۷/۱۶/۱۳۹۳

موانع بزرگ برسری راه تطبیق وعده های رییس جمهور



مبارزه با فساد اداری، شایسته سالاری و نخبه پروری، تعقیب دزان و متقلبین در کشور، از وعده های بزرگی داکتر اشرف غنی رییس جمهور کشور به مردم افغانستان می باشد. در آغازین روزهای حکومت، ایشان موضوع کابلبانک را مطرح کرد و طی یک فرمانی، دستگیری متهمان قضیه کابلبانک را صادر کرد. این فرمان دستگیری متهمان قضیه کابلبانک و وعده های مبارزه جدی با فساد اداری در کشور، حکومت آقای اشرف غنی را در راستای مبارزه با فساد اداری با یک آزمون بزرگِ در برابر ملت مواجه ساخته است. اگر ایشان تا ته این قضیه موضوع را دنبال کند، متهمین را به پنجه قانون بسپارد و دارایی های دزدیده شده کابلبانک را به خزانه ملی برگرداند، ایشان به عنوان رییس جمهوری که صادقانه و مجدانه با فساد اداری مبارزه کرده شناخته خواهد شد. اما اگر در وسط های کار پایش لنگید و به بهانه های مختلف متهمین را تبرئه کرد و قضیه را به آخر نرساند، خودی دامن زدن به پرونده کابلبانگ، دامن زدن به فساد است و اعتبار حکومت را پیش مردم از بین می برد.
از جانب دیگر رییس جمهور در راستای تحقق وعده های که به مردم داده اند، دچار مشکلات و موانعی می باشد که ایشان را با سوالات و انتقادات بزرگ مردم مواجه ساخته است. آقای اشرف غنی برای مردم وعده کرده است که متقلبین، دزدان و خیانت کاران را محاکمه می کنند و به کارها و برنامه های آنها رسمیت نمی دهد. سوالی که در ذهن آدم ترسیم می شود این است که چرا آقای اشرف غنی نسبت به محاکمه تقلب کاران انتخاباتی بی توجهی نشان داده و حرفی ازان نمی زند؟ چون کسانی که در انتخابات تقلب کرد و بزرگترین خیانت را در سرنوشت مردم انجام داد، بدون کدام تعقیب عدلی و قضایی بسر می برند. رییس جمهور نسبت به این افراد بی توجه بوده و برعلاوه لوح پیروزی کمیسیون را قبول کرد و با خوشحالی پذیرفت. اگر ایشان واقعا دنبال تحقق وعده های خویش می بود، باید لوح پیروزی را از کمیسیون نمی پذیرفت و پا روی توافقات سیاسی نمی گذاشت. دوم اینکه امر خیل به عنوان رییس دارالانشایی کمیسیون به گسترده ترین تقلب متهم شد و تا هنوز مورد محاکمه عدلی و قضایی قرار نگرفته است و رییس جمهور اصلا در این مورد حرفی به زبان نیاورده است. اعتراف رییس کمیسیون به تقلب و عدم معیاری بودن انتخابات و اعلان تقریب به دو برابر شرکت کننده گان از سوی کمیسیون در دور دوم، مشروعیت نهادهای انتخاباتی را از بین برد و کاملا بین مردم بی اعتماد گردید. اما یک روز پس از اعلام نتایج مذاکرات و گفتگوهای سیاسی توسط همین کمیسیون، به اشرف غنی لوح پیروزی داد و درصدی رای اورا ذکر کرده بود و آقای غنی هم با خوشحالی و در یک محفلی خاص آنرا پذیرفت و تحویل گرفت.
