۱۱/۱۳/۱۳۹۰

مزاری چهره درخشان ، درتاریخ کشور


چهره درخشان ملت ازمو (استاد عبدالعلی مزاری "ر" )

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام ادب خدمت شما ، سلام به روح پاک شهدای عزیز که برای نجات کشور ما جانهای خویش را فدا کردند ومخصوصا رهبر بزرگ وفرزانه کشور، استاد عبدالعلی مزاری که با یک عالم آرزو ونقطه نظریات خویش برای آینده افغانستان وبهبودی وضع ناهنجار این مردم وکشورنقاب خاک را به روی خود کشید وما را به دست طوفانهای عظیم هیاهوی زمان سپرد.
   اینک سهم فکری واندیشه خودرا اینجانب داود ناظری به عنوان چکیده ای از نقطه نظریات استاد شهید وشخصیت ارزنده تاریخی تقدیم می کنم.

عملکرد ورفتار وآداب زندگی این چهره موفق تاریخی ، تاریخ مارا دگر گون کرد.
ستم ، انحصار طلبی ، امتیاز طلبی را محکوم کرد وازحلق خلق که اهانت شده بود سخن گفت.
اونه تنها وژدان سیاسی بلکه وژدان عاطفی هرانسان را درکشور ما مورد سوال قرار داد.
مزایای این سوال را مطرح کرد که آیا در روی زمین باید طبقه از انسانها حق زندگی کردن را دارد یانه؟ آیا ازکرامتهای انسانی برخوردارباید باشد یانه؟
این چهره تاریخی ازتاریخی یاد کرد که درآن انسانهای مظلوم وطبقه خاص زیر ساطورستم تکه تکه شده اند.
او ازچشمان سخن گفت که از حدقه ها بیرون آمدند وزیب دسترخان حاکمان مستبید وجبار شده اند.
او ازبرده های یاد می کرد وحامی کسانی بود که ازافغانستان تا هند وچین به فروش می رسید.
او بردگی وغلامی انسانها را درمقابل پول وظلم محکوم کرد به ستم طعنه زد وازکله های سخن گفت که دیوار های شهر باآنها آبادمی شد ودرپایه های منار زمین به جای سنگ دفن می گردید وبه اندازه سنگ ارزش نداشت.
او از انسانهای سخن گفت که توسط دژخیمان – ظالمان ودنیا طلبان به مغاره های کوه رانده شده بود تاصدهاسال ازتمدن وفرهنگ دور باشد با آب نا آشنا شود.
اینشخص نقطه اتصال تاریخ است (مزاری بزرگ)
او دربین دوخط قرار گرفت که کاملا متفاوت بود.
آنسوی خط عبدالرحمن قرار داشت ، ستم بی عدالتی ، بی حرمتی ، نقض حقوق بشرو......
اواین تاریخ را ورق دیگر زد وبا هیبت بی مانند خویش به ارزشهای ضد بشری نقطه پایانی بخشید
قبل از او این سرزمین تحقیر می شد وبارفتن اوغمی آمد که همه غم هارا نابود کرد ودرد که همه دردهارا ازیاد برد وافسوس ازیاری که فراقش تمام غم جامعه ما بود ولی فاصله اش صد چندان شد

دیدگا ها ونقطه نظرات استاد شهید:
دیدگاه های استاد که دقیقا یکی از اندیشه های متین است که راه گشای کار بار امروزی ومشکلات اجتماعی مامی باشد ونظرات استاد را از طریق مصاحبه ها وآثار نوشتاری بدستا آورده ام که چکیده آنرا دراین مقاله درج می نمایم.
« ما مردم افغانستانیم ، هیچ نژادی را نمی خواهیم نفی کنیم . ترکمن است ، هزاره است ، تاجیک است ، افغان است ، ایماق است و دیگر اقوام هستند . همه آنها بیایند در این مملکت برادروار زندگی کنند و هر کس به حقوق شان برسند و هر کس در بارهء سرنوشت خودش تصمیم بگیرد . این حرف ماست . اگر کسی بیاید و نژاد خود را حاکم سازد ، دیگران را نفی بکند ، این فاشیستی است . این خلاف رسوم بین المللی است . بناء ما تکرار می کنیم : ما نیاز به این همبستگی داریم و نیاز به این کمک داریم . ما اگر در افغانستان به حق خود نرسیم و هویت پیدا نکنیم و موقعیت سیاسی خود را تثبیت نکنیم ، کسی برای برادران که در خارج پراگنده است ، ارزشی قایل نمی شود. ... »

