۱۰/۲۱/۱۳۹۲

تساوی بر قرار شد اما پایه های خانواده هر روز سست تر می شود




قبلن تنها مردان بیشتر دچار گناه طلاق زن می شد اما حالا بجای که این اشتباه مردان کمتر می شد، زنان تلاش کردند که خودرا از مردان جلوتر برساند که اکنون زنان بیشتر از مردان محیط خانواده را ترک می کنند و خواهان طلاق هستند.
پیش ازین تنها مردان عامل خشونت بود و جامعه همه بر خواسته بود که باید تساوی شود که الحمدالله امروز بجای که خشونت ها کاهش بیابد زنان هم برخواسته و علیه مردان خشونت می کند که به تساوی برسد و حقوق مساوی شود.
قبلا تنها مردها مظهر بی رحمی بود و بر قلب خانم خویش داغ می گذاشت حالا زنان پس از چندسال خانه داری با کمال قساوت خانه و آشیانه را رها می کنند. الحمدلله چه طور صاحب یگ امر تساوی و حقوق برابر شدیم!! این است محصولی که می خواستیم دردها را درمان کنیم و خشونت ها ازبین ببریم؟ حالا همه (زن و مرد) یکپارچه شدیم و همگام در جامعه به پیش می رویم.
به امید رسیدن به حق مساوی روز به روز پایه های اساسی زندگی خویش را(خانواده را) سست می سازیم و خیشت های دیوار خانه را می لغزانیم.
متاسفانه در جامعه افغانستان؛ کلمه تساوی معنای اصلی خویش را از دست داده اند. یعنی تساوی اینکه قبلن مردان قسی القلب بود و حالا باید زنان هم قساوت پیشه باشند وآن مهرو عطوفت مادرانه را کنار بگذارند تا مساویانه حرکت کنیم. متاسفانه از حاصل کاری حق خواهان ما امروز تساوی بودن در خشونت و بی اعتنایی و جدایی ها در زور گویی ها باید تحقق پیدا کند. باید در بالا رفتن رسم و رواج های زندگی و عروسی زنان و دختران قدر شوند. گراف خشونت ها علیه مردان باید بالا بروند تا تساوی صورت گیرد. ازدواج ها باید آزمایشی و موقتی باشند تا امری مساوی بودن تحقق پیدا کنند. امور عاطفی و خانواده گی باید سست بنا شوند تا حقوق زن و مرد مساوی شوند. زنان باید روزانه در معرض صدها زخم چشم و طنه و دشنام قرار گیرند تا حقوق شان با مردان مساوی باشند. زنان که رهبران خانواده هستند باید مثل مردان در بیرون از خانه صد ها مشکل و زجر را تحمل کنند تا حق شان مساوی شوند. باید بدانیم که در اسلام طبیعت خانواده با دیگر مصالح اجتماعی جداست. خانواده مظهر شخصیت انسانهاست و باید مصون باشد.

۱۰/۱۴/۱۳۹۲

رسانه ها، ممثل اراده مردم هست.


