۲/۰۳/۱۳۹۰

تاریخچه باستانشناسی



برای باستان‌شناسی تعاریف مختلفی پیشنهاد و ارائه شده است. باستان شناسی مطالعهٔ فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته است. باستان شنا سی یکی از شبعات انسان شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویداد ها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ.م ) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید. محدودهٔ مطالعات باستان شناسی بیشتر از زمانی است که انسان ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود یک میلیون تا 800 هزار یال پیش اتفاق افتاد انسان هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدودهٔ مطالعات شاخهٔ دیرین شناسی رشتهٔ انسان شناسی است. بنابر این می‌توان گفت که باستان شناسی آن شاخه از انسان شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می کند. باستان شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی پژوهش تحقیق و مطالعه می‌کنند چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است. باستان شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از
************
باستان‏شناسی زیر آب یا به تعبیری دیگر، باستان‏شناسی دریایی «هیپو آرکئولوژی»

نسبت به باستان‏شناسی خاکی، دانشی نسبتاً جوان است. تاریخچه باستان‏شناسی زیر آب در شکل علمی خود در اروپا به سال 1802 میلادی بازمی‏گردد، یعنی زمانی که غواصان یونانی از خرده‏ریزهای آب آورده ناو «منتور» نزدیکی‏های جزیره «آنتی سیتر» صندوقچه‏های محتوی پارچه‏های پربهای «پارتنون» را از آب بیرون آوردند.

اهتمام، ایرانیان نسبت به این رشته از دانش اندکی دیر، یعنی در سال 1377 شمسی صورت گرفت. این کار،گرچه مستلزم ابزارهای دقیق و پیشرفته، دانش فنی و هزینه‏های بسیار است، اما کاری بایسته و دقیق است که می‏تواند بسیاری از گوشه‏های ناروشن تاریخ ما را روشن کند.

در جستار حاضر، نویسنده ضمن تعریف اصطلاح باستان‏شناسی و سرگذشت دانش جدید باستان‏شناسی زیرآب، با ذکر تاریخچه‏ای از دریانوردی و نیز جنگهای دریایی ایرانیان در ادوار مختلف تاریخ و ارایه نمونه‏هایی از یافته‏ها و کشفیات مهم باستان‏شناسان دریایی، اهمیت و لزوم گسترش این دانش جدید را در کشورمان مورد تأکید قرار داده است.

باستانشناسی در سطح خشکی به دلیل سهولت کار، ابزار ساده، سهولت رفت و آمد، هزینه کم و مشاهده مستقیم نمونه‏های مختلف، پیشرفت قابل چشمگیری داشته است. لیکن باستانشناسی زیر آب، بسیار پیچیده نیازمند ابزار پیشرفته است و هزینه سرسام‏آور علی‏رغم این‏که به صورت علمی، مراحل نخستین خویش را طی می‏کند، کاوش‏های آن، نکات تاریک تاریخی بسیاری را برهمگان معلوم ساخته است.

تا امروز، بزرگترین کشفیات مربوط به زندگی ملت‏ها و فرهنگهای باستانی، مرهون باستانشناسان سطح زمین (خشکی) بوده است. به عبارتی می‏توان گفت: باستانشناسی زیرآب، مکمل باستانشناسی خشکی بوده، که سعی دارد همگام با باستانشناسی روی زمین، آثار مدفون از اعماق دریاها، اقیانوس‏ها، خلیج و کانال‏ها، را کشف نماید. انسان امروز در ادامه پیروزی جهان زیر دریایی خود، هرسال شاهد کشف آثار تازه شهرها، روستا و قصبه‏ها، دهکده‏ها، کشتی و ناوهای غرق شده، اجساد و اشیاء ارزشمندی است که بررسی‏های علمی انجام گرفته، توانسته نقش مهمی را در تکمیل پروژه‏های باستانشناسی روی خشکی فراهم آورد. باستانشناسی آبی را که مترادف باستانشناسی دریایی است، «هیپو آرکئولوژی» نامیده‏اند.
تعریف علم باستانشناسی

باستانشناسی را تعاریف متعددی است. معنی تحت‏الفظی آن دو واژه باستان. یعنی قدیمی و کهن و شناسی یعنی شناخت و شناختن.

باستانشناسی از نظر خانم کنتور آمریکایی، علم پی بردن به گذشته بشر، با مطالعه آثار به جای مانده است.

باستانشناسی می‏کوشد تا تاریکی‏های تاریخ تمدن بشر را بر ما معلوم سازد. باستانشناسی سرچشمه تاریخ است و داده‏های آن در جای خود، به عنوان اسناد تاریخی محسوب می‏گردند. داده‏هایش، همان دگرگونی‏هایی است که بر اثر اعمال انسانی در جهان مادی روی می‏دهد، یا به عبارتی ثمرات رفتار انسانی است که به صفت سنگواره درآمده است. واژه لاتینی آن از دو کلمه « Arco» به معنی قدیمی و « Logie» یعنی شناخت، گرفته شده است. تاریخ از ریشه یونانی هیستوریا، به معنی تحقیق از روایات و حکایات گرفته شده است ولی باستانشناسی، تحقیق و کاوش در زندگی، فرهنگ، تاریخ اقوام و ملل گذشته است. علم باستان‏شناسی ) Archaeogie( در کنار «سکه‏شناسی، خطوط باستانی، کتیبه بررسی مهرها، مستندات، سالنامه و سنگ قبور و دیگر آثار، توانسته ابهامات بسیاری از تاریخ قرون کهن را از میان بردارد.
تاریخچه باستانشناسی زیر آب در ایران

آب مایعی است که بقای حیات بشر و موجودات پیرامون او بدون آن، امکان‏پذیر نبوده، و از روزگاران کهن، ایرانیان جهت استفاده بهینه سعی در مهار آن داشته‏اند.

در تاریخ اسطوره‏ای ایران اشاره شده که منوچهر، پادشاه ایرانیان در 3400سال پیش
*************
تاريخچة باستانشناسي در ايران(1)

از قرن نهم هـ . / پانزدهم م . به بعد ، با انتشار سفرنامه‌هاي سياحان و جهانگردان خارجي ، ايران بعنوان يكي از كشورهاي باستاني با پيشينة فرهنگي كهن به جهانيان معرفي شد .
« باروبارو »ي ايتاليايي يكي از نخستين كساني بود كه در سال 877 هـ . / 1472 م . از تخت جمشيد جايي كه در گزارش خود از آن با نام « چهل منار » ياد كرده بازديد نمود . تقريباً دو قرن بعد در عرص صفوي « پيترو دلاواله » جهانگرد ايتاليايي در سال 1032 هـ . / 1622 م . ، پاي در تخت جمشيد گذاشت و كتيبه‌هاي ميخي آنجا را نسخه برداري و براي مطالعه با خود به اروپا برد .

« انگلبرت كمپفر » جهانگرد و پزشك آلماني در سال 1098 هـ . / 1685 م . ، به تخت جمشيد آمد . او نخستين كسي است كه خطوط كتيبه‌هاي هخامنشي را به ميخ تشبيه كرد و آنها را « خطوط ميخي » نامگذاري كرد و در سفرنامه‌اش آگاهيهاي بيشتري دربارة اين محوطة باستاني به دست داد . چند سده پس از اين ديدارها و نسخه برداريها و مطالعات مقدماتي « گئورك ـ فريدريش گروتفند » محقق گمنام آلماني كه معلم تاريخ يونان باستان و زبان لاتين در دانشگاه « گوتينگن » بود ، با آنكه هرگز به ايران سفر نكرده و زبان و خط قديم و جديد ايرانيان را نياموخته بود ، در سال 1235 هـ . / 1837 م . ، موفق به كشف رمز و قرائت خط ميخي باستان شد و به راز كتيبه‌هاي هخامنشي دست يافت .