تا حال از واقعه درد ناک و جبران ناپذیر شهادت استاد عبدالعلی مزاری ، توسط اجیران اجنبی باند نژاد پرست و متعصب مذهبی طالبان افغان ، مدت هفده سال سپری گردیده است . با تمام موانع و حوادث فاجعه آفرینی که بالای همهء اتباع ( اعم از پشتون و غیر پشتون و مسلمان و غیر مسلمان ) تحت ستم و محکوم تاریخ غم افزای افغانستان از سوی دشمنان داخلی و حامیان خارجی شان با نا انسانی ترین شیوه هم صورت گرفته است ؛ بازهم از آن زمان تا کنون ، شاهد تجلیل پر شکوه سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری توسط ارادتمندان ، طرافداران و جامعه ریسمان بدوش هزاره در داخل و خارج و حتا در نقاط روستایی هزاره در افغانستان نیز هستیم
چنانچه پس از سقوط رژیم نژاد پرست و طالبان انسان کش و ترویستان بین المللی در افغانستان ، شاهد هفتمین برگذاری سال روز شهادت استاد مزاری ، با شرکت بیش از یکصد هزار نفر اعم از مرد و زن در شهر باستانی کابل بودیم که بدون برنامه ریزی و مصارف دولتی ، فقط بصورت طبیعی و عشق سرشار پا برهنه گان ، جوالی های ریسمان بدوشان هزاره تجلیل گردیدند . و این مراسم پر عظمت از طریق مراجع و منابع خبر رسانی های داخلی و جهانی نیز به آگاهی مردمان گیتی رسانیده شدند که گویای همبستگی مردم تشنهء آزادی ، عدالت اجتماعی و برابری پس از یک قرن خونبار و سکوت آفرین ، از رهبر سیاسی و ملی شان در تاریخ سیاسی- اجتماعی افغانستان است .
برای اینکه بعد از قرن های اسارتبار خونین و تسلط هارترین فاشیسم سازمان یافته دولتی و خاندانی بالای جامعه چند قومی بدین سو بوده که موضوع تحقق حقوق مدنی و سیاسی جامعه هزاره در جوار حقوق عادلانه سایر جوامع با هم خواهر- برادر افغانستان ، برای نخستین بار توسط استاد شهید مزاری بصورت علنی و با رشادت تام در حاکمیت سیاسی افغانستان مطرح گردید .

مردم هزاره نه تنها به خاطر اینکه پس از چند قرن مظلت بار برای اولین بار صاحب پیشوای فرهمند مذهبی و سپهسالار با شهامت نظامی و سیاسی- ملی خود شدند ؛ بلکه از آن جهت 22 حوت روز شهادت استاد بابه مزاری را با عظمت ویژهء تجلیل می نمایند که استاد مزاری پس از قرن ها سکوت مرگبار بر جوامع تحت ستم ، یگانه و اولین شخصیتی ملی برخواسته از متن جامعهء ریسمان بدوشان و بقایای کله منارها در هزارستان در خون تپیده بود که با سرسختی و پیگیری تمام از تحقق حقوق مساوی همهء اقوام تابع در کشور ، در یک حکومت فراگیر ملی با اصل شایسته سالاری و معیارهای پذیرفته شده یی بین المللی در برابر میراث انحصاری حاکمیت نژاد پرستان حمایت نمود . تا جائیکه به خاطر پشتیبانی از عدالتخواهی برای مردم به پیشواز شهادت هم شتافت . و همچنان میراث حق طلبانه انسانی ، ملی و دموکراتیک را برای یک افغانستان تجزیه ناپذیر و مردمش بجا گذاشت .
حق تعیین سرنوشت از دیدگاه شهید مزاری :
شهید مزاری در یک سخنرانی خود آیت قرآن کریم را قرأت کرده و ترجمه آنرا به منظور تعیین سرنوشت مردم چنین تقدیم نموده است :
« ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم ، مگر آنکه خود شان سرنوشت شان را تغییر دهند . » ( 3 )
در این صورت بازهم از صراحت کلام خدا ثابت می گردد که این انسان است که در نظام و حیات اجتماعی خویش نقش تعیین کننده را بازی نموده و از مراجع دیگری سرنوشت انسان رقم نمی خورد . یعنی انسان هم باعث هستی خودش است و هم سبب نیستی خودش می گردد .
زمانیکه در نظام و سیستم دنیامداری مکث نماییم ، از میلیاردها سال بدین طرف است انسان در اثر تماس و نبرد خود علیه نیروهای طبیعت ، توانسته که بر بخشی از آن فایق گردیده ، تاریخ و تمدن بشری را ایجاد کرده و جهان مادی ، معنوی را همراه با خودش در بستر گسترش و پویایی لایزال قرار داده است . می بینیم که این انسان است بر اساس تلاش ها ، مبارزات ، ابتکارات ، خود باوری ها ، آزمون ها ، پیگیری ها ، و اتکا به توان و نیروی خود ، باعث کشفیات و دست آوردهای عظیم در عرصه های مختلف علوم ، امورات مادی ، اجتماعی و معنوی گردیده اند. در همین رابطه است که استاد مزاری ، نقش مردم را در همه امور تعیین کننده دانسته و مردم کشورش را هوشدار می دهد که اگر در امر تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی شان مسؤلانه و آگاهانه اقدام نکنند ، از فقر و اسارت و جوالی گری نجات نخواهند یافت . و شهید مزاری می گوید :
« ما سرزمین افغانستان را سرزمین مان می دانیم . این خاک را برای آزادیش بیش از یک میلیون شهید دادیم ، وجب وجب از این میهن را دفاع می کنیم و بدین معنی نیست که ما حق نداشته باشیم ، ما سرنوشت خود را تعیین نکنیم . اگر بی تفاوت باشیم ، اتحاد خود را حفظ نکنیم ، می توانند ما را 300 سال دیگر باز حذف کنند ، آنوقت برای « جوالی گری » باشیم !! » ( 4 )

