۱۰/۱۸/۱۳۹۳

کابینه دولت بعد از 102 روز اعلان شد.

بر اساس گزارش پایگاه خبری رسالت، عبدالله و اشرف غنی اسامی 20 نفر را به عنوان وزیران پیشنهادی اعلام کردند.
1- شیر محمد کریمی و همایون فوزی وزرای پیشنهادی وزارت دفاع ملی
2- صلاح‌الدین ربانی وزیر پیشنهای وزارت امور خارجه
3- عارف سروری و فضل احمد معنوی وزرای پیشنهادی وزارت کشور
4- غلام جیلانی وزارت دارایی
5- سردار محمد وزیر پیشنهادی وزارت تجارت و صنایع
6- قربان حق‌جو وزیر پیشنهادی وزارت اقتصاد
7- سید منصور نادری وزیر پیشنهادی وزارت کار و امور اجتماعی
8- نجیبه ایوبی وزیر پیشنهادی وزارت امور زنان
گفته می‌شود عبدالله عبدالله برای تکمیل وزرای پیشنهادی با افرادی چون: برنا کریمی، فیض‌الله ذکی، سردار رحمان اوغلی، سید حسین عالمی بلخی، زلمی یونسی و گل ضیا نیز دیدار و گفت‌وگو کرده‌اند.
به نظر می‌رسد داکتر عبدالله و اشرف غنی رهبران حکومت وحدت ملی به توافق نهایی بر سر معرفی کابینه نزدیک شده و در روزهای آینده شاهد معرفی اعضای این کابینه خواهیم بود.

۱۰/۱۷/۱۳۹۳

برنامه ستاره افغان، چالش‎ها و پیامدها



در طول سیزده سال گذشته، بعض تلویزیون‎های خصوصی با نشر بعض برنامه‎های خود، مترجم احساسات قوم گرایی، بی حجابی، ترویج هرزگی و خیانت‎های خانوادگی گردیده است. به طور نمونه، برنامه‎ی تحت نام (ستاره افغان یا (Afghan Star که از سال 1384 تاکنون از طریق یکی از تلویزیون‎های خصوصی نشر می‎گردد و از تلویزیون‎های بریتانیا و هندوستان الگوگیری شده است؛ دارای چالش‎ها و پیامدهای بزرگ فرهنگی و اقتصادی می‎باشد. بعضی صاحب نظران و روشن فکران جامعه، برنامه ستاره افغان را صِرف برای سرگرمی خانواده‎ها و پوشالهای برای پنهان نگهداشتن کمی و کاستی‎های توسعه‎وی، مدیریتی و کارایی دولت می‎پندارند. این برنامه، افکار عمومی را از توجه و چاره اندیشی درباره چالش‎های حکومت داری و نابرابری‎ها منحرف ساخته و در کنار آن آسیبهای جدی را به اقتصاد، فرصت‎ها و برنامه های خانوادگی وارد ساخته است. مسایل قومی و نژادی بارها خودرا از طریق این برنامه نشان داده و اختلافات و درگیری هارا در کشور عمیق‎ترساخته است. این برنامه جوانان، روشنفکران و استعدادهای کشوررا از رقابت‎های مثبت و سازنده باز داشته و رسانه را به عنوان یک آله شوخی و بی مسؤلیتی در اختیار یک عده افراد عادی و بذله‎گو قرار داده است. اما بعض مردم و خانواده‎های که طرفدار این برنامه می‎باشد، آن را یک گامی به سوی کشف استعدادها و رشد هنرمندان در افغانستان عنوان نموده است.