مورد دوم که مغایر با وعده ها و شعارهای رییس جمهور می باشد، شعار شایسته سالاری و نخبه پروری آقای اشرف غنی و ازجانب دیگر حضور افراد بی سواد در ردیف اشخاص درجه یک حکومت وی می باشد. ایشان وعده کرده است که تمام پُست های دولتی را از وجود افراد که بدون مدارک معتبر علمی توسط واسطه جا به جا شده است، خالی می کند و شایسته سالاری و نخبه پروری را به وجود می آورد. در باره این ادعای جناب غنی، حضور جناب دوستم به حیث دستیار اول ایشان پرسش برانگیز  است. آقای دوستم گفته بود هرکه مرا بی سواد می گوید، اشتباه می کند من بی سواد نیستم و صنف چهار مکتب را خوانده ام. وقتی که معاون اول رییس جمهور صنف چهار مکتب را خوانده باشد، رییس جمهور چگونه می تواند ادعا کند که در حکومت خویش شایسته سالاری و نخبه پروری را به وجود می آورد و پست های دولتی را از وجود افراد بی سواد خالی می سازد؟ دوم بعضی دوستان می گوید آقای دوستم تجربه دارد، آیا دوستم تا بحال معاون دوم حکومت بوده و چند سال تجربه معاونیت را دارد. تجربه نظامی بدرد معاونت نمی خورد و تجربه به تنهایی کافی نیست. چه بسا افرادی که صاحب تجربه اند ولی بخاطر بی سوادی بیکار و خانه نشین اند. در صورت که آقای غنی دوستم را به عنوان معاون اول در کنار خود داشته باشد، هیچ نمی تواند ادارات دیگر را از وجود افراد نالایق و بی سواد پاک کند و شایسته سالاری را به وجود آورد. واقعا اگر ایشان نخبه پرور می بود، اول از دستگاهای مهم و اساسی دولتی اصلاحات را شروع می کرد و نخبه های علمی و جوان را در حکومت خویش ر می گزید تا در اصلاح دیگر ادارات اقدم می کرد.
وعده های که آقای اشرف غنی در راستای اصلاحات، تامین امنیت، مبارزه با فساد، شایسته سالاری و تامین عدالت اجتماعی به مردم داده است، ملت منتظر است که اول این وعده ها باید از خود ارگ و دستگاه های دولتی آغاز گردد و با بی عدالتی، با فساد اداری و متخلفین و متجاوزین، مبارزه واقعی صورت گیرد. یکی از مسایلی که از طرف مردم در رسانه ها و صفحات اجتماعی با قاطعیت و جدیت دنبال می شود، آوردن اصلاحات در نظام و مبارزه با فساد در حکومت جدید است. اگر آقای غنی در جهت تحقق این وعده خویش نا کام گردد، حکومت ایشان به هیچ وجه از حکومت آقای کرزی برای مردم بهتر نخواهد بود و اعتماد مردم را جلب نخواهد توانست. مبارزه با فساد اداری، تامین عدالت اجتماعی، شایسته سالاری و نخبه پروری، آوردن صلح و ساختن زیربناهای تولیدی و ایجاد کارخانه ها در کشور، از وعده های حکومت جدید بوده و دولت را در برابر مردم با آزمون بزرگ مواجه ساخته است.
بی توجه بودن رییس جمهور جدید در قبال متخلفین و متقلبین انتخابات، عدم شایسته سالاری در گزینش مقام های بزرگ دولتی، پذیرفته شدن لوح پیروزی کمیسیون انتخابات بعد از توافق سیاسی توسط اشرف غنی و لقب گذاری رییس جمهور انتخابی بالای داکتر اشرف غنی خلاف ر وحیه ملی بوده و شعارها و وعده های ایشان را زیر سوال می برد.

