۳/۲۸/۱۳۹۲

زهرا سپهر نباید در کنار فعالان مدنی بایستد



جهت گیری های بی مورد، فعالین مدنی را بدنام وبی اعتبار خواهد نمود
زهرا سپهر، همیشه خودرا به عنوان فعال مدنی و یار و غمخوار مردم معرفی می کرد در موضع گیریهای سیاسی و مدنی سهیم می شد و بلندگوی حرکتهای مدنی قرار می گرفت. و هر ازگاهی اگر مشغولیت برای شان پیدامی شد و نمی توانست در بعضی حرکت ها سهم بگیرد از مردم و دیگر فعالین مدنی معذرت خواهی می کرد.
مدتی بود که حضور شان در میادین خیلی بزرگ خالی بود که باید نمی بود اما در حادثه روز سه شنبه که در غرب کابل به وقوع پیوست، سپهر، با شدید ترین عکس العمل که از خود در برابرمصاحبه ی استاد محقق نشان داده اند، گفته است که "حادثه ی را که محقق آفرید، با ید قسمی که خودش را با موتر صد فیصد زرهی خویش نجات داد باید برای مردم نیز از موترش استفاده می کرد". هر قدر دقت کردم نفهمیدم که منظور خانم سپهر از این که می گوید اگر محقق توسط موتر زره خود خودرا نجات داده باید فکر مردم را هم می کرد، چی بوده؟؟ خیلی برایم پرسش بر انگیز بود که برای اولین بار شنیدم که مردم عادی نیز در مقابل حملات انتحاری طالبان باید موتر زره داشته باشد ویا باید مقامات که هدف اصلی حمله است باید مردم عادی را نیز نجات دهد. منظور شما از اینکه محقق حادثه آفرید چه بوده؟؟
فکر نمی کنم که دیگر شما با این نظریه و افکار در بین مردم خودرا فعال مدنی و همدرد مردم قلم داد کنید. در طول دو هفته گذشته چندین حادثه در کابل به وقوع پیوست که همه این حادثات از غیر نظامیان و افراد ملکی قربانی گرفته است نمی دانم که خانم سپهر چطور خبر نشده و با فامل قربانیان همدردی نکرده است و آن احساس مدنی و حقوقی شما کجا خواب بوده؟ که این بار با فامل قربانیان ابراز همدردی کرده و بالای سخنان استاد محقق انتقاد کرده اید.
آیا کسانیکه در مقابل استره محکمه و ده ها مورد دیگر جان های خودرا ازدست داد فامل نداشت و لیاقت همدردی را نداشت که شما قد راست می کردید؟ خانم سپهر شما در تمام کشورهای پیشرفته موردی را پیدا کنید که در موقع حملات انتحاری و حادثات، مردم توسط موتر های زره مقامات نجات یافته است که این بار در افغانستان خواهان آن شده اید؟ من خیلی باورم نمی شود که این نظریه از مفکوره و اندیشه ی یک بانوی که خودرا همیشه در ردیف فعالان اجتماعی و مدنی قراداده، تراوش کرده باشد.
در مجموع، قابل نگرانی است که امروز از جامعه مدنی و فعالیت های حقوقی و اجتماعی نیز سوئ استفاده می شود و تعداد افرادی قد راست کرده اند که عقده ها و هدف های شخصی خودرا بر مسیر مدنیت اعمال می کند و مسائل بزرگی را بی مورد سمت سو می دهد.
جهت گیری های هدفمندانه و بی مورد، تعداد افراد و اشخاص به صورت عقده ی، نباید به حرکت های قانونی و حقوقی جامعه مدنی افغانستان نسبت داده شود. در رویارویی با حوادث اجتماعی و مدنی دانش و تدبیری در کاراست تا اینکه دیدگاه و عکس العمل های به وجود آید؛ نه اینکه با نگاه ها و دیدگاه ها غرض آلود به فضاهای ارزشی و مدنی نگاه کرد. و حوادث اجتماعی را بی جهت سمت و سو داد.