چالش‎ها و پیامدهای این برنامه چیست؟
چالش‎های قانونی
مطابق ماده اول قانون رسانههای افغانستان، هیچ برنامهای نمی تواند برخلاف ارزش های دین مبین اسلام و منافع علیایی کشور از طریق رسانههای جمعی نشر گردد. همچنان در ماده دوم این قانون و بخش ششم آن ذکرشده است که: رسانهها باید به دنبال نشر و تهیه اخبار صحیح، اطلاعات درست و سالم، آموزش و تربیت خانوادهها، شکوفایی ارزشهای دینی، فرهنگی و اخلاقی در کشور باشد. تمام برنامهها باید مطابق معیارها، اصول و ارزشهای ژرونالیستی باشد و در ضمن صداقت، تعهد و بی طرفی و توازن را رعایت نماید. مطابق ماده نوزدهم قانون رسانهها، رسانه های خصوصی باید تمام فعالیتهای خویش را در روشنی قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان انجام دهند. در ماده بیستم این قانون به صراحت ذکر شده است که: تلويزيون های خصوصی مکلف اند در نشرات خويش اصول و احکام دين مقدس اسلام و ارزشهای ملی ، معنوی ، اخلاقی و امنيت روانی ملت افغانستان را رعايت نمايند. در فصل دهم و ماده چهل و پنجم قانون رسانهای افغانستان آمده است که: هیچ رسانهای در افغانستان حق نشر مطالب و برنامه های ذیل را ندارند: آثار و مطالبی که مغایر با اصول، احکام و دستور دین مقدس اسلام باشد. آثار و مطالبی که مغایر با قانون اساسی بوده و نشر آن جرم پنداشته می شود. تبلیغ و ترویج فرهنگ ادیان دیگر که خارج از فرهنگ دین اسلام باشد و آثار و مطالبی که به امنیت روانی و سلامت اخلاقی افراد خانواده و جامعه به خصوص اطفا و نوجوانان آسیب می رساند، رسانهها حق نشر آن را ندارند. در مجموع با بررسی نمودن قانون رسانه‎های افغانستان به این نتیجه می‎رسیم که برنامه ستاره افغان در کنار بعض برنامه‎ها و سریال‎های دیگری که از طریق تلویزیون‎های خصوصی نشر می‎شود، مخالف قانون اساسی و قانون رسانه‎ای در کشور عمل می‎کند.
تقویت باورهای کاذب و تفکرطالبانی
یکی دیگر از پیامدها و چالش‎های این برنامه، افزایش و گسترش باورهای کاذب و دروغین در بین خانواده‎ها و جوانان می‎باشد. وقتیکه مردم افغانستان انواع و اقسام بی حجابی و هرزگی را از تلویزیون‎ها تماشا می‎کنند و دولت مرکزی را در قبال آن اغفال شده و بی توجه می بینند، وجدان ایمانی و دینی شان گنجایش تحمل این همه فسادرا نداشته و به صف‎های مخالفان می‎پیوندند و با ایجاد ناامنی عقده خودرا در مقابل بی کفایتی دولت ابراز می‎کنند. آدم می توان ادعا کرد که افزایش تفکر طالبانی و افزایش انتحاری و ناامنی در کشور، از پیامدهای راه اندازی چنین برنامه‎ها نا سنجیده شده و غیر معیاری در کشور می‎باشد. مخالفان دولت، این چنین برنامه‎هارا ضبط نموده و به عنوان نمونه به افراطیون مذهبی و دینی نشان می‎دهد که افغانستان را به عنوان یک کشور فاسد برای آنان تلقی می‎کند که در نتیجه آنها به انجام عملیات انتحاری، انفجاری و ناامنی در کشور حاضر می‎شود.
