۱۲/۲۰/۱۳۸۹
طالبان با کوشش جمع مقام دولتی تونلی ساخت ز زندان قندهار آمد بیرون
شمه از گوشه های زندگی استادمزاری وتصاویرتشییع جنازه استاد را مشاهیده می کنید:
دوستان امروز سرگم كرده ام
رهبر پير و پدر گم كرده ام
از آنجايي كه مزاري جان خود را وقف آرمانهاي ملّي و هموطنان خود نموده بود، همواره تلاش مي نمود تا مصيبت را از مردم دور نگه دارد. سر انجام در همين راستا، جهت مذاکره با جنايتکاران طالب که آنروزها در هيئت ملا يک با قرآن خدا به سراغ خلق خدا پيش مي آمدند، با انگشت شماري از ياران و فرماندهان روزهاي خطر و ضررش همچون شهيد ابوذر غزنوي، ابراهيمي بهسودي، سيد علي علوي مزاري، جانمحمد ترکمني، و... رهسپار چهار آسياب شد که طالبان تروريست فرصت طلب، بر خلاف رسم انسانيت و فرهنگ ديرينه و پر پيشنهء افغانيت؛ با اشاره باداران برون مرزي خويش، او وياران باوفايش را به اسارت گرفتند و در 22 حوت 1373 در بد ترين شکنجه ها، وحشيانه و عجولانه به شهادت رساندند و آنگاه با هراس از عواقب آن، براي توجيه روسياهي اين عمل ننگين و شرم آور، پيکرهاي پاک و پاره پارهء آنها را در هليکوپتري گذاشتند و در نزديکي هاي غزني با صحنه سازي و فريبکاري، بر زمين خواباندند وشهيد مزاري و يارانش را به درگيري در درون هليکوپتر، متهم کردند.
پيكر پاك پلنگ پير و پر غرور پامير جهاد و مقاومت ميهن كه در کمينگاه حيله و نيرنگ غداران و تبهکاران، با دست و پاي بسته تيرباران شد، در طولاني ترين تشييع تاريخ، از غزني تا بهسود، تا باميان و تا يکاولنگ، صدها کيلومتر، روي دوش مردم داغدار و عزادارش، قريه به قريه از دل درياي بهمن و برف، در شطي از ماتم و الم، پياده حمل شد و از آنجا به بلخ انتقال يافت و سرانجام به تاريخ 7/1/1374 بعد از چهارده روز از شهادتش، در دنيايي از اشک و اندوه، با حضور ده ها هزار انسان حق طلب و عدالتخواه جهان، در شهر مزار شريف، آغشته با عطر خون و شکفته در ستاره هاي زخم، در سينهء چاک وطن و ميهن محبوبش، دفن شد تا در خاک آن تجزيه شود، با سبزه و گياه درآميزد، سرخگل گردد و بهار ذهن و زندگي مردمش را از عطر عشق، از شعر غرور و از شکوه آزادي سرشار کند و با آب و آيينه و آفتاب الفت و آشنايي ببخشد.
**
استاد شهيد عبدالعلي مزاري؛ در لحظه شهادت به پيشواز چهل و هشتمين بهار عمر شريف و شکوفايش، رنجيده از اغيار زشتخوي زمين، وصل دلدار زيبا رو و پر هياهوي آسمان را برگزيد و با شهادتي که آرزوي دل و زيبندهء روح و شايستهء شخصيت شکوهمند وارجمندش بود، رخشان و خونفشان به خدا پيوست و همچون آفتاب، در افقهاي بلند شهادت، کسوف خون گزيد و مصداق: \"رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه\" گشت و به آرزوي ديرينه اش رسيد.سرفرازی ازامتحان خون وپیروزی تن برطبر:

آزمون سرخ خون که سالهااین شیر مرد را مورد امتحان قرار داده بود استاد با جازبه های بلند اخلاقی وتقوا باجهات ومقاومت برای نجات دین وملت ، سرافراز آبرومند خط کامیابی وتقدیر دوست را ازآن خود کرد.