به موازات اين كشف مهم و كمي بعد از آن يك نظامي انگليسي به نام « هنري راولينسن » كه براي آموزش و انتظام قواي نظامي ايران چند سالي را در استخدام حكومت قاجار بود و به خط و زبان فارسي تسلط كامل داشت و با سلاست بدان تكلم مي‌كرد بدون آگاهي از روش كار محقّق آلماني ، از كتيبه‌هاي هخامنشي « گنج نامة » همدان و « بيستون » كرمانشاه و كتيبه‌هاي تخت جمشيد نسخه برداري كرد . مهم‌ترين كار او نسخه برداري از كتيبة بيستون به سال 1252 هـ . / 1836 م . ، و كشف رمز و قرائت اين سند گوياي تاريخ ايران بود . حاصل يافته‌هاي وي با تفاوتهاي اندك نتيجة مطالعات « گروتفند » آلماني را تأييد كرد .

از آن پس كليد كشف رمز و قرائت خط ميخي فارسي باستان و ديگر انواع خطوط ميخي رايج در جهان باستان به دست آمد . نخستين كلنگ كاوشهاي باستانشناسي در ايران را « ويليام كنت لوفتوس » انگليسي در سالهاي 51 ـ 1849 م . در ويرانه‌هاي شوش پايتخت باستاني عيلام بر زمين زد . اين تاريخ را مي‌توان سر آغاز فعاليتهاي ميداني باستانشناسي در ايران دانست .

توصيف او دربارة اهميت اين محوطة وسيع باستاني توجه فرانسويان را به آثار ايران به طور اعم و به شهر باستاني شوش به طور اخص جلب كرد و آنان پيشدستي كرده و نظر مثبت شاه قاجار را براي صدور اجازة حفاري در شوش به دست آوردند . آنگاه يك مهندس معمار فرانسوي به نام « مارسل ديولافوا » براي تهيه مقدمات كاوشهاي باستانشناسي در شوش به سال 1883 م . / 1301 هـ . ق . ، وارد ايران شد . سرانجام طي تشريفاتي كه ناصر الدين شاه در فرمان خود به « ظلّ السلطان » ـ حاكم وقت اصفهان و خوزستان ـ متذكر گرديد ، كاوش فرانسويان در شوش رسماً در سال 1885 م . / 1303 هـ . ق آغاز شد و قريب 95 سال ادامه پيدا كرد .

« ديولافوا » به همراه همسرش « ژان » و دو دستيار كار خود را در تپة آپاداناي شوش آغاز كرد . معمار فرانسوي بدون در نظر گرفتن مفاد قرار داد با دولت ايران وبا توسل به روشهاي غير قانوني ، اشياء مكشوفه و حتي اجزاء معماري را كه جا به جايي آنها به صراحت در توافق نامة ايران منع شده بود ، به موزة « لوور» پاريس منتقل كرد .

دربار قاجار كه متوجه عهد شكني « ديولافوا » شده بود ، رسماً در اين مورد به دولت فرانسه اعتراض كرد ، امّا دولت فرانسه اين اعتراض را جدّي تلقي نكرد و فقط براي رفع كدورت از شاه ايران دعوت كرد تا براي بازديد از نمايشگاه اشياء مكشوفه در شوش به فرانسه سفر كند . اين سفر سومين و آخرين سفر شاه قاجار به اروپا و فرهنگستان ، بود كه در سال 1307 هـ . ق / 1889 م. انجام شد . شاه از نمايشگاه اشياء شوش در پاريس بازديد كرد و تحت تأثير آن قرار گرفت و سرانجام از اعتراض خود صرف نظر كرد و مقدمات كار براي انعقاد قرار داد جديدي دربارة كاوشهاي فرانسويان در شوش فراهم آمد . در سال 1312هـ . ق/1895 م. ، قرار داد جديدي ميان دولت ايران و فرانسه در 8 فصل تدوين گرديد ، امّا با كشته شدن ناصر الدين در ماه ذيعقده 1313 هـ . ق .، اين قرار داد هركز به مرحلة اجرا درنيامد .

فرانسويان كه به اهميت و ارزش تپه‌هاي باستاني شوش پي برده بودند بار ديگر در عهد سلطنت مظفر الدين شاه قاجار قدم پيش نهاده و خواستار اجراي قرار داد منعقده شدة مذكور گشتند . در سال 1315 هـ . ق . / 1898 م . به « ژاك دو مُرگان » زمين شناس و مهندس معدن كه در آن زمان سرگرم كاوش باستانشناسي در مصر بود ، مأموريت داده شد تا براي اجراي قرار داد مورد بحث به ايران سفر كند . نخستين سفر وي با استقبال مقامات ايراني مواجه نگرديد و عبدالمجيد ميرزا ، حاكم وقت خوزستان حاضر به همكاري با او نشد و در نتيجه كاوشهاي شوش دچار وقفه گرديد . تا آنكه ضمن مسافرت مظفر الدين شاه به فرانسه ، مقامات فرانسوي فرصت را مغتنم دانسته و مسايل و مشكلات كار هيأت شوش را با وي در ميان گذاردند . شاه ايران وعدة مساعدت داد و همين امر منجر به تحميل قرار داد جديد و غير منصفانه‌اي شد كه در سال 1318 ق . / 1900 م . ميان دولت ايران و فرانسه منعقد گرديد و در تاريخ باستانشناسي ايران به قرار داد « دمورگان » مشهور شده است . به موجب اين قرار داد نه تنها امتياز كاوشهاي شوش بلكه مطالعات و حفاريهاي باستانشناسي سراسر ايران به انحصار فرانسويان در آمد .

« دمورگان » از پاييز سال 1897 م . تا تابستان 1911 م . ، به مدت 15 سال سرپرستي هيأت كاوشهاي شوش و مطالعات و بررسيهاي ساير نقاط ايران را به عهده داشت . از اقدامات قابل ذكر و بيادماندي وي ايجاد بناي قلعه شوش در بلندترين نقطة تپة باستاني موسوم به « آكروپل » بود .

پس از بركناري « دومرگان » از سرپرستي هيأت شوش ، زمان كوتاهي « پرشيل » خط شناس معروف سرپرستي هيئت شوش را به عهده گرفت . بسياري از الواح و آجر نبشته‌ها و اسناد مكتوب مكشوفه از شوش را وي رمز گشايي و قرائت كرد . آنگاه نوبت به « رونالد دومكنم » كه نه باستانشناس بلكه مهندس معدن بود ، رسيد . او به مدت طولاني يعني بيست و هفت سال در فاصله سالهاي 1291 تا 1317 ش . 1912 تا 1939 م . كاوشهاي شوش را هدايت كرد . معبد عيلامي « چغازنبيل » را نخستين بار وي بررسي و گمانه زني كرد .

با آغاز جنگ جهاني دوم به مدت چند سال كاوشهاي شوش دچار وقفه گرديد . پس از خاتمه جنگ « رومن گيرشمن » كه از سالها پيش با سمت دستيار « ژرژكنتو» در تپه گيان نهاوند و نيز سرپرست كاوشهاي محوطة باستاني « سيلك كاشان » و شهر ساساني بيشاپور فارس ، كار باستانشناسانه كرده بود ، در سال 1325 ش . ( 1946 م . ) به سرپرستي هيئت شوش منصوب شد و كار ديگر كاوشگران را در پايتخت باستاني عيلام پيگيري كرد . وي اولين سرپرست هيئت شوش بود كه به معني اخص كلمه باستانشناس بود ؛ زيرا تمام سرپرستان پيش از او تخصصهاي ديگر داشتند . شهر پانزدهم عيلامي را كه از نخستين مراكز شهر نشيني در ايران به شمال مي‌رود ، وي كاوش و خاكبرداري كرد . كاوشهاي وي در معبد « چغازنبيل » و شهر « دوراونتاشي » ، در صفة هخامنشي ، « مسجد سليمان » و محوطة پارتي « برده نشانده » ، خوزستان و نيز جزيرة خارك قابل توجه و ذكر است .

با بازنشسته شدن « گيرشمن » در سال 1346 ش . ( 1967 م . ) به مدت يك فصل سرپرستي هيئت شوش به عهدة « پراستو » كشيش و خط شناس بود و آنگاه از سال 1347 تا سال 1357 ش. « ژان پرو » به منزلة آخرين سرپرست فرانسوي هيأت شوش انجام وظيفه كرد و كشف الواح سنگي ياد بود بناي تالار آپادانا و مجسمه سنگي داريوش اوّل ( حاوي كتيبه‌هايي به خطوط ميخي عيلامي و هيروگليف ) مربوط به دورة سرپرستي وي است . با آغاز انقلاب اسلامي ايران كاوشهاي فرانسويان در شوش كه تقريباً يك سده به طول انجاميد متوقف شد و قلعة تاريخي شوش كه مركز و پايگاه هيئت فرانسوي بود در اختيار ادارة ميراث فرهنگي استان قرار گرفت .