۷/۱۰/۱۳۹۳

روزی معلم گرامی باد



در مکتب اسلام، علم و دانش، معلم و متعلم، مدرسه و مکتب ها و کسانی که به قسمی با این نهادها در یک جامعه کمک و همکاری می کنند، از جایگاه بسیار ارزشمند و بلندی برخوردار می باشند. قرآن‌کریم به‌عنوان چراغ پرفروغ که کامل‌ترین برنامه و قوانین را برای سعادت بشر دارد؛ در آیات نورانیش مکتب تعلیم و تربیت اسلامی را به زیبائی هرچه تمام ترسیم کرده است. (لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) (آل عمران/ آیه 461). امام جعفرصادق(ع) از معلمان به عنوان وارثین انبیا یاد کرده است. منبع(اصول کافى جلد 1 ص :39 روایة: 5). اسلام، معلم را به عنوان پدر روحانی انسان‎ها معرفی کرده و حفظ احترام آنهارا لازم دانسته است. طبق دستور اسلام، تمام وظایف که انسان در مقابل پدر و مادر دارد، در برابر معلم نیز باید انجام دهد. در جای دیگر امام جعفرصادق(ع) می فرماید:: هنگامی که روز قیامت فرا رسد، خداوند(ج) تمام انسان ها را در یک جا جمع می کند، وقتی که ترازوی اعمال نهاده شد، خون با برکت شهیدان را با رنگ قلم عالمان و معلمان می سنجند؛ ارزش مرکب معلمان و عالمان بر خون شهدا فزونی خواهد داشت. این ارزش بدان جهت است که که شهیدان در سایه علم و تربیت معلمان و عالمان و تعلیم شایسته انان به خدا راه یافته اند و لیاقت شهادت نصیبشان شده است. منبع: (www.novin-fa.ir سایت  نوین فا – ساعت 10 قبل ازظهر پنجشنبه – 10/7/93)  معلم راهبر دل ها به قله‎های کمال و سعادت است معلم به مثابه باغبانی دل سوزی است که بذر ایمان می افشاند و گل تقوا می پروراند. معلم، شمعی است که خود می سوزد و تاریکی هارا روشن می سازد. معلمان، مایه‎ای حرکت و برکت جامعه‎هستند و افراد جامعه را به تکاپو و تلاش وا می دارد. افغانستان کشوری است که تا هنوز معلمان را به عنوان بزرگترین معماران پایه‎های ارزشی در جامعه و آینده سازان این کشور نشناخته اند و همیشه معلمان مورد کم لطفی و بی مهری ها قرار گرفته اند. امروز میلیون ها کودک از بستر یک سرزمین سوخته و فراموش شده، با پاهای ترکیده و آبله دار از پشت کوه‎ها، دره‎ها، سنگلاخ ها، به امید که داکتر، انجنیر، معلم، استاد، ژورنالست و نویسنده شود، به پا برخواسته است. تعلیم و تربیت این وجود های سراسر نیاز که با عشق و علاقه به علم و آموختن جوشش خورده اند، به معلمان دلسوز و فارغ از مشکلات زندگی نیاز دارند تا معلمان، سفیرآرزوهای نوجوانان این کشورگردد. فرزندان این وطن، دیگر با سفره‎های قصه و حدیث داغ های این کشور سیر نمی‎شوند باید از زم‎زم معارف سیراب گردد. حال بایدتکانه ای به نهضت دانش داد و نخبگان علمی و استادان گرانقدر و معلمان را ستود. متاسفانه تا هنوز مردم و حکومت‎ها در افغانستان، در قضاوت های خود نسبت به معلم دچار اشتباه بوده و کم‎ترین توجه به معلمان صورت گرفته است. تا هنوز تنبل ترین شاگرد مکتب در رشته معلمی پذیرفته می‎شود و لایق ترین جوانان در رشته‎های انجنیری و طب قبول می گردد. این بدین معناست که در کشور ما آباد کردن خانه مهمتر از ساختن انسان های جامعه است. به‎همین جهت از کاروان تمدن عقب مانده ایم که انسان های ویران در درون کاخ ها و خانه‎های آباد زندگی می کنند. چون ما همیشه تلاش کردیم که استعدادهای نخبه را در ساختن خانه‎ها و کاخ ها بگماریم و ساختن انسانهارا فراموش سازیم.
