۱۰/۱۰/۱۳۹۱

اعلان اخذ و نتایج کانکو سال 1391

 طبق اظهارات وزارت محترم معارف و وزارت تحصیلات عالی افغانستان،
تا بیست ماه دلو سال 1391 امتحان کانکور در سراسر افغانستان نهایی می شود و نتاییج به وقت و زمان تعیین شده اعلام می گردد، امسال  سیصد هزارداوطلب کانکور  امتحان می دهد،  چهل چهار هزار در بخش روزانه و شش هزاردر بخش شبانه در مجموع پنجا هزار پذیرفته می شود، با تحصیلات نیمه عالی 80 هزار نفر پذیرفته می شود
69 موسسه خصوصی در افغانستان فعلا فعالیت دارد.

خبر های در مورد امتحان کانکور بعدا اعلان خواهد شد

۱۰/۰۸/۱۳۹۱

باشنده گان چهار قلعه غرب کابل، در مسیر سرک شان خواهان کشتی شدند



به نسبت خرابی جاده پل سوخته تا چهار قلعه باشنده گان این منطقه در فصل زمستان، از ریاست شاروالی کابل خواهان کشتی مسافر بری شدند، آنها ضمن تشکر از کا رها و برنامه های عملی شده شاروالی کابل از این ریاست خواستند که چند  کشتی آبی برای این مردم بدهد که تا فصل زمستان و آب برف سپری نشده آنها بجای موتر از کشتی استفاده نمایند، رفت و آمد موتر در مسیر های سرای غزنی، و مسیر چهار قلعه در فصل زمستان وافعا غیر ممکن است.

۱۰/۰۵/۱۳۹۱

اشتباهاتِ وزارت معارف از «صفحه» به «جِلد» رسید


geolgy & socialogy
وقتی مسئولان وزارت معارف افغانستان نتوانند واژه‌ی «اجتماعی» را از «اجمتاعی» تفکیک کنند و یا «جیولوجی» را با «جیولرجی» یکی بدانند، می‌توان به خوبی درک کرد که سرنوشت هفت میلیون دختر و پسر این مردم بلاکشیده چگونه به بازی گرفته شده است؟
مرتضی معراج  4-10-1391  
چند ماه پیش، یکی از شخصیت‌های باسواد و نکته‌گو که از بی‌کفایتی وزیر معارف و کم‌سوادی نویسندگانِ کتاب‌های درسی دوره‌های ابتدایی و متوسطه به خشم آمده بود، می‌گفت:
«پارسال که پسرم در صنف اولِ مکتب بود و من در مضمون‌های دری و ریاضی با او کمک می‌کردم، یک نفرین بر وزیر و یک نفرین هم بر نویسندگان و ویراستارانِ این کتاب‌ها می‌فرستادم؛ اما امسال که پسرم در صنف دوم بود، هر بار که صنف دو را با وی کار می‌کردم، بر جناب وزیر، دو بار لعنت فرستادم و بر نویسندگان کتاب‌ها هم دو بار.»
از او پرسیدم: «چرا نفرین؟»
گفت: «همه‌ی این کتاب‌ها پر از اشتباهات املایی، انشایی و محتوایی اند و هر صفحه اش ـ‌دست‌کم‌ 10 اشتباه املایی دارد و اشتباهات محتوایی و انشایی اش، در سراسر کتاب، موج می‌زند که گاهی آدم نمی‌تواند از متن، مفهوم درست بگیرد. کتاب‌های صنف دو، اشتباهات بیشتری دارند.»
وی ادامه داد: «تهیه‌کنندگان کم‌سوادِ این کتاب‌ها، بسیاری از مطالب را به اندازه‌ای پیچیده و مغلق ساخته است که آدم تصور می‌کند  این‌ها را آدم‌های دوره‌ی ابتدایی مکتب نوشته و بویی از کتاب‌نویسی و شیوه‌های آموزشی نبرده اند. با آن که در افغانستان، نویسندگان برجسته و ویراستاران بسیار ورزیده وجود دارند، اما تعصبات قبیله‌ایِ وزیر، باعث شده است که وی به جای متخصصان، کم‌سوادترین افراد را ‌با معاش‌های دالری بالا استخدام کند؛ آن‌ها به جای تهیه و تدوین کتاب‌های درسی، هرزنامه‌ می‌نویسند…»
از روی شوخی به او گفتم: «طبق این استدلال تان، اگر پسرت به صنف 12 برسد، حتما بر جناب وزیر معارف 12 نفرین و بر نویسندگان و ویراستاران کتاب‌ها ، 12 نفرین می‌فرستی!!! چون این عیب‌هایی که تو در کتاب‌های صنف‌های اول و دوم دیده‌ای در صنف‌ 12، دست‌کم، 12 برابر می‌شود.»
گفت: «اگر بهبودی در وضعیت معارف و کتاب‌های درسی رخ ندهد، حتما همین کار را خواهم کرد.»
شکایت‌ها در باره‌ی بدترشدن کیفیت آموزشی و بی‌توجهی به تهیه و چاپ کتاب‌های درسی، سال به سال افزایش می‌یابد؛ هم شاگردان، هم استادان و هم متخصصان علوم تربیتی از این جهت نگرانی دارند. در سال‌های اخیر، اشتباهات املایی و انشایی، مرزهای درون صفحه‌ها را درنوردیده و به روی جلدهای‌ کتاب نیز رسیده و حتا عنوان‌های درشتِ روی جلد نیز از توفانِ گزنده‌ی این اشتباهات، مصئون نمانده اند.
وقتی نویسندگان، ویراستاران، مسئولان چاپ و توزیع و حتا وزیر معارف، معاونان و رییسانش نتوانند «اجتماعی» را از «اجمتاعی» تفکیک کنند و یا «جیولوجی» را با «جیولرجی» یکی بدانند، می‌توان به خوبی درک کرد که سرنوشت هفت میلیون دختر و پسر این مردم بلاکشیده چگونه به بازی گرفته شده است؟ و ــ‌آن گونه که «سال نیکو، از بهارش پیداست»ــ می‌توان به خوبی پیش‌بینی کرد که چگونه آینده‌‌ای در پیش روی «معارف افغانستان» خواهد بود؟
استاد معراج