هر ازگاهی بی شخصیتی و بی درایتی بعضی افراد در دید گاه و نظریات شان نسبت به حوادث بروز می کند. مردم افغانستان نباید هرکسی را به عنوان فعال مدنی و دلسوز مردم شناخت و مردم بداند که دنبال هرآوازی رفتنی نیست. باید دقت و تفکر کرد. بدنه ی جامعه مدنی با چنین افراد بی درایتی در نزد مردم بیمار خواهد شد و سخت از اعتبار آن کاسته می گردد. شما خان سپهر نباید در کنار فعالان مدنی افغانستان و کسانی که ادعای همدردی با مردم را می کند، عرض اندام کنید، نمی خواستم که نسبت به شما چیزی می نویشتم و برای مردم چیزی می گفتم اما نظریه ها و دید گاه های غرض آلود تان نسبت به بعضی مسائل باعث سرشکستگی دیگر فعالین مدنی خواهد گردید و جهت گیریهای واقعی مدنی را زیر سوال خواهد برد.

۳/۲۵/۱۳۹۲

نبرد گرگ و میش در وجود هر انسان




وجود انسان ترکیب یافته از عقل و شهوت می باشد، وجود ملائیکه ترکیب یافته از عقل تنها و وجود حیوان ترکیب یافته از شهوت می باشد.
حیوانات به هرنوع ممکن، غریزه جنسی و حیوانی خودرا برآورده می کند ولو اینکه به هر قمتی تمام شود، شاید برای ارضاع غریزه جنسی خود جان خودرا در خطر بیاندازد و شاید برای ارضاع نفس خود هر نوع گیاه زهر آلود را بخورد.
ملائیکه تنها جنبه ی عقل  دارد و کارهای عاقلانه را انجام می دهد و هیچگاه قابل ستایش نیز نخواهد بود چون غیر از انجام عمل درست دیگر استعداد ندارد و توانایی گناه کردن را در وجود خویش ندارد.
اما انسان که خداوند اورا زیبا ترین مخلوق خویش آفریده است، وجودش ترکیب یافته از عقل و شهوت است و این عقل و شهوت هیچگاه ثابت نیست و همیشه قابل تغییر و سوخت و سازمی باشد. شرافت و کرامت انسانی در رشد جنبه ی عقلی تجلی پیدا می کند و رذالت و پستی انسان نیز از تقویه جنبه شهوانی بروز می کند.
برای انسان اجازه تقلب و تخطی و هم اجازه نیکوی  و زیبا بودن داده شده است و انسان مختار است که هر کدام را که انتخاب می کند، کار های انسان در پیش خودش و پیش خداوند قابل ستایش و سرزنش می باشد.
اگر انسان جنبه عقلانی خویش را تقویه کرد و به آن توجه نمود، آن زیبایی های درونی خویش را پیدا می کند و اگر جنبه شهوانی خویش را تقویه نمود از حیوان درنده هم پست تر می شود که برای بر آورده شدن غرایز خود از هیچ چیزی دریغ نمی کند.
خداوند جنبه عقل را در وجود انسان به میش و جنبه ی شهوت را به گرگ بیان کرده است که گرگ و میشی در وجود یک انسان همیشه در نبرد است و می خواهد یک دیگر را مغلوب نماید.
آنکه با گرگی مدارا می کند* خلق و خوی گرگ پیدا می کند
آنکه او گرگش بر اندازد به خاک* رفته رفته می شود انسان پاک
ای توغیرت آفرین مرد دلیر* مانده ی در چنگ نفس خود اسیر
انسان باید نیروی عقل را در وجود خوش پرورش داد و عقلانیت و تفکر بلند ترین هدف او در زندگی باشد.
اگر کسی به سرمایه عقلش توجه نکرد این سرمایه می سوزد و سخت زیان می کند. سرمایه تفکر و عقلانیت باید  درهمه اوقات و نظام های آموزشی پرورش داده شود که متاسفانه نظام های آموزشی کشور با فقدان تفکر و اندیشه مواجه است و یک چنین برنامه ی را در نظام آموزشی خود ندارد و همیشه کوشش می کند که بیشتر کتاب را بخواند نه یاد بگیرد.