قرار داد موسوم به « قرار داد دومرگان » در سال 1306 ش. ( 1927 م . ) از سوي دولت وقت ايران لغو گرديد . ولي توافق شد كه هيئت فرانسوي كار خود را صرفاً در شوش دنبال كند و فرانسويان متعهد شدند تا موزه و كتابخانه‌اي در تهران احداث نمايند به شرط آنكه رياست آن در سه دورة متوالي ( هر دوره پانزده سال ) بعهدة يكي از اتباع فرانسه باشد .
سه باشد .

تاریخچه تلویزون در افغانستان(صندوقچه جادوی)

تلویزیون به عنوان قدرتمند ترین رسانه در افغانستان ، در زندگی مردم نفوزکرده است.
 این رسانه تصویری وصوتی که با برنامه های متنوع وجزاب لحضات هموطنان ما را از (محصیل ، متعلم ، غریب کار ، با سواد ، بیسواد وزن مرد ) شکار می نماید .
تماشای تلویزیون حتی به گفته محققین ، وروان شناسان ، از اخلاق ورفتار خوانواده گی هم کاسته وتاسیر کرده است که حد اقل باید زن ومرد در شب روز چندین ساعت با هم صحبت کند ولی تماشای تلویزیون وقت این کار مهم وحیاتی را شکار می کند ، اما نشرات و وضعیت تلویزیون در افغانستان فرازونشیب های زیادی را طی کرده است ، تاریخچه تلویزیون در افغانستان ، به زمان محمد داود خان می رسد که اولین ریس جمهور افغانستان بود درسال 1357 در بیست هشتم ماه اسد به مناسبت سالروز استقلال کشور اولین بار تلویزیون ملی افغانستان مدت یکساعت مستقیم از کابل نشرات کرد وبعد از آن نیزمدتی در روز یک ساعت نشرات می کردند.

فعلآ در افغانستان بیشتر از بیست پنج شبکه  تلویزیونی موجود می باشد که اکثرآ بیست چهار ساعته میباشد وروی مهواره هم قابل دریافت است . ولی اکثر برنامه های تلویزون را برنامه های تفریحی ، موسیقی ، تعلیمی ، میزگیرد ها ومخصوصآ سریالها وتبلیغات تجارتی تشکیل می دهد .
پر بیننده ترین بخش نشرات تلویزیون را سریالهای خارجی وکمترداخلی تشکیل می دهد.
که این سریالها بشتر نقش تبلغاتی فرهنگ ، تجارت و... را دارد که بخاطر جزب بننده های بیشتر رقص ها ی نیمه برهنه نیز خود داری نمی کند ولی این کار رسانه با واکنیش ها وانتقاد های نمایندگان پار لمان ، ملاامامان مساجد، وزارت اطلاعات فرهنگ مواجه شده که تاسیر روی این قسم نشرات نگذاشته است .که خود نمایانگر بی نظمی در فرهنگ وعنعنات مردم میباشد.
چون اکثر تلویزیونها تحت کنترل مستقیم دولت نیست بلکه از یک منبع تجارتی ، سیاسی وشخصی اعمال می شودواین قسم رسانه ها بادید فرا گیر در قسمت های اجتماعی وسیاسی وفرهنگی نمی نگرد.

۱/۳۱/۱۳۹۰

شعر زیبای بهاری


شادی راهدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آن ها که دلت را شکستند
دعا کن برای آن ها که نفرینت کردند
درخت باش در غم تبرها
بهار شو وبخند!
که خدا هنوز آن بالاست
******************
نکته...!!
ای خدا...
 تو که نمیخواستی آدم سیب بخورد، درختهایش را چرا کاشته بودی؟!!
نوشته شده در یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤٥ب.ظ توسط سارا نظرات (6) |
یادم با
یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود ، خودش سایه ای ندارد .
یادمان باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را .
یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد ، عفونت است .
یادمان باشد که :در حرکت همیشه افق های تازه هست .
یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران ! تعریف کنم .
یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند .
یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند ، یادمان باشد که که دلی نو بخرم .
یادمان باشد که : فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی .
یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند .
 یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم .
یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند .
یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم .
یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد .
یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید .
یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند .
یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .
یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها . 
یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست .
یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم .
یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!
یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم .
یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند ، هرکسی سهم خودش را می آفریند .
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست .
یادمان باشد که : پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند .
یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است ، فردا نخواهد بود .
یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم .
یادمان باشد که : من « از این به بعد » هستم ، نه « تا به حال » .
یادمان باشد که : هرگر به تمامی نا امید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی .
یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد .
یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد .
یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود .
یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک .
یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند .
یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: «حمل باری که خودم هستم» تا آخر راه .
یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است ، انبار مهمات .
یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است ، گاهی بر می گردد ، گاهی نه .
یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است
یادمان باشد که :همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است .
یادمان باشد که : امید ، خوشبختانه از دست دادنی نیست .
یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم ، نه همراه .
یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .
یادمان باشد که . . . یادمان باشد . . .
*****************

177 نفرو177 تصور خنده، ولی یک پیام درآن نهفته است.

مطالب که در وبلاک می گزارم ، به زبان ولحجه هزارگی است وقسمی که مردم تلفظ می کند که بیشتر موارد اظافه های از حرف یا دیده می شود ، مردم مناطق مرکزی ما همان قسم تلفظ می کند.

۱/۳۰/۱۳۹۰

حضرت زهرا استوره مقاوم والگوی جهان انسانیت :


فاطمه محبوبه حق ، پاره تن حضرت محمد مصطفی «ص» سنگر دار حماسه های پدر بزرگوارش وحضرت علی مرتضی ، زلال چشمه زمزم ، دریای مملو ازعاطفه ، ایثار ، سرورهمه زنان گیتی الگوی خانه داری در جهان انسانیت والگوی زنان جهان است.
فاطمه زهرا پس از یک عمر ومجاهدت در راه تلاش به عمران وآبادی اخلاق ، شوهر داری ،خانه داری وتربیت فرزند ، از میان امت اسلامی رخت بر بست ، زهرا کوثربود یعنی همه زنان عالم از اول تا آخیر تشنه تربیت های اخلاقی ودینی آنحضرت می باشد .
اوچشمه زلال بود که از آن دریای امامت ودریای فضل معنویت به وجود آمد ، اقیانوس بیکران خوبیها ، که از عصاره وجود ش مروارید های گران ارزش را به یاد گار گذاشت ، فاطمه دارای یک مقام شامخ است وکردار ورفتار آنحضرت همیشه باید سرمشق زندگی های انسانی قرار گیرد ، چون فاطمه دریک سرزمین مقدس چون مکه معظمه دردامن سرشار ازعطوفت مادر عالی مقام چون خدیجه ، وپدر بزرگوار ومربی بزرگ تاریخ بشریت رسول معظم اسلام ، چون حضرت محمد «ص» تربیت یافت ، فاطمه همیشه در یک شرایط سخت وتر سناک چون دوران جهادومبارزه در راه اسلام در کنار پدر بزرگوار خویش وشوهر مهربان خود عمر خویش را سپری می کرد وتاپایان عمر به دین منوال ادامه داد ، فاطمه رنجها وشاهد غمهای فراوان بود ، بنا براین بود که روح آنحضرت بشتر سیقل خورد ودر نتیجه اختران آسمان امامت را به جامعه اسلام تقدیم کرد .
حضرت زهرا بحیث یک الگو ویک اسطوره در جهان اسلام ، درمقابل این همه مصائیب پیش آمده ایستاده گی کرده ودست از مجاهدت وتلاش دست بر نداشت ویگانه یار مونیس شوهر عزیز خود حضرت علی (ع) محسوب می گردید ، صلاح که زهرا ازآن در مقابل دشمن استفاده می کرد ، صبر ، حجاب ، حلم ، برد باری ودعا بود ، حضرت امام حسن (ع) نخستین فرزند گرامیش می فرماید که مادرم همیشه دعایش اول درباره همسایه ها بود ، زهرا برای اینکه بیتواند علی فارغ البال ، در راه گسترش دین اسلام گام بردارد ، ومبارزه کند خود به تنهای امور زندگی را پیش می برد ، با روح آرام وچهره باز با شوهرش رفتار می کرد ، وهر گیز با درخواست های خود علی را نرنجاند.
زهرا درزیر باران رحمت رشد کرده بود ، یعنی در عصر که آیه های قرآن ودساتیر اسلامی بر پدر بزرگش نازل می شد ، زهرا رنگ محیط به خود نگرفته ومن حیث یک مربی لایق وفعال در بخش های مختلف فعالیت می کرد ، دست پرورده های او بود که جان بخش دین اسلام گردید ودر دوران سیای دیگر دین را از سیر قهقرای سیر سعودی بخشید ونهال دین را آبیاری نمود، با آنکه گذر زمان بر زهرا حوادث را یکی  پس ازدیگری حمل می کرد ولی زهرا تغییر در رفتار خود به وجود نمی آورد .
زهرا تنها کسی بود که  همراز پدر بزرگوارش بود در تمام مشکلات ها وسختیها وقتی که پیامبر از جنگ بر می گشت ، زهرا خونهای شمشیر را می شست .
بر علاوه زهرا در مقابل تمام انحرافات وکجرویها امر به معروف ونهی از منکر می کرد ، وامت اسلامی را به دین وانسا نیت فرا می خواند ، زهرا با ایراد خطبه های غرای خویش ، نسلی رابیدار وبر دهان بد خواهان وکینه توزان مهر می زد .
زهرا پس از رحلت پدر بزرگوارش از گریه وغم فاصیله نگرفت ویار غم اندوه گشت تا اینکه ازاین
جهان رخت بر بست وفر زندان عزیزش ، شوهر ، دوستان وشعیان را درسوک نشانید.