معلمان، به عنوان آینده سازان وطن و شمع افروزان جامعه، با بی مهری ها و کم توجهی‎های فروان، شب و روز مشغول تعلیم و تربیت فرزندان این کشور است. معلمان به عنوان چراغ‎داران که اندر دل بس تارو سیاه تاریخ به دنبال گم گشته گان راه نجات می گردند و فرزندان این وطن را از چاه‎های زندگی نجات می بخشند، باید همیشه مورد احترام جامعه و توجه مسؤلین حکومتی و بزرگان قرار داشته باشد. معلم کسی هست که زاویه‎های خوف ناک و پُرهراس زندگی را روشن کرده و شمع تلاش و آگاهی را در وجود نوجوانان روشن می‎سازند. اینها شب و روز تلاش می کنند تا پدرها مورد احترام قرار گیرند، حق بزرگی مادران اداگردد، خواهران و زنان جامعه به عنوان موهبت و نعمت بزرگ خداوند شناخته شود، مردم در باره کشور نیک بیاندیشند و انسانیت را پاس دارند.
معلمان تلاش می کنند تا از میراث بزرگان و نیاکان این کشور پاسداری‎شود و نسل آینده و جوانان این سرزمین وارثان پُرافتخار پدران خودباشند.  معلمان زحمت می کشند تا برنامه‎ها، خواهش ها، خواسته‎ها و آرزوهای نسل آینده وطن را به تصویر بکشند و در سینه تاریخ ماندگارسازد. استادان گرانقدر این وطن، جوانان مارا به نیروی علم، منطق و انسانیت و اخلاق اسلامی مسلح می‎سازد. معلمان زحمت می کشند تا انسان چیزی که باید باشد شوند و فرزندان این کشور ستاره نشین گردد. این مهندیس عزیز که‎همه وجودش زیبا و مقدس است، روزش را گرامی می داریم.
استاد مهجور شاعربزرگوار وطن مان، در باره مشکلات زندگی معلم شعری زیبای سروده است که:
کجا معلم بیچاره درس خوب دهد* که شب به فکر پگاه است و روز بیگاه است
گرتو می خواهی که در شهرو دیار* روشنی گیرد چراغ علم و کار
لحظه ای از گوشه چشمی ببین* خانه در دوش است استاد گزین
شب گرسنه او همی گوید صبا* بال پرخنده بر اولاد ما
درس دیروزی کند تکرار او* شکوه‎هادارد دلی بیمار او
سیل فقر، او را ز ساحل برده است* طاقت و صبرش ستم ها خورده است
در این شعر، شاعر از مهجوری و خانه بدوشی معلمان یاد کرده است. معلمی که فرزندانش شب گرسنه بخوابد و ماه یکبار وسایل خانه اش را بدوش گرفته و دنبال خانه بگردد، چگونه می تواند با خاطر آسوده فرزندان را تعلیم و تربیت دهند. به گفته آن شاگردی که به مادرش گفت: "درس امروز نه گل بود و نه آوای خوشی، قصه ای کهنه‎ای اندوه معلم صاحب بود و همان عقده دیرینه و دور" راستی که معلم خودش با هزاران بدبختی و فقر زندگی می کند اما جامعه و جوانان را از انواع و اقسام فقر نجات می دهد. همه مان در زیر سایه لطف معلم زندگی می کنیم و درسها و آموزه‎های او همیشه سایبان ما بوده است. بدون معلم کسی نمی توان راه خویش را در کوره راه‎های زندگی بپیماید و خودرا نجات دهد. معلم، اندیشه، قلب و روان انسان‎هارا می پروراند. گرچند که خودش بخاطر کم لطفی ها و بی توجهی ها سعادت مند نیست اما فرزندان جامعه را در دو جهان رستگار و سعادتمند می سازد. معلم بی بضاعت ترین فرد در یک جامعه است ولی در اصل، رهبر و مربی دنیا و آخرت انسان‎ها می باشد. معلم، حیات زندگی و جان زمان است که بدون او شمع جامعه خاموش می‎شود. هرقدر که در شهر پیشرفتگی ها سرعت تکنالوژی و دستاوردهارا مشاهده می کنیم، می بینیم که‎همه از زحمات معلم مایه گرفته است. تمام پیشرفت ها و آسایش های که در یک کشور فراهم شده است، همه آیینه قدنمایی معلم است و زحمات اورا به نماییش می گذارد. او همیشه خواب‎ها و آرزوهای فرزندان وطن را از آنسوی تاریخ روی‎شانه‎های خود می آورند و در وجود نسل آینده کشور نهادینه می‎سازد.