مردم سالاری از نظر رهبر شهید مزاری :

شهید مزاری نقش مردم را در همه امور تعیین کننده ، انسانی و عقلانی ارزیابی نمود . در باور مزاری ، مردم سالاری زمانی در جامعه بوجود می آید که حکومت بر پایه ارادهء داوطلبانه و آگاهانه مردم تشکیل شده باشد و مردم بر حکومت از حق نظارت و کنترول قانونی و عملی برخوردار باشند . شهید مزاری می فرماید :

« پایه های اساسی و مردمی برای یک حکومت وقتی بوجود می آید که انتخابات عمومی برگزار شود و مردم آزادانه سرنوشت خود را تعیین کرده ، قدرت سیاسی را به کسی و کسانی تحویل دهند ؛ ... » ( 11 )

وحدت ملی در منطق شهید مزاری :

در اعتقاد رهبر شهید ، هیچگاهی مردم افغانستان صاحب وحدت ملی نبوده و چنانچه این مؤلفه را در تمام میکانیزم اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، نظامی ، فرهنگی و کلیه زیر ساخت و روساخت نظام سیاسی- اجتماعی افغانستان مشاهده کرده می توانیم که بیانگر هرگونه فقر مستمر و عدم ثبات سیاسی در جامعه موزائیکی افغانستان می باشند.

وحدت ملی ارتباط تنگا تنگ به نظام دموکراسی دارد که مردم کشور میراث دار یک حاکمیت ملی بر مقیاس شایسته سالاری و تناسب نفوس اقوام تابع در کشور بوده باشند . در حالیکه تاریخ کشور ما خوب به حافظه دارد که مردمان ما هرگز دارای حکومت ملی نبوده است . چونکه حکومت ها همواره خواهان وحدت قدرتمندان و طبقات استثمارگر در این سرزمین بودند و منافع مشترک شان از طریق یک حکومت خودکامه و مطلقهء قرون وسطایی حفظ میشد ، نه ایجاد وحدت ملی و دموکراسی واقعی .

از نگاه مستبدین و حکام مطلق العنان کشور ما ، عبودیت و بردگی بی چون و چرا و نوکری تمام اقوام میهن ما از دولت های بر سر اقتدار کشور ، به معنی گویا « وحدت ملی » تلقی می گردیده که در واقع زندان ملیت ها بود .