غلام عباس افضلی
 محصل ریشته فقه ومعارف اسلامی ، دردانشگاه جامعه المصطفی العالمیه «ص»
کابل ، افغانستان
تاریخ :1390/1/29

۱/۲۹/۱۳۹۰

حمله به وزارت دفاع ملی در کابل وانفجار یک ماین در غزنی ، جان چندین سرباز اردو وافراد پولیس را گرفت:

در خبر نامه وزارت دفاع ملی آمده است که یک انتحار کننده ، بایونیفورم نظامی ، مواد منفجره را با خود حمل کرده وداخیل وزارت دفاع ملی می گردد که فیر نموده درنتیجه دوسرباز اردوی ملی کشتهوهفت تن دیگر زخمی شده اند ، در خبر نامه به نقل از ظاهرعظیمی، سخنگوی وزارت دفاع ملی فرد مها جیم هدف سرباز ان اردوی ملی قرار گرفته وقبل از انتحاراز پادرامدولی انتحار کننده گان موفق گشت که بالای سربازان فیر نماید ، این در حال است که همزمان ساعت یازده امروز در ولسو.الی جغه توی ولایت غزنی یک رنجر پولیس با ماین کنار جاده تصادم نموده که شش تن از افراد پولیس کشته شدند که زرور زاهید ، فرمانده امنیت این ولایت رویداد متزکره را تایید نموده است .

۱/۲۸/۱۳۹۰

پیشنویس وزارت عدلیه افغانستان ، مبنی بر کاهش مصارف سنگین عروسی:

                         سنگوی وزارت عدلیه آقای فرید احمد
وزارت عدلیه افغانستان    (  جوان که اظهار رضایت دارد)
به خاطر آسان ساختن وکاهش مصارف سنگین عروسی ، پیشنویس طرحی روی دست گرفته که خوانواده ها را ملزم میکند تا از عروسی های پر مصرف خود داری نماید واز گرفتن طویانه سنگین جلوگیری نمایدوشئونات اسلامی را مراعات نماید ، فرید احمد سخنگوی وزارت عدلیه ظمن بیان بعضی از مشکلات بر سرراه تطبیق این پیش نویس چنین طرحی را ضروری پنداشت ، با این حال شماری از جوانان ازطرح این پیشنویس استقبال می نماید ، این در حال است که چنین اقدامات از سوی دولت باعیث امید واری های جوانان در قسمت تشکیل خوانواده گردیده وآداب رسوم دست پا گیر خوانواده ها وسنتی مانع تطبیق این قانون می گردد

پخش سیدی ظهور نزدیک است ، عکس العملها ونظرها دراین باره:

امروز با تاسف ، از منابع معتبر دینی استفاده های سیاسی بیشتر صورت می گیرد ، که باعیث تخریب عقائید وباور مردم نسبت به دین وآیین می گردد واصل ماهیت دین مداری وفروعات جزئیات آن را زیر سوا ل می برد که شاید این اقدام ها از طریق منافع طلبان ودشمنان با تخنیک های پیشرفته صورت می گیرد این تبلیغات ها وبر نامه ها باساز ماندهی قوی خویش از طروق مختلف تبلیغات ر امی اندازد تا اذهان مردم را خدشه دار نماید ، گرچند تبلیغات دینی علیه دین وآیین دیگر در مرور زمان مراحل خودرا طی نموده ودراین عصر زیاد صورت می گیرد که گاهی زود تر افشا می شود گاهی هم با تاخیر که خالی از تاسیرات نیست.
دراین اواخیر سیدی بنام ظهور نزدیک است که از منابیع تاریخی ، سیر تحولات کشور ها استفاده نموده وسیدی مستند را حدود یک ملیون پخش کرده که من امروز دیدم وقسمت ازاین فلم را مشاهیده کردم که گفتار حضرت علی ، سیر تحولات تاریخی  را شاهید به این مدعا آورده وتعدادی از مردان دولتی ایران را از یاران خاص امام زمان معرفی کرده است .
شبیه آن چند سال قبل در مناطق مرکزی تبلیغات راه انداخته شده بود که عکس امام زمان به شیشه های دیوار افتاده مخصوصآ شیشه های دیوار که طرف سرک بود ولی تفاوت نمی کرد که شیشه منبر است ، طبیله است ، یا خانه دیگر است ولی مردم نزر ها وخیرات های را می کرد ویکی از علامت های نزدیک بودن ظهور عنوان می کرد ولی به زود ترین فرصت رنگ که به اثرتعامل هوا در شیشه ها ایجاد شده بود ازبین می رفت ،مردم تبصیره می کرد که عکس امام است عکس شمشیراست.
پارسال درولایت غزنی ،شایعه پخش شد که یک دختر پسر که خلاف کرده مسخ شده وبه شکل میمون درآمده که شایعه خیلی گسترده پخش شده بود تااینکه خودم دیدم فلم  آنرا دقیق که دیده می شد کسی لباس را به شکل میمون پوشیده بود مردم فهمیده بود بعدآ .
همین قسم تبلیغات دیگر که زود شایع می شود وبعدآ افشا می شود مردم به این باور می شود که در اصل وماهیت دین مشکل وجود دارد.
 دراین زمینه از دولت می خواهیم ، دراینزمینه اقدام نماید.

۱/۲۶/۱۳۹۰

جای شمشیرامام زمان بوسیدنی است ! عجله کنید فرصت کم است!