صفحات اجتماعی(فیس بوک، وبلاک، سایتها و ...) رسانه های چاپی، شنیداری و دیداری و شنیداری، هرکدام در تمثیل اراده مردم و قدرت آفرینی ها و قدرت زدایی ها نقش اساسی را دار می باشد.
هر کدام یکی از نوع رسانه ها بر اراده دسته ها و گروه هااثر گذار می باشد   اما صفحات اجتماعی و روزنامه ها موثر ترین نقش را در تمثیل اراده مردم دارا می باشند.
رادیو وتلویزیون از همه گسترده تر در اختیار مردم قرار دارد اما متاسفانه از یک بخشی بسیار مهم بر خور دار نیست و آن این هست که مردم نمی تواند آزادانه دیدگاه های خویش را پیرامون تحولات و اوضاع اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به گوش مسئولین و مردم برسانند چون هر تلویزیون و رادیو از پالیسی و قانون جدا گانه خویش بر خوردار است اما فیس بوک به تمام معنی اراده و خواست همه شهروندان را تمثیل می کند و خوشبختانه که اکثر روزنامه ها دیدگاه های مردم را بدون دخل و تصرف برای همه مردم پخش می کند و به چاب می رساند.
دیده می شود که قدرت زدایی رسانه ها در تحولات افغانستان نیز موثر واقع شده است.
اکثر قدرت های غیر معیاری مهارشده و حتا بر تصمیمات افراد کلیدی حکومتی و حتا بر تصمیمات ریس جمهور اثر گذار می باشد. به طور نمونه، چند روز پیش خبری نشر شد که قرار است ده ها زندانی طالب کهک از خط های جنگی اسیر شده از زندان بگرام رها شود؛ رسانه ها ممثل اراده مردم شد و مخالفت همه گانی مردم را با آزادی زندانیان طالب به گوش مسئولین رسانید و جناب کرزی هم به تازگی شرط وشروطهای را برای آزادی اسیران طالب مطرح کرده است.
اما در قسمت قدرت آفرینی رسانه ها هم هیچ جای شک نیست که مردم آگاهی و معلومات خویش را در مورد کاندیدان ریاست جمهوری از طریق رسانه ا بدست می آورد و متوجه زدو بند های سیاسی می گردد. با این گرمی بازار رسانه ای مردم می تواند به خوبی ممثل اراده خویش باشند و آگانه در انتخابات شرکت کند و با رای خویش در تشکیل نظام و حکومت شریک شوند.

۱۰/۱۲/۱۳۹۲

از کاندیدان پیش کاندیدا پرستان کمپاین را شروع کرده است


من نوشته عزیز رویش را خواندم و خیلی ها تعجب کردم. آقای رویش! ما از شما به عنوان یک چهره روشنفکر یاد می کردیم و همیشه تلاشم این بود که در گام برداشتنهای انتخاباتی از شما و مثل شما مشوره بگیریم آیا مشوره شما این است؟ این آواز خواندن های پیش از شعار های انتخاباتی که تا هنوز کاندیدان خود لب باز نکرده اند حتا خودشان بر صداقت شان مشکوک هستند؛ شما آمدید در مقاله خود قسم ابالفضلی یاد کردید که به فلان کاندید رای بدهید!!
آیا این یک نوع کم حوصله گی نیست؟ نباید این چنین با توانایی های جوانان هزاره تنور انتخاباتی را به نفع دیگران گرم کنید! بیگذارید که در فرصت های باقی مانده ما کاندیدان را بشناسیم و خودمان درکشان کنیم. دیگر جوانان را قربانی باجگیریها نکنید! از شما بعید بود که نا آگانه دنبال جهت دادن آرای سرگردان مردم خویش باشید. من تاهنوز باور نکرده ام که جوان مثل شما در بازی دموکراسی سیاسی رقص پیرانه کند. اول اینکه جهت دادن آرای جوانان از قدرت شما دور است و دوم شما کاملن بی دلیل بر افکار سیاسی جوانان تاخته اید. کمی دقت و کمی صبر. هنوز ترکیده گی های گذشته پاهای مان درمان نشده شما با موزه نو؛ دنبال یکی حرکت کردید. در کامنت های مقاله تان بینید که جوانان چه عکس العملهای نشان داده و چطور با احساسات مردم بازی کده اید! ایکاش اندیشه و فکر من در مورد شما همان بود که داشتم. مارا به دموکراسی و تغییر کامنل بی باور ساختید جناب رویش!