در دین مقدس اسلام، یکساعت فکر کردن در امورات زندگی از هفتاد ساعت یا هفتاد سال عبادت بهتر است. انبوهی خوانی کی از آفات بزرگ نظام آموزشی در جامعه و اسلام است، باید علم سوزی نداشته باشیم و علم سازی داشته باشیم. باید عقل سوزی نداشته باشیم و عقل سازی داشته باشیم. قرآن و پیامبران بزرگ الهی آمدند تا جنبه عقل را رشد و پرورش دهدو تمام حوادث اسلام نیز از همین زاویه و برای رشد جنبه عقلانی بشر شکل گرفته است. سی هزار نفری که برای شهید نمودن فرزند پیامبر آمده بود همه در درون شان گرگها رشد پیدا کرده بود، جنبه عقلانیت شان مغلوب شده بود. آمده بودند که برای رضای خدا فرزند پیامبر را بکشد.
عقل نباشد، جان در عزاب است. پس در نتیجه یک جوان مسلمان و متعهد بر فرش راحت طلبی هیچ گاه نه نشسته و نخواهد نشست بلکه در صدد آن است تا جنبه ی عقلانیت خویش را رشد دهد.

۳/۲۳/۱۳۹۲

ویژگیهای یک نویسنده و نوشته خوب.



نویسندگان و قلم بدستان، پیش دستان و پیش آهنگان تمدن و فرهنگ در جامعه می باشد و درراس موضوعات مهم اجتماعی قرار دارند. نویسنده، کسی است که باید اهل رازو علم و درک باشد، از حسد ورزی، دزدی مطالب، قوم و نژاد پرستی دورباشد و باید مفکوره عالی ملی گرایی داشته باشد. نویسنده نباید از مقام و هنر خویش سوء استفاده نماید و از شانه های مردم به عنوان پلی برای رسیدن به اهداف شخصی خود کارگیرد. هدف از نویسندگی باید آگاهی مردم نسبت به موضوعات مهم اجتماعی و اقتصادی و تعلیمی باشد. اگر نویسنده و قلم بدست بخواهد که از راه قلم و نویسندگی به شهرت و سرمایه تنها دست یابد،  هیچ وقت در بین جامعه محبوب نخواهد شد و صاحب موقف اجتماعی و مردمی نمی گردد. باید انگیزه ملی و هدف عالی در وجود نویسنده پرورش داده شود.
نویسنده باید از موضوعات مهم جامعه به مردم اطلاع رسانی نماید و اذهان آنها را روشن سازد، وجود مردم را از تاریکی نجات دهد و به سوی رشد و ترقی سوق دهد. نویسنده باید همت مردم را بلند سازد و در دل مردم امید واری های نسبت به آینده ایجاد نماید. نویسنده خوب هیچگاه از امکانات دفتر و قلم خویش، به نفع شخصی خود کار نمی گیرد بلکه از آنها تا آخرین توان خویش برای پیش رفت کار،استفاده می کند. نویسنده خوب، رابطه های اجتماعی و سیاسی ملت را با مسؤولین و رهبران بر قرار می کند.
نویسنده باید قدرت تخیل و تحقیق را داشته باشد و دارای تحصیل عالی در رشته ادبیات باشد. مهمترین چیزی که نویسنده را در کارهایش موفق می سازد؛ هدف عالی است که نویسنده باید آن را داشته باشد.
وابستگی های بیش از اندازه حزبی و وقومی از موفقیت های نویسنده می کاهد و مقام دینی و اجتماعی وی را نابود می سازد.
تعداد کسانی که به عنوان نویسنده در جمع نویسندگان پا گذاشته اند، بی خبر از مسؤولیت های اجتماعی و اخلاقی نویسندگی که دارند بی باکانه دست به توهین و تحقیر رهبران و بزرگان می زند و هر از گاهی برای رسیدن به اهداف شخصی خود پهلو می گرداند. در قدم نخست باید آن روحیه نویسندگی را در خود رشد داد و بعد ادعای نویسندگی کرد.