فرجام سخن
1 - در دین مقدس اسلام، معلم، منبع وصل انسان‎ها به ارزش‎های والای الهی و دینی است و جامعه را از خطرهای احتمالی نجات می دهد. معلم، به عنوان زبان فیض الهی، انسان‎هارا از خطرهای احتمالی نجات می‎دهد. اسلام، از مقام معلم به عنوان جایگاه پدر معنوی انسان‎ها یاد کرده و همه را به احترام در برابر معلم سفارش نموده است.
2 – مشکلات معلمان گرامی باید مورد بر رسی قرار گیرد، چون هرگونه مشکل و موانع بر سری راه معلمان گرامی، پیامدهای جدی و خطرآفرین را در آینده کشور به دنبال خواهد داشت.
3 – استعدادهای نخبه،  امکانات فراوان، زمینه‎های رشد تحصیلی و کسپ اطلاعات باید در بخش معلمی در کشور در نظرگرفته شود. توجه به معلمان، سرلوحه کاری حکومت تازه افغانستان باشد، تا کیفیت معارف در سطح کشور بالا رفته و شاهد افتخار آفرینی های بیشتر جوانان و نوجوانان باشیم.
4 – معلم، احیاگر ارزش‎های دینی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در یک جامعه می باشد.

۶/۳۱/۱۳۹۳

حکومت وحدت ملی،چالش‎ها و راهکارها



درباره توافق دو نامزد ریاست جمهوری روی تشکیل حکومت وحدت ملی در در افغانستان، دیدگاه‎های متفاوتی مطرح گردیده است؛ بیشتردوستان در ابراز نظرهای شان دچار افراط و تفریط شده اند. یک تعداد صاحب نظران، توافق دو نزاع سیاسی و رفاقت بعد ازرقابت را به معنی دفن نمودن دموکراسی می دانند و نسبت به آینده هم خوشبین نیستند. اما یک تعداد دیگر کاملا با دید مثبت می نگرند و آن را بزرگترین دستاورد مردم در عرصه تقویت دموکارسی و شکستن سنت تقلب می دانند. اما به نظرنگارنده مقاله، توافق روی حکومت وحدت ملی یگانه راه برای بیرون رفت از بحران‎های احتمالی در کشور بود. چون نه کمیسیون و نه حکومت هیچ اعتباری بین مردم نداشت و هرگونه رهیابی و تلاش آنها بی نتیجه تمام می‎شد. لهذا مردم نباید آنقدر آیه یاس بخوانند که باعث تخریب روحیه ملی گرایی مردم شود و نه آنقدر تعریف و تمجید که رهبران حکومت وحدت ملی چالش‎های کشور و مسؤلیت های خویش را فراموش کنند.
موفقیت و عدم موفقیت حکومت وحدت ملی به تطبیق قانون و طرح و برنامه ریزی خوب بستگی دارد. به همین خاطر درنظرگرفتن قانون و برنامه ریزی دقیق، دو نکته قابل توجه در حکومت وحدت ملی می باشد. قانون شصت درصد و برنامه ریزی خوب بیست درصد که درمجموع هشتاد درصد می شود؛ موفقیت رهبران حکومت آینده را تضمین می‎کند. چون در چنین اوضاع پراکنده و بحرانی، تشکیل حکومت وحدت ملی به عنوان بزرگترین جَهِش بسوی مردم سالاری  و ارزش پروری محسوب می شود که در طول تاریخ چندصد ساله این کشور سابقه ندارد.