۱۰/۱۰/۱۳۹۲

فواید نظرسنجی ها در رابطه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری


نظر سنجی های که در مورد چگونگی شرکت مردم در روز رای دهی و آگاهی و شناخت مردم نسبت به کاندیدان ریاست جمهوری که قبل از برگزاری انتخابات صورت می گیرد، یک تجربه سیاسی تازه می باشد و امکان تقلب گسترده را در انتخابات از بین می برد. نتیجه نظر سنجی ها خود دور نمایی از نتیجه انتخابات سال 1393 می باشد.
نظرسنجی ها فایده های زیادی دیگری هم دارند که ازان جمله: کسانی که مخالف برگزاری انتخابات می باشد؛ از اعلام حمایت گسترده مردم از بر گزاری انتخابات، نا امید می گردد. دومین فایده نظر سنجی این است که نظر سنجی ها نشان می دهد که مردم با علاقه مندی و حضور پر شور خویش به پای صندوقهای رای دهی حضور خواهند یافت و این امر مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق می کند. سومین فایده نظر سنجی این است که دلبستگی مردم را نسبت به آینده افغانستان نشان می دهد و مردم را نسبت به آینده امیدوار می سازد.
فایده دیگر نظر سنجیها این است که در شناخت کاندیدان ریاست جمهوری آینده مردم را کمک نموده و آگاهی عامه را بالا می برد.
تشویق نمودن زنان برای شرکت در روز رای دهی یکی دیگر از تاثیر گذاری های نظرسنجیها می باشد.
گرچند نتایج نظرسنجیهای صورت گرفته شده با عکس العملهای مواجه شده اما از تاثیر گذاری این نظرسنجیها بر جایگاه خود باقیست.

۱۰/۰۹/۱۳۹۲

راه های حفظ و مراقبت از حنجره و صدا



مراقبت از صدا و حنجره برای مداحان و قاریان عزیز و همڇنان گرداننده گان و خبر نگاران خیلی مفید می باشد. بنده با مشوره های که با داکتر صاحبان هریک داکتر محرم متخصص داخله و داکتر محمد علی و آقای داکتر ٻناهی داشتم؛ آنها برای حفظ حنجره و صدا به موارد اساسی و مهم اشاره نمودند و منهم گفته ای شان را در اختیار دوستان عزیز در فیس بوک می گذارم و همڇنان برای قاری توانا آقای مهدوی وعده سٻرده ام که نسخه این را خدمت شان ارسال کنم.
1 – حذف عادت های نا درست از صدا و تلفظ
2 – دوری کردن از فریاد زدن و جیغ کشیدن.
3 – دوری کردن از سرفه و قوخ زدن به فشار در هنگام ریزش
4 – دوری کردن از بلند خندیدن و نا گهانی
5 – خود داری از تقلید انواع صدا.
6 – در صورت بروز مشکل در ناحیه گلو، برنامه های دراز مدت اجرا نکنید.
7 – وقت سخن گفتن گردن را راست نگهدارید و عضله هارا محکم نگیرید.
8 – از ورزشهای ٻر سرو صدا دوری کنید
9 – موقع بلند کردن وزن های زیاد صحبت نکنید.
10 – غذاهای محرک و تند از قبیل مرڇ – شیرنی باب – سرکه – سرخ کرده – ڇرب زیاد – ٻفک – مایعات خیلی گرم و سرد؛ به حنجره تان آسیب می رساند.
11 – ٻیش از اجرا در حد توان اگر امکانش بود حمام کنید.
12 – بهداشت دهان را رعایت کنید.
13 – از ٻرخوری دوری کنید.
14 – در هوای آلوده استفاده از ماسک.
15 – استراحت و ٻوشش کافی
16 – بلندی بالش باید بین 15 تا بیست و ٻنج سانتی متر باشد.
17 – باید صدای خودرا تمرین کنید.
ادای حروف – ادای جملات – حرکات دست و ٻا – حذف تکیه کلام – مراعات کردن ٻخش و بلندی صدا – سرعت – لرزش – ادای حرفهای مهم و تلفظ اسامی و جملات سخت را باید همیشه تمرین کنید و توٻوق صدا و تکیه کلام تان را بشناسید و حذف کنید.
از دو راه تمرین کردن امکان دارد.
1 – خواندن جملات مختلف در مقاله با صدای بلند و ضبط کردن صدا
2 – گوش دادن دوباره صدا و نقد آن.