خواننده گان محترم وبلاک آیینه ، خدمت تان عرض سلام ادب دارم ودوم هم اینکه از فرصت استفاده نمایید گردن های را که مطمئین هستید ، جای شمشیر امام زمان است ببوسید .
چون دراین اواخیر سیدی از مستند  ظهور امام زمان نزدیک است نشر شده وتعدادی از یاران با وفای آنحضرت را هم مشخص کرده ، بنا براین تعدادی از مردم که یاران امام را شنا خته میگه امام زمان اگر چنین لشکرداشته باشد دنبالش رفته نی نیست ونخواهد رفت .
ولی کسانیکه این فلم را ساخته از کار خود با جدیت پشتبانی می کند، پول که دراین فلم هزینه شده پول ایران می باشد ونفرای خاص که از جمله یاران امام معرفی شده هم چند نفر انگشت نمای همین کشور است ( ضمیرهمین را ببرید به ایران) دراین سیدی هفده علامت ظهور ذکر شده است وکار گردان این فلم می گوید که د رعصر ظهور زندگی می کنیم وی می گوید که حلقه دوم سیدی در نیمه شعبان به بازار عرضه خواهد شد (جناب محترم از کجا معلوم که تا آنوقت شاید خود امام بیاید نیاز نیست که شما سیدی توضیع کنید) کسیکه برای دعای باران می رود همرای خود چتری نمی برد .
 این در حال است که یک ملیون نسخه این فلم در کشور ها نشر شده است که بنا به نقل قول مردم دراین فلم سخنان را به خمینی  هم نسبت داده است که خمینی گفته بعد از من کسیکه ریس جمهور ایران می شود پرچم اسلام را به دست مهدی خواهد داد.
مردم مسلمان وشیعه جهان که سر سخت علاقه مند حضور در حکومت عدالت گستر امام است ، آرزو دارد که از جمله یاران امام باشد ولی اینکه تعدادی مشخص شده ویاران امام تقریبآ تکمیل شده مردم کم کم نا امید شده .

۱/۲۵/۱۳۹۰

توزیع جوایزقهرمانی مسابقات جام سال نو.


استاد حاجی محمد محقق ، ریس کمسیون عدلی وقضای مجلیس نمایندگان ورهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان ، واحمد بهزاد معاون مجلس نمایندگان ، جوایز قهرمانی جام سال نو را  توزیع می کند ، به همین مناسبت روز جمعه تاریخ بیست ششم ماه حمل سال جاری ،در مسجید جامع الزهرا، جاده شهید مزاری(ر) قلعه ناظیر محفلی برگزار می گردد.
استاد حاجی محمد محقق ، حضور هموطنان را دراین محفل ، نشانه وطن دوستی وسلامتی آنان خواند.

۱/۲۴/۱۳۹۰

ویژه گیهای زندگی باشنده گان مناطق مرکزی افغانستان(هزارستان)

یکی از محافل موسیقی




باشند گان مناطق مرکزی یک چهارم نفوس افغانستان را تشکیل می دهد ، که زندگی آنان دارای ویژه گی خاص می باشد ،
بنا به تحقیق محققین وشواهید تاریخی در کتاب های معتبر تاریخی ومستند ، حضور مردم مناطق مرکزی وهزارستان پیش از زمان مسحیت و پیش از زمان اسکندر مقدونی ، به افغانستان می رسد ، موجودیت دوبیتی های محلی ، ضرب المثل ها، موجودیت آثار باستانی ، تاریخی ، موجودیت بند های  تتاریخی آب شواهید است که  به قدامت مناطق تاریخی  دلالت می کند.
(موسیو فوشه ) محقیق ودانشمند فرانسوی که دراین زمینه تحقیق کرده است ، یاد داشت های هیوان  تسینگ چینی که درقرن نخست هجری ، اتفاق افتاده دراین موضوع اشاره می کند که زندگی اجتماعی ، معماری ، ساختمان فزیکی وشواهید تاریخی کاملآ با احوال مردم شباهت دارد .
وهمچنان دانشمندان چون عبدالحی حبیبی ، داکتر جاوید استاد دانشگاه پیشین کابل ، داکتر عمر صالیح یکی از نویسندگان معروف کشور در کتاب های تاریخی افغانستان نیز درکتابهای تاریخی افغانستان دراین مورد ذکرشده است .
کلیمه تغیر یافته از (هوزاله ) یعنی خوش قلب می باشد که پیش از ورود اسلام به افغانستان به مردم مناطق مرکزی یا هزارستان امروز اطلاق می شد .
وبعد ازان به تدریج به هزاره تبدیل شد، مناطق مرکزی جای تلاقی  کوه های سر بفلک کشیده کوه های هندوکش کوه بابا ، ومرتفعات افغانستان است ، که گرم ترین وسرد ترین نقطه کشور ما را تشکیل میدهد ، که شامل ولایات ، بامیان ، میدان ، غزنین ، پروان زابل ، اروز گان ، جوزجان ، سر پل ، غور ، هلمند ، به شمار می آید .
زندگی باشند گان مناطق مرکزی کشور ما را مشکلات متعد دی تهدید می کنداز جمله عدم راه های مواصلاتی ، که  درفصول خاص سال به خصوص بروی مردم باز است
درغیر آن صورت ومردم ما نمی تواند محصولات زراعتی خویش ومواد مورد نیاز خودرا تهیه نماید ویا بجای برساند .
در مناطق مرکزی عدم استفاده درست ومسلکی از آب ، زمین های خالی ، نبود مکتب ، عدم فعالیت شبکه های تلفنی که یکی از راه های ارتباطی در عصر امروز به شمار می آید ، شبکه های رادیو وتلویزیون که در مناطق مر کزسی فعال نیست ومردم از اطلاعات دسته جمعی وجریانات روز در جریان باشد چون موجودیت رسانه در شهرهای  افغانستان در پیشرفت کار بار مردم نقش خوبی راداشته است .واز سوی دیگر درقسمت رشد فرهنگی زبانی واصیل  مردم نقش دارد ، اما با وجود آن هم مردم توانسته سینه به سینه فرهنگ خویش را حفظ نماید ودر مجالیس ومحافل با لهجه های مختلف دوبیتی های خویش را زمزمه کند.
^^^^^^^
مردم در جنبه های اقتصادی به کشاورز ی ومالداری مشغول هست که آنهم در حد نهایت قدیمی وسنتی که نمی تواند محصول درست را از زمین وزراعت خودبردارد ، موجودیت آب هوای مناسیب درهزارستان زمینه غرص انواع مختلف نهال های مثمر وغیر مثمرقابل رشداست وزمینه کشت کار هرنوع میوه جات را نیز دارا می باشد  که دراین زمینه متاسفانه توجه صورت نگرفته است .
از سوی دیگر صناییع دستی مردم ما در حد پایین از لحاض مارکتینگ ، وفروش به نثبت عدم راه های مواصلاتی وجود دارد که با آنهم بنا به گفته ریس اطلاعات فرهنگ بامیان ، سی فیصد عوائید دولت از طریق صنایع دستی ومراکزی توریستی دربامیان بدست می آید.

۱/۲۳/۱۳۹۰

جلاد طالبان دست گیر شد:

لطف الله مشعل سخنگوی امنیت ملی در کنفرانس مطبوعاتی امروز سه شنبه خویش به رسانه ها گفت ، نیروهای امنیت ملی موفق به دستگیری سه تن از انتحار کننده گان که  به قصد انجام حمله انتحاری وارید افغانستان گردیده بود گرفتارنیروهای امنیتی گردیده .
وی گفت کسی که  همیشه در ولایت هلمند سر می برید ومعروف بنام جلاد طالبان بود نیز از جمله این سه نفر می باشد .
این شخص که خودرا  جمعه جان  معرفی می کند می گوید که از ولسوالی نار  جه ولایت هلمند  می باشد ومدت سه سال همرای طالبان همکاری داشته وسر می بریده .
همچنین جوان بنام خالد رحمن که  درقبایل پاکستان مدت سه ما آموزش دیده به قصد انتحاری وارید افغانستان شده اما پیش از عملیات خودرا به نیروهای امنیت ملی تسلیم نموده است وی می گوید که  ما را درپاکستان آموزش می داد که  مردم افغانستان کافر شده ودین در افغانستان ازبین رفته واین کشور تحت کنترل نیروهای خارجی میباشد اما وقتیکه  درافغانستان آمدم مساجید را دیدم دست ازعمل انتحاری کشیدم وبه نیروهای افغان تسلیم شدم
                        جلاد طالبان ( جمعه جان) از ولایت هلمند ولسوالی مارجه
                          خالد رحمن جوانیکه خودرا به امنیت ملی تسلیم نموده
                      لطف الله مشعل سخنگوی امنیت ملی

ویژه گیهای یک حکومت داری خوب ، از نظر قرآن ، احادیث وامام علی «ع»