در آغازین فرصت‎های تجربه کردن حکومت وحدت ملی، لازم نیست که توجیه گرایان و منتقدان جامعه پیرامون کارکردها و چند و چون حکومت افغانستان بپردازند؛ چون هیچ کاری در گام‎های نخست خود، شسته و رُفته نبوده بلکه با چالش‎ها و مشکلات زیاد همراه بوده و از مرزهای داغ تجربه عبور می کند.
جامعه و مردم افغانستان باید در کنار رهبران حکومت وحدت ملی خود، بخوبی و مهربانی تشویق کننده آفرینش، ابتکارات و دستاوردهای رییس جمهور، نخست وزیر و معاونان شان باشد. مردم در همه کارها منتظر حکومت و دولت نوپای خود ننشیند و خود دست به کار شود. خیلی از مسایل نیازمند همکاری مردم بوده و بدون همکاری ملت هیچ کاری صورت نخواهد گرفت. مثلا: اگر یک راننده بی قانونی نکند و به ترافیک رشوه ندهد، در راستای مبارزه با فساد اداری کمک شایان کرده است. اگر ملت ارگان‎های قضای و عدلی را به گرفتن شیرینی عادت ندهند و بگذارند که قانون تطبیق شود، آهسته آهسته مسأله فساد اداری از کشور ازبین می رود. اگر مردم با تروریستان خارجی همکاری نکنند و آنان را در مناطق خویش پناه ندهند، به زودترین فرصت امنیت در کشور تامین می‎شود. در جهت پاگ نگهداشتن شهرو کوچه های خود هرکس مسؤلیت دارد که با شاروالی شهر خود همکاری نماید.
تمام چالش‎های که در افغانستان وجود دارد، مسؤلیت حکومت وحدت ملی را چند برابرساخته است. ویژگی‎ها، ناهمگُنی ها، تضاد خواسته ها و اصتکاکی شدن توقعات دراین کشور، سی سال جنگ و ویرانی، بی سوادی، ضعف فرهنگی، فقرو اعتیاد، نا امنی، فساد گسترده اداری، ارتباطات بیرونی، تهاجم فرهنگی و نواقصات دیگر از مشکلات جدی برسری راه حکومت آینده می باشد.
مسایل فرهنگی، اقتصادی و روابط با کشورهای دیگر از مهم‎ترین چالش‎های است که حکومت وحدت ملی با آن مواجه می‎باشد. نابسامانیها،بحرانهایپیهمدرافغانستانریشهدرفرهنگجامعهافغانیدارد. جنگ،خشونت،ترور،قومگرایی،نژادپرستی،اختلاف،فقر،بیکاری،بیاعتمادی،و ... مسایلی چالش برانگیزی هست کهسالهای طولانی در بستر باورهای این مردم پرورش یافته است. مبارزه با فرهنگ‎ و سنت‎های خودساخته و بافته خود خودمردم افغانستان، که شامل پدیده های خشونت، خودکشی، رسم و رواج‎های سنگین و کمرشکن در مراسم‎ها، فرار از منزل، گسترش فحشاو تجاوز محارم بالای دختران، از چالش‎های مهم است که در ابعاد فرهنگی این کشورنهادینه گردیده و مبارزه باآن فرصت‎های طولانی را می طلبد.
اصلاحکژیهایفرهنگیدریکجامعهاززمانبرترینفرایندهاودشوارترینمسیرها برای حکومت آن کشور می باشد. دولت وحدت ملی زمانی می تواند به موفقیت‎های چشم‎گیر دست پیداکند که در بخش فرهنگی سرمایه گذاری های کلانی را در نظربگیرد. در طول حکومت آقای کرزی با وجود فراهم شدن فرصت‎های خوب، کم‎ترین توجه به مسایل فرهنگی و مبارزه با سنت‎های خودساخته صورت گرفته است.

چالش دیگر فراروی حکومت وحدت ملی، بحران اقتصادی می باشد. اقتصاد افغانستان به شدت وابسته به کمک‎های خارجی می باشد. دوام این کمک‎ها به شدت وابسته روابط خوب افغانستان با کشورهای کمک کننده بوده و باید منافع کشورهای کمک کننده در این کشور تامین شده باشد تا افغانستان را کمک اقتصادی نماید. در صورت که روابط افغانستان با این کشورها سردشود و منافع آن‎ها دراین کشور در خطرواقع گردد، کمک‎های آنها قطع می‎شود و بحران اقتصادی در این کشور به وجود می آید. سران حکومت وحدت ملی باید با چالش و بحران اقتصادی به شدت مبارزه نموده و آن‎را در نخستین فهرست کاری خویش قرار دهد. حکومت آینده افغانستان به ترمیم و بازسازی روابط خویش با دولت‎های کمک کننده نیازجدی دارد. اول باید مناقع این دولت‎هارا در افغانستان در نظرگیرد تا آن‎ها کمک‎های خویش را بالای افغانستان قطع نسازد. عدم استقلالیت اقتصادی افغانستان و وابسته بودن آن به جیب دیگران، از این کشور یک سرزمین سراسر نیاز ساخته است. امید که حکومت وحدت ملی بتواند با طرح‎ها و راهکارهای اقتصادی خویش، روزنه های امید را به مردم افغانستان باز نموده و زیربناهای اقتصادی کشور را بازسازی نماید تا کم‎کم افغانستان از لحاظ اقتصادی به خود متکی شوند. خیلی از کارشناسان بهبودی اوضاع اقتصادی کشور را وابسته به امضای بی درنگ پیمان امنیتی می داند اما معلوم نیست که بعد از امضای این پیمان کمک‎های نظامی و اقتصادی ایالات متحده امریکا به افغانستان صورت می گیرد یاخیر؟
سومین چالش‎ برسری راه حکومت آینده، چالش بیکاری می باشد. از بین بردن بیکاری و جابجای فارغ التحصیلان دانشگاه‎های دولتی و خصوصی یکی از برنامه‎های حکومت وحدت ملی می‎باشد. فعلا بیکاری برای جوانان و فارغ التحصیلان به یک معضل جدی تبدیل شده است. در طول چند سال گذشته افغانستان صاحب نیروی متخصص، جوان، باسواد و تحصیل کرده بوده اما بیکاری و نبود شغل برای این جوانان ازآنه ابه عنوان نیروی بیکار، مصرفی تبدیل کرده و بعضی ها هم به دزدی، اعتیاد، قمار و راهزنی رو آورده است. توجه به جوانان بیکار و ایجاد شغل برای آنهایکی از وظایف مهم دولت حکومت وحدت ملی می باشد و انتظار می رود که مسأله اشتغال یابی برای جوانان و ایجاد فرصت‎های اقتصادی در جامعه سرلوحه کاری رییس جمهور آینده را تشکیل دهد.
چهارمین چالش برسری راه حکومت وحدت ملی، مشکلات آموزشی می باشد. متاسفانه تا هنوزروند قسمی بوده است که هیچ‎گونه امتیاز برای معلمین و استادان مکاتب در نظرگرفته نشده و آنها که سازندگی آینده در دست شان است، کم‎ترین معاش و امتیازات برای آنها پرداخت می گردد. آخرین شاگردان دوران مکاتب و تنبل ترین آنها به تربیه معلم و دارالمعلیمن ها جلب و جذب می شود. بعد از دوسال دیگر به عنوان معلم و آموزکار وارد جامعه شده و به تدریس می پرازد. وقتی که خود این اشخاص و افراد بی سواد باشد و نظم در وجود آنها دیده نشود، چگونه می تواند فرزندان این سرزمین را تعلیم و تربیت کند؟ حکومت آینده باید شدیدا متوجه این مشکل بوده و بالاترین نمرات و امتیازات را برای معلین در نظر گیرد و لایق ترین شاگردان دوره مکتب را در بخش معلمی جلب و جذب نماید.