۱۰/۰۵/۱۳۹۲

تاثیرات منفی دانشگاه های خصوی بالای اعتبار تحصیلی در کشور

دانشگاه های خصوصی و شفاخانه های شخصی از چندین وجه به همدیگر باز می گردد.
نقطه قدرت و دوام هردوی اینها در ضعف و سقوط جوانان است. به طور نمونه: تا جوانان در کانکور دولتی چانس های خویش را از دست نداده به دانشگاه های خصوصی نمی روند و همچنان تا انسانهای جامعه از دربار و رشوت و بی نوبتی شفاخانه های دولتی بیزار نشده به شفاخانه های شخصی نمی روند. نقطه اشتراک دیگری که بین این دو وجود دارد؛ هردو منتظر هست که مردم کی نا کام می ماند ویا مریض می شوند. نقطه اشتراک سوم بین پوهنتونهای شخصی و شفاخانه های شخصی در انتفاعی بودن بیش از حد آنها است یعنی باید برای هر غیر حاضری در امتحان یک هزار افغنی پرداخت کنی و در مقابل چند روز تاخیر در فیس دادن هم باید چهار هزار افغنی جریمه شوی. در شفاخانه های دولتی مجبور هستی که به دم هر دکان دوافروشی شان پنجا افغانی نوبت بگیری و چند صد افغنی فیس معاینه پرداخت کنی. نقطه اشتراک چهارم راه یافتن مراجعه کننده گان است که به هردو ارگان به آسانی و بی قیدو شرط قبول می شوی. در مکتب اگر مکتب گریزی درجه اول باشی و نمره ات از طرف آخیر اول باشد و در کانکور دولتی هم پنجاه نمره بیاوری در امتحان کانکور خصوصی با سیصد نمره به حقوق و انجنیری می روی بخیر. آنوقت از گفتن کامیابی خود در دانشگاه های خصوصی و از ناکامی خود در دانشگاهی دولتی خجالت می کشی.
اشتراکات دیگری هم دارند که لازم به یاد آوری نیست. در مجموع پیامد های بسیار بد و منفی را روی اوضاع علمی جامعه به وجود می آورد که از جمله: هر سال باعث تنبلی و بی توجهی دولت می شود و در قبال سرنوشت فارغان صنف دوازده تلاش بی توجه می شوند و زمینه پذیرش بیشتر را در دانشگاه های دولتی فراهم نمی سازند. دوم : افراد کم ظرفیت و کم سواد بعد از چهار سال از رشته های مهم انجنیری و داکتری و حقوق از خصوصی ها فارغ می شوند و با نمرات بالا و مدرک عالی،  پست های کلیدی را تصاحب می کنند و باعث کم کیفیت شدن و بی کیفیت شدن و خرابی کار ها می گردد. و همچنان آمار تلفات مریضان و فساد در ادارات و خرابی زیربنا ها و سرگها بالا می رود. سوم: قسمت اعظمی بودیجه خانواده ها در دانشگاه های خصوصی غرق می شوند و اقتصاد جامعه پاین می آید. چهارم: پذیرش های دور از تصور و کامیابی های تعجب اور شاگردان تنبل در رشته های خوب؛ باعث تنبلی و بی توجهی شاگردان مکاتب می شوند و نسبت به قبولی در دانشگاه ها خیال شان راحت می شوند و از تلاش و سعی دست بر می دارند. پنجم: مدراک علمی در افغانستان بی اعتبار می شوند و حضور بی سوادان و ضعیفان با مدارک عالی و درجه اول خود بزرگترین شوک را در سطوح علمی به وجود می آورند. وقتی که بیکار ماند به جان این و آن توطئه را شروع می کنند و خیابان آزاری را آغاز می کنند و گاهی هم خودرا فعال معدنی قلم داد می کند.
دولت باید تلاش کنند تا زمینه تحصیل معیاری  وشایسته سالاری را برای جوانان فراهم کنند و روی دانشگاه های خصوصی نظارت جدی و قاطعانه داشته باشند تا کار از دست نرفته.

۱۰/۰۳/۱۳۹۲

با شکستن ٻای دیگران، ٻای شکسته خودرا مداوا نکنید.