۱۰/۰۳/۱۳۹۱

تصاویر آتش سوزی در مندوی کابل








آتش سوزی بزرگ در مرکز شهر کابل! این آتش سوزی در سرای ناصری که در مندوی شهر کابل موقعیت دارد به وقوع پیوست. جایی که در آن صدها مغازه و دکان طمعه آتش گردیدند. سرای ناصری عمدتا مرکز عمده ای خرید و فروش البسه به شمار می رود.

۱۰/۰۲/۱۳۹۱

روز جمعه قیامت نشد!



ېلوع آفتاب در صبح جمعه نشان داد که پیش بینی طبیعت گراها و دانشمندان شان بازهم مصل سابق دروغ از آب درآمد، گرچند این خبر که دنیا را به اتمام خوانده بود و می گفت روز جمعه بیست یک دسامبر عمر اخر دنیاست ولی جامعه اسلامی باور نکرده بود، تنها آنچه که حقیقت دارد و اسلام باور دارد همان گفته های قرآن است که ازآن به نبائ عظیم یاد شده است که پایان دنیا را فقط این سوره می داند

۹/۲۶/۱۳۹۱

آخرین نتیجه تحقیق در مورد قتل شکیلا




شکیلا دختر جوان در ولایت بامیان نیم سال پیش در خانه واحد بهشتی نماینده مردم در شورای ولایتی بامیان کشته شد که طبق اقوال مختلف خود شکیلا خود کشی کرده و یا واحدی بهشتی اورا کشته است تا هنوز مشخص نبود و عقل هیچ کدام این اقوال را باور نمی کرد، من تا هنوز دراین مورد اصلا چیزی نگفتم و همیشه باورم این بود که این کار هم یکی از کار های دشمنان است که در میان مرد م ما تفریقه اندازی می کنند، دراین اواخر واحدی بهشتی در یک سخنرانی خویش در مقر پولیس بامیان خبر نگاران، حقوق بشر، رسانه ها و جامعه مدنی را تفریقه افگن و خناس خوانده که به همین اساس دوباره قضیه قتل شکیلا در صدر خبر های فیسبوکیها و جامعه مدنی و مردم قرار گرفته است، آخرین تحقیق که من از مردم و ریشسفیدان محل انجام دادم، آخرین نتیجه این شد که شکیلا قربانی حسادت های زنانه ای شده و مدت چند واحد بهشتی با وی رابطه داشته تا اینکه خانم واحدی از قضیه با خبر می شود و در صدد افشا کردن و یا از بین بردن شوهرش و شکیلا می شود.  یک روز قربان که به بیرون می رود وا حدی بهشتی خانم خودرا هم به بیرون برای انجام یک کار می فرستد خانم واحدی از قضیه و هدف آگاه می شود در یکجای کمین می کند یک وقت شوهرش ر ا با شکیلا یکجا می بیند و حمله می کند به طرف تفنگ که در دو متری دیوار خانه آویزان بوده است، واحدی خودش  را نجات می دهد و شکیلا کشته می شود طبق شواهد عزیز نام که در جنایی کار می کند و از محل عکس گرفته از دو متری فیر صورت گرفته که درآمد تیر از پشت بوده و بر آمد تیر از پیش رو و از دور فیر شده که حرارت تفنگ جای از بدن را نسوختانده است.
حال جای سوال است که رابطه واحدی بهشتی از راه حلال بوده یانه؟

۹/۲۲/۱۳۹۱

غیر متمرکز سازی نظام سیاسی و حکومت مردم سالاری

بسم الله الرحمن الرحیم


غیر متمرکز سازی نظام سیاسی، هدف اصلی جبهه ملی
افغانستان

نویسنده: داوود ناظری


تاریخ: 1391/9/23



شماره تماس:0791924445
dnaziry@gmail.com  ایمل آدرس:
badqol.blogspot.com   وبلاک:





