3/06/2012

خدا مزاری را برای آن آفریده است که کرامت به غارت برده شما را از فرعون های زمانه باز پس بگیرد


درست هفده سال پیش در چنین هنگامه های سوز وسرمای زمستانی بود که بلوغ شهادت بشکوفه نشست ،گل سرخ باغ ایمان ،یگانه مرد از جنس باران وشبنم، با دیگرمردانی از تبار نور ،راه آسمان در پیش گرفتند وبال پرواز گشودند وتا معراج شهادت عروج کردند که در سدرة المنتهی وصال آشیان گزینند ،نماز حضور بخوانند ،شراب لبان یار نوشند ،خمار چشم نگار گردند ،چنگ درزلف دلدار زنند ،آستین افشانند ،مقام فنا یابند وباقی به بقای غمزه لیلی ی خویش باشند.
آری سخن از مزاری است از همان مزاریی که گاه چنان خشین وعبوس بود که حتی شیر هم جرئت نگاه به چشمان آبی او را نداشت واز رو برو شدن با او ابا می ورزید
ولی همین مزاری گاه دیگر چنان پرعاطفه و مهربان می شد که پیر مرد قامت خمیده هزاره را در آغوش می کشید وگرم می بوسید،جانش را چنان گرما می بخشید که در زمستان چهل درجه زیر صفرغرب کابل، باغ جانش پراز شکوفه ی باور به خویشتن خویش می شد وبهار انسانیت خود را بی خزان می دید:
آن راکه برلوح دل نقشی زمحبت نیست
دوستان عزیز پدر پیر شما 17 سال پیش بر براق شهادت سوار شد وبه تمام وعده هایش وفا کرد چندین روز تابوتش روی شانه ای شما بود وبه دیدار معشوق همیشه گی اش شتافت.
 
مزاری، چوکی قدرت را بر این کفش های پرپینه شما ترجیح می داد  مزاری را خدا نیا فریده است که برشما فخر فروشد، خدا مزاری را برای آن آفریده است که کرامت به غارت برده شما را از فرعون های زمانه باز پس بگیرد.
چون او مردی مردستان بود نه از این خاکستان که ریشه در خاک داشت وسر بر افلاک می سایید وجان رهیده ازخاک داشت. چون جان دیگر داشت جهانش نیز جهان دیگر بود:
آدمی درعالم خاکی نمی آید بدست
عالمی دیگر بباید ساخت ازنو آدمی

مزاری وقتی بود که کسی نمی دید وقتی می گفت که کسی نمی شنید ا ولی وقتی دیدیم که نبود ووقتی شنیدم که رفته بود ونگفت.
استاد شهید با چهره تابناک خویش درآسمان تقوا ، شجاعت ، علم ، دلسوزی ودست گیری ازمظلومان به خوبی درخشید 
استد شهید درملک دلها حکومت کرد وتا نسلهای این وطن حکومت می کند مزاری برای احقاق حقوق مردم ستم دیده وزیر پاشده ی افغانستان جهاد وایستاده گی میکرد تا اینکه قبای سرخ شهادت را به تن نمود وبه دیدار معشوق همیشه گی وابدی خویش شتافت.
17 سال پیش پدر بزرگوار ودلسوز ملت ما افغانستان عزیز با لبخند بروی تبر داعی شهادت را لبیک گفت .
17 سال پیش تیشه بیداد ستم گلی را ازباغ شجاعت ودلسوزی ودرعین حال ساده زیستی مجاهدین افغانستان قطع نمود.
اندیشه استاد شهید درمورد آینده این کشور کاملا عمیق بوده وراهش هرچه که برای دشمنان سنگین است ولی برای ملت پارچه پارچه افغانستان راه گشای مسائل مهم سیاسی ، اجتماعی و وحدت ویکپارچگی است.
استاد مزاری درزمان حیات خویش با مشتهای علم شده در مقابل متجاوزین ومزدوران اجنبی دلهای تاریک شب را می شکافت وبه سرعت اهداف والای خویش را تبیین می کرد واز حق ریسمان بدوشان جامعه به شدت دفاع می کرد.
استاد مزاری با نعره های بزرگ الله اکبر پا به میدان مبارزه با تبعیض وقوم پرستی گذاشت ومی گفت که تا مسئله امتیاز طلبی درافغانستان ازبین نرود مشکلات افغانستان حل نمی شود.
تا اینکه دربیست دوم حوت 1374 درمقابل تبرهای تیز ، با گلوی خود نعره الله اکبر کشید وملت خویش را مبرور ومغرور وسربلند درتاریخ ثبت نمود.
ازاین روز ما به عنوان تلخ ترین حادثه تاریخی درکشور یاد آوری میکنیم که خورشید فروزان عدالت وبنیانگزاروحدت ملیتها وجنبیش عدالت خواهی درسیاه ترین شامگاه غربت درغرب کابل به خون آرمید وقشون مزدور وبیگانه وخونخواردشمن برمرگ آزادی ،وحدت وانسانیت برکرسی شادمانی نشست.
اکنون ملت سرافراز افغانستان ، باقافله سالار عشق وایمان ویاور مظلومان تاریخ با آرمانهای بلند اسلامی وانسانی استاد مزاری تجدید پیمان می کند .
روحش وروح تمام شهدای افغانستان شاد وگرامی باد
داود ناظری - 17 حوت 1390 کابل