ویژگیهای یک نوشته خوب
باید ساده و روان و قابل فهم برای افراد کم سواد تهیه شود و مختصر و مفید باشد تا افراد کم حوصله نیز بتواند از آن استفاده نماید. نویشته خوب می تواند به سوالات ذهنی مردم پاسخگو باشد و قناعت آنان را در مسائل بزرگ حاصل نماید.مطالب باید در خور اوضاع جامعه باشد و در رابطه به موضوعات جاری روز چیزهای را برای گفتن داشته باشد.
عفت وپاکی قلم ، وحدت موضوع ، استفاده منا سب ازصنایع ادبی، مراعات نکات دستوری ، مراعات قواعد علامه گزاری ونشانه گزاری ، نظم وترتیب ، توجه به مخاطب ، نقل درست وبه موقع ازمنابع ، مراعات اختصار و طویل ، پرهیز ازمقدمه چینی وقلم فرسای بی مورد ، پرهیز از واژه های بیگانه، املای درست کلمات و خوانا بودن خط ، از موارد اند که یک نوشته خوب آنرا دارا می باشد.
برای بهتر شدن مهارت نویسندگی باید زیاد خواند و زیاد نوشت. امادر افغانستان، ایجاد و فعالیت روزنامه ها و هفته نامه ها رو به افزایش است و هر روز به تعداد بالاتر از بیست شماره، از آدرس ها و تحت نام های مختلف در دفاتر خارجی و داخلی توضیع می گردد.
عدم هماهنگی مطالب و ضعف تحلیل های رسانه گران از موضوعات داخلی کشور و برخورد تبعیض گرایانه ی اکثر نویسنگان با رویکردهای مهم اجتماعی، مشکلات ویرایشی و نگاریشی، طولانی و سنگین بودن مطالب ، عدم ایجاد تنوع و عدم استفاده از راه های جذب مخاطبین مشکلات اساسی می باشد که در مطبوعات افغانستان دیده می شود و سبب بی توجهی مخاطبین با مطبوعات گردیده است. روز نامه ها و هفته نامه ها باید، ازراه های مختلف، تمثیلی، طنزی، کارکاتور، مسابقه، ورزش های مغزی و راه های که مردم بیشتر آنرا درک می کند و به هدف نویسنده آن پی می برد باید تهیه شود. متاسفانه مطالب که در رادیو ها و سایت های خبری و تحلیلی نشر می شود، روزنامه ها آنرا یک یا دو روز بعد و هفته نامه ها یک هفته بعد آن را نشر می کند که برای مخاطبین کاملا تکراری بوده و باعث ضیاع وقت و مصرف بیجا می گردد.
مشکل اساسی دیگر عدم مخاطب شناسی است که رسانه گران در نظر نمی گیرد و هدف اصلی خویش را اعلانات بازرگانی و بدست آوردن پول قرار می دهد.
محصلین و جوانانی که مخاطبین اصلی مطبوعات باید باشد به روزنامه و ماهنامه ها دست رسی ندارند و نمی تواند که به مبلغ پول های زیاد با روزنامه داران قرار داد نماید.
مشکل دیگری که مطبوعات با آن مواجه می باشد، نشر مطالب کپی شده از وبسایت های خبری می باشد که بدون هیچ تغییر و اصلاح گری در آن، آن مطالب را چندین روزنامه نشر می نماید.
باید قدرت و توانایی های ادبیات مردم افغانستان در مطبوعات تجلی پیدا نماید و مطالب که برای مردم نشر می شود از موضوعات مختلف ترکیب گردد.



۳/۱۸/۱۳۹۲

پاسخ گویی اسلام، به نیازمندی های اجتماعی



داود ناظری – کابل – 1392/3/18
بسم الله الرحمن الرحیم
دین مقدس اسلام، برای حل مشکلات اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی و فطری جامعه دستورات سازنده و عمیق دارد که اگر در مرحله عمل قرار داده شود، یقیناجامعه از نا بسامانیها نجات پیدا خواهد نمود.
دستورات اسلام برای انجام تکلیف انسانها متفاوت وضع گردیده است. اموری که انجام دادن آن از همه ضروری می باشد به عنوان واجبات و اموری که ترک آن خیلی ضروری می باشد به عنوان محرمات و مراحل بعدی انجام تکلیف تحت عنوان مستحبات – مکروهات و مباحات نامیده شده است.