جبهه ملی افغانستان متشکل از احزاب صاحب نفوذ و شخصیتهای بزرگی ملی افغانستان از اقوام مختلف ساکن دراین سرمین
در مقابل نا برابریها و مشکلات دستگاه حکومتی عرض نموده است تا افغانستان را در یک تحولی دیگر آبستن پیام صلح و برابری و درسایه دموکراسی غیر متمرکز سازی نظام حکومتی نمایند و مردم افغانستان را صاحب حکومت نوین ملی شان نمایند.
زاویه های حرکت حکومت در طول سالهای گذشته، باعث شد تا این جریان به صدا درآید و از شانه های کوه های بابا و هندوکش و پامیر فراتر بلکه از سراسر جهان با ملت افغانستان همسو شده و تا آزان عدالت و نظام ملیتی و مردم سالاری را، در بلند گوهای این شهر اقامه نماید.
اینبار از کنار افتخارات وطن، مردم عزتمند و غیور سران جبهه ملی با مصلحت اندیشیی تمام، پرچم بلند کرده و از شانه ای غرور بابا قیام خواهد کرد.
بیشتر ازین مصلحت نیست تا افغانستان در ردیف کشورهای مفسید جهانی و آنهم در درجه اول قرار داشته و بد ترین عنوان را ازآن خود کند بنا بر این مردم و ملت بیدار و همصدای افغانستان فراتر از مرزهای این کشور، از نقاط مختلف جهان،
استرالیا تا امریکا، از مالیزی تا روسیه، از ایران تا سوئد، از کاندا تاپاکستان، از شبهیه قاره هند تا چین، از شمال جنوب اروپا در کنار همدیگر و برنامه مشخص حکومت مردم سالاری خویش به پا خواهند ایستاد.
شکوه حضور حکومت غیر متمرکز و مردمی پرچم توفیقی است و خورشید زرین است که خود را بر زمستان زندگی  ما گسترده خواهد کرد، اما مهتاب انتظار چنین حکومتی در سالهای انتظار، سوسوزنان چراغ دلهاى ملت ماست.
نام عدالت حلاوت هر صبح زندگی است و حدیث آمدنش ندبه آدینه ها. دیگر از خشم روزگار به مادر نمى گریزم و در نامهربانیهاى دوران، پدر را فریاد نمى کشم; دیگر رنج خار مرا به رنگ گل نمى کشاند; دیگر باغ خیالم آبستن نا امیدی ها نخواهد بود ،  دیگر هر کسى را محرم گریستن هاى مظلومانه خویش نمى کنیم. فقط حرکت به سوی فردای بهتر از امروز باید کرد.
حکایت همچون حکومتی در نظام آینده جبهه ملی، براى ما یادآور صبحى است که از خواب سیاهى برخاستیم و بهانه پدر گرفتیم. ما همیشه سرماى تبعیض را میان گرمى دست هاى همچون نظام گم خواهیم کرد. کاشکى کلمات من بى صدا بودند; کاشکى نوشتن نمى دانستم و فقط حرف مى زدم; کاشکى تیغ غیرت، نام فساد و ارتشا  را از میان لشکر و انبوه افتخارات مردم افغانستان زود تر  باز مى گرفت و در سراپرده فراموشی مى نشاند.
مى گویند: دلهای هایى هست که برای عدالت پر می زند و چشمهای است که منتظر رسیدن حکومت مردم سالاری است.
هدف جبهه ملی افغانستان برقراری نظام غیر متمرکز سیاسی است و  تلاش می کند تا در  آینده افغانستان همه اقشار مردم در حکومت نقش ایفا کند.