قضیه والی سرپل"سییداعلی رحمتی" چگونه بوده؟

یکی از دوستان نزدیک آقای رحمتی والی سرپل ازقضیه که چند وقت پیش رخ دادصحبت کرد، ایشانهم یکی از متنفذین قومی ونزدیکان رحمتی است برایم گفت که پسرکاکا یابرادری آقای رحمتی که دقیق دریادم نمانده بنام سجادی به حیث بادیگارد آقای رحمتی بوده ویک روز می خواسته که به کدام جا برود یکی ازدوستانش سر راهش سبز می کند که بیا خانه ما چای بخور ، وقتیکه بادی گارد آقای رحمتی چای خوردن می رود ، صاحب خانه که زنش دربین مردم منطقه ودر سرپل بدنام بوده وهمه اورا به بدنامی وفاحشه گری می شناخته . زمانیکه سجادی بادی گارد رحمتی داخل خانه می شود شوهر زن از خانه بیرون می شود سجادی می ماند وهمان زن ، بعد از 10 دقیقه امنیت ملی ونیروهای پولیس خانه را محاصره می کند وسجادی را همرای همان زن دست بند می زند وبه زندان می برد.
وقتیکه آقای رحمتی اظهارنظر می کند می گوید شما قوم خود تان دزد هستید وزنهایتان فاحشه است .
به همین خاطر مردم در حدود چهار هزار نفر تظاهرات می کند وحتی داخل دفتر والی شده وخود والی از دریچه برون می شود وازدیوار حولی بیرون خودش را پرتاب می کند که دستش هم می شکند وبه پولیس پناه می آورد، دفتر والی صاحب را خراب می کند وبالای میز والی نجاست می کند وتمام شیشه ها وپنجره هارا می شکند دوست آقای رحمتی صحبت می کرد که در حدود 20 روز دکانها همه بسته بود در شهر همه مظاهره گرها بود.
درحال حاظر آقای رحمتی دور ازوظیفه زندگی می کند ومعاون ولایت سرپرستی ولایت سر پل را بدوش دارد.
وی گفت که مهمان رحمتی شده بودم دریک ساختمان زندگی می کرد که در یک ماه نود هزار افغانی کرایه پرداخت می کرد.