استاد درمدت کوتاه که در جامعه دربخش های مختلیف حضور پیدا کرد ، درجان وروان مردم اعم از پیرجوان ، زن ومرد جای پیدا کرد.
وسرانجام استاد با آرمان های بلند ومعجزه آمیز خود ، باشهادت مظلومانه دراسارت طالیب وتروریزم ، مزدوران اجنبی وبیگانه ، به اسطوره جاری وجاویدان تاریخ مردم خود تبدیل گردید.
درگذشت استاد عزیز ورهبرفرزانه مان را ویاران با وفایش را خدمت تمام شما عزیزان تسلیت عرض میکنم وامیدوارم که از رهروان راستین قهرمان تاریخ خود باشید .
۱۲/۱۹/۱۳۸۹
هفته عدالت ، هفته امید واری ودرس.

دریایی ها
مگذار که لشــــــکر به کمین افتدد باز
گُرد دگری زصـــــــدر زین افتد باز
سخت است اگرچه مــــرگ رهبر،اما
مگذار که پرچـــم به زمـــــین افتد باز
او دعوت زنـــجیر گسستن می کـــرد
فریاد زبند ظلم، رســــــــتن مـــی کرد
بتهای زر و زور، زبون می گشتند
هرگاه که قصد بت شکستن می کرد
بعد تو کجاست غمـــــــگسار دگری
سرقافله ای،طــــلایه دار دگـــــــری
صد سال دیگرصبرکن ایدل! که رسد
شاید که علی و ذوالفــــــقار دگـــری
با خصم بگویید که دریا، دریـــاست
امواج هزاره تا ابد طوفان زاست
زنده است هزاره تا عدالت زنده است
یک سنگر اگر رفت علم پا برجاست
۱۲/۱۱/۱۳۸۹
روزهای را که آرزودارم برگردم:

می خواهم به گذشته برگردم ،
به زمانی که معصومیت فطری بود نه ظاهری
به هنگامی که فقط پدر قهرمان بود، نه دپ ها و تام ها
به هنگامی که عشق را در آغوش مادر می یافتیم نه در آغوش دوست دختر یا پسر
به وقتی که شانه های پدر بالاترین جایگاه بر روی زمین بود نه نام و عنوان ما
به هنگامی که بدترین دشمنان همشیرگان بودند نه رئیس ها
به وقتی که دردناکترین حادثه زانوهای خونین بود نه اشکهایی که از گونه تان سرازیر می شوند
به زمانی که تنها چیزی که می شکست اسباب بازی بود نه قلب های رو به زوال
و به زمانی که خداحافظی ها فقط تا فردا ادامه می یافت نه تا سالها و سالها
زندگی خیلی تغییر کرده و مردم نیز
اما مسئله این است که نمی خواهیم آن را بپذیریم...
I Want To Go Back To The Time
When INNOCENCE Was NATURAL
Not FAKE
When DAD Was The Only HERO
Not DEPP Or TOM
When LOVE Was MOM HUG
Not The GIRL/ BOY-FRIEND
When DAD"S SHOULDER Was The HIGHEST PLACE On The Earth
Not Your DESIGNATION
When Your WORST ENEMIES Were Your SIBLINGS
Not Your MANAGER
When The Only Thing That Could HURT Were BLEEDING KNEES
Not The TEARS Falling Down Your Cheeks
When The Only Things BROKEN Were TOYS
Not The DYING HEARTS
And When GOOD-BYES Meant TILL TOMORROW
Not For YEARS & YEARS
Life Has Changed A Lot . And The People Too
But The Thing Is That We Dont Want To Accept It
۱۲/۱۰/۱۳۸۹
تحلیل وتبیین اندیشه های استاد شهید(مزاری) برای جامعه امروز ضروری است:
دراین سمینارکه فرهنگیان ودانشمندان حضور دارد اندیشه استاد شهید را تحلیل وتبیین میکند ، تا از اندیشه های سازنده ومورد نیاز جامعه که استاد شهید داشت گرامی داشت به عمل آید واز سوی دیگر راه گشای باشد برای حل مشکلات جامعه .
از سالروز شهادت استاد شهید همه ساله درافغانستان مخصوصآ درولایت بامیان تجلیل به عمل می آید.
فرهاد عظیمی وکیل مردم ولایت بلخ ، معاوین منشی دوم انتخاب شد.
۱۲/۰۹/۱۳۸۹
۱۲/۰۸/۱۳۸۹
رییس مجلیس نمایندگان انتخاب شد:
۱۱/۲۹/۱۳۸۹
فرهنگ وهویت ملی ما قربانی اعلانات تجارتی وبازر گانی می شود:

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان با انتشار اعلامیه ای که از تلویزیون دولتی این کشور پخش شد، از تمامی رسانه های تصویری افغانی خواست که از پخش " تصاویر مغایر ارزشهای دینی، فرهنگی و سنتی افغان ها" خود داری کنند.
به گفته آقای رهین از رسانه های تصویری خواسته که مردم با مراجعه وتماس مکرر از این وزارت خواسته تا ا زنشر تصاویر ضد عقایید اسلامی ومغاییر فرهنگ افغانی جلوگیری کند.آقای رهین تاکید کرد که آنچه وزارت اطلاعات و فرهنگ از رسانه های تصویری خواسته است، در واقع خواست شماری قابل ملاحظه ای از مردم افغانستان است و هیچ ربطی به آزادی بیان، آزادی فکر و آزادی رسانه ها ندارد.
به نظر می رسد هدف وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، بیشتر سریالهایی خارجی دبله شده است که بیشترشان هندی است و شمار آنها در تلویزیونهای خصوصی افغانستان اندک نیست.
افزون بر سریالهای هندی سریالهای تلویزیونی کره ای و غربی نیز از تلویزیونهای افغانستان پخش می شوند که موضوعاتی چون عشق، خیانت، ازدواج و طلاق موضوعات اصلی آنها است.
پخش سریالهای خارجی از تلویزیون های خصوصی و شبکه های کابلی افغانستان باز هم مسئله ساز شده است.
وزارت اطلاعات و فرهنگ از تمامی رسانه های این کشور خواسته است از پخش آنچه این وزارت مغایر ارزشهای اسلامی، فرهنگی و سنتی افغانها می خواند، دست بردارند.
بیشتر تلویزیون های خصوصی در افغانستان، متکی به درآمدهایی هستند که از طریق پخش آگهی های تجاری به دست می آورند. و پخش سریالهای خارجی و دیگر برنامه های سرگرم کننده، ساده ترین راه جذب مخاطبان بیشتر و در نتیجه سود مالی بیشتر برای آنها است.
وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید اجازه نمی دهد ارزشهای دینی و فرهنگی کشورش در بازار رقابت های تجاری رسانه های تصویری حراج شود.
اما صدیق الله توحیدی مسوول نهاد غیر دولتی دیده بان رسانه های افغانستان می گوید خواست وزات فرهنگ از رسانه ها، اولا کلی است که خود سبب نگرانی بزرگ و خود سانسوری جدی در میان رسانه ها خواهد شد و ثانیا این اقدامات، بازتاب دهنده جریاناتی است که به گفته او حکومت افغانستان می خواهد، نیروهای رادیکال و بنیادگرای مخالف خود را، راضی کند.
جدال وزارت اطلاعات و فرهنگ و رسانه های تصویری در افغانستان امر تازه ای نیست، در سالهای اخیر تلویزیونها خصوصی بارها، زیر فشار قرار گرفته اند تا خط قرمزهای فرهنگی و سنتی را رعایت کنند. اما رسانه های تصویری با سیاست کج دار و مریز به راه خود ادامه داده اند.
همه سریالهایی خارجی که از تلویزیوهای خصوصی افغانستان پخش می شوند سانسور می شوند، بعضی از صحنه کاملا حذف می شوند و در موارد دیگر با پخش لکه های سیاه مانع از دیده شدن صحنه ها یا مواردی می شوند که مخاطبان افغانستان برنمی تابند.
مدیران رسانه های خصوصی در افغانستان در جدالهای قبلی خود با وزارت اطلاعات و فرهنگ بارها گفته اند که آنها نیز افغان و مسلمانند و فرهنگ افغانستان را می شناسند و احترام دارند. به استناد مدیران تلویزیونهای خصوصی، مردم افغانستان در خانه های خود و همه اعضای خانواده باهم به سریالهای خارجی که از این تلویزیونها پخش می شوند نگاه می کنند و اگر فرهنگ و سنت های آنها رعایت نمی شد، سریالهای خارجی بینندگان زیادی نمی یافت.
قانون رسانه های افغانستان، هرنوع سانسور قبل از پخش و بعد از پخش را ممنوع کرده است. اما در این قانون قید شده که هر برنامه یا مطلبی که در آن به مقدسات و اعتقادات اسلامی مردم افغانستان توهین شود، ممنوع است.
اما " توهین به مقدسات" توضیحی داده نشده و روزنامه نگاران افغان می گویند کلی بودن آن هر از گاهی سبب تنش بین رسانه های خصوصی و دیگر نهاد های حکومتی می شود. چون توافقی برسر اینکه چه چیزی توهین به مقدسات شمرده می شود، وجود ندارد.
وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان قبلا گفته بود، قانون رسانه های افغانستان مشکلاتی دارد که برای حل آن، می خواهد آن را دوباره به مجلس نمایندگان بفرستد.
رسانه های تصویری (تلویزیون ها ) اعلانات تجارتی را در سریالها وبر نامه های که تصویر هندی پخش می شود وقت طلای می نامد که چندین برابر پول از صاحیب اعلان در یافت می کند که معمولآ وقت طلای از ساعت 6-9 شب آغاز می شود.
این مطلب بر گرفته از سایت بی بی سی می باشد.
۱۱/۲۸/۱۳۸۹
دستگیری سه تن از سارقین در شهرکابل:
سارقین به جرم شان اعتراف نموده است ، به گفته ریاست تحقیقات جنای کابل ، اعضای دیگراین سارقین نیز بزودی گرفتار خواهد شد.
۱۱/۲۷/۱۳۸۹
تصاویر از محفل بزرگدااشت از میلادانبی «ص» در کابل:
استاد حاجی محمد محقق وکیل مردم در پارلمان ورهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان دراین محفل به ایراد سخن پرداخت ودرباره شخصیت اجتماعی ودینی رسول خدا سخن گفت ودر پیان این محفل بادعای حجت الاسلام صاحی مدرس پایان یافت.
موسیقی هزارگی رو به فراموشی است:
و قصه بدین منوال است که در کشاکش زندگی جدید و عصری موسیقی و سازها و آوازهای محلی مردم مناطق مرکزی افغانستان رو به نابودی است. لازم نیست تا خیلی به اعماق تاریخ مردم مناطق مختلف غرق شویم. زندگی مردم زندگی عصری شده است و آرام آرام موسیقیهای مانند دمبوره و غچک فقط به خاطره ها می پیوندد. هر کوه و جر و ده و دیار را که بگردی، جوانان اغلب موسیقی عصری گوش می کنند. در قریه ها و دهات که بگردی دیشها و آنتنهای ماهواره ای زیادی را می بینی روی بامهای خانه ها. تازه آن کسانی که داراییش اجازه می دهد دو دیش آسیایی و اروپایی روی بامهای خانه هایشان نصب کرده اند. بدین منوال موسیقیهای جدید و عصری و پاپ جای هر گونه موسیقیهای محلی مانند دمبوره و غچک را گرفته است و چیزی نمانده است تا به یادها و خاطرات ماندگار شود.
"غچک" یا به تعبیری کمانچه یکی از سازها و آلات موسیقی روستایی هزاره های افغانستان است. حالا این موسقی دارد کم کم در هیاهوی و در کشاکش این زندگی جدید و عصری و در تهاجم موسیقی و سازها و آوازهای عصری و جدید و هجوم انواع موسیقیها و وجود ماهواره ها و سی دی ها و کلوپهای ارائه کننده موسیقی عصری به حاشیه رانده می شود و رو به نابودی است.
سرور سرخوش؛ گویا این مرد آخرین نسل غچکی است
سالهای 2005 و 2006 بود. سفری به بندر مرکز ولسوالی سنگ تخت اتفاق افتاد. منطقه "بندر" مرکز ولسوالی سنگتخت از توابع ولایت دایکندی واقع در قلب کوههای مرتفع مرکز افغانستان قرار دارد. وقتی که در بندر رفتم سراغ وضعیت غچک را گرفتم. خیلی از نسل جدید و امروزی از عجک چیزی نمی دانست. فقط به همین اندازه یاد می کرد که پدران ما می گویند که فلانی غچک می زده است. اما وقتی سراغ بزرگترها را می گیرم آنها فقط یاد و خاطره سازهای محلی و بومی مانند غچک، دمبوره و چنگ را به حافظه و ذهن شان حفظ کرده اند.
گفتند که آخرین نوازنده غچک در ارتفاعات کوههای بندر زندگی می کند. سراغ آخرین نسل غچکی را می گیرم. این شب در ارتفاعات کوههای بندر مهمان هستم. در این ضیافت و در این شب غچک تعدادی از دوستان اهل ذوق نیز هستند. امشب قرار است تا آخرین نسل غچکی مناطق هزارجات را ببینیم. قبل از اینکه آخرین کوک غچک، نوای کوهستانهای هزارجات خاموش شود.
غچک، موسیقی و ساز محلی و بومی اصیل مناطق هزارگی در حال فراموشی است. اما متأسفانه هیچ نهادی و یا ارگانی چه وزارت فرهنگ افغانستان، یا نهادهای هنری و فرهنگی افغانستانی و یا نهادهای بین المللی مثلا از قبیل یونسکو اقدام در ثبت و ظبط آن تلاشی نکرده است. همچنین در حفط و نابودی و تقویت این هنر اصیل و ارزشمند که آوای کوهستانها و دره های عمیق مناطق وسیع مرکزی افغاسنان است هیچ تلاشی نمی شود.
البته، فقط هر کوه و جر و ده و دیار را که بگردی، جوانان اغلب موسیقی عصری گوش می کنند و هر راننده ای که به محض استارت موترش آهنگ روشن می کند، یا آهنگهای هندی است و یا ایرانی و یا غربی. در قریه ها و دهات که بگردی دیشها و آنتنهای ماهواره ای زیادی را روی بامهای خانه ها می بینی. تازه آن کسانی که داراییش اجازه می دهد دو دیش آسیایی و اروپایی روی بامهای خانه هایشان نصب کرده اند. بدین منوال موسیقیهای جدید و عصری و جای هر گونه موسیقیهای محلی مانند دمبوره و غچک و سرنی و چنگ را گرفته اند و چیزی نمانده است تا موسیقیهای مردمی و اصیل که با مردم نفس کشده است به یادها و خاطرات ماندگار شود.
همکاران عزیز فرهنگ وهنر، قلم بدستان محترم وشما هایکه امروز کاری در عرصه زنده نگهداشتن فرهنگ اصیل مردم ما از دست شما بر می آید باید درعرشه نشر وگسترش فرهنگ اصیل خود کوشش وتلاش نماییم .
من در رادیو وتلویزیون رادیو راه فردا کارمند هستم ویکی از برنامه ای رادیوی را اختصاص دادم به دوبیتی های محلی که مدت چهل پنج دقیقه روزهای چهار شنبه از ساعت 9-10 شب پخش می شود.