خسارات بزرگ اقتصادی و فُرصت سوزی
با تحقیق در مورد نحوه اجرایی شدن برنامه ستاره افغان و طریق رای ارسال کردن به این برنامه به این نتیجه می‎رسیم که در هر برنامه از آغاز تاپایان، مبلغ شش لک و پنجا هزار دالرآمریکایی از جیب مردم افغانستان به جیب شرکت‎های خارجی و تلویزیون خصوصی ریخته می‎شود. که این پول هنگفت در راستایی تقویت برنامه های ملی، تامین امنیت و حکومت‎داری هیچ سودی ندارد. مصرف هر پیام به ستاره افغان 10 افغانی حد اوسط ضرب 300000 هزار نفر در هفته مساوی 3000000 میلیون افغانی ضرب 4 هفته که یک ماه شود، می شود 12000000 میلیون این را که ضرب 3 ماه کنیم حد اقلش می شود 36000000 میلیون حدود 650 هزار دالر آمریکایی. این در حالی است که زنان و کودکان در خانه و کوچه چشم و گلون شان از دودهای زغال، رابر و پلاستیک کور می‎شوند و توان خرید چوب سوخت خانهی خودرا ندارند، اما مرد خانواده پول هنگفتی را در برنامه ستاره افغان رای می‎دهد. خانواده‎های افغانستان در حالی‎که برای خرید یک کفش و کتاب و قلم با فرزندان خود خشونت می‎کنند اما راضی است که ده ها هزار افغانی را برای رای دادن یک آواز خوان به شماره تلفن ستاره افغان پیام بفرستند. حمیدی گل فروش در شهرک مهدیه ناحیه سیزده هم میگوید: من برای این‎که ستاره مورد علاقه ام کامیاب شود، تمام عاید دکان خودرا کارت تلفون خریده و رای داده ام. با این وجود برعلاوه ضرر مالی که این برنامه بالای مردم وارد کرده، ساعت ها وقت مردم را نیز سوختانده و انرژی برق را بدون فایده در تلویزیون‎ها مصرف کرده است. با همه این مصارف هنگفت، از عمر این برنامه حدود ده سال می‎گذرد که از آغاز این برنامه تا کنون حدود6500000 شش میلیون و پنجصدهزار دالر بیهوده مصرف شده اما هیچ دستاورد مثبت نداشته که هیچ، بلکه انواع خشونت، فساد اخلاقی، هرزه یگ و برهنگی را در جامعه ترویج نموده و از جامعه مسلمان افغانستان یک جامعه مصرفی، خرافاتی، روانی، تبعیضی و تجملاتی ساخته است. این برنامه هیچ کمکی را جهت تقویه هنرمندان کشور نیز نداشته و حتا یک هنرمند از طریق این برنامه یک پول عاید نداشته و پس از ختم این برنامه با سرخوردگی و قرضدارشدن از مردم پس به خیاطی و کار قبلی خود برگشته است. هر هنرمند که ستاره می شود، سه برابر جایزه بدست آمده را قرضدار شده چون مردم را واردار کرده و کمپاین نموده که برایش رای بدهد. این برنامه نه تنها که به موسیقی افغانستان کمک نکرده، بلکه هنر را در این کشور قومی ساخته است. ستاره های به صورت واضع از قوم خود خواهش رای می‎کند.
ترویج خشونت‎های خانوادگی
این برنامه خانواده‎هارا به کلبه ارواح تبدیل نموده و تمام برنامه های زندگی از قبیل نظرخواهی، مشورت، پیدانمودن راه حل برای مشکلات زندگی، صحبت و درد دل و انجام کارهای خانگی را از فرزندان و خانواده‎ها به کلی گرفته است. پس می‎توان گفت که ستاره افغان یک گامی بزرگ به سوی فرصت سوزی بوده و افزایش خشونت‎های خانوادگی بوده و دولت همچنان با بی توجهی های مرگ آور با مدیران و گردانندگان این برنامه برخورد نموده است. این برنامه‎ها و سریال‎ها، به عنوان بلندگوی حرفوی خشونت در خانواده‎ها عمل کرده و انواع خیانت زناشویی را ترویج می‎کند. نتیجه‎ی این برنامه مصرفی و فُرصت سوز، سهم گرفتن در کار کسانی است که سال‎ها در پَی تخریب اندیشه، فکر، فرهنگ، مدنیت، عزت و وقار و نظم و برنامه های خانوادگی ما بوده است. تحریم این برنامه‎های مبتذل و مخالف با قانون اساسی و رسانه‎ای کشور، مبارزه با انحرافات فکری، عقیدتی، سیاسی، مدنی و خانوادگی و اخلاقی بوده و یکی از مسؤلیت‎های بزرگ حکومت به شمار می‎رود. هیچ گاه مردم افغانستان منکر هنر اصیل خود نشده و از هنرمندان واقعی خود به عنوان شخصیت‎های ملی شناخت دارند و به آنان احترام می گذارند. هیچگاهی هنر در افغانستان با ابتذال، هرزگی و برهنگی آلوده نشده است و نخواهد شد. هرگونه اقدامی که برای تخریب هنر در افغانستان تحت بی حجابی، هرزگی و برهنه بودن صورت گیرد، در این کشور محکوم می‎باشد و اقدام کنندگان باید بازداشت شوند.
