۱/۳۱/۱۳۹۲

جنگ آجه، بیری و خسور




داوود ناظری – کابل -1392/1/31
بیا که شاعیری کنی – یک لحظه سات تیری کنی – قصه جنگ آجه و بیری کنی – رازای خیره دیگری کنی – ناله از بی مهری کنی – نالت ده سیال دری کنی .
بیری خسور مادر گرفت – جنگ آردوی شی در گرفت – دنیا ره پگ ماشر گرفت – شوته با به کر گرفت.
بیری اینزی خاطر ده خانه سرتاغو ندره و جنگ موکنه کی:
خسور مادر مه خیانت موکنه – کارای خیلی بد موکنه – ده پای مه او تهمت موکنه – خانه ره گدو ود موکنه – مره ملامت موکنه – بیخی خجالت موکنه – بابه ره سرچرخک موکنه – ادمه بی عذت موکنه – قد دوست و قد دوشمو مونه – آدمه قونر غو موکنه – تاشه آردو وروغو موکنه – بابه ره بد گومو موکنه – شوی مره قدمه بیرو مونه.
یک ووده دختری خانه بودوم – پیش اته خو نازدانه بودم – ده منی امقراغای خو یکدانه بودوم – ده خام پوخته خو بی جوره بودوم – صاحب پول و پیسه بودوم – ازو وقت که بیری دزی خانه شدیم – پوخته ده منی قوق قرغنه شدیم ما – از تول تبر خو بیگنه شدیم مه – هوشیار بودوم دیونه شدیم ما – پک از دست اجه شدیم ما – هرچه گیرنگ می شنم بسم سبوگوم – پیش اجه رقم گوشت خوگوم – پیش مردم بیخی روی خونوگوم – ازدست ازی آجه بخی توگ توگوم – خدا آجه ره ووی موکد – مورده ها ده دیر خو کوی موکد – نه دو نه دندو دره – نه دین نه ایمو دره – نه مرگ نه موردو دره – غیبت ره یاد کلو دره – ووقرای شی شکر کور شده – نزدیک لبی گور شده – نامشی ده لیست موردا بورشده – ایفو که از عیزرایل زور شده – پگ از دیر شی دور شده – آکو ایره ده زور بوبره – زنده ده منی گور بوبوره – ده گور خوب چوقور بوبوره – از قول آغایل دور بوبوره – آجه از خانه کم موشود – ده غول جهنم موشود – گوش از مه بی غم موشود.
آجه ام از دست بیری خیلی شکایت موکنه و حق شی استه از خاطری که:
باچه شی اوسانه شده – ده دون ار خانه شده – قرض دارو بی پیسه شده – از کلی گی تاشه شده – بیکارو دلمیده شده – نقل سری کوچه شده – قروتی شی پیاوه شده – کالای شی پک دونده شده از دست ریم گنده شده.
بابابه ام خیلی شکایت موکنه و جگرخو استه از خاطری که:
با چه شی در بدر شده – بیری شی سوداگر شده – ده دون خلگ برابر شده – از تی قورو تیر شده – آقداری شی قایده موی سر شده – بیری شی بدواگر شده – ازی قولا کوج گر شده – تجارو سوداگر شده – ده گوش خو طلا خر شده – کلو او نازدانه شده – ده خانه نازواله شده – دور از آردو غاله شده – اختیار داری باچه شده – ده وقت کار بیمار موشه – وودی خوردو تیار موشه -  ده وودی چکر جرار موشه – ده سری شوی خو قار موشه – ار روز رایی بازار موشه – باچه ار روز بیکار موشه.
خاتو ده باچه خوب شده – دیگاه پگ گوشت خوگ شده – بیری بخیر اوشیار شده – بای پاری دوکاندار شده – بقاله بیل تجار شده – اینزی خاطر قرض دار شده .
  بابه ناله موکنه کی:
 بیری مه دوکانراو شده – ده پوست پخل چنگاو شده – آجه چشیم آو راو شده – قتیق شی اسپی آوشده .
بابه آغداری بیری ره دیده و اینزی خاطر گیله موکنه:
کتابچه بیری ره روش کریم – باچه خواند و ما گوش کدیم – بیری خیلی قرض دار شده – یگ لگو شصت هزار شده – بای پاری دوکاندار شده – ده پیش خلق بی اعتبار شده .
بابه ده باچه خو پند میدیه:
باچه مه عقل و ووش بگیر – نصیحت موکنوم تو گوش بگیر – قد ازی خاتون تو ده ملگ ونه خانه مومنه – نه آبرو دستو نه دزمه مومنه – ده روی مو اینی تانه مومنه – اربو ده دل اجه مومنه – نه گا وگوساله مومنه – نه بوزو بزغاله مومنه – نه آردو نه غاله مومنه – نه کویگ و باره مومنه – نه پاروی دسته میده مومنه – نه  جای بین قبیله مومنه – نه پول و نه پیسه مومنه – نه پوته و چلمه مومنه – نه دایی الاف و نه چلمه مومنه. باچه مه : باید تو کوجه بار کنی – ازی قولا فرار کنی – جولی خاتونه بار کنی – روی خوره سونشار کنه – خاتونه از نان قوبار کنی--  چاره خاتونه چار کنی - قیته خاتونه خار کنی - گشنه که شد ادم موشه – نازو نخره شی کم موشه – اونو غیت گوشتو بیغم موشه.

۱/۳۰/۱۳۹۲

پروسه توضیع تذکیره متوقف و یا اصلاح گردد



پروسه بزرگ ملی، تبدیل به برتری طلبی برای یک قوم خاص گردید.
برتری طلبی و ارزش دادن  برای یک قوم  خاص در افغانستان،  در درازای تاریخ این سرزمین مشکلات عدیده و بزرگ را از قبیل:
جنگ های داخلی، سیاست نا متوازن، حساسیت های بی مورد و بیجا، فاصله ملت از دولت، انحراف و غیر متوازن شدن برنامه های ملی و مشکلات زیاد دیگری را به بارآورده است.
اکنون  در آستانه یک پروسه بزرگ و برنامه مهم ملی (توضیع تذکیره برقی) قرار داریم که در همین آغاز مفکوره بر تری طلبی برای یک قوم آشکار شده و  مشکلات بزرگ را بر سری راه این پروسه به وجود آورده.  ملیت "افغان" را بجای همه ملیت ها و اقوام ساکن در افغانستان جاگزین نموده است که در طول تاریخ در افغانستان واژه "افغان" فقط  بر یک قوم خاص صدق می کرده و در تمام قسمت های سیاسی ، حق طلبی، ارزشی و معادلات مهم، برابر با اقوام دیگر چون هزاره، تاجیک و...
و حال چرا این مفکوره و اندیشه بر تری طلبی و نادیده گرفتن حقوق ملیت های دیگر در افغانستان مورد تایید قرار گرفت و در تذکیره برقی همه ملیت های افغانستان بنام یک قوم یاد می شود؟
این  خود یک خیانت بزرگ ملی و دست درازی بسوی قوم گرایی و ملیت گرایی است، افغانستان را هرقدر که بسوی پرتگاه های اجتماعی و سیاسی سوق داد! همین بر تری طلبی بود و یک قوم هیچگاه اقوام دیگر را تحمل نمی توانست و همیشه در صدد محو و نابودی آنها بود.
پیامت های بر تری طلبی: چور و چپاول اموال، عدم تطبیق پروژه های باز سازی به صورت متوازن، فریب، قتل و کشتار، محروم شدن از تحصیل، تبعیض در بخشهای مهم تحصیلی، تعلیمی و حقوقی، وضع مالیات سنگین، غصب املاک، محاصره اقتصادی، نا امنی در شاه را و مشکلات دیگر که حتا قومی را که در حد اقل قرار دارد از دیگر باشند گان این سرزمین جدا می سازد.
همین بر تری طلبی و نادیده گرفتن دیگران بود که فاصله نخبگان را با دولت بیشتر کرد و میان افرادشایسته و مبتکر با دولت زمینه همکاری را قطع نمود  و باعث به  وجود آمدن خلاهای بزرگ گردید.
افغانستان را به بزرگترین کشور، از نظر فساد در ادارات دولتی تبدیل نمود و با عث دلسردی کشورهای همکار در قسمت باز سازی در افغانستان گردید .  اینبار دیگر ملیت ها و اقوام افغانستان اجازه نخواهند داد، تا در سرنوشت شان و کتمان هویت شان دست درازی شود و ملیت یک قوم خاص بالای ملیت و هویت شان درج شود و مساله برتری طلبی برای یک قوم در پروسه بزرگ ملی دامن زده شود.
عدم ذکر ملیت  و ذکر همه اقوام بنام یک قوم خاص،  یک تصمیم بزرگ خیانت کردن به ملت افغانستان است و نقشه بزرگی است در تقلب و سمت و سو دادن پروسه بزرگ انتخابات، باز سازی، نفوس شماری، غصب حقوق ولایات و ولسوالی ها، در سطح تعلیم و تربیه، در مجموع زمینه تمام مشکلات را در افغانستان فراهم خواهد نمود.
اگر ملیت و قوم در تذکیره ذکر نگردد، همه اقوام بنام یک قوم خاص که در گذشته در ردیف اقوام دیگر بوده حساب می شود در صورتیکه نشان از ملت سازی و یک پارچگی در این کار دیده نمی شود، در اصل امکان پذیر نیست که این تعامل در حق اقوام دیگر صورت گیرد، همه می دانند که ملیت های بزرگ دیگر در کنار قوم افغان در افغانستان در معادلات سیاسی و حزبی مطرح بوده و در برنامه های بزرگ با هم رقابت کرده و حق و حقوق شان جدا گانه گرفته شده است، ما همه افغانستانی هستیم نه افغان.
در صورت تطبیق و ادامه این روند" ذکر نام یک قوم بالای همه اقوام" روند توضیع تذکیره با چالش بزرگ مواجه خواهد شد و ملت افغانستان از تطبیق علنی بر تری طلبی برای یک قوم جلو گیری خواهد نمود.




۱/۲۷/۱۳۹۲

درج نکردن هویت ملیتی در تذکره های برقی، مفکوره رجحان طلبی قومی بر قوم دیگر.


داوودناظری – کابل 1392/1/27

در دهه اخیر باز سازی بیشتر از 50 کشور جهان برای باز سازی افغانستان شتافتند ولی متاسفانه قسمت زیاد این کمک ها به جیب برادران ناراضی و راضی جناب کرزی و گرگان دو تابیعیته برچسپ خورد.
در کابل فقط چند ساختمان نمایشی و هوتلهای شیشه ای ساخته شد و بس.
پارکها، فضای سبز، پارکینک وسایط ، سرکها، اماکین تاریخی وکوچه های اصلی و فرعی در شهر کابل، همانند غده سرطان لاعلاج و دست نخورده باقی مانده است.
از سوی هم حکومت ده ساله جناب کرزی با معاونین و وزاری با صلاحیت شان با سرمایه داران نکاح بسته کرد در حال که حکومت ایشان، حاصل  خونریزی و تلاش سی ساله افغانستان بود.
مردم سخت انتظار داشت که کابل با توجه جامعه بین الملل اباد می شود و مردم افغانستان دارای یک حکومت عاری از تبعیض و با ثبات شده است،  متاسفانه که مردم ما به اندک چیزی قناعت شان حاصل می شود و از کنار موضوعات مهم بی تفاوت می گذرد.
نکاح دولت با قدرت خراب بسته شده بود همه چیز خراب شد و  نتیجه کارها و باز سازیها ولد شبهه و ولد زنا متولد شد.
حکومت جناب کرزی را هوتل داران سرمایه دار از خارج که الف ده دل شان پیدا نمیشه اداره می کنه و مستقیم در عذل و نصپ رییسا و وزیرا دست درازی می کند.
از طرف دیگه کدام خایین دست دراز کده و با جناب کرزی محرم موقتی شده که حالا می خواهد در افغانستان رجحان طلبی یا بر تری طلبی بین اقوام باقی بماند و در تذکیره تابیعت اقوام ذکر نشود، خوب است که اقوام و ملیت ذکر می شد بخاطری که تشکل های سیاسی و دولتی بر اساس ملیت و تعداد نفوس یک قوم است.
افغانستان تا هنوز ملت سازی واحد را تجربه نکرده تا هنوز روی مساله قوم تکیه می کند و بناهای بزرگ اجتماعی بر اساس تعداد ملیت ها ساخته می شود. اگر تذکیره شفاف و باهمه تصحیحات و شرایط برای مردم داده می شد، سوء تفاهم و تقلبات گستر ده در آینده افغانستان کم رنگ می شد.
دستگاه دولتی این سرزمین نیز از دهه های زیادی به این سو مبنای تصمیم گیری در سطوح کلان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... را با تناسب قومی و اکثریت و اقلیت اتخاذ می کرد.
حال چی باید کرد، راه حل و چاره چیست؟
به گفته آقای ظاهر کابل تا دو سال دیگه به خاطری خرابی محیط زیست و فضای آلوده جای بود و باش نیست و مردم کابل مهاجر محیط زیشت خواهد شد.
چوروال کابل متاسفانه که کارش بر عکس شد می گفت کابل را به زیبا ترین و سرسبز ترین پایتخت جهان تبدیل می کنم حالا خودشان در گیل شهر بند مانده.
به گفته جناب چور وال چند صد زنبیل خریداری کرده تا شهروندا ن را در قمت 10 افغانی از این طرف سرک به ان طرف سرگ انتقال بدهد که از یکسو مشکل بیکاری حل میشود و از سوی دیگر پای مردم در گیل و لای بند نمی ماند.


۱/۲۶/۱۳۹۲

زهرا بدنبال پاسخگویی نیازمندی روحی و فکری و زندگی انسانها بود.




 مردم،  فضیلت خاندان و اهلبیت رسول خدا را خوب می دانستند و آنهارا خوب شناخته بودند  پس چرا در حق آنان بی عدالتی و جو رنمودند؟
طبق نویشته ی یک عالم مسیحی  اسلام به دودسته بزرگ تقسیم شدند یک عده مومنین خاص و دیگری بنا بر ظاهر مسلمان شده بودند.
مهمترین انگیزه که با خاندان پیامبر بی عدالتی صورت گرفت و اختلاف بزرگی در ملت اسلامی پدید آمد و باعث انحطات فرهنگ ناب اسلامی گردید همانا انتقام جویی بود که نتوانستند از پیامبر بگیرند از نزدیک ترین افراد پیامبر از دخترش زهرا و علی مرتظا انتقام گرفتند.
حضرت زهرا به زنان مهاجر می فرمود: شما و مردان شما را چی شده است؟؟ مگر در واقعه غدیر نبودید؟ چرا سکوت می کنید مسلحت انحطات و اختلاف مسلمانان را انتخاب می کنید چرا؟
دشمنان اسلام از علی انتقام بدر و حنین را گرفتند، نه تنها انتقام شمشیرهای که علی بر پیکر کفار وارد کرد بلکه انتقام همه شمشیر های که اسلام بر کفر زده بودند از علی گرفته شد.
این یک مقطع حساس بود که علی باید انتقام می داد و مردم باید انتقام می گرفت.
حضرت زهرا(س) یکی از خطبه های معروفش در مسجدالنبی است که درآغاز آنقدر ناله کرد که تمام حضار که صدای زهرا را از پشت پرده شنیدند شروع کرد به گریه کردند.
دختر پیامبر در بخش نخست آغاز کرد بانام و حمد خداوند و بعدگفت کسیکه افتخارات بر جسته تاریخی خلق کرد علی بود و سنگ آسیاب اسلام به واسطه خانواده ی به رهبری پدرم و شوهرم  وسرمایه مادرم خدیجه(چهل ملیون سکه طلا) به چرخش و گردیش درآمد.
حالا شما همان دوران قبل و همان پستان گابی را که می دوشیدید خواب می بینید که ازبین رفته است.
حالا به رحمت پروردگار نعمت ها از پستان روز گار بر شما عطا شد تا نرمه گوش در میان نعمت های خداوند غرق هستید و از همه آفات و رزایل اخلاق نجات پیدا کردید.
سپس فرمود که شما حقایق را شنیدید چرا سکوت کردید؟ زهرا به قضیه غدیر اشاره کرد و گفت بعد ازاین همه وضاحت چرا سرگردان شدید؟ چرا برگشتید و دوباره دچار شرک شدید.
سلمان می گوید نیمه های شب بود دیدم که در کوبیده شد رفتم که حسن وحسین دو یتیم زهرا سر را به دیوار تکیه داده و می گوید سلمان، تورا پدرم سلام گفت و بعد گفت آیا مایل هستی که در تشییع جنازه زهرا مارا یاری کنی؟؟
بلی دوستان عزیز زهرا همچون رود خروشان بر زندگی و روح و روان ما جریان دارد.
زهرا همیشه بدنبال پاسخگویی به نیاز های روحی و دنیایی مردم و انسانها بود، او در دریایی محبت و انسانیت و اوج بلندی غوطه ور گشت و از این بحر بی کران معادن مورد نیاز جامعه را استخراج نمود.
زهرا نمونه و الگوی خانه داری، شوهر داری و تربیت فرزند است.
داوود ناظری - کابل















۱/۲۰/۱۳۹۲

در چند سال آینده زندگی در شهر کابل غیر ممکن خواهدشد







مصطفی ظاهر ریس محیط زیست می گوید که برای یک فاجعه بزرگ محیط زیستی، مثال بهتر و روشنتر از شهر کابل پیدا نمی شود.
وی گفت اگر به محیط زیست توجه نشود، تا چند سال آینده فاجعه سقوط محیط زیست در راه خواهدبود و با شندگان شهر کابل مهاجرین محیط زیست خواهند بو.
خرابی سرکهای شهر- تیل هاهی بی کیفیت - نبود آگاهی عامه از فرهنگ شهر نشینی - عدم پارکینک برای وسایط - بی توجهی شهر داری کابل - عدم پارکهای سبز - تراکم بیش از حد در شهر کابل، باعث خرابی محیط زیست گردیده اند، این درحالی است که کوچکترین توجه در قسمت باز سازی و ترمیم جاده ها صورت نگرفته است، ولی ملیون ها دالر بودیجه نا معلوم ا

ست