باعرض سلام احترام  خدمت شما عزیزان گرامی وکسانیکه در راستای تامین یک فضای همه جانیبه ومتوازن در کشور برای پیشرفت وترقی قلم بدست می گیرند ونکات جالیب وآموزنده را وبرجسته را که از حکومت داری ها وموقیت ها وشکست ها را به رشته قلم وتحلیل در آورده ، واز ین طریق مردم وحکومت فعلی آگاه می سازد و تشکر از ارگانهای اجتماعی وتعلیمی که چین موضوعات را مطرح می کند تا بشتر مردم ما آگاهی پیدا کند وراه گشای باشد برای کار های حکومتی .
استاد محترم که موضوعی را تحت نام (حکومت داری خوب ) از نظر قرآن وپیشوایان مطرح کرد وبه عنوان تکلیف خانگی
به ما وظیفه سپرد ، تا ویژه گیهای حکومت داری خوب را تحت یک مقاله مختصر ، ذهن خود را متوجه این امر مهم وحیاتی دریک جامعه تهیه  نماید واز همین حالا متوجه وظایف وکار های حکومت باشد ودر بعضی قسمتها راه گشای کار ها باشد.
بنده هم به نوبه خویش نتیجه سعی وتلاش خودرا دراین قسمت ، با استفاده از روایات قرآن ، نظریات رهبر بزرگ وحکومت دار عادل وممتاز (حضرت علی «ع» ) که الگو ونمونه حکومت داری در دنیای بشریت وجهان اسلام است به بر رسی میگیرم وهمچنان نمونه از حکومت وپادشاهی حضرت سلیمان بن داود را ونکته های آموزنده وفراگیر آنرا دراین مقاله گنجانیده ام که محضر شما تقدیم میکنم .
ویژه گیهای یک حکومت داری خوب:
1. سیاست باید با  تقسیم مساوی بیت المال و در نظر نگرفتن فضایل شخصی و شرافت های قبیله ای، سیاستی کاملاً اسلامی و مطابق با کتاب و سنت نبوی باشد.
2. اصولاً تمام اقشار جامعه با حضوردر یک حکومت ودولت همواره کم یا زیاد تجلی می کند
از نظرحضرت علی (ع) آن الگوی جامعه بشریت ، رهبر بزرگ اسلام  ، عامة مردم، ستون های استوار دین، برپادارندة اجتماعات پرشور مسلمانان و نیروهای ذخیرة دفاعی به شمار می آمدند. بی تردید، با این دیدگاه، امکان ترجیح خواص وجود نداشت.
. ترجیح قشربریک قشر دیگر در  روند حکومت داری ، انبوه مردمی را که بارقة امید در دلشان درخشیده ، از حکومت گریزان و پایه های حکومت داری را به تزلزل در می آورد.
تبعیض در روند حکومت داری  مردم را در روند باز سازی  و پیشرفت دلسرد می کند وحکومت پیش نظر مردم بی اعتبار سابیت  می گردد.
همین قسم در تجربه ها سابیت گردیده که حاکم ظالم وحکومت مستبد ، تنها رای ونظر خود را تحمیل می کند ومنافع یک قشر خاص را درجامعه در نظر می گیرد بر اساس هوس ، غرض وموارد شخصی وقومی اگر بر نامه ریزی کند و وارید حکومت داری شود، به منافع ملی وعلیای کشور توجه نمی کند.
، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «هر کس خودرأی شد، به هلاکت رسید و هر کس با دیگران مشورت کرد، در عقل های آنان شریک شد».
. قاطعیت، از ویژگی های حاکم موفق است؛ اما استبداد، سرانجامی جز نابودی چیزی ندارد.حکومت باید بر اساس کتاب خدا وسنت پیامبردرچار چوب ارزش های اسلام تنظیم گردد . وقاطعانه بیدون در نظر داشت سمتی ، قومی ولسانی به قانون تصویب شده احترام بگزارد ، حکومت داری خوب باید دارای برنامه های عام المنفعه منظم داشته باشد ،  از جمله پلانهای سیاسی ، اجتماعی ورفاهی  قاطعانه گام بردارد. حکومت داری خوب یعنی عزل ونصب کارمندان بلند پایه وبقیه کارمندان دولتی به اساس دلسوزی وارزشمندی به مردم وملت باشد .
. استبداد - چنان که گفته شد - امری مذ موم است و عقل و دین، آن را تأیید نمی کند؛ هر چند موفقیت های آنی به ارمغان
آورد.  حتی نمیتوان یاغی ترین وگمراه ترین قشر جامعه  از طریق ظلم واستبداد اصلاح کرد مصداق این بخش، حکومت داری حضرت علی (ع) بالای  کوفیان است که آن مردم در نهایت گمراهی وجهالت بغض بود ولی حضرت اسلآ نمی خواست کوچکترین ظلم را انجام دهد .
           



          با اندکی تامل در تاریخ حکومت ها می توان حکومت داری را به دودسته تقسیم کرد .  
دسته اول :
پیامبران و انسان های نیکو سرشت و دسته دوم حکومت های مستبد و خودکامه. بین این دو نوع حکومت تفاوت هایی وجود دارد که باعث می شود حکومت دسته اول علی رغم اینکه مانند حکومت دسته دوم فنا پذیر است، اما همراه به نیکویی از آنها یاد می شود و سر مشقی برای دیگر حاکمان و حکومت ها می شوند.    
به عنوان مثال از حکومت داری فرعونیان در مصر نام میبریم که حکومت اکثر فراعنه در مصر بر اساس زور گویی و برده کشی و فریبکاری بوده است.حکومت مغول ها علی رغم مدت زیاد و سرزمین های پهناوری که در اختیار داشته اند چون بر اساس تجاوز و خونریزی به وجود آمده بود از بین رفت و هرگز نام و نشان خوبی از آن ها باقی نماند.
در مقابل این مثال تاریخی حکومت ذوالقرنین (بنا به تعبیر بعضی از مفسرین و تاریخ دان ها همان کورش کبیر) چون بر اساس عدالت و آزادی بنا شده بود از آن تا ابد به نکویی یاد خواهد شد. همچنین حکومت حضرت سلیمان که در این مقاله به بررسی آن می پردازیم نیز از این دسته است. مثال های زیاد دیگری در تاریخ وجود دارد اما برای شروع بحث ما به زدن همین مثال ها بسنده می کنیم.

در قرآن کریم در سوره نمل داستان حضرت سلیمان و حکومت او بیان شده است. با دقت و تامل در این داستان می توان اصول حکومت داری و مدیریت بر اساس قوانین الهی و نظم کائنات و خصوصیات حاکم لایق را به خوبی درک کرد. قرآن با ظرافت خاص و زیبایی این روش ها و اصول را در گفتار حضرت سلیمان و بلقیس ملکه سبا بیان می کند .در ادامه این داستان به صورت خلاصه آورده شده است و در میان آن شماره هایی قرار داده شده است که در هنگام نتیجه گیری از داستان و فهمیدن اصول حکومت داری و مدیریت به آنها ارجاع داده می شود.
اما نکاتی که از این داستان زیبا و عبرت آموز به دست می آید به شرح زیر است.
۱) در این قسمت اشاره می شود که در سپاهیان و گروه مشاوران و کلا کسانی که سلیمان را در اداره حکومت یاری می رساندند جن و انس و پرنده حضور داشتند. از اینجا دونکته مهم برداشت می شود :
الف) سلیمان اگر چه به وحی الهی متصل بود و می توانست از این طریق خودش در تمام امور بدون مشورت با کسی روش درست را انتخاب کند اما خواست الهی آن است که انسان بتواند با توجه به امکاناتی که خداوند در اختیار او قرار داده و با استفاده از عقل خودش بتواند حکومت عادلانه ای را ایجاد کند. گر چه این بدان معنی نیست که وحی ارزشی ندارد بلکه وحی و عقل باید به طور همزمان و به عنوان تکمیل کننده هم توسط پیامبر به کار برده شود. البته در دوره هایی که به وحی الهی دسترسی نیست انسان باید به عقل خودش رجوع کند و مسائل کوچک و بزرگ را با آن حل کند. ب) اینکه از تمامی قشرها در درباره سلیمان برای اداره مملکت حضور داشتند این نتیجه مهم حاصل می شود که در اداره کردن جامعه (از سطوح پایین تا بالا) باید از تمامی گروهای فعال و تاثیر گذار جامع استفاده کرد چرا که تک صدایی و ایجاد خفقان باعث فروپاشی حکومت می شود و اگر تنها از یک قشر در اداره حکومت حضور داشته باشند صداهای دیگر شنیده نمی شود