چـه جـشن عــروسی گیـــــرم بـرایت ای وصال سبز

دلم پـر میـزنـد هـــــردم در این فـکر و خـیال سبز


کـه تو کی میشوی راضی؟ سرت اندازم شـال سبز


تمــام شـهر روشن میـشود از نــور رخـــــسارت


چـه زینـتی بـه تـو داده خدا! ای خوش جـمال سبز


سـرت ای گل شـدم عـــــاشق خیالم مثل پروانست


الاهی تـا کـه دنیـــــا اســت تو باشی نو نهال سبز


دلم خــــیز مـیزند هــردم زبـاغـت مـیوه یی چیـنم


فـدایی لـحظه یی دســــتم رسـد به سـیب کال سبز


بــه هنـگامی بخـواب بـاشی زنم بـوسـه ز لبـهایت


چـقس بـاشـد شـیرین طعم لـبت ای خرده سال سبز


وقـتی بیـدار شوی از خواب مرا گویی که همدم شو


چـه جـشن عــروسی گیـــــرم بـرایت ای "وصال" سبز

3/05/2012

نهاد های فرهنگی درافغانسان



درده سال اخیر رشد نهاد های فرهنگی درافغانستان از لحاظ کمیت خوب بوده وحتی دردورترین نقطه افغانستان هم می توان جای پای رسانه ها ومطبوعات را پیدا کرد.
دربین این رسانه ها ونهاد های فرهنگی سطحی کار وبرنامه های فرهنگی فرق می کند که از متفاوت بودن خیلی زیاد داشتن سابقه کاری ومحیط جغرافیای ودنباله رویک سیاست خاص می توان نام برد.
برخی این نهاد ها تازه قدم به میدان گذارده اند تا حضور بخشی از مردم وفرهنگرا درجامعه پررنگ نماید.
با همه پیشرفتها در عرصه نهاد های فرهنگی درافغانستان هنوز هم پیشرفت وتاثیر گذاری خوب دراین عرصه دیده نمی شود که این مسئله ناشی از موانع وچالشهای است که سر راه رسانه ها قرار گرفته است .
  چالشها وموانع که بشتر در قسمت کاری رسانه ها محسوس است عبارت است از:
 1 – سیاست زدگی
بیشتر رسانه ها ونها د های فرهنگی حتی ژورنالستان در افغانستان بجای اینکه به رشت وترقی ادبیات فرک کند وکار نماید سراغ چوکی وسیاست است. واز سوی دیگر اکثر مسئولین رسانه درافغانستان به گروه وحزب پیوند دارد.
2 – عدم استقلالیت
نهاد های فرهنگی که از سوی افرد وگروه ها واحزاب تمویل می شود اصلا استقلالیت ندارد به آن اندازه که بتواند برای فرهنگ وادبیات کار نماید.
و وابستگی های قومی ومحیطی وجغرافیای تاثیر گزار می باشد .
3 – پشتوانه مالی
هیچ یک ازاین نهاد ها ازپشتوانه مالی خوب برخوردار نیست بلکه وابسته به یک جیب می باشد گاهی سر به این خانه وگاهی سر به آن خانه می زند، تا شاید منابع رابرای درآمد خویش پیدا کند وازسوی دیگر کسانیکه چنین نها دهای را کمک مالی می کند اصلا توجه به بخشهای فرهنگی نمی کند بلکه اهداف شخصی خویش را درنظردارد.
4 – وابستگی های قومی وزبانی
مزهب گرای وقوم گرای باعث شده است تا فعالیتهای نها دهای فرهنگی ما در چهار چوب محدود فعالیت نماید.
وهمین برنامه وعمل نهاد ها باعث شده است تا هویت فرهنگی مارا تکه تکه نماید.

نتایج انتخابات امروز مجلیس نمایند گان

محمد ویس برمک - وزارت انکشاف دهات
رای تایید:212
رای سفید:9
رای باطل:5
رای رد:
**************
اسماعیل خان - وزارت انرژی و آب
رای تایید:173
رای سفید:19
رای باطل:11
رای رد:35
**************
نجیب الله اوژن - وزارت فواید عامه
رای تایید:206
رای سفید:12
رای باطل:4
رای رد:17
*************
عبیدالله عبید کاندید وزارت تحصیلات عالی
رای تایید:196
رای سفید:13
رای باطل:4
رای رد:22
گزارش ازخیرالله رسولی