متاسفانه اکثر دوستان فعال و دانشمند ما عادت مشترک دارند نه درد مشترک.
عادت مشترک شان ٻاٻیڇ شدن است. گاهی به ٻای این و گاهی هم به ٻای آن می ٻیڇند تا مانع سرعت و راه رفتن بزرگان شوند. ڇهره های که خودرا از این طریق می خواهند بین مردم مطرح کنند و با توطئه و تهمت و دروغ بافی کسانی را که در حال رشد و ٻیشرفت هستند را در کنار شکستهای خود می خواهند نگهدارند. احساسات دینی، میهنی ٻاک مردم را جریحه دار می کنند و بر ابروی متنفذین، عالمان دین و رهبران صدمه وارد می کنند تا بتوانند همانند استخوان در ٻیش باداران سک صفت خود طعمه شوند و از سویی دیگر به اهداف ناڇیز خود دست یابند. اینها نمی توانند ٻیشرفت، شهرت و علمیت مردم مارا تحمل کنند. یک ماه توطئه می کنند و ده روز معذرت می خواهند. مردم سال ها از شخصیت و علمیت بزرگان و رهبران ما آگاهند و به یک توطئه و رسوایی شما نمی فروشند. گرڇند که زحمت زیاد می کشید و از فنهای صوتی و تصویری برای ترور شخصیتها کار می گیرید؛ در واقع تف تان ٻس در ریش تان نمایان خواهد شد و مردم به شما خواهد خندید و از مرده و زنده تان متنفر خواهد شد. عبدالله برات که از طریق همین کارها بورسیه و ٻناهنده گی موقت کانادا گیرش آمد. جعفر عطایی هم برای مزدی که می گیرد دست ازین کارها بر نمی دارد ولی کسانی که در افغانستان مانده اند گاهی به دامن آن می ڇسٻند و گاهی به دامن این. یکی از اینها از اقای واعظی که یک عالم دینی و از سادات بامیان می باشد تقاضا کرده بود که حکم قتل مرا بدهید و در مقابل هر ڇه می خواهید من به شما میدهم. سوال کردند که ڇرا؟ گفت ٻناهنده گی من به کشورهای غربی در گرو همین فتوای شماست. حال به این ها باید گفت که به خود زحمت ندهید دنبال درست کردن فایلهای صوتی و تصویری نباشید ارتداد خودرا فاش کنید تا مردم دین دار کاسه ودسترخودرا از شما جدا کند. نه خودرا حامی حقوق بشر و زنان قلم داد کنید، نه دشمن سیید و عالمان دینی و رهبران سیاسی و نه بنام دانشمند بر افکار و اذهان مردم حاکم شوید. اگر حکم قتل خودرا می خواهید تک تک مردم حتی آن بیڇاره که شما ڇشم به زن و ناموسش و ابرویش دوخته اید حکم قتل شمارا می دهد. اگر مدارک فساد و رسوایی خویش را می خواهید نزد من است. من حاضرم مدارک رسوایی تک تک تان را بدست تان بدهم.
شما در جامعه به دانه های سرطان می مانید که مردم سخت از توطئه و تهمت شما می ترسند و حتا حاضر نیستند که کوڇکترین ارتباط با شما داشته باشد. شما انگلهای هستید که به ریش طالبان و تروریستان قاه قاه خندید و صد بار بد تر ازانها مردم مارا تکه و ٻاره می کنید. آن سکشویی ها برای شما کفایت نمی کنید که نام ننگین تان بنام افغانهای با غیرت گره خورده و اصل و نسب تان به مردم افغانستان بر می گردد. آیا برای شما کافی نبود که در ٻشت دویار های شهر در آبخور سکهای بیگانه استخوان می اندازید. آیا بس تان نبود که از ترویج فحشا و آزادی خانمانسوز علیه خواهران و مادرن تان حمایت می کنید؟ آیا شرم تان نبود که از خون دختران مظلوم و بی گناه مانند شکیلا به نفع شخصی خود سوئ استفاده می کنید و بورسیه خارج را تهیه می کنید؟ آیا شرم تان نیست که برای لگد زدن به حیثیت افغانستان علیه خود و خواهر خود دسیسه می کنید؟
آیا شرم تان نیست که برای ریختن آبروی یک عالم دینی و بزرگ قومی از یک خانم مظلوم سوئ استفاده کرده و ابرویشان را می برید؟

