر های افغانستان به خصوص شهر کهنه کابل سنگینی می کرد، و هر روز مردم افغانستان شاهد کشتن و مفقود شدن استادان و بزرگان دینی شان بودند، بزرگان و رهبران با همت مردم افغانستان از چنداول دست به قیام مردمی زدند.
    با وجود تلفات سنگین که بالای مردم به وجود آمد، اما پشت دشمن لرزید و این قیام مردمی اثرات بزرگ را بر جا گذاشت. اما به خون نشستن سردار بزرگ نوروز علی هدایت یکی از سرداران بزرگ، خاطره ی تلخ و فراموش نا شدنی را برای مردم به جا گذاشت. قیام چنداول که یکی از رهبران این قیام سردار جهاد و مقاومت جناب هدایت بود، نقطه عطفی در مبارزات مردم افغانستان علیه ظلم و ستم محسوب می شود. با آن که سایه ی سکوت و سیاهی ظلم در سراسر افغانستان به خصوص شهر کابل حاکم بود، ولی به یکبارگی از پشت بام ها نعره تعبیر نیاکان دلیر و شجاع ما، مردم جهان را در حیرت فروبرد. هزاران مادر این سرزمین جوانان و عزیزان و نان آوران خودرا در معرکه خون فرستادند و برای عزت مندی و یک افتخارآفرینی بزرگ وظیفه و مسئولیت مادری خویش را ادا نمودند. هزاران زن این سرزمین شوهران و نان آورانی فرزندان خویش را به قربانگاه عشق و حماسه فرستاد، تا برای افغانستان افتخار آفرینی نماید و ارزشهای دینی و فرهنگی را جاویدان سازد.
    از خود گذری ها و قبول نمودن هزاران بدبختی های زندگی برای مردم آسان تر بود از این که کشور شان در سایه یک حکومت فاشیستی قرار داشته باشد. به راستی که تمام نهضت ها و حرکت ها از این قیام سرچشمه گرفت و در سراسر افغا نستان موجی عظیمی انقلاب تشکیل گردید. شکستن سکوت و سیاهی شب الهام بخش پیروزی مردم این سرزمین، غرور و خود کامگی دشمنان بر رو افتاد و شکست عظیمی را در خود شان باور کردند و دیگر آن قدح شکست و ساقی فرار کرد.
  این قیام به رهبری همچون افراد دلیر و شجاع همانند نوروز علی هدایت، از متن توده های خدا جو و انسانهای با ایمان ایجاد شد و افتخار مندانه بر پیشانی تایخ ملت افغانستان درخشش نمود. پیشگامان و سلحشوران غیور و با ایمان ما، قدرت دیکاتوری بزرگی را در هم شکست و به دلهای مردم افغانستان حرکت و امید بخشید. این قیام همه گانی مردم که به رهبری بزرگان از جمله آقای هدایت سروسامان گرفت و هدف بزرگ دینی و الهی را تعقیب نمود.
نتیجه و پیامد های این قیام:
1 – لکه ی بزرگ و پاک ناشدنی ظلم و جنایت جلادان خارجی را بر دامن آنان به اثبات رسانید.
2 – مهم ترین فصل خون ریزی و قیام را در سراسر افغانستان ایجاد نمود.
3 – بذر امید و بیداری را در دلهای آغاز گران جهاد و مقامت پاشید و به قلب های مردم افغانستان حرکت بخشید.
4 – قدرت ایمانی و میهنی مردم افغانستان را این قیام آشکار نمود.
5 – این قیام نشاندهنده وحدت و یکپارچگی مردم افغانستان بود. (سایت حسینی- ساعت 5:49 دقیقه
عصر – 1392/4/1)

نتیجه:
1 - قیام مردمی چنداول در بحرانی ترین و حساس ترین برهه زمانی که به طور کلی ظلم و اختناق و جبر و محرومیت بالای مردم حاکم فرما بود، اما قوه ی ایمانی و دینی مردم افغانستان و هدایت رهبران و بزرگان هم چون نوروز علی هدایت به آن سرو سامان بخشید و به یک پیروزی عظیمی رسید.صبرو تحمل بزرگان و نیاکان ما بر مشکلات فراوان سیاسی و اقتصادی مارا نیز بر تصمیم های مان محکم تر می سازد و از هیچ گونه مشکلی هراس نخواهیم داشت.
2 - وحدت و یکپارچگی مردم افغانستان یکی از بزرگترین راه های رسیدن به خوشبختی و آبادی این کشور خواهد بود و دست بیگانگان و متجاوزین را از این کشور قطع خواهد کرد.
3 – شهامت و باورمندی به اعتقادات دینی مردم مسلمان افغانستان یک اصل است و بر پیروزی این قیام نیز بی شک نقش بزرگی داشت.
پیشنهاد: محصلین و نویسندگان ارجمند و گرامی در کتابچه های یاد داشت و خاطرات شان، باید قسمت از آن را برای نوشتن در مورد این معجزه بزرگ ایمانی و وجدانی نیاکان و بزرگان افغانستان اختصاص دهند و آنچه را که می شنوند و بدست می آورند باید یاد داشت کند تا دیگر جوانان نیز به یک معلومات کافی دراین مورد دست یابند و از سویی دیگر از فراموش شدن این نهضت بزرگ مردمی جلو گیری صورت گیرد.
والسلام علیکم و رحمت الله