مسأله دیگر موضوع دانشگاه‎های خصوصی در کشور است. گفته می شود که بعضی ازشرکت‎های خصوصی که قبلا در کارهای دیگر مصروف بوده، حالا جواز گرفته و موسسه تحصیلات عالی راجسترکرده است. اکثریت کسانی که موفق شده تا دانشگاه راجسترنماید هیچ دستاورد علمی و سابقه درخشان علمی نداشته است. بعضی زورمندان و قمندانان دانشگاه زده ولی تا دوسال اصلا بدون راجستر کردن فعالیت کرده و بعد از جوانان پول گرفته و لیست آن‎هارا در دولت در جمع فاغان برده و مدرک داده است. این چنین مسایل و برخورد‎ها بازی کردن با حیات جوانان است و آینده کشور را به بازی می گیرد.
جوانان که در دوران مکتب همیشه پایین ترین نمره را داشته ولی در دانشگاه‎های خصوصی بابلند ترین نمرده در رشته حقوق، انجنیری و داکتری پذیرفته می شود و بعد با نمرات عالی فارغ می گردد. به نظر نگارنده اگر به این مشکلات توجه نشود، آینده تحصیلی در افغانستان بسیار خطرناک خواهد بود و شاید تمام مدارک علمی بی اعتبار شناخته شود. از سوی دیگر انگیزه درس خواندن برای جوانان در دوران مکتب کم می گردد چون به باور انها اگر در پوهنتون‎های دولتی راه یافت خوب وگرنه رشته دلخواه خودرا در دانشگاه‎های خصوصی می خواند. توجه به مسأله آموزش و پرورش یکی از مهم‎ترین مسایل است که پیش روی حکومت آینده قرار دارد.
راهکارهای حکومت آینده برای رفع چالش‎ها چیست؟
تامین عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، شایسته سالاری و درنظرگرفتن قوانین اسلامی در جامعه افغانستان از مهم‎ترین راهکارهای حکوت وحدت ملی می‎باشد. اگر دولت مردان آینده به تامین عدالت اجتماعی، تطبیق قانون و برنامه ریزی دقیق موفق شود، اکثریت این چالش‎ها از بین می رود و افغانستان رو به ترقی و آبادانی می نهد. درست است که همه این کارها یکشبه انجام شدنی نیست اما تلاش پیگیری، تعهد و مسئولیت شناسی دولت مردان موفقیت حکومت آینده را بیشتر می سازد.
نتیجه
بحران‎های امنیتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی و روابط افغانستان با کشورهای کمک کننده، بحران بیکاری و فقر از بزرگترین چالش‎ها برسری راه حکومت آینده می‎باشد. نیازمندی‎های اقتصادی افغانستان و گستردگی مشکلات در این کشور، می طلبد که عدالت اجتماعی تامین گردد و قانون به صورت مساویانه تطبیق شود. بدون طرح برنامه های اقتصادی، امنیتی، آموزشی و فرهنگی در این کشور، دولت وحدت ملی نمی تواند بر این چالش‎ها فایق آید. دولت هیچگاه بدون همکاری و تعاون مردم موفق نخواهد شد و کمک و همکاری با حکومت آینده مهم‎ترین مسؤلیت مردم افغانستان می باشد. ایجادشغل برای جوانان بیکار، تامین امنیت و تعریف روابط خارجی با دولت‎های کمک کننده، از نخستین راهکارهای می باشد ک باید حکومت وحدت ملی به آن توجه داشته باشد.