در این مقاله به گوشه ای از مباحث  فقهی می پردازیم که شدیدا مورد نیاز رفتارهای اجتماعی انسانها می باشد و مراعات نمودن دستورات اسلام، زندگی خانوادگی و جامعه را از بروز هرگونه مشکلات اخلاقی و جدایی و بی عفتی مصؤن نگه میدارد.
بحث حدود، یکی از بحثهای خیلی مهم و جالب و حیاتی می باشد که در فقه اسلامی مورد بحث قرار گرفته و هر کدام با دلیل مطرح شده است.
تعریف: حدود جمع حد و در لغت به معنای منع آمده است. در اصطلاح، مجازات خاص اند که دین مقدس اسلام در برابر تخلفات اجتماعی و گناهان اشخاص و افراد وضع نموده است. ویا حد به برخی از مجازت بدنی گفته می شود که حاکم شرع به آن دستور می دهد. ا زنظر حنفیان: حد یعنی میزان آن مشخص و حق الله باشد. از نظر اهل سنت قصاص حق الناس است و به آن حد گفته نمی شود. واژه حد در قرآن نیز چهارده بار غالبا با تعبیر حدودالله، به کار ر فته که به عنوان اوامر و نواهی خداوند آمده است. در احادیث و منابع فقهی، ضمن تأکید بر اجرای حدود و فواید متعدد آن، گاه به حکمت تشریع احکام مربوط به حدود اشاره شده و از جمله دلایل اهتمام به اجرای حدود، پیشگیری از تعدی به ارکان جامعه و مصالح عمومی، یعنی حیثیت، بدن ، عقل و مال انسانها، ذکر شده است. همچنین گفته‌اند درد و ناراحتی جسمی ناشی از اجرای حد، موجب تقویت نیروی بازدارنده از گناه در مجرمان می‌شود. هدف از وضع حدود در جامعه، حفظ نظام اخلاقیات و رفتار های اجتماعی می باشد. مجرمان را از تکرار جرم باز می دارد و کسانی که می خواهد جرمی را در آینده انجام دهد، منصرف می کند. قبل از اسلام، حدود به معنای دست بریدن سارق و کشتن زانی نیز بکار می رفته. انواع حدود: سنگسار – تازیانه و سنگسار – به دار آویختن – بریدن انگشتان دست – تبعید – قتل – زیر دیوار نمودن و آتش زدن می باشد.
شرایط اثبات شدن حدود به طور معمول: 1 - چهار بار اقرار مرد عاقل، بالغ و ازاد مجرم می باشد. 2 – شهادت چهار نفر به صورت وحدت مکانی و زمانی البطه شاهدان باید چهار نفر مرد باشد، اما این شهادت به تناسب شدت حد می باشد مثلا برای قذف – مساحقه (لذت بردن از مالیدن اندام تناسلی) و قیاده(واسطه شدن بین دونفر خلاف کار)  و زنا و قتل متفاوت می باشد که از چهار نفر بیشتر و از دو نفر کمتر نیست. 3 – علم قاضی نیز جرم را ثابت می سازد.
حدود برای زانی(زنا کننده)
شخصی که به حیثیت و آبروی کسی تجاوز می کند و جامعه و محیط را برای خانواده های محترم نا امن می سازد، نسل پاک را به نسل نا پاک و معلوم الحال تبدیل می کند و بدون حلالیت دست به نقض قانون و حقوق انسانها می زند؛  دین مقدس اسلام برای چنین کسی جزاهای سختی را حتا کشتن را وضع نموده است تا کسی نتواند به ناموس و حیثیت شخصی دیگر دست درازی نماید.
مرد و زنی که هیچ گونه رابطه حلالیت جنسی باهمدیگر نداشته باشد(نه دایمی، نه موقت و نه ملکیت...) اگر با همدیگر نزدیکی کند و برای حاکم شرع ثابت شود برای هردو طرف حد جاری می شود.