 به باور این جبهه ،  افغانستانی بعد از سال 2014 آبستن یک تحول بزرگ و مجزای تاریخ ننگین حکومت داری دراین کشور خواهد بود
طلایه داران  آزادگی در سالهای گذشته در سایه کم توجهی دولت مرکزی، طرور گردید که زخم بر دل ها ودیده گان ملت گذاشت؛ غروب خورشید ، غروب که چراغ را شاخه پیوند وپلی برای گذار از تاریکی به روشنی به جا ماند سالها گذشت، توگویی که همین دیروز بود که قامتی به استوار بابا خمیده شد ستون های بلند کاخ عظیم استقلال ترک بر داشت وبه لرزه در آمد واوج گرفت به معراج رفت، تاریخ معاصر افغانستان پایان یکی از فصل های طلایی ودرخشان خود را مهر وموم نهاد وبست! دست پلید اهریمن از آستین مثلث شیطانی بیرون آمد وسپهسالاران عدالت را به شهادت رسانید، دیگر بیش ازاین مصلحت نیست که طلایه داران و سردمدارن ما، در سایه بی مایگی حکومت متمرکز کنونی ازدست بروند.
دریک رستاخیز مردمی و همدلی قاره های تازه کشف شده در این کشور، اعتماد از دست رفته حکومت داری درافغانستان را بدست آورده و با ایجاد یک حکومت مردم سالاری، حضور فعال مردم و اقشار مختلف جامعه ، مردم  درضعامت و گرداننده امور دولتی  به کرسی عمل خواهد نشانید.
از شانه های غرور بابا، از بلندای بام جهان، از مزار شهیدان  بزرگ و مردان عدالت خواه که سالها برای تحقق حکومت مردمی تلاش کرده و درنهایت جانهای خویش را فدا کرده، مردم افغانستان گرد هم آمده و شعار حق و عدالت را سر خواهد داد.
بار ها ازاهداف این جبهه اعلام حمایت وپشتیبانی خواهیم کرد و برای بسیج عمومی تحت شعار مردم سالاری و غیر متمرکز بودن حکومت به پیش خواهیم رفت.
حیف و میل ملیارد ها دالر جامعه جهانی، به وجود نیامدن تغییرات اساسی در روند زندگی مردم افغانستان، تبعیض نژادی و ترور شخصیت های ملی و جهادی خود ضعف حکومت متمرکز را به اثبات می رساند.  افزون بر پیشنیه حکومت داری خشین، در طول زمان گذشته کسانی هستند که در حکومت فعلی نقش ایفا می کند..
دوباره این افراد به نحوی رجوع به آراء  مردم کرده و با فنون مختلف چرخه افکار مردم را به سمت سیاست روپوشیده ای می کشاند  و ذهن مردم را به سوی پالیسی سیاسی خویش نزدیک  می کند.
کسانیکه در یک دوره از قدرت خویش  کاملا مردم را به باد فراموشی سپرده بود  چگونه دوباره خودرا به مردم می خواهند نزدیک سازند؟  این ها همه موارد اند که جبهه ملی افغانستان، این روند را یک سرنوشت خطر ناک و تکرار نا بسامانی ها می داند و با برگزاری همایش ها و سمینار ها می خواهند که دیگر مرد م  به سوی یک سرنوش درخشان حرکت نمایند، مردم با  بی باوری های تمام به دولت مردان و سردم داران حکومتی نگران آینده خویش می باشد و اکثر از زندگی در افغانستان دست کشیده و راه مهاجرت را در پیش گرفته است.