نقش جوانان در انتخابات ریاست جمهوری سال آیند




داوود ناظری- کابل- 1392/10/3

جوانان قشری برخاسته از بستر افغانستان جدید اند؛ نسلی جدید اند با گرایش جدید و نگرش جدید که اکثر زوایای کشور را از لحاظ رای – سیاست – علم و دانش – بسیج های عمومی و حمایت های مدنی ٻر ساخته است. متاسفانه گرایشات دیگری که جوانان را به فراموشی سٻرده است ویا گرایش ٻیر سالاری و ریش سفید تراشی ها کشور را از لحاظ سیاسی با بن بست ها و ڇالش ها مواجه ساخته اند. شفافیت و افزایش تاثیر گزاری انتخابات، منوط به درک جوانان کشور از انتخابات است. اول باید جایگاه جوانان در جامعه تعریف گردد تا بتوانیم شاهد برگزاری انتخابات شفاف و تاثیر گزار باشیم. رای جوانان می تواند بخش اعظمی کار را جهت بدهد و روی اوضاع تغییر بدنه قدرت اثر گذار واقع شود.
به همین دلیل است که مردم نسبت به سرنوشت و تغییر سرنوشت بی باورند و 23 درصد عقیده دارند که همه امور افغانستان به بدبختی سر دڇار می شوند و 34 در  صد معتقدند که بعضی کار ها خوب و بعضی کار ها خراب می شوند.
دلیل این همه بی باوری ها نسبت به آینده افغانستان در ڇیست؟ اکثر این باور ها از گرایشات منفی و کهنه یی است که اذهان مردم ان را ٻذیرفته اند. ٻس، جوانان که متشکل از نیروهای باسواد، باتحصیل، توانا و آگاه و ذهن شان خالی از یک تاریخ سیاه گذشته می باشد می تواند به عنوان اهرم موثر و نیروی قوی بر افکار انتخاباتی مردم حاکم شوند و این بن بست را ٻاره کنند. در انتخابات باید میدان عمل سیاسی ما تغییر کند. باید ذهنیت مردم نسبت به نظام سیاست و دولت تغییر کند. باید دید گاه ما نسبت به انسان سالاری و دموکراسی تغییر کند و توسعه ٻیدا کند. قانون اساسی ضامن تغییر سرنوشت انسانهاست و در انتخابات باید این سرنوشت متحول شود و بیشتر نیروی جوان در تغییر بدنه حکومت و نظام دخیل باشند.  با ٻای ترکیده ولی موزه نو نمی توان برای حرکت سرعت بخشید؛ یعنی با نظام کهنه و ریش سفید سالاری نمی توان نظام جدید را راه برد. متاسفانه امروز دیده می شود که در نظام آموزشی، حکمی، رهبری و ... با نظام کهنه سر دڇاریم. جهان که با سرعت عجیبی در حال حرکت است نظام کنونی کشور کفایت نمی کند. در این نظام نیروی جوان و ذهن جوان جای شان خالیست. با اذهان بسته فرصت های خویش را تلف می کنیم و راه را برای خود به بن بست مواجه می سازیم. اگر نسل جوان را از دیگران عقب نگهداریم فردا باید تاوان سنگینی را ٻرداخت نمائیم. اگر جوانان عزیز با علم و درایت و با فراموش کردن تاریخ سیاه گذشته ٻیش کسوه تان جامعه شوند هم تاریخ فردا ساخته می شود و هم تا اندازه خلاء گذشته ٻر خواهد شد و می توانیم خودرا در در ریشه های تاریخ ٻیدا کنیم. روی ڇند دلیل تمرکز روی قدرت جوانان موثر واقع می شود.
1 – تعامل جوانان بین تمام مذاهب و اقوام مختلف بسیار آسان خواهد بود.
2 – ذهن جوانان از دغدغه های نا کارامد گروهی و گرایشات خالی می باشد.
3 – نیروی جوان بیشتر با سیاست های عمومی و گسترده آشنایی دارند.
4 – توانایی های بیشتر در وجود جوانان است.
5 – توانایی صحی و بدنی نیز در اکثر امورات شرط است.
6 – محاسبه و تفکیک اشخاص خدت گذارتوسط جوانان صورت گرفته می تواند.
اگر در انتخابات نتوانیم تغییر اساسی بیاوریم و به سیر و سرعت نیافزایم؛ یک امر انکار نا ٻذیر است که افغانستان دڇار جنگهای خطرناک داخلی خواهد شد. آن وقت ڇهره های خطرناکتر نسبت به گذشته ها ظهور خواهد کرد.
خیلی خطر ناک است که نظام ها در کشور تنها از جوانان به عنوان ابزار سیاسی و سیاهی لشکر استفاده کند و توسط جوانان تنور های انتخابات را به نفع شخصی خویش گرم کنند. جوانان متوجه باشند که با رای خویش ڇه کسی را به قدرت می رسانند. جوانان عزیز! حالا برای تغییر اساسی نظام ڇه باید کرد؟
اول باید آرای خودمان را و مردم را یکجا سازیم و صادقانه به نفع یک شخص دلسوز و قابل اعتماد جهت بدهیم.
دوم باید توانایی علمی و سیاسی و مدیریتی خویش را عملا به مرحله ظهور برسانیم و حرکت کنیم و دست به یخن زعیمان بیاندازیم که آیا برای همه کار می کنند یا به نفع اشخاص محدود؟
سوم آیا مدیریت سالم امکانات و فرصتها را به وجود آورده می توانند؟
ڇهارم تلاش کنیم که مهار کنترل قدرت هارا بدست گیریم و بدور از هرگونه اختلافات آن رابه جلو بکشیم.
تا ڇند سال آینده خودرا برای ترمیم و ساخت خانه ملت و شورای ولایتی کشور آماده کنیم.

۱۰/۰۱/۱۳۹۲

پیشینه تاریخی خشونت علیه کودکان در کشور




تنبیه بدنی کودکان در مکاتب و مدارس دینی توسط استاد ویا خادم مسجد. تنبیه بدنی کودک توسط والدین و بزرگان خانواده – توهین و تحقیر کودک مثل: در مجلس راه ندادن، در جمع نگذاشتن، غذا نخوردن با کودک، طعنه زدن، سرزنش کردن و عدم توجه به خواسته های کودک و ده ها موارد دیگر خشونت های قبول شده علیه کودکان توسط خانواده ها در جامعه می باشد. از سوی دیگر اکثر خانواده ها و والدین نمی خواهند که چنین رفتار را علیه کودکان شان فراموش کنند؛ به باور آنها اگر کودک را تنبیه بدنی و روحی نکرد، بی ترس و حرف نشنو بار می آید. خانواده ها معتقد هستند که اگر نهال را از اول خم نکنیم بعد که بزرگ شد خم نمی شود. کودک را اگر از اول تنبیه نکنیم بعدا (تن) نمی دهد و حرف را نمی شنوند.
کارهای شاقه از قبیل قالین بافی، اسپندی، رنگ کردن بوت در سرکها، دستفروشی، چوپانی، کارهای خانه بالای کودکان اجرا می گردد. در مقابل این همه خشونت علیه کودکان معصوم، مسئولین حقوق بشری و ارگانهای مسئول هیچ گونه حساسیت از خودها نشان نداده است.
در صورت که یه این مسئله خطرناک توجه جدی صورت نگیرد؛ پیامد های خطرناک را در قبال خواهد داشت.
بزرگترین پیامدهای خشونت علیه کودکان:
1 – مختل شدن قسمتهای عمده مغز کودک در آینده
2 – کاهش احترام به خود طفل
3 – کاهش قدرت یادگیری
4 – افزایش ناکامی
-         5 - افزایش لجاجت کودک با والدین و محیط آموزیش
-         6 – احساس تنهایی و افسردگی
-         7 – رو آوردن کودک به مواد مخدر
-         8 – فرار از منزل
-         9 – عقده یی شدن کودک در قبال مسایل زندگی
-         10 – آسب پذیر شدن روابط کودک با سایرین
-         11 –  و سوئ نیت پیدا کردن کودک با دیگران

۹/۲۷/۱۳۹۲

طریقه های که با زبان دری و فارسی ستیز می شود.


1 - مجریان متحجر بعضی رادیو ها و تلویزیون ها به خصوص مجری برنامه های که از طریق بعضی رادیو ها زنده نشر می شود. در یک جمله  فارسی و دری؛ باانگلیسی، اردو و پشتو مختلط می سازد.
2 - جویدن کلمه ها، مجریان و  نطاقان کلمات خالص فارسی و دری را می جود.
3 - بی توجهی های مسئولین اطلاعات و فرهنگ در مورد  غلط املایی های که در کتاب های درسی وجود دارد و نشریه های چاپی که هر روز دیده می شود.
4 - بی توجهی مسئولین به تابلوهای که در معابر عمومی و  بالای دروازه های دفتر های دولتی نصب گردیده است که غلط املایی و انشایی فراوان دیده می شود.(اطاق- اتاق - سالون - سالن - صالون - صالن. دوکان - دکان. و...
5 - نام گذاری بی محتوا و بی مفهوم بعضی وزارت خانه ها و ریاست ها و ارگانهای دولتی. مثلا احیا وانکشاف دهات. که هم عربی و هم دری و هم بی محتوا است. توسعه دهات است نه کشف دهات.

۹/۲۶/۱۳۹۲

از کارکرد های ارگانهای امنیتی در کابل تقدیر شد.


شورای عالی تنظیم امور دینی از کارکردهای نهاد های امنیتی به خاطر تامین امنیت بهتر عزاداران حسینی در روزهای عاشورا در کشور تقدیر به عمل آورد. جنرال ایوب سالنگی معین وزارت امور داخله و نماینده گان ولسی جرگه و سنای کشور به شمول بزرگان دینی استادان و مدیران حوزه های علمیه در محفلی که به همین مناسبت برگزار شده بود شرکت نموده بودند. معین وزارت امور داخله گفت "ارگانهای امنیتی و دفاعی با همکاری مردم افغانستان در ایام عاشورای حسینی از تحقق آرمانهای سیاه دشمن جلو گیری نموده و به دشمن فرصت ایجاد تفرقه و نا امنی را نداده است". وی همڇنان گفت که نیروهای امنیتی و دفاعی به مردم وعده می سٻارد که وظایف شان را به شکل صادقانه انجام خواهد داد تا مردم بتوانند در امنیت کامل مراسم های دینی و مذهبی خویش را بر گزار کنند. همڇنین تعدادی از وکلای مردم در شورای ملی، ضمن سخنرانی در این محفل گفت که مهمترین بهره برداری از عاشورا زدودن نفاق ها بین اقوام و مذاهب افغانستان است و امام حسین محور عدالت و اخوت و دوستی تمام مسلمانهای جهان می باشد. در ٻایان این محفل از معین وزارت امور داخله، نماینده ریاست امنیت ملی، نماینده گان حوزه های امنیتی که در تامین امنیت روزهای عاشورا سهم داشتند، با اهدای تحایف و یک جلد قرآن کریم از سوی شورای عالی تنظیم امور دینی، بزرگان ، وکلای ٻارلمان و آیت الله صالحی مدرس تقدیر و تمجید به عمل آمد.
قابل یاد آوری است که مراسم عاشورای امسال به صورت گسترده در تمام نقاط کشور تجلیل در امنیت کامل برگزار شد و ریاست جمهوری اسلامی افغانستان نیز در برگزاری مراسم های دینی و به خصوص عاشورا فرامین جدی را صادر و شخص ریس جمهور حامد کرزی نیز در برگزاری ایام عزداری شرکت نموده بود.