کسی که عاقل و یا عاقله است، به حرمت و عقوبت عمل زشت زنا آگاهی دارد، با اختیار خود این عمل را انجام داده باشد و هم چنان دارای عقل باشد بالای آنها با تناسب اندازه شدت گناه حد جاری می شود. کسی که جوان است یا دختری جوانی که هردو تا هنوز دارای خانم و یا شوهر نبوده اگر دست به این عمل بزند برای شان صد تازیانه حد زده می شود. و مرد باید برای یکسال از شهر خودش تبعید شود و سرش هم تراشیده شود.
اگر محصن باشد( هردو دارای همسر باشد و صبح و شام بدون کدام مانعی به همدیگر دست رسی داشته باشد وامکان نزدیکی کردن هم وجود داشته باشد) حد شان سنگسار نمودن است و باید سنگسار شود.
اما اگر دو طرف پیر مرد و پیر زن باشد اول باید تازیان زد و بعد سنگسار نمود. برای مملوک و مملوکه پنجا تازیانه حد تعیین شده است. حد مبعض برای کسانی است که مملوک و مملوکه می باشد و نصفی آنان خریده شده است. کسانیکه در مساجد، اماکن مقدس و یا روزهای بزرگ زنا را انجام می دهد هم حد زده می شود و هم تعزیر یعنی آنچه را که حاکم شرع مصلحت می داند. اما کسی که مریض است و دست به عمل زشت زده است باید با تناسب حالش حد زده شود که درد آور و اذیت کننده باشد. اگر دختری بدون شوهر حامله شود، در اسلام برای او حد زنا ثابت نمی شود مگر اینکه خودش چهار بار به زنا اقرار کند و یا چهار نفر عادل شهادت بدهد. در صورت ثابت شدن حد زنا، تا متولد شدن نوزاد حد به تاخیر انداخته می شود.
اگر در جامعه اسلامی و انسانی این حدود اجرا شود و در محضر عموم مردم اجراشود، حتما آمار خشونت و تجاوز ها کاهش پیدا می کند و زنان و خانواده ها می تواند با خاطر آرام و مصؤن در بیرون از خانه کار نماید.
اگر شخصی با انگشت خود حیثیت و آبروی دختری را از بین می برد او را افضا می کند، در اسلام حد مخصوصی برای وی وضع شده است یعنی باید مهرالمثل(مهریه معمولی) دختر را پرداخت نماید و تازیانه زده شود، چون خشونت بزرگی را علیه یک انسان مرتکب شده است.
جوامع انسانی و اسلامی دچار انحرافات مختلف و متعدد هست که جامعه  را نا امن ساخته و باعث عقب ماندن و دور افتادن از مهد تمدن گردیده است. یکی از عمل های بسیار ناروا و غیر انسانی که رواج دارد، عمل جمع شدن دو مرد بین همدیگر می باشد که به ارضاع جنسی می رسد از هر طریق که باشد. دین اسلام برای چنین افرادی نیز حدود مشخص را وضع نموده است. در شرع مقدس اسلام حکم داده شده است که اگر شخصی پسری را از روی شهوت جنسی ببوسد ویا زیر لحاف به طور برهنه خوابیده باشد، برای آنان تعزیر است ولی به اندازه حد زنا نمی رسد.
ثابت شدن لواط نیز به چهار بار اقرار نمودن و یا شهادت چهار نفر می باشد. در صورت که اثبات شود که مقدار معینه دخول صورت گرفته است لواط محسوب می شود. حد مجرم قتل، در میان آتش انداختن، سنگسار و خراب نمودن دیوار بالای مجرم می باشد. و یا اورا دست وپا بسته از کوه بلند پرتاب نماید. دو مجازات نیز برای یک فرد قابل جمع هست و باید یکی از این مجازات آتش زدن باشد.
برای طفل نا بالغ حد جاری نمی شود بلکه تعزیر و تادیب می شود.
یکی دیگر از اعمال ناشایسته و مغایر با ارزشهای انسانی و همراه با ضررهای جسمی و روحی ؛ سحق یا مالیدن اندام جنسی و تناسلی زنان می باشد که دو زن با همدیگر عمل سحق را انجام می دهد باید حد زده شود.