 چندی پیش استاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و یکی از اعضای این جبهه، در جمع از طلاب و محصلین ضمن یک سخنرانی، دولت مردان و حاکمان را بی تقوا و اشخاص یاد کرد که تقوا و پرهیز گاری را در امور کارهای خویش در نظر نگرفته و تنها در موقع قضاوت به نفع شخصی خویش فکر می کنند، ملیارد ها دالر کمک شده به افغانستان به خاطر عدم تقوا و تعهد کارمندان و بلند رتبه های ادارات دولتی حیف و میل گردیده  و تغییری در زندگی مردم دیده نمی شود.
در ده سال گذشته شکاف های قومی و گسست های هویتی در جامعه  محصول حضور و عدم مسئولیت پذیری در افرادی بود که در دولت افغانستان مشغول به کار بود و چنین حکومتی برای اداره جامعه تاثیر گزار نبوده بلکه به مرور زمان مخالفین بیشتر برای ترور و انتحار با دست باز تر و عملیات منسجم تر عمل می کنند.
کسانیکه بدون تخصص در پست های دولتی سالها مشغول به کار بوده اند و کسانی که به فساد و رشوه دست گیر شدند به نحوی در ادارات دیگر جا به جا شده اند ضعف دولت را درامور حکومت داری واضح می سازد.
فرهنگیان و نخبه گان افغانستان با درایت و تجارب که از سالهای گذشته بدست آورده اند با هماهنگی و انسجام دست به دست هم داده و به سوی یک انتخابات شفاف در کنار جبهه ملی و رهبران دلسوز خویش به پیش خواهند رفت.
مردم افغانستان توانسته اند در طول ده سال یا بیشتر که گذشت کار نامه های ننگین کارمندان بزرگ حکومتی را مطالعه کرده  و راه یافتن و چندین سال کار کردن آنان در پست های مهم دولتی در نزد ما،  پرسش های ایجاد کرده است
.
و حالا جبهه ملی افغانستان با حمایت و پشتبانی مردم با هم برادر این سرزمین به سوی یک رقابت آزاد و مشارکت فعال در نظام آینده سیاسی این کشور به پیش می روند و حکومتی را که نتوانستند کوچک ترین مشکل بنیادی مردم افغانستان را حل کنند به باد انتقاد می گیرد.
افراد و اشخاص که در طول ده سال از هیچ گونه خیانت به ملت  و مردم افغانستان دریغ نکرده و حتی دست شان به خون سردم داران واقعی و رهبران جهادی این کشور رنگ ننگین به خود گرفته و هیچ گونه محاکم علیه آنها صورت نگرفته بلکه به بهانه های از قید رها گردیدند.
جبهه ملی یگانه  صدایی است که از حلقوم غربت زده ما بلند شد و علیه تبعیض و بیداد درکشور، فریاد زد و این بار همه مردم افغانستان را برای هم صدایی و وحدت ملی فرا می خواند..
بنا براین جبهه ملی دریک تحلیل واقع بینانه،  توان ایجاد یک حکومت شایسته سالاری و مردمی را درآینده خواهد داشت و هیچگاهی افرادی  را که در طول سالهای گذشته در فساد و تباهی کشور دست داشته در حکومت مردمی افغانستان فرصت خیانت را نخواهد داد.
جبهه برای مردم افغانستان ثابت کرد که با یک رقابت سالم  و انتخابات شفاف وارد مبارزه سیاسی خواهد شد، مردم افغانستان و اقوام مختلف که دراین کشور زندگی می کنید!  فراموش نکنید که دست های دشمنان آزادی و وحدت اقوام این سرزمین، به شدت برای تخریب وحدت ملی و یکپارچگی ما کار می کند که نمونه آن حادثه هفته شهید در غرب کابل ، ایجاد اختلاف روی موضوع تغییر نام پوهنتون تعلیم وتربیه کابل، حمله بالای دفتر حذب وحدت اسلامی مردم افغانستان در بامیان،  ترور شخصیت های جهادی، حادثه پارسال روز عاشورا در مراد خوانی کابل  و ده ها موارد دیگر که علنا می بینید، امید وارم به هیچ کدام یکی ازاین موارد توجه نکرده آنچه که مهم است وحدت و یک پارچگی اقوام افغانستان است تا درآینده یک آرامش و زندگی خوبی برادری و باهم برابری داشته باشیم.
همیشه با مشت های کوبنده دهان دشمن آزادی و آبادی این سرزمین افتخار مند را بشکنید و همه با هم بسوی یک افغانستان آباد و متحد به پیش برویم.
همچون صاعقه های پرخروش و از فراز غرور بابا، برای افغانستان سربلند و آباد و بدون هیچگونه تبعیض به پیش برویم انشا الله
و من الله توفیق
با احترام