مردم ما در گذشته از داشتن نظام دموکراسی کاملا محروم بوده و برعکس از سالیان متمادی در زیر شکنجه و ترور نظام های دیکتاوری و حتا شؤنیستی به سر بردند . زیرا به جای حاکمیت ملی ، حاکمیت شؤنیستی ، ماهیت سیاسی نظام قبیله سالاری طبقات فرادست پشتون سالاران و حامیان آن را در تمام روابط جامعه تشکیل می دادند
پشتون سالاران حاکم ، نظام پولیسی و فاشیستی را در تمام تار و پود همهء اتباع کشور بخصوص بالای اقوام تحت ستم ما حاکم نموده بودند. افزون برآن ، با سلب مالکیت خصوصی از مردم ، حصول مالیات کمرشکن از توده های فقیر ، شکنجه و زندان و حتی کشتارهای دسته جمعی اقوام محروم میهن ما بود که به اصطلاح « وحدت ملی » خواسته خود را بر اجساد و گورستان های گم نام مردمان افغانستان به وجود می آوردند . و اگر احیانا از کدام حلقوم صدای حق خواهی ، همبستگی طبیعی و ندای انسانیت شنیده میشد ، بلادرنگ به جرم برهم زدن گویا « وحدت ملی » به دار آویخته می شد . و یا حد اقل محکوم به زندان ابد قروی وسطایی سلطنتی و خاندانی می گردید . به همین سبب بود که شهید مزاری بر « وحدت ملی واقعی و راستین » که از بطن خواسته های تمام مردم ستمکش و محروم میهن ما برخاسته باشد ، بر آن تکیه نموده و چنین اعلام مواضع کرد :

« ما به همه سر دشمنی نداریم و دوست هستیم و وحدت ملی را ما در افغانستان یک اصل می دانیم ... » ( 12 )

در جای دیگر شهید مزاری ، وحدت ملی را با همبستگی اساسی اقوام ، مذاهب و احزاب کشور که نمایانگر پلورالیزم و کثرتگرایی سازنده و عقلانی در فرایند جامعه ما است ، چنین تأکیند می نماید:

« مردم ما یک مردم سرفرازیست که با برادری با همه ملیت ها می خواهیم زندگی بکنیم با برادری زندگی بکنند . این افغان باشد ، تاجیک باشد ، ازبک باشد ، همه برادرند حقوق مساوی می خواهند ، ... در اینجا مسأله افغانستان وقتی حل می شود که مردم و احزاب همدیگر را تحمل بکند ، در صدد حذف یکدیگر نباشد چه از نگاه اقوام چه از نگاه احزاب ، چه از نگاه مذاهب ، ... » ( 13 )

ضرورت نظام فدرالی در جهان بینی شهید مزاری در افغانستان :

وقتی که تاریخ کشور را ورق می زنیم ، از آغاز نخستین حاکمیت سیاسی تک تباری استبدادی و قبیلوی تمدن گریز تا کنون ، حکومت ها مرکزی و مطلقه افغانستان بر تمام حیات و ممات مردم اعم از پشتون و غیر پشتون کشور ما حاکم بوده است . از زمین و آسمان کشور ریزش خون جاری بوده و حتی سنگ ، چوب ، نبات و خلاصه کلیه ساختار طبیعت میهن ، رمز عریان بی حصر فقر و ناسامانی نظام را بصورت غم انگیز به نمایش می گذارند . این گونه شواهد عینی ، معلول حاکمیت نظام های مرکزی و فرهنگ مسلط قبیلوی حاکم و طبقات استمارگر در تمام تار و پود جامعه افغانستان است که جوامع و اتنی های خواهر- برادر ما را از حق تعیین سرنوشت شان با ابزارهای گوناگون تا حال محروم نموده اند و افغانستان را از جمله فقیرترین کشورهای جهان معرفی داشته است .
« تنها راه حل و قانع کننده ترین راه این است که حقوق طبیعی مردم به آنها داده شود چرا که همه ملیت ها در پیروزی سهم داشته و فشار 14 سال جهاد را بدوش کشیده اند ...
رهبر شهید مزاری فرمود :

« حکومت فدرال فعلا در کشورهای پیشرفته و آزادیخواه دنیا وجود داشته و موجب جذب و وصل ملیت های متعدد است ..... اگر ملیتی حقوق خود را طلب نمود و خواستار عدالت باشد ، به معنی تجزیه نیست .
باید گفت که پیش بینی های رهبر شهید مزاری در مورد بحران کشور کاملا مصداق عینی داشته اند . اکنون نیز افغانستان مانند دههء هفتاد خورشیدی تجزیه و در چنگ قدرت تفنگ سالاران حزبی ، محلی ، مافیای مواد مخدره و قاچاق و ... کشور قرار دارند.
پشنهادات ونظریا ت استاد شهید،درعصرکنونی نه تنها خردمندان ، دانشمندان ، حقوق دانان و عوام الناس میهن از آن بخوبی استقبال می نمایند و حتا به گمان اغلب در پیش نویس قانون اساسی جدید نیز فدرالی مورد بحث قرار گرفته است ، بلکه شرایط بین المللی هم مساعد شده ، تا نظام سیاسی آینده افغانستان ، فدرالی باشد
والسلام علیکم
داودناظری – کابل -  1390 .
079192445 و    0770009142

هیچ نظری موجود نیست: