۱/۰۲/۱۳۹۲

مردم از وضعیت آشفتگی رسانه ها سخت نگران اند



آشفته بازاری رسا نه ای در افغانستان به خصوص در شهر چند ملیونی کابل، به شدت باعث نگرانی همشهریان کابل گردیده است
رسانه داری و حفظ ارزشهای رسانه ای و اخلاق رسانه ای و کار کردن در رسانه یکی از بزرگترین چیزهای تاثیر گذار در جامعه است که در بخشهای آموزشی، مستند سازی، مهار قدرت، افشا گری و ارتباطی می باشد که به شدت در خور توجه بوده و نقش مهم اش هیچگاه قابل انکار نیست و بس تحولات عظیم که از طریق رسانه ها به و جود امد در جهان اما در افغانستان عزیز، به خصوص شهر کابل، چندین چینل تلویزیونی و استیشن های رادیویی در شب و روز نشرات دارد و لی با پایین ترین سطح برنامه ها، هیچگونه اصول و ضوابط را در نظر نمی گیرد، اوقات نشرات و نشر یک برنامه سنجش نمی شود که در اوقات غذا وضعیت بازار و کوچه و مریض را نشان می دهد و در وقت که مردم به آرامش نیاز دارد به شدت آهنگ های رقص و شاد نشر می کند و الا ماشا الله.
بیست چهار ساعت سریال های خارجی اطفال و خانواده های مردم را در پای تلویزیون ها میخکوب می کند.
در ویژه بر نامه های نوروزی بیشتر تلاش می کند که روح برنامه را با خنده های وحشیانه و ترسناک و غال مغال نگهدارد، در شب و روز عید نوروز در اصل پالیسی و اخلاق رسانه ای گم می شود هر کس هرچیزی خواست سبت می کنه و از طریق رسانه نشر می کند
عدم وقت شناسی، مخاطب شناسی، عدم توجه به نیاز مردم، وابستگی بیش از حد به بعضی مساسل فرهنگی و اقتصادی، آله دست قرار گرفتن و کیفیت خیلی پایین نشرات و عدم توجه جدی مقامات مسئول و اهل کار، رسانه های افغانستان را به شدت چالش و مشکلات مواجه ساخته است..
طبق برداشت مردم در جاهای که برق نیامده و از طرف روز برق قطع است نمرات متعلمین مکاتب در سطح مکتب و امتحان کانکور و کورسها به مراتب بالا است ولیاقت دیده می شود اما به محض که برق بیست چهار ساعته آمد، کار و مشغله همه می شود سریال و کارتونی.
اوسط نمرات می رود پاین و وقت که تمام فکرش به سریال بود سری امتحان کانکور که رفت، موقع اخذ نتیجه که بی نتیجه و ناکام ماند در سرکها می برآید و تظاهرات می کند که چرا ولایات محروم و بی برق در سطح اول کامیاب شده و ما که در پای تلویزیون ها هستیم و برق داریم نا کام ماندیم؟؟؟ زما حق چیره ده؟؟
حالا کسانیکه درک کرده می گویند ما در این فرهنگ پاین و ضعیف از خیر برق دولتی گذشتیم همو دوساعت برق جنراتوری که از طرف شب می آید ما را بس است بگذار که بچه های ما وقتش با تلویزیون های افغانستان تیر نشوه و درس بخواند و کورس برود.
جای که مهمان شوی اطفال همو خانه تا آخیر متوجه نمی شود که در خانه که است و کی نیست بلکه بزرگترها هم معتاد شده به سریالها، دیگه صحبت از اوضاع سیاسی و تصمیم گیری و مسایل اقتصادی و مشوره بین زن و مرد دیگر خبری نیست مهمان بیچاره خجالت زده نان خود می خورد خدا حافضی میکند می رود.
یک خانه فامل ما در قلعه نو است و یکی دیگر در تانک تیل جای که برق دولتی دارد، اگر یکبار ببینید که تفاوت ها از نظر درس، اخلاق، تربیت و... بین این دو فامل زمین تا آسمان است، جاییکه برق است بچه اش سلام کردن یاد ندارد، پیش روی مهمان هر قسمیکه تلویزیون برای ش خوب معلوم شود می خوابد ولی خانه که در قلعه نو است بسیار با ادب، درس خوان و منظم و نظیف.
دو نکته مهم قابل توجه است کی اینکه فرهنگ زندگی در شهر در بین اکثر مردم به شدت پایین است و دوم شدت ضعف  رسانه داری در افغانستان و تحت تاثیر قرار گرفتن این رسانه ها با عث نگرانی شدید مردم گردیده است و به همین خاطر یک تعداد افراد شروع کرده به قطع لین های برق که تا هنوز برق وصل نشده چون نمی خواهد که تلویزیون بیاید و فرزندانش از آدم گیری بیرون شود، چو ن در افغانستان از برق برای منفعت زندگی زیاد استفاده نمی شود فقط مهمترین کار بیکاری و سریال و ستاره شدن و آهنگ گوش کردن است که متاسفانه پخش و نشر برنامه های بدرد نخور با سکوت بزرگان و وزارت اطلاعات و فرهنگ، مهر تایید بر کار و نشرات خود زده است.
 از سوی دیگر در بین هموطنان ما، فرهنگ استفاده مناسب از برق و تکنو لوژی بسیار بسیار در سطح پاین و تقریبا صفر قرار دارد اگر کمپیوتر هم خریده فقط برای گیم بازی خریده دیگر استفاده صورت نمی گیرد.

۱۲/۲۹/۱۳۹۱

لحظه تحویل سال

قرار است روز چهار شنبه ساعت 02:31 دقیقه بعد از ظهر سال تحویل یابد
برای تمام هموطنان عزیز یکسال نو خوب آرزو مندم

۱۲/۲۸/۱۳۹۱

هزاره ها در افغانستان دشمن شخصی ندارد بلکه همه دشمن مشترک داریم




دشمنان ملیتها در افغانستان مشترک اند، تنها دشمن هزاره نیست
داوود ناظری – کابل – 13921/12/28
عناصر فرصت طلب و مخرب، هر از گاهی در ویرانی و انتحار و بد بختی های این سرزمین، از یک گوشه سر در آورده  و صد ها مشکل را در جامعه ایجاد نموده و جان ده ها نفر بلکه صد ها و هزاران نفر را می گیرد و جان خویش را نیز از دست می دهند.
در افغانستان همه ملیتها و مذاهب، دارای یک دشمن مشترکی است که با قرآن خدا به سراغ مردم و فریب بزرگان می آید و گاهی هم با همین قرآن انتحاری، قاچاق مواد مخدر و ترور شخصیتهای ملی، سیاسی و مذهبی می کند.
گروهک فاشیستی و موزدور بنام طالب که سراسر عقده و کینه است و همیشه با اشاره باداران خارجی و پاکستانی خویش، در کشور ما علیه اقوام و مذاهب، فاجعه آفریده و افغانستان را به یک کشور نا امن تبدیل کرده است.
این گروه برای اولین بار شهید وحدت ملی، پیر فرزانه و شخصیتی را از بین برد که دوشمنان افغانستان شب از بیم چشمانش خواب نداشت و همیشه از اندیشه ها و نظریات این مرد فرزانه برای پیشرفت و ترقی تمام اقشار مختلف در عرصه های علمی، سیاسی و اقتصادی اش برای افغانستان می ترسید که مبادا افغانستان با اندیشه های مزاری از بهران و میدان تاخت تاز آنان خارج شود و ملت سربلند داشته باشد، به همین خاطر با قرآن خدا به سراغ این شیر مردآمد و از عاطفه دینی و مذهبی وی استفاده کرده و او را به شکل فجیعی به شهادت رسانید و تمام عدالت خواهان را به سوگ رهبر فرزانه ی شان نشانید.
یا این عمل طالبان دیگر اقوام افغانستان فارغ بال و فارغ خاطر بودند که این گروه در افغانستان تنها به قوم هزاره کار دارند و قوم هزاره را از بین می برد، اما این بینیش شان در مورد طالبان کاملن غلط بود که آهسته آهسته گروه طالبان به سراغ همه رفت و بعد از هزاره ها سیید های افغانستان را در یکه ولنگ قتل عام کرد و شهید مصطفی کاظمی هدف دیگری بود که اینها به هدف خود رسید  بعد به جان پشتونها و تاجکها و دراین اواخر به جان اذبکها هم افتادند که اینک،  مردم ما و ملیت افغانستان به این باور رسیده اند که همه مردم افغانستان منافع شان مشترک است و دشمن شان مشترک است و سربلندی و بدبختی شان مشترک است.
دشمنان افغانستان از تک تک مردم ما دست بردار نیست و با هر وسیله ممکن مارا که اگر هوشیارانه گام بر نداریم ازبین خواهد برد.
در این اوا خر،  مستند های بدست آمده است که این گروه از قرآن کلام خداوند و یگانه کتاب آسمانی برای عمل ضد بشری انتحاری استفاده می کند و قران بزرگ را از پاکستان می آورد و اوراق آنرا خالی می کند و صفحات بیرونی قران را سالم می گذارد و بمب های بزرگ و مواد منفجره را داخل قرآن جا سازی می کند و برای کشتن مردم بیگناه آماده می شود، طالبان در گذشته بین دستار خود بم می آورد و در کمر خود بسته می کرد و لباس زنانه می پوشید تا مطمئن تر خودرا به هدف برساند، ولی متاسفانه زمانیکه با همین وضع موجود دستگیر می شد بعد از مدت کوتاهی برادرانه از زندان خلاص می شد.
حال بر ما است تا دشمن مشترک و منافع مشترک خویش را شریک بدانیم و همه با هم باور داشته باشیم که هیچ قوم و هیچ ملیتی در این سرزمین به تنهای دشمن شخصی ندارد بلکه دشمن دشمن همه ملیتهای ساکن در افغانستان است.

۱۲/۲۷/۱۳۹۱

نتایج کانکور 1391 برای 1392 به حالت تعلیق درآمد


پذیرفته شدن شمار زیادی دانشجو از ولایت‌های دور افتاده و فقیر و عدم راهیابی دانش آموزان شهرهای بزرگ باعث شد که در جلسه امروز تعدادی از نمایندگان وزارت آموزش عالی را متهم کنند که بر اساس نژاد و زبان امتیازهایی را به تعدادی از ولایت‌ها از جمله ولایت دایکندی در مرکز افغانستان داده است.
بر اساس تصمیم تازه هیچ دانش آموزی نمی تواند تا زمان اعلام نتایج کار این کمیسیون وارد مراکز آموزش عالی افغانستان شود.
وزارت تحصیلات عالی افغانستان و شورای ملی این کشور توافق کردند که تا بررسی نتایج امتحان کنکور امسال توسط کمیسیون مشترک این دو نهاد نتایج این امتحانات به حالت تعلیق در آید
منبع: سایت بی بی سی
این درحالی است که شماری زیادی از باشندگان ولایت میدان وردک و ولایات پشتون نشین با اعتراضات گسترده شان از جمله در یک میزگیرد که در تلویزیون نورین اشتراک کرده بود به طور علنی انتقاد کرد که هزاره ها چرا زیاد کامیاب شده و ما نشدیم، معین وزارت تحصیلات عالی گفت که مه خودم هم از قندهار هستم و یک پشتون هستم و استادان همه پشتون بودند هیچگاه تقلب نکرده و حق به جایداد خود رسیده است
این تصویر نمونه از کار اعتراض کننده گان می باشد

۱۲/۲۶/۱۳۹۱

نوروز، هدیه باران و تحول.



کاش رفتگان تاریخ هم برمی‏گشتند! کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ تا ما عظمت و ابوهت نوروز و رسوم و آنچه را که نیاکان ما انجام می دادند را شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که پدران ما از گلو گاه خسته از جور زمان در گذر سال ها، فریاد تحول مثبت را سر می دادند و از نوروز تجلیل می کردند  که چگونه در کارشان صداقت و راستی آشکار بود و صفا می بارید.
برکت، همدلی  و دوستی از دستان حقیقت باران، هدیه تولد می‏ستاند. یادم می‏آید کودکی افکار بکرم که دل به بازی بادکنکی می‏دادم و از درک عظمت نوروز و صداقت و همدلی بزرگانم غافل بودم و حالا می‏فهمم که چه رمزو رازی در رسوم و عادات نیاکان نهفته بوده و فراموش شدن بعضی ارزش ها و جاگزین شدن برنامه های نوین چه مشکلات را به بار آورده است، کاش به آن نوروز و به تحویل ها برگردیم.
همه باهم بازهم کوچه تاریخی نوروز را چراغانی کنیم تا زمان کم حافضه نشده،  ارزش های گذشته و ارزشمند را یکبار دیگر زنده کنیم، تا آنچه را به عنوان ارزشها ی فرهنگی داشتیم لای ورقهای تاریخ خاک نخورد.
زنده داشتن نوروز و این عنعنه ملی ما، تداعی برای احیای ارزشهای دیرین میهنی، ملی، هویتی و دینی ما است.
نوروز بازتاب بهار سال و بهار دلها است که در تمام دنیا و ادیان مختلف مورد توجه می باشد.
در افغانستان از عید نوروز تمام مردم به نظافت و پاکیزگی که یکی از شرطهای مهم دین اسلام است  به دقت توجه کرده و به آن اهمیت می دهند ظاهر و باطن خودرا از چرگ و آلودگی پاگ می کنند و به استقبال سال جدید می رود.
عید نوروز انسان را بعد از سرمای سخت و طاقت فرسای زمستان، با گرمی بهار و اعتدال شب و روز و تجدید فرهنگهای اصیل آشنا می کند، در ولایات مختلف افغانستان بر نامه های مختلف فرهنگی راه اندازی می شود.
از جمله برنامه ها، عیدی بردن برای نامزدها، دید بازدید از کسی که در سال گذشته عزادار شده، بازی های محلی، رقص و بازی، رفتن به میله جاها و جاهای دیدنی و باستانی، بزکشی، رفتن به دامن طبیعت و بعضی برنامه های جالب دیگری هم است که اجرا می شود.
با تمام این خوبی ها، یک سلسله برنامه ها از حالت عادی خویش به صورت افراطی و زیاده روی تبدیل شده که برای مردم ما کمر شکن واقع می شود بطور مثال: عیدی بردن برای کسانیکه نامزد است در سال نو،  به سی هزار تا پنجا هزار افغانی می رسد که از قبیل لباس مکمل، طلا، وسایل آرایش مکمل،  ماهی، جلبی، کلچه مخصوص و فرمایشی، میوه ( هفت رنگ) و به تعداد 40 تا پنجا یا بیشتر زنان قریه و کوچه این عیدی را به خانه پدر دختر می برد، به همین تعداد نفر در خانه پدر دختر جمع می شود  و بعد از دوساعت بازی و رقص پیش عروس، فامیل داماد هرچیزی که برای عروس آورده یک یک به مردم نشان می دهد و کسی که صدای پاک و بلند دارد وظیفه اعلام کردن و نام گرفتن یک یک تحفه را بدوش دارد و هر وقت که اسم می گیرد، اطرافیان به شدت به پوست داریه می کوبد که نزدیک پرده گوش ها بترکد.
 وقتیکه همه چیز های که برای عروس آورده بود نشان داده شد، مادر عروس هرچیزی که برای داماد خرید کرده در بین جمعیت می آورد، آنها نیز با صدای بلند تمام چیز هارا یکا یک نشان می دهد.
بعد از این کار نیم ساعت با غمچه که لباس داماد در بین اش قرار دارد بازی می کند و طرف خانه داماد می آید، فامل عروس هر چند ماهی که فامل داماد آورده برای همسایه های خود تقسیم می کند.
اما در سابق و رسم نیاکان قسمی بوده که بسیار اندک چیزی را مثل آیینه و شانه و شامپو چهار متر بخمل ر ا بین یک صندوق می گذاشته و به پشت یک نفر می داده که خانه عروس ببرد که شاید دو هزار افغانی هم تمام نمی شده  اما حالا به چهل هزار افغانی می رسد که خرج دو عیدی بردن برابر می شود به خرج یک عروسی.
پس، این نوروز که جشن ملی ماست، جشن که روح انسان را با طبیعت در آمیخته می کند، نوروز که به روح سیال و عاطفه انسانی هر کس طراوت شادابی، به خانه های ما تمیزی و صفا، به کینه های دیرینه مان پایانی و به چهره های ما شادابی می بخشد،  منبع امید و مایه ی برنامه ریزی ها و طرحها و کار های یک سال دیگر است که هرکس برای بهبودی اوضاع زندگی و اجتماعی خویش دران سعی می کند که به نحو خوبتر انجام دهد، نوروز باز تاب خاطره ها و اندیشه های است که در متن تاریخ زنده ما وجود دارد که کم کم نسل نو ما آنرا فراموش کرده است، با این همه ارزشها و داشته ها، نوروز برای جوانان ما به خصوص کسانیکه اقتصادی خوبی ندارد مایه اندیش و غمگینی و حزن می شود که چگونه بعد از سال فراغت کاری پیدا کند صاحب پنج هزار افغانی معاش شود و چگونه برای نامزد خویش سال نوی ببرد و چگونه برای فامل لباس بخرد.
امید وارم که سطح فرهنگ و سواد در جامعه بالا رفته و در نوروز روزی تحویل یکسال زندگی به تحول مثبت و ارزشمند فکر کنیم و در نگرشها، باور ها و فرایند های اجتماعی خویش تحول عمیق و مثبت ایجاد کنیم.
مهمترین تحول در نوروز  و آغال سال جدید را باید طبق مقتضای وضعیت اجتماعی خویش بشناسیم که در حوزات: مشکل شناختی و راه حل، بر خوردهای مناسب با مسایل اجتماعی، دسته بندیهای مناسب موضوعات مختلف در سال جدید، ترک آنچه را که در سال گذشته برای ما پشیمانی به وجود آورد، تنظیم و کنترل وقت، تصمیم گیری های عاقلانه باید به وجود آید.
جدی گرفتن و اهمیت دادن به نوروز هر فرد و جامعه را قادر می سازد تا مسئولیتهای فردی، اجتماعی و خانوادگی خویش را بشناسد، درک کند و به آن عمل کند و بر سنت های و نظام کهنه و فرسوده و دست پاگیر پشت پا زده و ارزشهای اصیل و نوین را جاگزین نماید.
تصمیم بگیرد که در سال نو، مسئولیت های فردی، اجتماعی و خانوادگی  و دینی خویش را به خوبی انجام بدهد، ما خواهان تحقق هرچه بیشتر آرمانهای هستیم که برای تحقق آنها پدران ما شهید شدن، میدانهای خونین را سپری کردندو برای یک چیز این همه جان فشانیها کردند که همه از یک پهلو برخیزیم و به آرامش وبرادری زندگی نمائیم و در نوروز تحول عمیق و عظیم را در جهت بهبود وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و علمی خویش به وجود آوریم،  پدران ما جان خودرا در طبق ایثار دراه وطن گذاشتن تا سرزمین عزت وآبرو داشته باشیم و احیا گری فرهنگ اصیل خود باشیم ماباید بدور از افکار طبقاتی ونجاتی این کشور،  بدوراز زبان پرستی و منطقه گرایی و مذهب گرایی همدیگر را برادر وار در آغوش می گیریم ویک تحول ر ا در آغاز سال نو و عید بزرگ نوروز به وجود بیاوریم   تا وحدت و مشارکت ملی را دراین سرزمین تجربه نمائیم، نظام که ملت ما و میهن ما آنرا خواسته باشد با همدیگر تا مین نمائیم ازادی و امنیت و صلح کشور ما دست رنج پدران ما و محصول خون شهیدان این سرزمین است  و شهیدان ما بهترین ممثل این بازی در تاریخ بوده است .
نوروز تان مبارک به امید پیروزی و بهروزی مردم افغانستان در سال نو 1392

۱۲/۲۲/۱۳۹۱

خواسته های همه مردم افغانستان در فریاد مزاری پیدا بود.




مزاری اسطوره ای است که سالها قبل برای بهبودی اوضاع اجتماعی و سیاسی افغانستان،  تحمل و همدیگر پذیری را پشنهاد نمود که این فریاد مزاری خواسته ملت و مردم افغانستان است و تحقق این آرمان به خیر و صلاح این کشور است  اندیشه و آرمان شهید مزاری ریشه کن کردن عصبیت ها، سلطه خواهی ها و انحصار طلبی های تاریخی درکشوربود.
اما چرا تا هنوزشهید مزاری به عنوان  شهید وحدت ملی برای همه اقوام افغانستان شناخته نشده است؟
چرا تا هنوز تعدادی این خواسته ی ملی استاد مزاری و دیگر شهدای افغانستان را نپذیرفته و همیشه نقطه های سوالی در مقابل شان می گذارد و کوشش می کند که برنامه های ملی را به این و آن نسبت داده و سبک جلوه دهد.
نه تنها استاد مزاری بلکه شهدای دیگری نیز داریم که برای آزادی و سربلندی این کشور جان خویش را فدا نمود ولی تا هنوز به خاطر بعضی دلایل چهره ملی را پیدا نتوانسته است.
امروز شعار ها ملی هستند و لی در قبال ارزشها و کار کرد ها قوم گرایی و نژاد پرستی می روید  شاید همین مساله باعث شده باشد که شهدای ما برای بعضی ها نا شناخته مانده است.
اکثر مشکلات اقتصادی، انکشافی، توسیعوی و فرهنگی افغانستان از لجن زار قوم گرایی و نژاد پرستی به وجود آمده  باشد
بهای سنگین که مردم افغانستان در قبال ارزشها ی ملی و وحدت و یکپارچگی پرداخته یکی هم همین خون شهدای افغانستان است  ولی هنوز طعم تلخ تعصب را می چشیم  و تا هنوز قضاوت ها بر اساس قوم، نژاد و منطقه صورت می گیرد.
 استاد مزاری یکی از شهدای بود که امروز در قمست های اقتصادی و توسیعوی من و تو، ما شویم  و از لاکهای مخرب بیرون شویم و حضور همدیگر را در افغانستان زمین تحمل کنیم.
قوم پرستی و تبعیض که مزاری علیه آن دست به مبارزه زد نوعی از جهالتی است که قبل از اسلام وجود داشت و ملتی را به تباهی سوق داده بود اما متاسفانه از چندین سال تا هنوز در افغانستان به شکل مدر ن  تری در تمام بخشها وجود دارد.
تجلیل از هفته عدالت تجلیل از تمام خواسته های عدالت خواهان است ولی این هفته در افغانستان از سوی بعضی ها نادیده گرفته شد و حتا با پخش برنامه های مبتذل و مغایر با ارزشهای ملی و اهداف شهدا از طریق رسانه های تصویری تو هین و تحقیر گردید، اگر این روند ادامه پیدا کند و بزرگان و دولت مردان ما همچنان دست پایشان در لجن زار قوم گرای گیر کند هیچوقت صاحب افغانستان مقتدر و متحد نخواهیم شد، صدای مزاری و دیگر شهدای ما باید از هرگوشه این سرزمین در هفته عدالت بلند می بود که نبود بجز از محدود جاهای این سرزمین و اندکی از بلند گوها و رسانه های افغانستان، این واکنش در قبال خون شهدای ما چیست؟
باید این زنجیر های قوم گرایی  نژاد پرستی پاره شود تا آرمانی مزاری ، مسعود و دیگر شهدای این سرزمین تحقق یابد.