3/02/2012

استاد مزاری درمراحل:هجرت،جهاد،شهادت واحیاگری


خلاصه ی درمورد استاد شهید مزاری(ر)
سلام برآن سرخ جامه ای پاک دل که برای مردم خویش یک عمر بی ریا خون دل خورد و سرانجام قبای سرخ شهادت را در راه احقاق حق مردم خود با افتخار برتن نمود.
عملکرد، رفتار و آداب زندگی این چهره موفق تاریخی، تاریخ مارا دگر گون کرد.
ستم ، انحصار طلبی ، امتیاز طلبی را محکوم کرد و ازحلق خلق که نادیده گرفته شده بود سخن گفت.
اونه تنها وجدان سیاسی بلکه وجدان عاطفی هرانسان را درکشور ما مورد سوال قرار داد.
مزایای این سوال را مطرح کرد که آیا در روی زمین باید طبقه ی از انسانها حق زندگی کردن را دارد یانه؟ آیا ازکرامتهای انسانی برخوردارباید باشد یانه؟
این چهره تاریخی ازتاریخی یاد کرد که درآن انسانهای مظلوم وطبقه خاص زیر ساطورستم تکه تکه و به بردگی گرفته شده بود.
او ازچشمان سخن گفت که از حدقه ها بیرون آمدند وزیب دسترخان حاکمان مستبید وجبار شده اند.
او ازبرده های یاد می کرد و حامی کسانی بود که ازافغانستان تا هند و چین به فروش می رسید.
او بردگی و غلامی انسانها را درمقابل پول وظلم محکوم کرد به ستم طعنه زد و ازکله های سخن گفت که دیوار های شهر باآنها آبادمی شد و در پایه های منار زمین به جای سنگ دفن می گردید و به اندازه سنگ ارزش نداشت.
او از انسانهای سخن گفت که توسط دژخیمان – ظالمان و دنیا طلبان به مغاره های کوه رانده شده بود تاصدهاسال ازتمدن و فرهنگ دور باشد با آن نا آشنا شود.
اینشخص نقطه اتصال تاریخ است (مزاری بزرگ)
 مزاری عصاره از فضایل بود که داشتن آن فضایل در شخصیتهای افغانستانی با شرایط عمومی تربیت در کشور  امتیاز برجسته ی است، که مدعیان آن فاقد چنین اوصاف اند.
 در حقیقت استاد شهید مزاری  فرزند قرآن بود،  حیات او را عناصر فضیلت قرانی تشکیل می داد ، شاکله عمل او هم قرانی بود ، او موسی قوم هزاره بود که می خواست هزاره را ازشر فرعونها نجات  دهد او تنها عناصر انسانی بود که فرعون نفس را در بند کشیده بود؛  او مهاجری از سیئات بود و لی در عین حال او یک مها جر در کسب  علم  و مبارزخستگی ناپذیر در برابر  طاغوت  و تاریکی و ظلمت  بود، برای به دست آوردن سرزمین خورشید سالها دوری از وطن را تجربه کرده بود.
  هجرت.
استاد شهید یکی ازمصداق تاریخی هجرت و مهاجرت بود ، این ارزشهای اسلامی و انسانی جزء طبیعت ثانوی استاد شهید در آمده بود،  و همین خصلت بود که اراده و قدرت تصمیم استاد را تقویت کرده ، استاد در این سیرو سلوک به بصیرتی دست یافته بود، عناصر خدمت گذار و خاین را به خوبی تشخیص می داد. 
  جهاد.
استاد شهید فرزند جد و جهد و کوشش و دهاتی زاده بود که همیشه از آبله دست پدر نان خورده ، و از لقمه حلال با کد یمین  بزرگ شده بود. چون پدرش مکنتی اندکی داشت  ، او هرگز  از شهریه استفاده نکرد، که در قم و نجف معمول بود.   گروه خونی او در حقیقت با جهاد و اجتهاد  و کوشش و جدیت  گره خورده بود،  او از ابتدا که در قریه با پدرش کار می کرد و هم درس می خواند ، او با جدیت  تمام کار ها را در موقع انجام می داد. زمان شناسی بود که فرصتها را شکار می کرد، از همین رو  درآوان جوانی به میدان مبارزه آمد و پرچم عدالت خواهی را به دوش کشید . حتی در خدمت عسکری به جرم  آزادی خواهی  مورد سرزنش حکام جور قرار گرفت . او درجوانی  از همگامان  شهید بلخی و از مشاوران  ارشد آن بزرگوار به شمار می آمد.  او در واقع یکی ازمصداق علمی مجاهد  و جهاد در راه خدا بود که خدا  در قرآ نش چنین عناصر  بر دیگران  فضیلت  داده است.
شهادت.
 شهید وشهادت در فرهنگ انسانی مقدس و مقام ارجمند است چه آنان که  اعتقاد به رستاخیز دارند و چه کسانی حیات انسانی  در همین دنیا خاتمه یافته می دانند، ولی شهیدان را زنده می دانند و شهید و مقام شهادت را گرامی، می دارند. همواره با یاد و بود  خاطره شهیدان را زنده نگاه می دارند. ولی در فرهنگ قرآن شهید  در این جهان و جهان دیگر  مقام ویژه  دارند که جزء شهدا دیگران به آن مقام نمی رسند.
احیا گر.
 شهید مزاری در حقیقت احیا گر فضایل وارزشهای دینی وانسانی و محصول عقلانی بشری در جامعه بود
 در عرف حیات کسانی از عدالت و آزادی محرومند در حقیقت مرده گان  هستند که روزی زندگان را می خورند.  به همین دلیل کسانی در جهت  بازگرداندن عدالت و آزادی و کرامت انسانی  در جامعه تلاش می کنند ، جزء احیا گران یاد می شوند . استاد شهید برای اقوام محروم کشور احیا گر است  و به اقوام محروم کشور حیات سیاسی تازه داد . او به میزان هزاره ها  به ازبکها خدمات ارائه کرد. مزاری خواهان عدالت در توزیع قدرت و صلاحیت و  توزیع فرصت و ثروت در جامعه افغانستان بود او برادری وبرابری را به معنای واقع کلمه می خواست. 

داود ناظری
کابل - 1390