این عمل پیش حاکم شرع از راه شهادت چهار نفر و اقرار دوبار مجرمین ثابت می شود. حد سحق برای هردو طرف 100 تازیانه می باشد. این عمل زنان به زنای اکبر نیز گفته می شود. اگر بار چهارم این عمل را زنان انجام دهد حد شان کشتن است. اگر دو خانم در زیر لحاف به صورت غیر معمولی یابیده شود؛ تعزیر می شود. اگر زنی شوهر دار با دختر مساحقه کند و آن دختر افضا شود و حامله دار شود؛ زن باید مهر المثل بپردازد و نوزاد مال شوهری زن سحق کننده می باشد در اینجا برای زن حد نیز جاری می شود.
قیاده( واسطه شدن بین دو شخص نا محرم برای به وجود آمدن عمل زشت زنا، لواط، سحق و ...)
کسی که واسطه می شود تا دو نفر دیگر با همدیگر عمل شنیع را انجام دهد قاید گفته می شود و از نظر دین مقدس اسلام موجب حد شناخته می شود. این عمل توسط دوبار اقرار نمودن و دو نفر شاهد اثبات می شود، مجازات برای قاید هفتاد تازیانه می باشد.
قذف:
قذف عبارت است نسبت دادن زنا یا لواط به شخص مسلمان و بی گناه دیگر. متهم نمودن شخص عفیف اعم از زن و مرد به موجب آیه چهارم سوره ی نور، هشتاد تازیانه زده می شود. مصادق قذف زیاد است و از جمله: پدری نسبت به فرزند و شوهر نسبت به خانمش نسبت بدی را بدهد و و توهین نماید بگوید که تو فرزند من نیستی و یا به خانمش بگوید که تو باکره نبودی و یا به اعمال زشت نسبت دهد بالای مرد حد قذف جاری می شود. لفظهای بی مورد و توهین آمیز مانند گفتن کشخان(کسی که بین خواهر خود و مرد بیگانه واسطه می شود) دیوث( کسی که بالای زن خود مرد بیگانه را می اورد) قرنان (کسی که بین دختر خود و مرد بیگانه واسطه می شود) اگر این نسبت ها را در جامعه به کسی بدهیم و از معنایش آگاهی داشته باشیم، بالای گوینده حد جاری میشود. اگر جمعی بگوید در مقابل هرکدام حد زده می شود ویا یک جمله را برای تعدادی بگوید هم همین حکم را دار می باشد. در مجموع هر کلمه و حرفی که باعث اذیت دیگران و آبرو رفتن کسی شود، برای شخص گوینده و فحش دهنده حد جاری می شود.
شرایط مقذوف و قاذف: الف: باید بالغ باشد – ب – باید عاقل باشد – ج – آزاد باشد و اختیار داشته باشد – د – اسلام و عفیف باشد.
مواردی که حد قذف ساقط می شود:
1 – مقذوف یاکسی که توهین شده تصدیق نماید که نسبت های داده شده نسبت به او صحیح می باشد.
2 – بیینه اقامه شود و چهار مرد عادل شهادت بدهد.
3 – بین زن و مرد آیه ملاعنه جاری شود.
4 – مقذوف یا قانون مردم قاذف را عفو نماید.
در نتیجه: در جامعه اسلامی همه مردم و طبقات مختلف اعم از زنان و مردان همه گی در آرامش خاطر، مصؤونیت مالی و جانی زندگی می کند و هیچ گاه اموال و ناموس انسانها در خطر قرار نمی گییرد. بشرطی که جامعه واقعا مسلمان باشد و پیرو احکام و دستورات اسلام باشد. اما آن چه که محیط را نا امن ساخته و مسلمانان عقب مانده است دور شدن از دستورات اسلام و اوج گرفتن فحشا و منکرات است. هیچ قانونی و هیچ ارگانی نمی تواند ادعا کند که قانونی جامع تر از قانون اسلام وجود دارد وباید طبق حال اقتصادی و اجتماعی مردم وضع شود. اسلام جامع ترین دستور زندگی را دارا می باشد و در کوچک ترین مسئله برای هر شخص دستور دارد.
به امید موفقیت و کامیابی شما