۲) به نظر من مورچه در این قسمت می تواند نماد انسانهای ضعیف و قشر آسیب پذیر جامعه (که ممکن است جمعیت زیادی هم باشند) باشد. سلیمان اگر چه لشگری عظیم داشت و از آسمان و زمین حمایت می شد اما از این قدرت برای زور گویی و آسیب زدن و برده کشی از قشر آسیب پذیر استفاده نمی کرد و رفتار و تصمیم گیری های حکومتی او به گونه ای بود که به قشر ضعیف جامعه آسیبی نرسد .در این جا دو نکته در مورد رفتار مورچه وجود دارد یکی اینکه مورچه قادر به شناختن سلیمان بوده است (با چه حسی خدا می داند) و دیگر اینکه می دانسته سلیمان ظالم نیست چون می گوید: "ندانسته شما را پایمال کند"

۳) حکومت وقدرت در دست سلیمان اررثی نبوده است که به اورسیده باشد بلکه مسئولیت سنگینی بوده که بردوش اوگذاشته شده بود. (قابل توجه حکومتهایی که سلطنتی هستند و قدرت را خونی می دانندکه فقط در رگ خاندان آن ها جاری است ونمی دانندکه این در واقع مسئولیت عظیمی است که بردوش آن ها می باشد)

۴) سلیمان علی رغم توانایی که داشت از خداوند می خواست تا او را در اداره مملکت موفق دارد و این نشان می دهدکه حاکمان ومدیران نباید علی رغم قدرتی که دارند به خود مغرور شوند بلکه باید تلاش کنند تا توفیق خدمت به مردم را حاصل کنند.

۵) قدرت وتوانایی که سلیمان داشت را بسیاری از انبیاء نداشتند ولی بااین حال او به خود مغرور نیست و از خداوند میخواهد که او را در صف بندگان شایسته قرار دهد. چون سلیمان کلمه صف را به کاربرده یعنی تعداد زیادی از افراد شایسته یعنی نداشتن غرور و اینکه خود را از بقیه برتر نمی داند حتی خود را در کنار آن ها می آورد. (قابل توجه حاکمانی که دور و برآن ها را افراد متملق وچاپلوس پرکرده اند وآن ها را با القاب مختلف صد امی زنند)

۶) سلیمان درامور مملکتی مشورت می کرد ونظر همه را می پرسید و از بین آن ها بهترین را انتخاب می کرد. پس بایددرامورمملکتی بابزرگان مشورت کرد نه اینکه ازروی خودخواهی فقط نظر خود را اعمال کرد.

۷) افرادی که مناصب حکومتی را در دست دارند باید همواره در محل خدمت خود سرساعت حضورداشته باشندچون از یک طرف مسئولیت زیادی بردوش آن ها است وازطرف دیگر رفتار آن ها مورد الگوسازی زیردستان است. پس نباید از افراد مریض و ناتوان که نمی توانند در محل کار خود به طورمنظم حضورداشته باشند دراداره مملکت استفاده کرد.

۸) هرگونه غیبت غیر موجه از محل کار و شانه خالی کردن از مسئولیت با مجازات سنگین همراه است. همان طورکه گفتیم مناصب حکومتی ازپایین ترین آن ها گرفته تا بالاترین به عنوان مسئولیتی است که بردوش افراد گذاشته شده است نه عنوانی که با آن مغرور شوند و خود را به رخ این وآن بکشانند. از اینجا می توان نکته دیگری را هم برداشت کرد و آن مسئله دو یا چند شغله بودن مدیران است. آیا یک مدیر می تواند به طور هم زمان در دو یا چند محل حضورداشته باشد و به اموررسیدگی کند؟ حضور در یک محل باعث غیبت ازمحل های دیگر می شود. پس چند شغله بودن با روح سرمشق های این داستان در تضاد است.

۹) هدهدبه سلیمان می گوید تو را از چیزی خبری می دهم که از آن آگاهی نداری. جلوتر اشاره شد که سلیمان اگرچه به وحی متصل بود ولی قرار نیست تمامی مسائل به او وحی شوند بلکه باید با استفاده از امکاناتی که خداوند در اختیار او قرارداده است و دادن مسئولیت به افراد مختلف و بهره گیری ازتوانایی آن ها (باتوجه به استعدادشان)، آن ها را در خلق سرنوشت خویش شریک سازد و این آن چیزی است که انسان را از فرشتگان متفاوت می سازد. نکته دیگری که در اینجا وجود دارد این است که سلیمان مسئولیت نامه رسانی را بر عهده اسب یا الاغ نگذاشته است بلکه آن را وظیفه یک پرنده می داند و این همان گماشتن افراد در مناصب مختلف باتوجه به استعدادها و صلاحیت های آن ها است.

۱۰) هدهد از سرزمین دیگری خبرآورده بود. درآن زمان سرزمین ها فاصله زیادی ازهم داشتند و حتی اگر نزدیک هم می بودند اتفاقاتی که در یک سرزمین رخ می داد بقیه را تحت تاثیر قرار نمی داد یا تاثیر آن کم بود ولی با این حال سلیمان افرادی را انتخاب کرده بود تا از رویدادهای سرزمین های دیگر برای او خبر بیاورند. این نشان می دهدکه حکومت همواره باید سعی کند از اوضاع و احوال جهان و اتفاقاتی که در کشورهای دیگر می افتد باخبر شود و درصورت لزوم تصمیمات لازم را در مورد آن هابگیرد. این قضیه امروزه با توجه به پیشرفت فناوری اطلاع رسانی واینکه اگر هرحادثه ای هرچندکوچک درکشور دیگری رخ دهد بقیه کشورها رانیز تحت تاثیر قرار می دهد اهمیت بیشتری می کند.

۱۱) سلیمان به حرف پرنده اعتماد داشت چون طبق غریزه خود عمل می کند و نمی تواند دروغ بگوید اما این روش سلیمان در امتحان کردن افراد منصوبش و اعتمادنکردن صددرصد به آن ها سرمشقی برای حاکمان است که باید همواره منصوبان خود را مورد امتحان قرار دهند و همواره رفتار وگفتار آن ها را تحت نظر داشته باشند.

)ازنشانه های حکومت های ظالم تجاوز به کشورهای دیگر است. این تجاوزدرزمان های قدیم به صورت فیزیکی بوده است وبالشکرکشی به غارت کشورهای دیگر می پرداختند و امروزه این موضوع خود راباجنگ های روانی، فرهنگی الکترونیکی و غیره ... علیه دیگر کشورهارا نشان می دهد
۱۷) همان طور که گفته شد حاکمان لایق در مقابله با تهدیدات خارجی در مرحله اول از در دوستی وارد می شوند و علت آن هم همانطور که ذکر شد این است که اگر جنگی بین دو کشور صورت گیرد در واقع این مردمان عادی هستند که ضرر می کنندو کشور دست افراد نا لایق می افتد.حاکمان لایق و متدبری که مصالح جمعی را به مصالح فردی ترجیح می دهند تا جایی که ممکن است از تخاصم لفظی و عملی با دیگر کشورها پرهیز می کنند.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
۲۰) همانطور که قبلا گفته شد حضور افراد برگزیده قشر های مختلف در اداره یک حکومت و استفاده از آرای آنها در اداره حکومت دارای اهمیت است .
21 – قدرت باید یک نعمت الهی ، یک فرصت یک امتحان ویک مسئولیت سنگین احساس شود که سردمداران امروز باید در نظر گیرد.