نتیجه
1 - هرنوع طرفداری و وابستگی به برنامه‎های سنجیده ناشده، نشان دهنده بی توجهی نسبت به ارزش‎های فرهنگی، افغانیگی، میهنی، جهادی، دینی، اخلاقی و مذهبی ما می‎باشد.
2 تعداد از شرکت‎های خصوصی و مجهوالحال در افغانستان با ایجاد بعض تلویزیون‎های خصوصی ویا اکمال بعضی برنامه‎ها، ابتذال و فساد اخلاقی و هرزگی را در جامعه ترویج نموده و مسؤلیت‎های رسانه‎ی را زیر سوال برده است. با آنکه در دولت آقای کرزی وزارت اطلاعات و فرهنگ و روشنفکران و عالمان دینی بارها به دستگیری چنین شرکت‎ها حکم صادر کرده بود، اما فساد اداری و ضعف مدیریت باعث شدکه اینها بی شرمانه به حیات خیانت خود در جامعه ادامه داده اند.
3 نشر برنامه‎های مانندستاره افغان از طریق تلویزیون‎های خصوصی مغایر با ارزش‎های اسلامی و فرهنگ افغانیگی بوده و مخالف ماده‎های اول، نوزدهم، بیستم و چهل و پنجم قانون رسانه‎های افغانستان می‎باشد.

 داوودناظری

۱۰/۱۳/۱۳۹۳

مسؤلیت ناتمام ناتو و پیامدهای آن در افغانستان



ناتو مجموعۀ از کشورهای تا دندان مسلح غربی و اروپایی که به منظور تامین صلح و آوردن امنیت در ا فغانستان حضور داشت و در روز دوشنبه برابر با بیست و نهم ماه دسامبر 2014 به طور رسمی پایان ماموریت جنگی سیزده ساله ی خودرا در افغانستان اعلان نمود. پس از حمله تروریزم به برج های دوقلوی آمریکا، ترس طالبان و تروریزم جامعه جهانی را به تکان آورد و جامعه جهانی و در راس آمریکا برای مبارزه مشترک با القاعده و تروریزم و به خصوص بن لادن سردسته القاعده که جایگاه آن در افغانستان تثبیت شده بود، حملات نظامی خودرا در افغانستان آغاز کرد. این حمله نظامی در افغانستان باعث شد که در ظاهر القاعده با شکت مواجه شد و زمینه برای تشکیل حکومت موقت در افغانستان مساعد گردید. در روزهای اول مردم نسبت به تامین امنیت در سایه بیشتر از چهل کشور قدرتمند دنیا در افغانستان خوشبین بود و قامت خمیده کشیده کشور را در آیینه خوشبختی جست و جو می کردند اما کم کم افزایش ناامنی و بحران در کشور، امید مردم را به یاس تبدیل نمود. هزاران افغان مظلوم و آواره، زنان و اطفال در آتش ظلم و وحشت به اصطلاح این نگهبانان صلح و امنیت سوختند، خانه ها تخریب شدند، مردم بی خانه و کاشانه شدند، سیلاب خون در کشور جریان پیدا کرد و روز به روز گروه طالبان شورشی در کشور قدرتمندتر گردید. با این وجود تشکیل ماموریتی تحت نام ناتو یا تامین کننده صلح در افغانستان، در قسمت تامین امنیت و آوردن صلح ناکام بوده و هیچ گونه دستاوردی برای مردم افغانستان نداشته است. اینها بیشتر با سوء استفاده از نام ملل متحد در افغانستان حضور پیدا کرده بود و دنبال مقصدها و اهداف خودشان بود نه تامین امنیت برای مردم افغانستان. روز دوشنبه (سه روز قبل از موعد معینه) ناتو بدون کدام دستاورد ملموس در عرصه امنیت در افغانستان، بیرق فعالیت های خویش را در کشور پایین کرده است. شدت گرفتن ناامنی، افزایش انتحاری و انفجاری، قتل های زنجیره ای در افغانستان، نتیجه ماموریت که با سلاح سنگین و پیشرفته، پول هنگفت و با مجهز ترین و پیشرفته ترین وسایل جهان در افغانستان صورت گرفته، نمی باشد. صادقانه نبودن آیساف، آمریکا و ناتو در افغانستان، باعث شد که امنیت در این کشور بدتر شود، ده ها هزار عسکر داخلی و خارجی کشته شود، مواد مخدر افزایش پیدا کند، راه های مواصلاتی نا امن گردد، همسایه ها نسبت به افغانستان بدبین شود، ملیاردها دالرکمک جهانی به افغانستان دوباره به جیب اینها برود، کشورهای بیرونی نسبت به افغانستان مشکوک گردید و حتا پروسه انتخابات نیز با چالش و بن بست مواجه شد.  به باور کارشناسان زمانی می توان ماموریت ناتورا در افغانستان موفقانه دانست که زیربناها در کشور تقویت می شد، تروریست ها از بین می رفت و امنیت نسبی در کشور تامین می شد. کشته شدن 3845 نظامی خارجی و پنهان برگزارشدن مراسم اعلان پایان ماموریت ناتو در کابل، خود نشان دهنده گسترده بودن ناامنی در کشور می باشد.
علل و عوامل ناکامی ناتو در افغانستان چیست؟
اهداف متعددِ ناتو در افغانستان
یکی از بزرگترین عواملی که باعث ناکامی ناتو در امر مبارزه با تروریزم شد، متعدد بودن اهداف ناتو در افغانستان بود. نیروهای ناتو و امریکا تنها به هدف مبارزه با تروریزم در افغانستان حضور نیافته بود بلکه اهداف زیادی را در سایه شعار مبارزه با تروریزم دنبال می کرد. گمانه زنی های زیادی وجود داشت که امریکایی ها نیمی تدارکات نظامی خودرا در پایگاه های طالبان پایین می کند و نیمی آن را به نیروهای امنیتی افغانستان می سپارد. این برخورد دوگانه ناتو باعث شدکه ترویزم از افغانستان ریشه کن نشود و ناتو در اوج ناامنی افغانستان، پایان ماموریت خودرا اعلان نماید. ناتو وقتی ماموریت خودرا پایان یافته اعلان کرد که افغانستان در محراق فعالیت های تروریسی و ناامنی به سر می برد و تمام برنامه های ملی و اقتصادی، در تهدید جدی ناامنی قرار دارد.

سهل انگاری ناتو در امر مبارزه با تروریزم
سهل انگاری ناتو در امر مبارزه با تروریزم یکی دیگر از عوامل ناکامی شان در افغانستان می باشد. اینها بیشتر از این که دنبال تروریزم باشد بیشتر دنبال منافع سیاسی و اهداف دیگری  خود در افغانستان بود. این سهل انگاری ها و بی توجهی ها تنها افغانستان را با مشکل مواجه نمی کند بلکه در آینده دامن خود تروریست پروران را نیز خواهد گرفت. این مسئله در پاکستان به درستی روشن شده و کشورهای دیگر باید از آن درس بگیرد.
پیامدهای خروج نا به هنگام ناتو از افغانستان چیست؟
خروج شتابزده نیروهای ناتو یا تامین کننده ای صلح در افغانستان، باعث خوشحالی و تقویت روحی دشمنان مردم افغانستان و طالبان گردیده و آنان در پیام رسمی خود، این خروج شتابزده و یکجانبه ناتورا یک مژده پیروزی دانسته و هوشدار داده است که باقی مانده این نیروها و متحدان آنهارا در افغانستان نیز شکست خواهد داد. در این صورت، ناکامی ناتو در امر مبارزه با تروریزم و تامین صلح در افغانستان، پیامدهای منفی بزرگی را در قبال خواهد داشت.
تقویت نیروهای طالبان
یکی از پیامدهای بزرگ ماموریت ناتمام ناتو در افغانستان و خروج زودهنگام آنان از این کشور، باعث تقویت یافتن روحیه طالبان می گردد و از همین اکنون مخالفان دولت افغانستان با راه انداختن تبلیغات در بین مردم و متحدانش، خروج ناتورا ناکامی آنان در افغانستان خوانده و آینده کشوررا به ناامنی های بیشتر تهدید نموده است.
افزایش رشد و قاچاق مواد مخدر
بعضی از کارشناسان منطقه ای به این باورند که ختم ماموریت ناتو باعث افزایش تولید، قاچاق و اعتیاد مواد مخدر می گردد. چون مبارزه با مواد مخدر، یکی از برنامه های کاری ناتو در افغانستان بود و پروژه بزرگی را در همین زمینه اختصاص داده بود. گرچند که در طول چندسال گذشته کشت و تولید تریاک در افغانستان رو به افزایش بود و اشخاص قدرتمند دولتی و حتا خود ناتو در رشد آن دست داشت اما با همه اینها بعد از خروج ناتو از افغانستان، زمینه برای کشت و تولید مواد مخدر بیشتر فراهم می گردد.
کاهش سازمان های غیر دولتی در افغانستان
ده ها هزار عسکر ناتو در افغانستان تحت حمایت های بین المللی برای تامین صلح و امنیت حضور یافته بود و پروژه های زیاد و کمک های مالی دیگر کشور ها نیز در افغانستان وارد می شد. تا یک اندازه امید می رفت که با حضور ناتو در کشور امنیت تامین شود، آنها سرمایه گذاری کردند و بعضی موسسات و شرکت ها نیز فعالیت های خودرا در افغانستان آغاز نموده بود. اما با پایان یافتن ماموریت ناتو در کشور، دیگر حضور این شرکت ها و کمک کننده ها در افغانستان کاهش خواهدیافت.
خارجی پروری در افغانستان
عمده ترین چالش در افغانستان این است که این کشور در خیلی از موارد مهم و حساس خود به کمک های خارجی متکی می باشد. تمام واردات و صادرات در بازار های افغانستان از خارج وارد می شود و کسی به تولیدات داخلی و وطنی هیچ بهایی قایل نیست. این مسئله به شدت افغانستان را متاثرساخته و زیربناهایی اقتصادی را در کشور شکست داده است. خارجی ها برای وابستگی بیشتر افغانستان به خودشان و فروش بیشتر کالاهای خود، به انواع جنگ نرم و تبلیغ از طریق فلم ها و سریالها پرداخته و به رسانه ها پول های هنگفتی را پرداخت می کند تا فرهنگ مصرفی شان را در جامعه افغانستان تبلیغ نمایند و به دنبال آن کالاهای بی کیفیت خودرا با بالاترین قیمت تحت نام(مد روز) به افغانستان صادر می کند. این خارجی پروری در افغانستان، به شدت اقتصاد مردم را متاثرساخته و باعث شده که زیربناهای تولیدی و کار در افغانستان برشکست شوند. در صورتی که ناتو از افغانستان بیرون شوند و سرمایه داران و تاجران احساس ترس نمایند، قیمت ها یکبارگی بالا می روند و اندک سرمایه مردم نیز تارج می شوند.
افزایش مشکلات اجتماعی و اقتصادی
یکی دیگر از پیامدهای پایان یافتن ماموریت ناتو، رشد مخالفان دولت، افزایش قتل های زنجیره ای، هدفمندترشدن حملات انتحاری در قلب افغانستان کابل و قطع کمک های به این کشور و تعطیل شدن کارهای زیربنایی در کشور می باشد. وقتی که ناامنی افزایش پیدا کند، تمامی کارهای زیربنایی در کشور تعطیل خواهد شد.
راهکارها چیست؟
تقویت نیروی های پولیس و اردوی ملی، هماهنگی امنیت ملی با نیروهای پولیس و اردوی ملی، همکاری مردم با نهادهای امنیتی، استفاده مثبت از قرارداد امضا شده میان امریکا و افغانستان، فشار وارد نمودن بالای امریکا برای عملی ساختن ماده توافق نامه امضا شده، تثبیت مرزهای مشترک افغانستان با پاکستان و ایجاد کمربندهای امنیتی در سرحدات و دروازه های افغانستان، از جمله راهکارها برای جلوگیری از هرگونه ناامنی و تهدیدها در آینده افغانستان می باشد. اگر دولت وحدت ملی افغانستان راهکارهای را روی دست نگیرند، پیامدهای بزرگ اقتصادی، نا امنی و فساد، آینده کشور را با خطر مواجه خواهند ساخت.
نتیجه
1 ماموریت جنگی ناتو در افغانستان یک ماموریت ناتمام و ناکام بوده و دستاورد ملموسی برای مردم افغانستان نداشته است.
2 در سایه ماموریت ناتو، چالش های امنیتی، بیکاری، فقر، انتخابات، دموکراسی، مواد مخدر، فساد اداری و ... چند برابر شد.
3 ناتو در حالی ختم ماموریت سیزده ساله خودرا در این کشور اعلان کرد که حملات انتحاری، نا امنی، فقرو بیکاری، تهدید طالبان، عدم بازسازی زیربناها، پیگیری نشدن دوسیه های مجرمین و قاتلان مردم افغانستان، همچنان به شدت خود باقی مانده است.
4 دولت وحدت ملی افغانستان باید هرچه زودتر راهکارهای مؤثری را جهت جلوگیری از افزایش ناامنی، فقر، بیکاری، رشد تروریزم و مخالفان دولت، روی دست گیرد.
داوودناظری - کابل




۱۰/۰۸/۱۳۹۳

ضرورت تامین امنیت در کشور



امنیت یک اصل عمده و مهم در زندگی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و سیاسی ملتهاست که در سایه آن، تام امور جامعه و کشور، به پویایی و بالندگی می رسد. پدیده امنیت در طول چندسال گذشته آرزوی دست نیافتنی بوده و باوجود حضورعساکر خارجی و کمک های هنگفت در بخش امنیتی این کشور، مردم متحمل خسارات زیاد مالی و جانی شده و سرمایه های بزرگ انسانی و اقتصادی خودرا از دست داده اند. که عامل اصلی آن، دخالت های بیرونی، فقدان یک دولت انتخابی و مشروع و نبود اراده جدی مبارزه با تروریزم بوده است. در آغازین روزهای حکومت وحدت ملی، افغانستان و شهرهای بزرگ این کشور شاهد نا امنی های فزاینده و گسترده ای بوده است که نگرانی مردم را چند برابر ساخته است. در این مقاله در پاسخ به این سوال می پردازیم که امنیت چیست؟ آیا دولت مردان خواهد توانست که به وعده های خویش وفا کرده و امنیت را تامین کند؟ راهکارها چیست؟ دانشمندان، از امنیت تعریف های مختلف ارائه کرده است: "امنیت"عبارت است از نقطه عطف مهم و دلخواههمه برای هر ارگانیزم، اعم از فرد، جامعه یا سیستم که نیاز مبرم مردم را تشکیل می دهد. و یا امنیت یک اصل عمده و مهم زندگی اجتماعی و سیاسی ملتهاست که در پرتو آن تمام عرصههای دیگر به طور منظم و حسب دلخواه تنظیم و مهار می‎گردد. در تعریف دیگری امنیت آمده است که " امنیت به مدیریت خطرات و پیاده سازی یک سیستم به منظور پاسخگوئی و مقابله با تهدیدات موجود در یک کشور گفته می شود" امنیت را می توان به بخش های مختلف تقسیم کرد که از آن جمله: امنیت فردی، امنیت خانوادگی، اجتماعی، امنیت ملی یا کشوری، امنیت خارجی یا بین المللی، امنیت اقتصادی، امنیت فرهنگی، امنیت روانی، امنیت شهری و امنیت منطقه ای از مهم‎ترین تقسیم بندی امنیت در کشور می باشد. در افغانستان در همه این بخش ها نا امنی افزایش یافته  و مردم را نگران آینده ساخته است. حملات هدفمندانه دشمن در پایتخت کشور، خودگواه بر افزایش نا امنی است که هر روز بر این گونه حملات در کشور شدت بخشیده می شود. بی ثباتی سیاسی و موجودیت فساد گسترده اداری در کشور، مردم را نسبت به بهترشدن امنیت بی باور ساخته و باعث نگرانی جامعه گردیده است.
چه ضرورتی برای تامین امنیت در جامعه وجود دارد؟  تامین امنیت و مبارزه با موانع امنیتی، یکی از نیازهای اصلی و اساسی مردم افغانستان می باشد. تا زمانی که خطر نا امنی مردم را تهدید کند، هیچگاهی جامعه به پویایی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دینی دست پیدا نمی‎کند؛ بخاطری که تمام توسعه، انکشاف، رشد معارف، سرمایه گذاری، تقویت مراکز علمی و اقتصادی و برگزاری مراسم های دینی و مذهبی، به تامین امنیت ضرورت دارد. در چندسال گذشته به خاطر نا امنی بزرگترین فشارهای اقتصادی، نا هنجاری های سیاسی و موانع در پیشرفت مردم به وجود آمد. حدود هفت میلیون شهروند افغانستان بخاطر نا امنی از کشور مهاجر شد و کشور را از وجود نیروی جوان و متخصص خالی نمود.