۹/۱۹/۱۳۹۱

روشهای دشمن هم چنان تکرار می شود

با توجه به ضعف نهاد های امنیتی، دشمن به راحتی می تواند روشهای تکراری خودرا به سادگی عملی کند.
اسدالله خالد سالها تلاش کرد تا به ریاست امنیت ملی برسد که رسید امامتاسفانه این رسیدن بیش از سه ماه دوام نکرد.
زخمی شدن آقای خالد نشان داد که شکستگیهای امنیت ملی ما تا هنوز مداوا نشده است.
معلوم است که هیچ نظام و برنامه ای دراین راستا پیچ نخورده است.
چطور شد که خود ریس صاحب از لحاظ امنیتی آیب دید ؟ یعنی امنیت آنقدر ضعیف است افراد نزدیک خودرا هم شناسایی نتواند؟؟
نزدیک ترین فرد درامنیت ملی هم شاید استخبارات پاکستان بوده است.
گفته می شود که ریس صاحب به خاطر شراییط امنیتی در چندین مکان زندگی می کرده و در یک شب در چند جا استراحت می شده.

۹/۱۸/۱۳۹۱

مدال افتخاری فساد اداری و ارتشا به حامد کرزی ریس جمهور+عکس





فعالین مدنی ومردم بامیان، بعد از کاه گیل کردن سرک و اهدای مدال افتخاری به الاغ و فرستان هریکین را به عنوان تحفه به وزارت انرژی و برق اینبار، طنزآمیزانه مدال مقام اول فساد و ارتشاد اداری را به ریس جمهور کرزی تفویض کرد.
این اقدام نمادین مردم بامیان در جمع ده ها باشنده این ولایت در مر کز بامیان در چوک هریکین به تمثال کرزی احترامانه اهدا گردید.
یک عدد هریکین را به تمثال رییس جمهور کرزی به خاطر تلاشهای شان در قسمت اینکه افغانستان را از نظر فساد اداری در زمره اول در کشورهای دیگر قرار دهد تقدیم نمود. این اقدام در حال صورت میگیرد که هفته گذشته سازمان جهانی شفافیت، افغانستان را در زمره سه کشور فاسد ترین جهان معرفی نمود.
بامیان از جمله فقیر ترین ولایات افغانستان به شمار می رود که مردم آن همواره مورد کم توجهی دولت مرکزی افغا نستان قراردارد.
یک اقدام نمادین دیگری در سال دو هزار و نه مردم و فعالین مدنی بامیان سرکهای بازار بامیان کاه گیل گردید و در اقدام دیگر به مرکب به خاطر کشیش آب خوردن شان مدال افتخار تقدیم کرد.
در ولایت بامیان اوضاع امنیتی نسبتا خوبی بر قرار است ولی در قسمتهای مختلف زندگی تو جه صورت نگرفته و تمام بر نامه های اقتصادی و زندگی مردم به صورت خیلی قدیمی و عقب مانده پیش می رود.
داوود ناظری - کابل