۳/۲۸/۱۳۹۲

زهرا سپهر نباید در کنار فعالان مدنی بایستد



جهت گیری های بی مورد، فعالین مدنی را بدنام وبی اعتبار خواهد نمود
زهرا سپهر، همیشه خودرا به عنوان فعال مدنی و یار و غمخوار مردم معرفی می کرد در موضع گیریهای سیاسی و مدنی سهیم می شد و بلندگوی حرکتهای مدنی قرار می گرفت. و هر ازگاهی اگر مشغولیت برای شان پیدامی شد و نمی توانست در بعضی حرکت ها سهم بگیرد از مردم و دیگر فعالین مدنی معذرت خواهی می کرد.
مدتی بود که حضور شان در میادین خیلی بزرگ خالی بود که باید نمی بود اما در حادثه روز سه شنبه که در غرب کابل به وقوع پیوست، سپهر، با شدید ترین عکس العمل که از خود در برابرمصاحبه ی استاد محقق نشان داده اند، گفته است که "حادثه ی را که محقق آفرید، با ید قسمی که خودش را با موتر صد فیصد زرهی خویش نجات داد باید برای مردم نیز از موترش استفاده می کرد". هر قدر دقت کردم نفهمیدم که منظور خانم سپهر از این که می گوید اگر محقق توسط موتر زره خود خودرا نجات داده باید فکر مردم را هم می کرد، چی بوده؟؟ خیلی برایم پرسش بر انگیز بود که برای اولین بار شنیدم که مردم عادی نیز در مقابل حملات انتحاری طالبان باید موتر زره داشته باشد ویا باید مقامات که هدف اصلی حمله است باید مردم عادی را نیز نجات دهد. منظور شما از اینکه محقق حادثه آفرید چه بوده؟؟
فکر نمی کنم که دیگر شما با این نظریه و افکار در بین مردم خودرا فعال مدنی و همدرد مردم قلم داد کنید. در طول دو هفته گذشته چندین حادثه در کابل به وقوع پیوست که همه این حادثات از غیر نظامیان و افراد ملکی قربانی گرفته است نمی دانم که خانم سپهر چطور خبر نشده و با فامل قربانیان همدردی نکرده است و آن احساس مدنی و حقوقی شما کجا خواب بوده؟ که این بار با فامل قربانیان ابراز همدردی کرده و بالای سخنان استاد محقق انتقاد کرده اید.
آیا کسانیکه در مقابل استره محکمه و ده ها مورد دیگر جان های خودرا ازدست داد فامل نداشت و لیاقت همدردی را نداشت که شما قد راست می کردید؟ خانم سپهر شما در تمام کشورهای پیشرفته موردی را پیدا کنید که در موقع حملات انتحاری و حادثات، مردم توسط موتر های زره مقامات نجات یافته است که این بار در افغانستان خواهان آن شده اید؟ من خیلی باورم نمی شود که این نظریه از مفکوره و اندیشه ی یک بانوی که خودرا همیشه در ردیف فعالان اجتماعی و مدنی قراداده، تراوش کرده باشد.
در مجموع، قابل نگرانی است که امروز از جامعه مدنی و فعالیت های حقوقی و اجتماعی نیز سوئ استفاده می شود و تعداد افرادی قد راست کرده اند که عقده ها و هدف های شخصی خودرا بر مسیر مدنیت اعمال می کند و مسائل بزرگی را بی مورد سمت سو می دهد.
جهت گیری های هدفمندانه و بی مورد، تعداد افراد و اشخاص به صورت عقده ی، نباید به حرکت های قانونی و حقوقی جامعه مدنی افغانستان نسبت داده شود. در رویارویی با حوادث اجتماعی و مدنی دانش و تدبیری در کاراست تا اینکه دیدگاه و عکس العمل های به وجود آید؛ نه اینکه با نگاه ها و دیدگاه ها غرض آلود به فضاهای ارزشی و مدنی نگاه کرد. و حوادث اجتماعی را بی جهت سمت و سو داد.
هر ازگاهی بی شخصیتی و بی درایتی بعضی افراد در دید گاه و نظریات شان نسبت به حوادث بروز می کند. مردم افغانستان نباید هرکسی را به عنوان فعال مدنی و دلسوز مردم شناخت و مردم بداند که دنبال هرآوازی رفتنی نیست. باید دقت و تفکر کرد. بدنه ی جامعه مدنی با چنین افراد بی درایتی در نزد مردم بیمار خواهد شد و سخت از اعتبار آن کاسته می گردد. شما خان سپهر نباید در کنار فعالان مدنی افغانستان و کسانی که ادعای همدردی با مردم را می کند، عرض اندام کنید، نمی خواستم که نسبت به شما چیزی می نویشتم و برای مردم چیزی می گفتم اما نظریه ها و دید گاه های غرض آلود تان نسبت به بعضی مسائل باعث سرشکستگی دیگر فعالین مدنی خواهد گردید و جهت گیریهای واقعی مدنی را زیر سوال خواهد برد.

۳/۲۵/۱۳۹۲

نبرد گرگ و میش در وجود هر انسان




وجود انسان ترکیب یافته از عقل و شهوت می باشد، وجود ملائیکه ترکیب یافته از عقل تنها و وجود حیوان ترکیب یافته از شهوت می باشد.
حیوانات به هرنوع ممکن، غریزه جنسی و حیوانی خودرا برآورده می کند ولو اینکه به هر قمتی تمام شود، شاید برای ارضاع غریزه جنسی خود جان خودرا در خطر بیاندازد و شاید برای ارضاع نفس خود هر نوع گیاه زهر آلود را بخورد.
ملائیکه تنها جنبه ی عقل  دارد و کارهای عاقلانه را انجام می دهد و هیچگاه قابل ستایش نیز نخواهد بود چون غیر از انجام عمل درست دیگر استعداد ندارد و توانایی گناه کردن را در وجود خویش ندارد.
اما انسان که خداوند اورا زیبا ترین مخلوق خویش آفریده است، وجودش ترکیب یافته از عقل و شهوت است و این عقل و شهوت هیچگاه ثابت نیست و همیشه قابل تغییر و سوخت و سازمی باشد. شرافت و کرامت انسانی در رشد جنبه ی عقلی تجلی پیدا می کند و رذالت و پستی انسان نیز از تقویه جنبه شهوانی بروز می کند.
برای انسان اجازه تقلب و تخطی و هم اجازه نیکوی  و زیبا بودن داده شده است و انسان مختار است که هر کدام را که انتخاب می کند، کار های انسان در پیش خودش و پیش خداوند قابل ستایش و سرزنش می باشد.
اگر انسان جنبه عقلانی خویش را تقویه کرد و به آن توجه نمود، آن زیبایی های درونی خویش را پیدا می کند و اگر جنبه شهوانی خویش را تقویه نمود از حیوان درنده هم پست تر می شود که برای بر آورده شدن غرایز خود از هیچ چیزی دریغ نمی کند.
خداوند جنبه عقل را در وجود انسان به میش و جنبه ی شهوت را به گرگ بیان کرده است که گرگ و میشی در وجود یک انسان همیشه در نبرد است و می خواهد یک دیگر را مغلوب نماید.
آنکه با گرگی مدارا می کند* خلق و خوی گرگ پیدا می کند
آنکه او گرگش بر اندازد به خاک* رفته رفته می شود انسان پاک
ای توغیرت آفرین مرد دلیر* مانده ی در چنگ نفس خود اسیر
انسان باید نیروی عقل را در وجود خوش پرورش داد و عقلانیت و تفکر بلند ترین هدف او در زندگی باشد.
اگر کسی به سرمایه عقلش توجه نکرد این سرمایه می سوزد و سخت زیان می کند. سرمایه تفکر و عقلانیت باید  درهمه اوقات و نظام های آموزشی پرورش داده شود که متاسفانه نظام های آموزشی کشور با فقدان تفکر و اندیشه مواجه است و یک چنین برنامه ی را در نظام آموزشی خود ندارد و همیشه کوشش می کند که بیشتر کتاب را بخواند نه یاد بگیرد.
در دین مقدس اسلام، یکساعت فکر کردن در امورات زندگی از هفتاد ساعت یا هفتاد سال عبادت بهتر است. انبوهی خوانی کی از آفات بزرگ نظام آموزشی در جامعه و اسلام است، باید علم سوزی نداشته باشیم و علم سازی داشته باشیم. باید عقل سوزی نداشته باشیم و عقل سازی داشته باشیم. قرآن و پیامبران بزرگ الهی آمدند تا جنبه عقل را رشد و پرورش دهدو تمام حوادث اسلام نیز از همین زاویه و برای رشد جنبه عقلانی بشر شکل گرفته است. سی هزار نفری که برای شهید نمودن فرزند پیامبر آمده بود همه در درون شان گرگها رشد پیدا کرده بود، جنبه عقلانیت شان مغلوب شده بود. آمده بودند که برای رضای خدا فرزند پیامبر را بکشد.
عقل نباشد، جان در عزاب است. پس در نتیجه یک جوان مسلمان و متعهد بر فرش راحت طلبی هیچ گاه نه نشسته و نخواهد نشست بلکه در صدد آن است تا جنبه ی عقلانیت خویش را رشد دهد.