عوامل نا امنی در کشور چیست؟
مشکلات نا امنی در کشور، از مرزهای مشترک و طولانی، فساد گسترده اداری، عدم برخودر جدی دولت با جرایم جنگی و نظامی، آزادسازی مخالفان مسلح دولت از زندانها، عدم مصؤنیت میدان‎های هوایی، تعریف مشخص از دشمنان صلح، مصؤن نبودن دروازه های شهرها، افزایش کاشت و قاچاق مواد مخدر و روابط پیچیده کشورهای بیرونی با مافیاهای داخل کشور، از عوامل نا امنی به شمار می رود.
راهکارهای اساسی جهت تامین امنیت چیست؟
تامین امنیت در کشور یکی از پروسههای پیچیده و مشکلی هست که جز با اراده محکم حکومت و همکاری مردم، تامین نمی شود. دولت وحدت ملی هرچه سریع تر باید، راهکارهای اساسی را روی دست گیرند تا از قربانی شدن بیشتر مردم و نیروهای امنیتی در اثر نا امنی های رو به افزایش جلوگیری نماید.
1 وزارت امور سرحدات و قبایل جمهوری اسلام افغانستان باید در مصؤنیت مرزهای طولانی کشور تلاش نمایند. همچنان وزارت محترم داخله با کمک و مساعی وزارت هوانوردی باید در مصؤنیت میدان های هوایی کشور اقدامات جدی و عملی را روی دست گیرند.
2 حفظ و مراقبت از دروازه های دخولی مرکز و ولایات، نقش مهمی را در تامین امنیت دارد. مراقبت شدید از دروازه های ورودی و خروجی ولایت های نا امن کشور مانند کابل، ننگرهار، مزار، هرات، قندهار، زابل و غزنی که همه روزه شاهد نا امنی های فزاینده ای در این ولایت ها هستیم، دولت باید دروازه های ورودی و خروجی این ولایت هارا مصؤن سازد. از جانب دیگر بخاطر نزدیک بودن این ولایات با مرزهای کشور و داشتن موقعیت های حساس و مهم، از طریق دروازه های دخولی و خروجی آن بیشتر مخالفان رفت و امد می کنند.
3 دولت باید با کاشت و تولید و قاچاق مواد مخدر مبارزه نماید. چون مخالفان مسلح از مواد فروش مواد مخدر تغذیه می شود و از این طریق کشور را نا امن می سازد. دولت باید بدیل مواد مخدر را برای برای دهقانان عرضه نماید. چون موجودیت مواد مخدر در کشور، از یکسو باعث کاهش کمک های خارجی شده و از سوی دیگر باعث تقویت اقتصادی گروه طالبان گردیده است.
4 کنترل روابط خارجی افغانستان با کشورهای دیگر، یکی دیگر از راهکارهای مهم جهت تامین امنیت می باشد. مصؤن سازی ارتباطات بیرونی و حفظ اسناد و مدارک دولتی، می تواند در تامین امنیت در کشور کمک نماید. کنترل ارتباطات شامل: ارتباط مقامات دولتی، تلفن ها، تجارت ها، مکاتبه ها، مسافرین که همه در ارتباط نقش دارد. مسؤلین باید هرنوع رابطه کشور را با بیرون حفظ نماید.
نتیجه
امنیت یک پدیده‎ای مهم در زندگی اجتماعی و سیاسی ملت هاست که در پرتو آن تمام عرصههای دیگری جامعه به طور منظم و حسب دلخواه می تواند تنظیم و مهار گردد. رشد و پویایی مسایل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، دینی و مذهبی جامعه به تامین امنیت نیازشدید دارد. مبارزه بافساد اداری، جلوگیری از حرکات حساسیت برانگیز، اراده جدی مبارزه با تروریزم ،تامین عدالت اجتماعی، کنترل ارتباطات بیرونی، مصؤن سازی دروازه های خروجی و دخولی ولایت ها با مرکز، از راهکارهای اساسی برای تامین امنیت می باشد.