۲۲
قصر و بارگاه و تخت سلیمان بسیار تلعلی  داشته و از شفافیت به آب شبیه بوده به طوری که بلقیس اشتباها برای این که خیس نشود لباس خود را بالا می زند . این قسمت نیز به نظر من نمادین است و شفافیت قصر او نشان از صداقت و شفافیت حاکمیتش دارد . در اینجا به مهمترین خصوصیت یک حاکم اشاره می شود و آن صداقت است یعنی این که کار را فقط به خاطر خدا کردن یعنی حکومت به مردم فقط به خاطر خدمت به آنها که همان خدمت به خداست.
خواسته های جامعه ما وجوانان ما  از حکومت فعلی ، درعصر تجدد گرای وتوسیعه طلبی در قسمتهای اجتماعی وآموزیشی وتر بیتی ، فراهم نمودن زندگی با امکانات بهتر درعصر جدید ومتمدن که ستون آرزوهای مردم است از حکومت مرکزی  می باشد.
رهبر خوب وحکومت دار دلسوز ، زمانیکه عادلانه وصادقانه خدمت می کند.
وپلانهای منظم وقابل اجرا را طرحریزی می کند ، درقسمت بلند بردن معاش کارمندان دلسوز ، توجه به وضعیت معارف ، ژورنالستان ، ملاامان ، استفاده درست ومسلکی از معادن ، منابع طبیعی ، چرا گاه های کشور ، قرار دادن برق کافی  در اخطیار صنعت گران وپیشه وران ، قراردادن امکانات وزمین در خدمت کار خانه جات ، تولید کننده گان ، ساختن فارم های صنعتی  وزراعتی  وباید حاکم که حکومت می کند انکشاف متوازن اقتصادی ، اجتماعی  ، فرهنگی وسیاسی را با توجه به نظم وامور کلی در نظر گیرد.
درپایان این مقاله آرزوی موقیت وکامیابی برای حکومت ودولت عزیز ما افغانستان دارم وامید که تمام سردم داران این کشور دلسوزانه در عرصه ارتقای  کشور تلاش نماید.

۱/۲۲/۱۳۹۰

حرکتهای مدنی دربامیان :


سمینار تحت عنوان حرکت های مدنی در بامیان ، بر گزارشد که در این سمینار والی ، روسای دوایر دولتی ، مئوسسات بین المللی وداخلی اشتراک نموده بودن وبه نقد بر رسی نهاد های مدنی دربامیان پرداختن .
داکتر حبیبه سرابی والی بامیان واولین والی زن در تاریخ افغانستان ، دراین سمینار اظهار داشت که سیر وحرکت های مدنی دراین ولایت قابل تقدیر است وراه گشای کاری دولت خواهد بود ودولت محلی بامیان نیز از هیچ گونه همکاری دریغ نخواهد کرد.
حرکتهای مدنی در قسمت رشد وترقی جامعه در قسمتهای مختلف اجتماعی تا ثیر خوبی دارد .

۱/۲۱/۱۳۹۰

طبیعت بارانی بهار:

باران بهاری ازچند روز به دین سو ، شب روز در شهر کابل نوازشگر صورت غبار آلود گلها وسبزه های پارک وسبزه های صحرا گردیده ،هنگام که خورشید صبحگاهی گیسوان طلای خویش را به رخ گلها وسبزه ها پهن می کرد ولی ازاین درخشش زیبای خورشیدخجالت زده صورت خودرا به گوشه پنهان می کرد.
اما دیگر با لمس دست نوازشگر باران بر سرو صورت گلها وسبزه های پارک بشتر به محرض نظر عاشقان قرار می دهد .
چون گلها و پارکها سخت منتظیر حضور در جمع عاشقان وزیبایان بود ودر معرض دید وسیاحت گل گشتان قرار گیرد چوناز هوای آلوده شهر ، گردخاک که از سرکهای خامه ویا نیمه پخته برخواسته وبه استقبال چهره ها یزیبا رفته ومسکن گزیده ، که چهره های واقعی ره انکار کرده بود.
راستی دوستان عزیز که در شهر کابل نستید ، جای تان سبز راستی که اینجا حال هوای دیگر است که آدم کاملآ احساس شادی وبهاری را در دلهای پژده خود می پروراند.
امصبح وقتی که ازدفتر بر آمدم طرف دانشگاه می رفتم ، کنار جاده وشهر کابل کاملآیک منظره قشنگ را پیش چشمانم جلوه داد حیف که نمی شد عکسی بگیرم عکسی بگیرم وعکسهای بگیرم .
هنوز باران به شدت می بارد خدا کند که ای طبیعت زیباره خراب نکند

۱/۱۹/۱۳۹۰

اساس اخلاق :



درس اخلاق در حوزه دین ، مدت پانزده دقیقه از رادیو وتلویزیون راه فردا قبل از آزان مغریب پخش می گردد .
دراین مجموعه بنام اخلاق در حوزه دین عنوان است بنام پایه یا اساس اخلاق که با عناوین زیل درج می گردد.
قوه عاقله ، قوه شهویه و قوه عفیه که مساوی می شود با عدالت .
که هر کدام را به تر تیب توضیح می دهد ، اما قبل از آن مراتیب رابرای کسپ سرمایه اخلاقی وعادات مناسیب اجتماعی ذکر می کند
مرتبه اول آماده کردن ذهن برای دریافت علم وعادات اخلاق (تخلیه ذهن) مرحله دوم ایجاد ونهادینه کردن عادات اخلاقیی(تحلیه) ودر مرحله سوم رشد دادن عادات اخلاقی (تجلیه) را عنوان می کند.

۱/۱۷/۱۳۹۰

ریزش تپه وکوه در ولسوالی مارمول ولایت بلخ ، صدها خانه را ویران کرد:

ریزیش کوه وتپه های سنگی در قریه پرواز ولایت مارمول ولایت بلخ از ساعت چهار روز چهار شنبه آغاز گردیده است که
به دلیل ریزش کند کوه مردم توانسته تا حدی جانهای خودرا ازاین منطقه نجات دهند، اما زمینهای زراعتی شان زیر آوار خاک پنهان گشته اند ، ولسوال این ولایت میگوید تا هنوز در حدود صد خانه زیر آوار گردیده است ، وچندین جریب زمین زیر خاک گردیده است 
وی می گوید دراین زمینه بر رسی صورت خواهد گرفت تا به
آسیب دیده گان کمک صورت گیرد.

۱/۱۵/۱۳۹۰

آیا حضور طالبان در مزار شریف وتحریک افکار مردم افتخار است یا سرافگنده گی:

امروز دردانشگاه ، بین ما وهمصنفیان ما که از ولایت غزنی ، هرات ، دایکندی ، بامیان ، مزارشریف وکابل می باشد ، درباره شورش مردم علیه عمل توهین آمیز کشیش آمریکای بحث در گرفت که هر کس طرفداری از ولایت خود وعکس العمل مردم همان ولایت می کرد ، اما جاوید جان که از مزار شریف بود از زبانش بر آمد که ما افتخار می کنیم که این شورش را طالبان به راه اندا خته است ، من گفتم حضور طالبان وکشتن افراد بی گناه وگرفتن انتقام دست از دست دیگر افتخار نیست که شما می کنید .
استاد نیز گفته مرا تایید کرد که دراین اقدام که در مزار صورت گرفته افراد خدمت گار وبیگناه کشته شده است ، جاوید جان حمله کرد که در بامیان مردم هیچ کار نمی تواند ، گفتم دربامیان مردم طبق قانون ومقررات پیش می رود وبدون اینکه دست به خشونت بی جا بزند عرض وسخن خودرا به گوش جهان ومسئولین می رساند ، که همین موضوع در وبلاک زندگی دربامیان نز مورد تحلیل قرار گرفته است .

۱/۱۴/۱۳۹۰

کارمندان دفتر سازمان ملل متحد ، مئوقتآاز مزار به کابل انتقال داده شد:


به دنبال استفاده جوی فرصت طلبان از احساسات مردم حادیثه آفریدن ، اما به گفته استفین دمستورا نماینده خاص ملل متحد در افغانستان ، این عمل در بخش خدمات دفتر سازمان ملل درافغانستان تآ ثیر منفی نخواهد گذاشت،  وی گفت به طور موقت تمام کارمندان این دفتر به کابل انتقال داده شده است ، تا اینکه دفتر شان درست شود به مزار شریف کار نخواهد کرد.
در باره سوزاندن نسخه  قرآن در ایالات متحده آمریکا از سوی یک کشیش آمریکای در ولایات مختلف افغانستان راهپیمای های صورت گرفت .